شناسهٔ خبر: 78887678 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: قدس آنلاین | لینک خبر

وقتی «شنا ممنوع» کافی نیست / کمبود ساحل ایمن و تکرار مرگ در دریا

تابستان برای بسیاری با تصویر دریا، رودخانه و آب‌ تنی گره خورده است،اما گاهی تنها چند دقیقه بی‌احتیاطی کافی است تا صدای خنده در ساحل جای خود را به فریاد کمک بدهد؛حادثه‌ ای که سال گذشته جان ۸۸۸ نفر را در آب‌های ایران گرفت.

صاحب‌خبر -

تابستان برای بسیاری با تصویر دریا، رودخانه و آب‌ تنی گره خورده است،اما گاهی تنها چند دقیقه بی‌احتیاطی کافی است تا صدای خنده در ساحل جای خود را به فریاد کمک بدهد؛حادثه‌ ای که سال گذشته جان ۸۸۸ نفر را در آب‌های ایران گرفت.

با گرم ‌تر شدن هوا، جاده‌های منتهی به شمال و جنوب کشور شلوغ‌ تر می‌شوند؛خانواده‌ها برای فرار از گرما به ساحل، رودخانه، سد یا استخر پناه می‌برند و شنا به یکی از تفریحات اصلی سفرهای تابستانی تبدیل می‌شود؛اما پشت این تصویر آرام، خطری پنهان است؛ خطری که هر سال صدها خانواده را داغدار می‌کند.

غرق‌ شدگی برخلاف تصور عمومی فقط حادثه‌ ای مربوط به دریا نیست؛ رودخانه‌ها، سدها، کانال‌های آب، استخرهای کشاورزی، دریاچه‌ ها و حتی استخرهای شنا می‌توانند به محل وقوع یک حادثه مرگبار تبدیل شوند؛گاهی فرد شناگر حرفه ‌ای است، اما جریان آب او را غافلگیر می‌کند؛ گاهی نوجوانی برای تفریح وارد استخر کشاورزی می‌شود و دیگر نمی‌تواند از دیواره لغزنده آن بالا بیاید و گاهی نیز فردی برای نجات دیگری وارد آب می‌شود و خود به قربانی دوم حادثه تبدیل می‌شود.

براساس آماری که مجتبی لشگری، سخنگوی سازمان اورژانس کشور، با استناد به داده‌های سازمان پزشکی قانونی اعلام کرده است، در سال گذشته ۸۸۸ نفر شامل ۷۴۸ مرد و ۱۴۰ زن بر اثر غرق‌شدگی در نقاط مختلف کشور جان خود را از دست دادند.

در میان استان‌ها، خوزستان با ۱۲۳ جان‌ باخته بیشترین تعداد قربانیان را داشته است. پس از آن فارس با ۶۸ و بوشهر با ۴۰ فوتی قرار گرفته‌ اند و خراسان جنوبی با سه مورد، کمترین آمار را ثبت کرده است.

این اعداد فقط یک جدول آماری نیستند. پشت هر عدد، خانواده ‌ای قرار دارد که شاید سفرش با یک تصمیم اشتباه، ورود به یک منطقه ممنوعه یا چند دقیقه غفلت به سوگ تبدیل شده است.

درباره سال ۱۴۰۵ هنوز آمار تجمیعی و نهایی کشوری از سوی پزشکی قانونی منتشر نشده است و به همین دلیل نمی‌توان رقم قطعی و قابل مقایسه‌ ای برای ماه ‌های سپری ‌شده امسال ارائه کرد. با این حال، هشدار تازه اورژانس کشور در آغاز فصل گرم نشان می‌دهد که با افزایش سفرها و حضور مردم در کنار منابع آبی، نگرانی از افزایش حوادث غرق‌ شدگی بار دیگر جدی شده است.

غرق‌شدگی فقط در دریا اتفاق نمی‌افتد

یکی از بزرگ‌ ترین اشتباهات درباره غرق‌ شدگی این است که بسیاری خطر را فقط در موج‌ های بلند و آب‌ های عمیق جست‌ وجو می‌کنند. در حالی که بخش قابل توجهی از حوادث در رودخانه‌ ها، سدها، استخرهای کشاورزی و دیگر منابع آبی رخ می‌دهد.

