شناسهٔ خبر: 78885865 - سرویس اجتماعی
نسخه قابل چاپ منبع: دانشجو | لینک خبر

خطا کردید آقایان!

بسیج دانشجویی شش دانشگاه‌ تهران در نامه‌ای به رؤسای سه قوه، با انتقاد از نقض مکرر تفاهم‌نامه پایان جنگ توسط آمریکا، خواستار واکنش قاطع شدند.

صاحب‌خبر -

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ شش بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران با انتشار نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی و وزیر امور خارجه، نسبت به آنچه «نقض مکرر تفاهم‌نامه پایان جنگ از سوی رژیم آمریکا» عنوان شده، هشدار دادند. این نامه به امضای بسیج دانشجویی دانشگاه‌های صنعتی شریف، امام صادق (ع)، علم و صنعت، تهران، صنعتی امیرکبیر و شهید بهشتی رسیده و در آن بر ضرورت اتخاذ موضعی قاطع در قبال اقدامات آمریکا تأکید شده است. 

متن نامه به شرح ذیل است:


بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِنْ نَکُلُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ؛ ا انویه

خطا کردید آقایان

باز هم انباشت خطای محاسباتی تیم مذاکره کننده ایرانی آقای دکتر پزشکیان ریاست شورای عالی امنیت ملی

آقای دکتر قالیباف؛ ریاست تیم مذاکره کننده

آقای دکتر عراقچی؛ وزیر امور خارجه

۲/۵

عبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از پیام خود به مناسبت سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) از یکی از راهبرد‌های اصلی دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی برداشتند ایشان در بخشی از این پیام فرمودند: دشمن خبیث حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیرو‌های مسلح دچار شکست شده و بخصوص به خاطر مواجهه با ضربه قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشور‌ها از او را سبب شده کید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است تاب آوری مردم ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور ابزار اصلی او در هر دو مورد بذر تردید یاس ترس بدگمانی و اختلاف است.»

 

آغاز حملات مجدد آمریکا به سراسر کشور و شهادت و زخمی شدن شمار کثیری از ملت مظلوم ایران بار دیگر نشان داد که پیش بینی رهبر انقلاب از وجود خطای محاسباتی در میان مسئولان، صحیح بوده است. اعتماد احمقانه و خلاف عقل سلیم به ریسمان پوسیده وعده‌های شیطان و تکرار تجربه‌های تلخ پیشین -از الجزایر تا اسلام آباد - اقدامی خلاف عقلانیت بود که منافع ملی را بار دیگر تضعیف کرده است. به نظر می‌رسد در میان مسئولان تیم مذاکره کننده و دستگاه دیپلماسی چند تحلیل و مبنای عمده درباره وضعیت موجود جنگ وجود دارد که در ادامه به توصیف نقد و ارائه راهکار آنها می‌پردازیم.

 

(۱) منشأ شکل گیری برخی خطا‌های محاسباتی در دستگاه تصمیم گیری کشور باقی ماندن برخی مسئولان عالی رتبه در چارچوب ذهنی نظم قدیم و تک قطبی جهان است. در این نگاه آمریکا همچنان قدرت مسلط بر نظام حقوقی سیاسی و اقتصادی جهان تلقی میشود و حل مسائل کشور از مسیر تفاهم با کدخدای دهکده جهانی میگذرد بر همین اساس برخی مسئولان اقتصادی و دیپلماتیک معتقدند کلید حل مشکلات اقتصادی کشور در رفع تحریم هاست و رفع تحریم‌ها نیز جز از مسیر مذاکره و توافق با آمریکا و غرب میسر نیست.

 

اما تجربه جنگ تحمیلی سوم و اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر مرگ تفاهم نامه میان رئیس جمهور ایران و آمریکا بسیاری از مباحث نظری مربوط به گذار از نظم جهانی را به صورت عینی در صحنه میدان به نمایش گذاشت و نشان داد این طرز فکر عقب ماندگی تحلیلی محض از واقعیت‌های عرصه جهانی است.

