شناسهٔ خبر: 78884558 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه مردم‌سالاری | لینک خبر

گردشگری تمدنی؛ حلقه مفقوده خودآگاهی تاریخی

صاحب‌خبر -
آموزش تمدن ایرانی باید از سطح توصیف‌های مناسکی و مناسبتی عبور کند و به یک پروژه ملی برای تولید خودآگاهی تاریخی تبدیل شود.» این جمله که وزیر محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در یادداشت خود در روزنامه ایران بر آن تأکید کرده است، جدا از یک توصیه فرهنگی، طرح یک مسئله بنیادین است. اگر قرار است جامعه ایرانی به خودآگاهی تاریخی دست یابد، این آگاهی چگونه باید از صفحات کتاب‌ها، همایش‌ها و سخنرانی‌ها خارج شود و به تجربه‌ای زنده و ملموس در زندگی مردم تبدیل شود؟
پاسخ این پرسش، تنها در نظام آموزشی خلاصه نمی‌شود. خودآگاهی تاریخی زمانی شکل می‌گیرد که تاریخ از گذشته‌ای دور به بخشی از تجربه امروز انسان تبدیل شود؛ زمانی که شهروند ایرانی بتواند در خیابان‌های شهر خود، در آیین‌های محلی، در معماری، در بازارها، در شیوه مدیریت آب، در هنر، خوراک و سبک زندگی، استمرار یک تمدن را ببیند و آن را لمس کند. آموزش رسمی، بنیان این شناخت را می‌گذارد، اما تجربه اجتماعی است که آن را به باور و هویت تبدیل می‌کند. از همین‌رو، سفر و گردشگری می‌توانند مکمل آموزش باشند؛ زیرا آنچه کتاب روایت می‌کند، سفر به تجربه‌ای عینی تبدیل می‌کند.
در همین نقطه است که مفهوم گردشگری تمدنی اهمیت پیدا می‌کند. در ادبیات نوین گردشگری، مقصدهای موفق دیگر صرفاً مجموعه‌ای از بناهای تاریخی، موزه‌ها یا جاذبه‌های طبیعی نیستند؛ آن‌ها روایتگر یک تمدن‌اند. گردشگر امروز، به‌ویژه نسل جدید، تنها برای ثبت چند تصویر یادگاری سفر نمی‌کند. او می‌خواهد بداند مردمانی که این شهر را ساخته‌اند چگونه با طبیعت سازگار شده‌اند، چگونه کمبود آب را به فرصتی برای نوآوری تبدیل کرده‌اند، چه نظام دانشی و مدیریتی پدید آورده‌اند، چگونه تجارت، هنر و فرهنگ را در کنار هم پرورش داده‌اند و چه ارزش‌هایی در معماری، آیین‌ها، خوراک، موسیقی و سبک زندگی آنان جریان دارد. او بیش از آنکه به دنبال «بازدید» باشد، در جست‌وجوی «معنا» و فهم منطق شکل‌گیری یک جامعه است.
از همین‌رو، گردشگری تمدنی تنها معرفی میراث تاریخی نیست؛ روایت پیوستگی یک تمدن است. در این رویکرد، یک قنات فقط یک شاهکار مهندسی نیست، بلکه نمادی از حکمرانی هوشمندانه آب است؛ یک بازار تاریخی فقط محل دادوستد کالا نیست، بلکه نشانه‌ای از شبکه‌های اقتصادی و تعاملات اجتماعی است؛ یک آیین مذهبی یا سنت محلی نیز صرفاً یک مراسم نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی یک جامعه به شمار می‌آید. گردشگری تمدنی این عناصر را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد تا نشان دهد چگونه یک ملت توانسته در طول قرن‌ها دانش، فرهنگ، اقتصاد و شیوه زندگی خود را حفظ، بازآفرینی و به نسل‌های بعد منتقل کند.
ایران از معدود کشورهای جهان است که تقریباً همه مؤلفه‌های یک تمدن بزرگ را در خود جای داده است؛ تنوع اقلیمی، نظام‌های تاریخی مدیریت آب، راه‌های باستانی و جاده ابریشم، شهرهای کهن، بازارهای تاریخی، معماری متناسب با اقلیم، مراکز علمی و فرهنگی، میراث ناملموس، آیین‌های ملی و مذهبی، زبان‌ها و گویش‌های متنوع، ادبیات، موسیقی، خوراک، صنایع‌دستی و شیوه‌های متکثر زندگی. این مؤلفه‌ها، اگر به صورت منفرد معرفی شوند، تنها جاذبه‌های گردشگری خواهند بود؛ اما اگر در قالب یک روایت منسجم از «ایران تمدنی» به هم پیوند بخورند، به سرمایه‌ای بی‌بدیل برای توسعه فرهنگی، تقویت هویت ملی و ارتقای جایگاه ایران در گردشگری جهانی تبدیل خواهند شد.