مجتبی لشگری، سخنگوی سازمان اورژانس کشور، تأکید کرده است که عمق زیاد تنها عامل خطر نیست. کف گل‌ آلود، لبه‌ های لغزنده، خزه‌ها، تغییر ناگهانی عمق و شوک ناشی از ورود یکباره به آب سرد می‌تواند حتی در آبی که ظاهراً کم‌عمق است، حادثه ‌ای مرگبار ایجاد کند.

رودخانه‌ها از خطرناک‌ ترین محل‌ها برای شنا هستند. ظاهر آرام سطح آب ممکن است تصویری فریبنده ایجاد کند، در حالی که در زیر سطح، جریان‌های قوی وجود دارد. چاله‌ های ناگهانی، سنگ‌ های لغزنده، گرداب‌ها و تغییر سرعت جریان می‌توانند حتی شناگران باتجربه را گرفتار کنند.

سدها نیز محل مناسبی برای شنا نیستند. تغییر ناگهانی عمق، شیب بستر و دشواری دسترسی نیروهای امدادی، نجات فرد گرفتار را سخت می‌کند.

در کنار این موارد، استخرهای کشاورزی به یکی از نقاط پرخطر تبدیل شده‌اند. این استخرها برای ذخیره آب ساخته شده‌اند، نه شنا. دیواره‌های صاف و شیب‌دار، پوشش‌های پلاستیکی لغزنده و نبود نردبان یا مسیر خروج باعث می‌شود فردی که وارد آب شده، حتی اگر شنا بلد باشد، نتواند به ‌راحتی خارج شود.

لشگری با هشدار درباره این موضوع گفته است که در برخی مناطق، استخرهای کشاورزی به اشتباه جایگزین استخرهای استاندارد شده‌اند و خانواده‌ها و نوجوانان به دلیل کمبود فضاهای تفریحی به این منابع پرخطر روی می‌آورند.

این مسئله فقط یک مشکل فردی نیست؛ کمبود فضاهای ایمن برای تفریح و شنا، ضعف نظارت بر منابع آبی در دسترس مردم و ناکافی بودن هشدارها نیز می‌تواند زمینه وقوع حادثه را افزایش دهد.

شناگاه مجاز کجاست و چرا منطقه ممنوعه خطرناک است؟

شناگاه مجاز صرفاً نقطه ‌ای نیست که عده‌ ای در آن شنا می‌کنند. یک محدوده ایمن باید برای شنا تعیین و تا حد امکان تحت نظارت باشد، محدوده ورود شناگران مشخص شود و دسترسی به نیروهای امدادی و نجات وجود داشته باشد.

در مقابل، هر نقطه‌ ای از ساحل که خارج از محدوده ‌های تعیین ‌شده و بدون پوشش مناسب امدادی باشد، می‌تواند خطر بیشتری داشته باشد. نبود ناجی غریق، ناشناخته بودن وضعیت بستر و جریان آب و فاصله از نیروهای امدادی، شانس نجات را در یک حادثه کاهش می‌دهد.

در دریای خزر، جریان‌های شکافنده یکی از خطرهای مهم برای شناگران هستند. این جریان‌ها می‌توانند فرد را از ساحل دور کنند و واکنش غریزی برای شنا کردن مستقیم به سمت ساحل، انرژی او را به سرعت کاهش دهد. بسیاری از قربانیان نه به دلیل ناتوانی کامل در شنا، بلکه به دلیل خستگی، ترس و تصمیم اشتباه در مواجهه با جریان آب گرفتار می‌شوند.

در سواحل جنوبی نیز جزر و مد، جریان‌های دریایی، گرما و شرایط متفاوت هر منطقه باید جدی گرفته شود؛ شناگاه‌های غیرمجاز یا مناطق ناایمن فقط به بخش‌هایی از دریا محدود نیستند. شنا در رودخانه‌های خروشان، پشت سدها، کانال‌های انتقال آب، آب‌ بندان‌ها و استخرهای کشاورزی نیز می‌تواند خطر جدی داشته باشد. وجود چند شناگر دیگر در یک محل نیز به معنای ایمن بودن آن نیست.