 

از منظر ما جهان امروز بیش از آنکه در چارچوب نظم تک قطبی تعریف شود به سوی نظمی چند قطبی در حرکت است؛ نظمی که در آن انتقال قدرت از غرب به شرق جریان دارد و جمهوری اسلامی ایران - به شرط استفاده بهینه از این فرصت میتواند یکی از بازیگران اثرگذار آن باشد. درک صحیح این تحول نه تنها در تنظیم روابط با شرق به ویژه چین بلکه در نحوه تعامل و معامله با غرب نیز تأثیر تعیین کننده دارد. این مسئله برای جناب آقای دکتر قالیباف که مسئولیت اصلی پرونده چین را بر عهده دارند، اهمیتی دو چندان دارد. استفاده از ظرفیت چین و ورود آن در معادلات آینده جنگ میتواند در تقویت موضع ایران در برابر استکبار جهانی مؤثر باشد.

(۲) یکی دیگر از تحلیل‌های موجود در میان مسئولان مذاکره کننده این است که ایران در جنگ تحمیلی سوم بخش عمده‌ای از ظرفیت‌های قدرت نمایی خود را به کار گرفته و ادامه جنگ با وجود دستاورد‌های حاصل شده هزینه‌های بیشتری را بر کشور تحمیل کرده و تاب آوری مردم را نیز مورد تاثیر قرار می‌دهد. از این منظر پذیرش آتش بس در روز سی و هشتم جنگ با توجه به پذیرش برخی شروط ایران از سوی آمریکا در بیانیه شورای عالی امنیت ملی تصمیمی منطقی و عقلانی تلقی می‌شود.

اما بسیاری از اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ایران هنوز محقق نشده‌اند؛ از جمله بازدارندگی کامل تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز اخراج آمریکا از منطقه وحدت ساحات پایان جنگ در تمام جبهه‌ها و حفظ کامل دستاورد‌های هسته‌ای تجربه اسلام آباد و همچنین سوابق متعدد نقض آتش بس - با محوریت حملات اخیر رژیم آمریکا نشان داده است که تحقق این اهداف از مسیر مذاکرات و تفاهمات اولیه ممکن نیست. تصور پشیمانی کامل آمریکا و رژیم صهیونیستی از ورود به جنگ با ایران خود نوعی خطای محاسباتی و به عبارت بهتر حماقت راهبردی است؛ چرا که آنان هنوز با هزینه‌ها و خساراتی مواجه نشده‌اند که تصمیم راهبردیشان برای جنگ نظامی با ایران را به کلی تغییر دهد.

 

از منظر ما دستیابی به بازدارندگی پایدار مستلزم آن است که دشمن به این جمع بندی برسد که هزینه هرگونه جنگ مجدد با ایران غیر قابل تحمل خواهد بود البته در موضوع خسارات زیر ساختی نیز باید توجه داشت که هر چند جلوگیری از خسارت ضروری است، اما در جنگی که ماهیت وجودی پیدا میکند تحمل بخشی از هزینه‌ها برای جلوگیری از خسارت‌های بزرگ‌تر آینده اجتناب ناپذیر است. این در حالی است که مردم مقاوم ایران نیز برای تحقق منافع ملی و ترسیم آینده‌ای بهتر هزینه‌های مقاومت که از سازش و تفاهم با خصم دیرین انقلاب بیشتر است را میپذیرند نکته دیگر آنکه نقش برخی مشاوران و تصمیم سازان که با بزرگ نمایی هزینه‌ها و فشار‌ها بر روند تصمیم گیری اثر میگذارند قابل تأمل است. همچنین اگر قرار است در نهایت و در مرحله‌ای که تشخیص درستی از مذاکرات پایان جنگ صورت میگیرد مذاکره‌ای انجام شود؛ مذاکرات باید هم زمان با آتش انجام شود؛ چرا که آتش بس‌های آمریکایی از مهمترین برد‌های تحقق اهدافی است که آمریکا در جنگ به آنها دست نیافته، اما در آتش بس به آنها می‌رسد. لله محاصره دریایی و ایجاد کریدور عمانی دقیقاً بر همین مبنا شکل گرفت مسئولان ایرانی در پاسخ به این پیشنهاد که در عین جنگ با آمریکا به مذاکره بپردازید از اهرم تنگه هرمز می‌گفتند، اما این خطای محاسباتی باعث شد تا همین اهرم نیز تضعیف و در برخی موارد در برابر برنامه‌های دشمن ناکارآمد شود. شایان ذکر است که حتی اجرای همان آتش بس به صورت کامل نیز نادرست بود؛ آتش بسی مطلوب است که به صورت پله پله و مرحله‌ای در صحنه‌های مختلف جنگ و با شناخت صحیح از دشمن و راهبرد‌های او شکل گیرد، اما آتش بس محقق شده بدون برنامه ریزی مناسب و به طور کامل انجام شد که خود امری اشتباه بود.

