به گزارش ایرنا، انتشار خبر آغاز مرحله اجرایی ساخت سد سجاد رود بر روی رودخانه ای با همین نام در منطقه ی بندپی شرقی بابل موجی از نگرانی را برای کارشناسان و فعالان زیست محیطی استان و کشور به همراه داشت.
مخالفان ساخت این سد در چند روز اخیر با استفاده از همه ظرفیت های رسانه ای و کارشناسی تلاش کردند آسیب های چند بعدی این سد را برای افکار عمومی و مدیران دستگاه های اجرایی روشنگری کنند.
تعدادی از کارشناسان با حضور در محل ساخت این سد و با استفاده از ظرفیت های کارشناسان منطقه مخالفت های خود را برای ساخت این طرح بیان کردند و بر این امر تاکید دارند که ساخت سد سجادرود که در زمان پهلوی دوم هم مورد بحث قرار گرفته بود از سوی کارشناسان آلمانی که در این منطقه حضور یافته بودند بعد از کارشناسی های انجام شده رد شد.
از سوی دیگر «حنیف گلزار» از فعالان زیست محیطی کشور در تازه ترین پست خود در شبکه های اجتماعی به شدت از اجرای این طرح در بابل ابراز نگرانی کرد چرا که به گفته وی با ساخت سد سجاد رود ۱۲ هزار اصله درخت هیرکانی در گستره ۵۰ هکتاری از بین خواهد رفت و از نخبگان بابل خواست مانع اجرای این طرح در قلب جنگلهای هیرکانی شوند.
کارشناسان محیط زیست معتقدند این سد به جنگلهای هیرکانی آسیب وارد میکند، برهم زننده چرخه نظم الهی سرزمین است، زمینه ساز توسعه ناپایدار کشاورزی، تبخیر شدید آب و اثرات اجتماعی جابجایی انسان برخی از آسیب های است که مخالفان احداث سد سجادرود بر آن تاکید دارند.
رودخانه سجادرود از جمله رودهای پر آب شهرستان بابل به شمار می آید که از کوه های البرز مرکزی در ارتفاعات سه هزار و ۷۰۰ متری در قلب جنگلهای هیرکانی بخش بندپی شرقی بابل سرچشمه می گیرد. سجادرود آب کشاورزی زمین های شالیزاری قسمتی از بخش های بندپی شرقی و بخش مرکزی بابل را تامین می کند و ظرفیت آبدهی سالانه آن ۷۵ میلیون متر مکعب می باشد.
کارشناسان معتقدند سدها مانند هر مقوله دیگری از معایب و مزایا توامان برخوردارند و به تمامی آسیب یا مزایا نیستند اما موضوع مهم آن است که عموم مزایای سدها در طولانی مدت ناپایدار می باشند.
در خصوص ساخت سد سجاد رود مساله توسعه یا عدم توسعه نیست بلکه رسیدن به توسعه ای با پسوند پایداری است که بعد از مدتی معایب آن از مزایای آن فزونی نداشته باشد.
کارشناسان محیط زیست تاکید دارندخداوند سبحان در قرآن کریم بارها میفرمایند که جهان بر اساس نظم و میزان آفریده شد لذا بر کسی پوشیده نیست که چرخه طبیعت دچار بهم ریختگی ها و بی نظمی های بسیار گشته است.
خشکسالی، تغییر اقلیم، گرمایش زمین مساله ای چنان مبرهن است که متاسفانه چندان نیازی به عدد و رقم برای اثبات آن نیست و عامل اصلی این وضعیت رفتارهای انسان است.

ساخت سدهای بزرگ یک ابر دستکاری در نظام طبیعت به حساب میآید و با سد کردن جریان پایه رودخانه ها و تغییر آن موجب برهم خوردن روندهای طبیعی و چرخه های الهی آب در زمین می گردد و از سوی دیگر بند کردن رگ های خون در بدن، آبهای سطحی و سفره های زیرزمینی و تمامی مخلوقات که به این آبها وابسته هستند، را تحت تاثیر شدید قرار می دهد.
از سوی دیگر دوستدار محیط زیست تاکید دارند این مسئله به مفهوم نفی مداخله انسان در طبیعت نیست بلکه هر منطقه ای یک ظرفیت برد زیستی دارد که اگر تغییرات بیش از اندازه آن ظرفیت باشد و مداخله فراتر از توان پایداری آن، تعادل بهم خورده و ناپایداری حاصل می شود و مدیریت آب در حوزه آبریز باید به شکلی باشد که وضعیت آن را در بلند مدت تضمین کند و نه اینکه در کوتاه مدت مفید و در بلندمدت ناپایدار از قبل گردد و این که رودخانه های اصلی در هر سرزمین مانند شاهرگ های آن هستند که سدهای عظیم تمام سرزمین را تحت تاثیر قرار می دهد.