یکی از مشکلات اساسی این است که بسیاری از مردم خطر را با چشم ارزیابی می‌کنند؛ اگر آب آرام باشد، آن را ایمن تصور می‌کنند. اما بخش مهمی از خطر در زیر سطح آب پنهان است.

سواحل طولانی، شناگاه‌های محدود؛ حلقه مفقوده ایمنی در شمال

یکی از چالش‌های جدی در کاهش آمار غرق‌ شدگی در شمال کشور، فاصله زیاد میان طول نوار ساحلی و تعداد شناگاه‌های ایمن و ساماندهی‌ شده است؛ میلیون‌ها مسافر در فصل گرم به سواحل مازندران و گیلان سفر می‌کنند، اما همه نقاط ساحلی زیر پوشش طرح‌ های سالم ‌سازی، ناجیان غریق و تجهیزات امدادی قرار ندارند. نتیجه آن است که بخشی از مسافران به نقاط خارج از محدوده‌های تعیین ‌شده می‌روند؛ مناطقی که ممکن است فاقد ناجی، علائم هشداردهنده و تجهیزات نجات باشند.

در گیلان، علی فتح‌ اللهی، سرپرست دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری، از فعالیت ۱۸ شناگاه در کنار پوشش ۳۶۰ نقطه خطرآفرین خبر داده و اعلام کرده است که ۷۶۰ ناجی غریق و ۲۰۰ امدادگر هلال‌ احمر برای حفاظت از سواحل به ‌کار گرفته شده ‌اند. همین نسبت نشان می‌دهد که تعداد نقاط پرخطر بسیار بیشتر از شناگاه‌های ساماندهی‌ شده است؛ مسئله‌ ای که ضرورت توسعه فضاهای ایمن برای شنا را پررنگ می‌کند.

تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که بخش مهمی از حوادث مرگبار در خارج از طرح‌ های سالم‌ سازی یا خارج از ساعات حضور ناجیان رخ می‌دهد. مسئولان هلال‌احمر گیلان پیش‌تر تأکید کرده‌اند در محدوده‌هایی که به‌ عنوان شناگاه ایمن تعریف و تحت پوشش طرح‌های سالم ‌سازی قرار گرفته ‌اند، ایمنی به‌ مراتب بیشتر است. هادی سلیمی، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر گیلان، نیز با اشاره به نقش نیروهای امدادی و مراقبان ساحلی گفته بود علاوه بر ناجیان غریق، نیروهای جوان و داوطلب برای هشدار دادن به مسافران و جلوگیری از رفتارهای پرخطر در نوار ساحلی به کار گرفته می‌شوند.

مازندران؛ کمبود بودجه و نیروی انسانی در برابر موج مسافران

در مازندران نیز مسئله فقط تعداد ناجیان غریق نیست. تازه ‌ترین گزارش‌ها در سال ۱۴۰۵ از مشکلاتی مانند کمبود زیرساخت، فرسودگی تجهیزات، بی‌ثباتی وضعیت شغلی و معیشتی ناجیان، کمبود بودجه و ضعف هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول حکایت دارد. مسئولان استانی امسال بر افزایش نقاط ایمن، توسعه طرح‌های سالم ‌سازی و استفاده از فناوری‌هایی مانند پهپاد تأکید کرده‌اند، اما همچنان تأمین نیروی انسانی پایدار و تجهیزات کافی از چالش‌های اصلی ساماندهی سواحل محسوب می‌شود.

بنابراین، برای تابستان ۱۴۰۵ برنامه‌ها بیشتر بر گسترش نقاط ایمن و تقویت پوشش امدادی و نظارتی متمرکز شده است، اما بر اساس اطلاعات منتشرشده تا این مقطع، هنوز نمی‌توان از افزایش گسترده و قطعی تعداد «طرح‌های سالم‌سازی» در سراسر دو استان سخن گفت. در مازندران، جلسات ستاد ساماندهی سواحل و بازدید از نقاط حادثه‌خیز همچنان ادامه دارد و مسئولان بر تقویت هماهنگی میان فرمانداری‌ها، هلال‌احمر و دیگر دستگاه‌ها تأکید دارند.