 

(۳) تحلیل سوم پیگیری مذاکره با آمریکا در عین حفظ بی اعتمادی و با هدف کسب امتیازاتی است که در میدان قابل دستیابی نیست؛ چنانکه ریاست تیم مذاکره کننده اصل توافق را در شرایط محاصره از میدان مفیدتر دانسته مذاکره را مبارزه تلقی کرده و سفر به سوئیس را برای آتش بس لبنان استثنایی توصیف کرده بودند.

 

اما بی اعتمادی به آمریکا حتی در صورت پایبندی مقطعی این کشور به برخی تعهدات ظاهری - مانند محاصره دریایی که خود حاصل آتش بس نابخردانه است هرگز به معنای شکل گیری اعتماد و مفید بودن مذاکرات نیست. مسئله ایران و آمریکا صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست بلکه ریشه‌های عمیق‌تر و به عبارتی ذاتی دارد. از این رو اگر در دستگاه ادراکی برخی مسئولان تصور احمقانه اعتماد پذیری مفید بودن مذاکرات آمریکا شکاف داخلی میان ونس و روبیو یا مرگ سیاسی رژیم صهیونیستی با توافق با آمریکا شکل بگیرد نتیجه آن میتواند غافلگیری در مواجهه با دور جدیدی از تقابل‌های جدید و حتی جنگ نظامی گسترده باشد. در همین چارچوب است که تا به امروز بند‌های ۱، ۲، ۶، ۷، ۹، ۱۰ و ۱۱ تفاهم نامه میان رئیس جمهور ایران و آمریکا نقض شده است و به عبارت بهتر در حوزه قراردادی متنی که بسیاری از بند‌های آن نقض شده، فاقد معنا و روح اعتبار است و جز مشتی کاغذ بی اعتبار چیزی نیست و ارزشی هم ندارد از منظر ما بر اساس تعهدی که رئیس جمهور ایران به رهبری معظم انقلاب داده‌اند و با توجه به رویداد‌های اخیر و اظهارات صریح طرف آمریکایی ایشان میبایست نسبت به تفاهم نامه موجود اعلام خروج و فسخ نموده و در صورت تعدی دشمن به خاک مقدس ایران بدون هیچ تردیدی به منافع آمریکا در منطقه و رژیم صهیونیستی پاسخ همه جانبه دهد.

 

(٤) یکی دیگر از موضوعات راهبردی مسئله محاصره دریایی و ارتباط آن با روند آتش بس و مذاکره است. یکی از عوامل اصلی حرکت مسئولان به سوی توقف جنگ و بازگشایی تنگه هرمز تلاش برای پایان دادن به محدودیت‌های ناشی از محاصره دریایی بوده است.

 

اما معامله تنگه هرمز در برابر رفع محاصره از چند جهت محل تأمل است نخست آنکه شکل گیری چنین معادله‌ای خود محصول اجرای ناقص آتش بس از همان روز اول بوده و تثبیت آن میتواند به ایجاد اهرم فشاری جدید برای آمریکا علیه ایران منجر شود؛ به گونه‌ای که حتی بدون جنگ مستقیم نیز امکان اعمال فشار از طریق محاصره دریایی وجود داشته باشد. دوم آنکه برخلاف عقیده دکتر قالیباف در اظهارات اخیرشان به نظر میرسد رفع محاصره از طریق مذاکره راهکاری موقت و ناپایدار است؛ زیرا کنترل این اهرم همچنان در اختیار طرف مقابل باقی میماند و در هر زمان قابلیت فعال سازی مجدد دارد. این در حالی است که ایشان برای توجیه مذاکرات و منافع فرضی آن مکر را در گفت‌و‌گو‌های خود اقدام به تضعیف راه حل نظامی و قدرت میدانی کرده‌اند.