توسعه ناپایدار
در این پیوند کارشناس محیط زیست مازندران اظهار کرد: با توجه به هشدار های چند سال اخیر کشت دوم برنج در اکثر مناطق در حال فراهم سازی است عادت چند سال اخیر کشاورزان که سال به سال ما را بیشتر در بحران و تنش آبی غرق می کند اما سوال اینجاست که این عادت چگونه بر سر ما افتاد؟ مهمترین دلیل آن از بین بردن تعادل و نظم الهی با روش هایی ناپایدار به ویژه سدسازی های عظیم است که موجب شد ناگهان آب بسیار در اختیار داشته باشیم و انتظار کاذب ایجاد شود و کشاورزان و جامعه ای که هزاران سال به یک تعادل پایدار با محیط خویش رسیده بودند و از روش هایی چون آب بندان و نظام ارزشمند توزیع آب (میراب ها) استفاده می کردند، با مداخلات غیر پایدار این باور القا شد که آب بسیار است و همیشه وجود دارد.

جواد یعقوب زاده گفت: در سالهای اول آغاز کشت دوم موجب افتخار محسوب می شد و حتی زمانی زمزمه کشت سوم هم به اذهان بعضی خطور کرد اما چندان دیری نپایید که واقعیت ها نمایان شد این حقیقت چند هزار ساله که اجداد ما می دانستند و ما از یاد بردیم که کشاورزی زمانی میتواند آینده ای روش داشته باشد که در هماهنگی با واقعیت های محیطی و طبیعی هر سرزمین باشد و گرنه دچار آینده ای نامعلوم خواهد گردید.
این فعال محیط زیست افزود: سدهای عظیم با بند نمودن آب رودخانهها، دریاچه ها و آب بندان ها، موجب افت سطح آب زیرزمینی در پایین دست خود میشوند.
خالی شدن سفره های زیرزمینی
این کارشناس محیط زیست اظهار کرد: سفره های زیرزمینی تراز خود را با آب رودخانه و تالاب ها هماهنگ می کنند و با کاهش حجم آب رودخانه در پایین دست هر سد، هم سفره ها خالی و هم سطح آب سفره ها پایین می رود و خاک سطح زمین نیز خشک شده و بیابان زایی تشدید می شود و از آن سو آب شور از سفره های آب شور یا دریا جایگزین سفره های خالی آب شیرین می گردد.
وی افزود: هم اکنون هم سفره های آب منطقه درحال شور شدن است که دلیل آن تخریب چرخه طبیعت و برداشت بی رویه از چاه های بسیار و بهم ریختگی و کاهش دبی رودخانه است.
یعقوب زاده اظهار داشت: موارد و اثرات یک سد عظیم بسیار است که می توان به از بین رفتن جنگلها و درختان با ارزش هیرکانی در مخزن سد - گیر افتادن رسوب و املاح مفید رودخانه در مخزن و نرسیدن آن به پایین دست و جلگه-فراموش شدن اصل ریشه ای اهمیت حمایت و حفاظت از منابع تولید و تنظیم آب مانند جنگل هیرکانی و مراتع و بجای آن صرفا هزینه نمودن در توزیع آب (سد ها) -تبخیر شدید آب در مخزن سدها بخصوص با توجه به تغییر اقلیم و افزایش دمای هوا و اثرات اجتماعی جابجایی انسان ها اشاره کرد.
راه کار چیست؟
جواد یعقوب زاده بیان کرد: برای کمبود آب شرب و آب زمین های کشاورزی که با آن روبرو هستیم باید با احداث بندها و سدهای کوچک در بالادست صرفا جهت آب شرب و توسعه آب بندان های جدید و همچنین باز طبیعی نمودن آب بندان هایی که تغییر کاربری داده و به مزارع مصنوعی ماهی تبدیل شده اند این نیاز را مرتفع کنیم.

وی با اشاره به اینکه در حقیقت ما نیاز به علم روز آبخوانداری و آبخیزداری و ترکیب آن با روش هایی مبتنی بر دانش بومی این سرزمین مانند توسعه آب بندان ها هستیم گفت: آب بندان های طبیعی که پوشش گیاهی دارند هم با سیستم گیاه پالایی به تصفیه و بهبود کیفی آب با توجه به آلودگی بالای آبهای سطحی می پردازند و هم به دلیل پوشش سطحی مانع تبخیر آب می گردند و البته بسیاری منافع متعدد دیگر مانند جلوگیری از ریزگرد، اعتدال آب و هوا، تولید محصولات متنوع گیاهی و حیوانی می پردازند.