واقعیت این است که افزایش تعداد ناجیان بدون توسعه شناگاه‌های استاندارد کافی نیست و افزایش تعداد طرح‌ها نیز بدون نیروی متخصص، تجهیزات نجات و تأمین مالی پایدار نمی‌تواند امنیت ساحل را تضمین کند. مازندران و گیلان در فصل تابستان با جمعیتی چندین برابر ظرفیت معمول خود روبه ‌رو می‌شوند و ایمن ‌سازی چنین نوار ساحلی گسترده ‌ای نیازمند برنامه‌ ای فراتر از اقدامات فصلی است. تا زمانی که مسافر برای پیدا کردن یک شناگاه ایمن مجبور باشد مسافت زیادی طی کند، احتمال انتخاب نزدیک‌ ترین نقطه ساحلی ــ حتی اگر ممنوع و پرخطر باشد ــ همچنان وجود خواهد داشت.

از این رو، یکی از راه‌های اصلی کاهش غرق ‌شدگی در شمال کشور باید افزایش واقعی دسترسی مردم به شناگاه‌های ایمن، استقرار کافی و مستمر ناجیان غریق، پرداخت منظم حقوق و تأمین بیمه آنان، تجهیز نقاط پرخطر و اطلاع‌ رسانی دقیق به گردشگران باشد. در غیر این صورت، هشدار «شنا ممنوع» به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین ایجاد یک گزینه امن برای میلیون‌ها مسافری شود که در گرم ‌ترین روزهای سال برای استفاده از دریا راهی شمال کشور می‌شوند.

از اعتماد به مهارت شنا تا چند ثانیه غفلت

علت غرق ‌شدگی را نمی‌توان در یک عامل خلاصه کرد؛ مجموعه‌ ای از رفتارهای فردی، شرایط طبیعی و کمبودهای ایمنی در شکل‌ گیری این حوادث نقش دارند.

شنا در مناطق ممنوعه و فاقد ناجی غریق، ناآشنایی با فنون شنا، اعتماد بیش از حد به توانایی فردی، ورود ناگهانی به آب سرد، شنا پس از خستگی شدید، بی‌توجهی به هشدارهای هواشناسی، موج و جریان آب، رها کردن کودکان در کنار منابع آبی و تلاش افراد فاقد مهارت برای نجات غریق از مهم ‌ترین عوامل افزایش خطر هستند.

در مورد کودکان، حادثه می‌تواند در سکوت و در زمانی کوتاه رخ دهد. حضور بزرگسال در نزدیکی کودک زمانی مؤثر است که نظارت مستقیم و مداوم وجود داشته باشد. سرگرم شدن با تلفن همراه یا تصور اینکه فرد دیگری مراقب کودک است، می‌تواند فرصت واکنش را از بین ببرد.

عامل مهم دیگر، «اعتماد بیش از حد» است. جمله «من شنا بلدم» گاهی آغاز یک تصمیم خطرناک است. مهارت شنا در استخر استاندارد الزاماً به معنای توانایی مقابله با موج، جریان رودخانه، آب سرد یا گرداب نیست.

از سوی دیگر، برخی قربانیان افرادی هستند که برای نجات دوست یا عضو خانواده خود وارد آب می‌شوند. سخنگوی سازمان اورژانس کشور توصیه کرده است تنها کسانی که مهارت کافی در شنا یا آموزش غریق‌ نجات دارند برای نجات فرد گرفتار وارد آب شوند؛ زیرا ورود بدون مهارت می‌تواند تعداد قربانیان را افزایش دهد.

کمبود آموزش عمومی نیز بخش دیگری از مسئله است. بسیاری از مردم نمی‌دانند هنگام مشاهده فرد در حال غرق شدن چه اقدامی انجام دهند یا پس از خارج کردن مصدوم از آب چگونه باید عمل کنند.

چند دقیقه طلایی میان مرگ و زندگی

در حادثه غرق‌ شدگی، زمان اهمیت حیاتی دارد. کاهش اکسیژن می‌تواند در مدت کوتاهی آسیب‌های جدی ایجاد کند و هر دقیقه تأخیر، شانس نجات را کاهش دهد.