با این حال، باید پذیرفت که هنوز گردشگری ایران با چنین نگاهی فاصله دارد. بسیاری از شهرهای ما همچنان با فهرستی از آثار تاریخی، جاذبه‌های طبیعی یا جشنواره‌های محلی معرفی می‌شوند؛ گویی هر شهر داستانی مستقل و هر اثر تاریخی جزیره‌ای جداگانه است. در حالی که آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز داریم، روایت پیوسته‌ای از تمدن ایران است؛ روایتی که بتواند سهم هر شهر، هر منطقه و هر میراث را در شکل‌گیری هویت تاریخی این سرزمین نشان دهد.
یکی از کاستی‌های سیاست‌گذاری گردشگری در سال‌های گذشته نیز همین فقدان یک چارچوب مفهومی مشترک بوده است. ما از گردشگری تاریخی، فرهنگی، مذهبی، طبیعی یا روستایی سخن گفته‌ایم، اما کمتر تلاش کرده‌ایم این حوزه‌ها را ذیل مفهوم جامع «گردشگری تمدنی» به یکدیگر پیوند دهیم. نتیجه آن شده که هر بخش روایت خود را بیان کرده، اما تصویر کلی ایران، به‌عنوان یک تمدن زنده، کمتر در ذهن مخاطب داخلی و خارجی شکل گرفته است.
در چنین شرایطی، تشکیل «مجمع ملی گردشگری تمدنی ایران» را می‌توان تلاشی برای شکل‌گیری این چارچوب مفهومی دانست. اهمیت این مجمع در فراهم کردن بستری برای هم‌افزایی میان دانشگاه‌ها، پژوهشگران، دستگاه‌های اجرایی، شهرداری‌ها، بخش خصوصی، رسانه‌ها و جوامع محلی است تا روایت تمدنی ایران به یک گفتمان ملی در حوزه گردشگری تبدیل شود.
در همین راستا، «ابتکار ملی ایران تمدنی» که به‌عنوان نخستین برنامه رسمی این مجمع طراحی شده است، می‌تواند آغازگر رویکردی تازه در معرفی ایران باشد. این ابتکار بر آن است که شهرها را نه صرفاً براساس شمار آثار تاریخی، بلکه بر پایه نقش تمدنی آن‌ها در تاریخ ایران بازخوانی کند؛ از شهرهای دانش و حکمت تا شهرهای آب، تجارت، هنر، آیین و جاده‌های تاریخی. موفقیت چنین رویکردی، البته، به پشتوانه پژوهش‌های علمی، مشارکت نهادهای تخصصی، همکاری شهرها و استمرار سیاست‌گذاری وابسته است، نه صرفاً به نام‌گذاری یک طرح یا تشکیل یک نهاد.
گردشگری تمدنی، پیش از آنکه یک راهبرد اقتصادی باشد، یک پروژه فرهنگی و هویتی است. پروژه‌ای که می‌تواند آموزش، پژوهش، رسانه، هنر و سفر را در کنار یکدیگر قرار دهد تا روایت ایران، از مجموعه‌ای از آثار پراکنده، به روایت یک تمدن زنده و پویا تبدیل شود.
شاید مهم‌ترین پیام یادداشت وزیر محترم میراث فرهنگی نیز همین باشد که خودآگاهی تاریخی، سرمایه‌ای برای آینده است، نه صرفاً یادآوری گذشته. اگر این نگاه را بپذیریم، باید بپذیریم که گردشگری تمدنی یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق این پروژه ملی است؛ زیرا هیچ رسانه‌ای به اندازه یک سفر آگاهانه نمی‌تواند تاریخ را از صفحات کتاب به متن زندگی بیاورد. پرسش امروز ما دیگر این نیست که ایران چه تعداد اثر تاریخی دارد؛ پرسش این است که آیا توانسته‌ایم روایت تمدنی ایران را به زبانی قابل فهم، الهام‌بخش و ماندگار برای ایرانیان و جهانیان بازگو کنیم؟ پاسخ به این پرسش، نه تنها آینده گردشگری، بلکه بخشی از آینده فرهنگی ایران را رقم خواهد زد.