وی اضافه کرد: آب بابلرود از چشمه های بیشماری شکل می گیرد که در دل جنگلهای هیرکانی حوضه بالادست آبریز وجود دارد و رهیافت برای این حقیقت ساده تنها با گام برداشتن در مسیر رودخانه و رسیدن به پای چشمه های کوچک درون جنگل قابل مشاهده است.
این کارشناس محیط زیست تصریح کرد: سوال اینجاست؛ وقتی هزاران میلیارد ریال برای ساخت یک سد تنها در یکی از سرشاخه های بابلرود هزینه می شود، برای خود جنگل های حوضه که عامل تولید آب است، چقدر هزینه کرده ایم؟ حفظ عامل تولید آب (جنگل) در اولویت است یا سازه ای در مسیر آب (سد)؟
به گزارش ایرنا، طبق آمار رسمی در زمان حاضر ۱۲۰ رشته رودخانه در استان مازندران جریان دارد که نقش حیاتی در رونق کشاورزی و تامین کننده آب های سفره های زیر زمینی دارد. برداشت های بی رویه از سفره های زیر زمینی در این خطه از شمال که با رواج کشت دوم برنج به اوج خود رسیده است نگرانی های زیادی را برای شهروندان و کارشناسان محیط زیست فراهم کرده بود.
تراز آب منابع زیرزمینی مازندران در سال گذشته که ۶۵ سانتیمتر افت کرده بود و میزان آب موجود در مخازن زیرزمینی هم ۱۰۷ میلیون متر مکعب کاهش یافت موجی از نگرانی را در بیین کارشناسان رقم زد. اما این آمار برای سال جاری بر مدار افزایش قرار گرفت.
کارشناسان جریان خروشان رودخانه های مازندران را یکی از منابع اصلی تامین کننده آب برای سفره های زیر زمینی می دانند و رشد آب دهی رودخانه ها در این خطه از شمال را به فال نیک گرفتند.
تعدادی از صاحبنظران محیط زیستی بر این باورند که تحت هیچ شرایطی این مطلب که گفته شود آب رودخانه های مازندران به دریای خزر می ریزد و این امر هدر رفت آب محسوب می شود درست نیست چرا که این یک امر طبیعی است که اگر جلوی آن گرفته شود خسارت های سنگینی به بار خواهد آورد.

آنها بر این باورند دست کاری بر روی چرخه طبیعت نه تنها هیچ دستاوردی ندارد بلکه خسارت های فراوانی برای محیط زیست و اهالی منطقه خواهد داشت.
کارشناسان جریان آب در رودخانه ها را حیات بخش دانسته و نه تنها این آب برای کشاورزان و شالیکاران مفید است بلکه برای جانواران موجود در رودخانه هم حیات بخش است.
از سوی دیگر مازندران دارای حدود ۹۰۰ قطعه آب بندان است که این رودخانه ها تامین کننده آب برای این آب بندانها هم محسوب می شوند و افزایش آب دهی رودخانه های مازندران برای این آب بندانها هم حیاتی است.
در چند سال اخیر تعداد کارشناسانی که مخالف سدسازی های بزرگ بر روی رودخانه های مازندران هستند رو به افزایش است چرا که این امر نه تنها خروش زندگی را در رودخانه های مازندران سلب می کند بلکه شاهد قطع و نابودی حجم انبوهی از درختان هیرکانی خواهد شد.
از سوی دیگر تعدادی از کارشناسان محیط زیست بر این باورند مطابق مفاد سند ملی امنیت غذایی ایران، باید تا افق ۱۴۱۱ میزان ناتراری آبخوانها به ۱۰۵ میلیاردمتر مکعب کاهش یابد. این کاهش از محل صرفهجویی آب در بخشهای کشاورزی، صنعت و خدمات حاصل خواهد شد. یعنی دستکم سالی ۶ میلیارد متر مکعب صرفهجویی باید انجام شود که معادل آب مورد نیاز سالانه ۶۰میلیون نفر ایرانی است.
به عبارت سادهتر، مطابق این سند راهبردی و مهم، ساخت هیچ سد، طرح انتقال آب و شیرینسازی از آب دریا حتی به بهانه تامین آب شرب دیگر توجیه ندارد و غیرقانونی است.