مجتبی لشگری تأکید کرده است که در حوادث آبی احتمال آسیب به گردن و ستون فقرات و بروز عوارض جدی وجود دارد و امداد رسانی باید براساس اصول علمی انجام شود.

براساس توصیه اورژانس، اگر فرد پس از خروج از آب هوشیار است و تنفس طبیعی دارد، باید تحت مراقبت قرار گیرد، گرم نگه داشته شود و برای ارزیابی پزشکی به مرکز درمانی منتقل شود. اگر فرد بیهوش است و تنفس طبیعی ندارد، تماس فوری با اورژانس ۱۱۵ و آغاز احیای قلبی ـ ریوی توسط فرد آموزش‌ دیده اهمیت اساسی دارد.

اورژانس همچنین درباره یکی از باورهای اشتباه هشدار داده است: نباید زمان را صرف تلاش برای «خارج کردن آب از ریه» با روش‌های غیراصولی کرد. اولویت، حفظ راه هوایی، احیای سریع و انتقال مصدوم به مرکز درمانی است.

در کنار اورژانس، جمعیت هلال‌احمر و نیروهای امدادی و نجات نیز در حوادث آبی و عملیات جست ‌وجو و نجات نقش دارند؛اما تجربه حوادث سال ‌های گذشته یک واقعیت را بارها نشان داده است: حتی گسترده ‌ترین عملیات امدادی نیز نمی‌تواند جای پیشگیری را بگیرد. در بسیاری از حوادث، زمانی که نیروهای نجات به محل می‌رسند، دقایق حیاتی از دست رفته است.

به همین دلیل، مسئولیت کاهش غرق‌ شدگی تنها بر عهده یک دستگاه نیست. وزارت بهداشت و اورژانس در حوزه آموزش و پاسخ درمانی، هلال‌ احمر و دستگاه‌ های امدادی در عملیات نجات، مدیریت‌های محلی و دستگاه ‌های مسئول سواحل در ایمن ‌سازی و نظارت و خانواده‌ها در رعایت اصول ایمنی، همگی بخشی از زنجیره پیشگیری هستند.

آمار ۸۸۸ قربانی در یک سال نشان می‌دهد غرق‌شدگی را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ ای از حوادث پراکنده دانست؛ وقتی هر سال صدها نفر در آب جان می‌بازند، مسئله نیازمند آموزش مستمر، افزایش دسترسی به شناگاه‌های ایمن، نصب علائم هشداردهنده مؤثر، محدود کردن دسترسی به منابع آبی پرخطر و تقویت آموزش شنا و احیای قلبی ـ ریوی است.

گرمای هوا مردم را به سوی آب می‌کشاند و نمی‌توان این نیاز طبیعی به تفریح را با هشدارهای کلی مدیریت کرد. اگر در یک منطقه مردم به دلیل نبود فضای مناسب به استخر کشاورزی یا رودخانه پناه می‌برند، مسئله فقط بی‌احتیاطی فردی نیست؛ باید پرسید چرا گزینه ایمن و در دسترس کافی وجود ندارد.

غرق‌ شدگی در بسیاری از موارد قابل پیشگیری است. یک تابلو، یک ناجی غریق، یک حصار مناسب، چند دقیقه آموزش یا تصمیم به شنا نکردن در منطقه‌ ای ناامن می‌تواند مرز میان بازگشت از سفر و یک داغ همیشگی باشد.

تابستان هنوز ادامه دارد و میلیون‌ها نفر راهی سواحل و مناطق گردشگری می‌شوند. هشدار اورژانس کشور نیز دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند: آب همیشه آن‌ قدر آرام نیست که به نظر می‌رسد.

برای خانواده ‌ای که عزیزی را از دست می‌دهد، تفاوتی ندارد حادثه در دریای خزر رخ داده باشد یا در یک استخر کشاورزی کوچک؛ پایان ماجرا یکی است. شاید مهم‌ ترین راه کاهش این مرگ ‌ها، تغییر یک باور ساده باشد: هیچ رودخانه، دریا، سد یا استخری صرفاً به دلیل آرام بودن ظاهرش، ایمن نیست.