 

از منظر ما در مقابل هر چند راه حل‌های عملیاتی و میدانی هزینه‌های بیشتری در کوتاه مدت دارند، اما در بلند مدت میتوانند این اهرم فشار را خنثی کنند راهکار اساسی در این نقطه اتخاذ راهبردی مبتنی بر برهم زدن کامل توازن و خروج از منطق معادلاتی است که دشمن طراحی کرده است. مزیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با آمریکا همواره جنگ نامتقارن بوده و توصیه مؤکد رهبری معظم انقلاب نیز همواره بر پیش بینی ناپذیری و به هم زدن محاسبات دشمن تاکید دارد بر همین اساس بستن تنگه هرمز و تأثیر آن بر بازار‌های جهانی مهمترین اهرم ایران برای تغییر معادلات خواهد بود. حال آنکه آمریکا با محاسبه دقیق همین مسئله محاصره دریایی را طراحی کرده تا در قبال آن تنگه را از ایران پس بگیرد لذا ما با قرار دادن معادله تمام زیر ساخت‌های تولید صادرات و واردات نفت منطقه در برابر محاصره ایران معادله طراحی شده را تغییر خواهیم داد به عبارت بهتر یا ایران تجارت دریایی خود را ادامه می‌دهد یا هیچ کس در منطقه اجازه ادامه تجارت نخواهد داشت.

 

این رویکرد نه تنها اهرم فشار را از دست دشمن خارج میکند بلکه با ایجاد عدم قطعیت در زنجیره انرژی جهانی محاسبات آمریکا را برای همیشه متلاشی میسازد همچنین ظرفیت قدرت‌های شرقی به ویژه چین در چارچوب نظم نوظهور جهانی میتواند نقش مؤثرتری در خنثی سازی آثار محاصره دریایی و تضمین صادرات نفت ایران ایفا کند؛ موضوعی که به نظر میرسد از ابتدای جنگ به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.

 

در پایان خطاب به آقایان پزشکیان قالیباف و عراقچی عرض میداریم که در مواجهه با جنگی که ماهیتی وجودی پیدا کرده است تنها قدرت مؤثر و بازدارندگی واقعی است که میتواند زمینه ساز شکل گیری توافقی پایدار و دارای ضمانت اجرا و نیز حل مسائل اقتصادی شود. دستیابی به چنین وضعیتی، مستلزم شناخت دقیق محاسبات دشمن پرهیز از خطا‌های محاسباتی در دستگاه تصمیم گیری کشور و گوش سپردن به امر ولی فقیه بدون تأویل و تفسیر‌های خلاف نص است.

 

آقایان وقت آن رسیده که از مقابله موثر با دشمن نترسید و به جای دویدن به دنبال تفاهم نامه‌های پوشالی و دستاورد سازی‌های جعلی برای آن پاسخ کوبنده و همه جانبه به تجاوزات مکرر دشمن بدهید. تجربه ثابت کرده که هرگاه در برابر فریب مذاکره استکبار سرفرود آورده‌ایم و از علی الاصول‌های رهبری گذر کرده‌ایم جز خواری و تحقیر برای بانیان آن چیزی نصیب نشده و هرگاه با اتکا به وعده الهی و تحقق امور ولی جامعه قامت راست کرده‌ایم عزت و پیروزی از آن ما بوده است ملت ایران مردانگی و غیرت و خوانخواهی امام شهیدش را در برابر دشمن میخواهد نه مدارا و مذاکرات بی حاصل با دشمنی که جز آتش و خون زبانی برای سخن گفتن ندارد به امید ولایت پذیری تام و حقیقی مسئولان عالی کشور

۱۴۰۵/۰۴/۲۰