شناسهٔ خبر: 78883534 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

تلاش ترامپ برای پرت کردن حواس افکار عمومی جهان از تشییع چشمگیر رهبر شهید انقلاب چه معنایی دارد؟

ایران در مرکز جهان

صاحب‌خبر -



درگیری اخیر، سخنان ترامپ و بازتاب جهانی مراسم تشییع رهبر انقلاب، سه حلقه یک زنجیرند. ترامپ تلاش کرد با سخنان تند، توجه رسانه‌ها را از ایران منحرف کند و دوباره خود را در مرکز توجه قرار دهد، اما به خواست خداوند، چنان که اراده ایران با ایستادگی عزتمندانه مردم به رهبری آقای شهیدشان تاکنون به دشمن تحمیل شده از این پس نیز ذیل هدایت رهبری جدید، عصری تازه از نقش ایران در جهان آغاز خواهد شد.
در روزی که خیابان‌های ایران صحنهٔ یکی از بزرگ‌ترین تجمعات سیاسی–اجتماعی تاریخ معاصر بود و تصاویر تشییع رهبر انقلاب در رسانه‌های جهانی موج می‌ساخت، دونالد ترامپ با لحنی تند وارد میدان شد؛ گویی از این که مرکز ثقل توجه رسانه‌ها از او فاصله گرفته، برآشفته باشد. او در جمله‌ای که به‌سرعت تیتر رسانه‌ها شد گفت: «آتش‌بس با ایران تمام شده. من از توافق با آن‌ها متنفرم.» این موضع‌گیری ناگهانی، نه یک سیاست‌گذاری دقیق، بلکه تلاشی آشکار برای شکستن موج توجه جهانی به ایران و بازگرداندن کانون روایت‌ها به خودش بود. درگیری نظامی کوتاه دو روز گذشته نیز در چنین فضایی رخ داد؛ فضایی که در آن واشنگتن می‌کوشد ایران را میان حمله و مذاکره معلق نگه دارد، و ترامپ هم روی همین خط تلاش می‌کند روایت رسانه‌ای را از مسیر طبیعی‌اش منحرف کند.

تشییع رهبر انقلاب؛ رویدادی که رسانه‌های جهان را درگیر کرد

مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، برخلاف بسیاری از رخدادهای سیاسی منطقه، از همان ساعات نخست به یک رویداد جهانی تبدیل شد. این جهانی‌شدن نه تصادفی بود و نه صرفاً محصول حجم جمعیت؛ بلکه نتیجهٔ هم‌زمانی چند روند رسانه‌ای بود که یکدیگر را تقویت کردند.

۱) حضور اینفلوئنسرها و خبرنگاران مستقل
در سال‌های اخیر، بخش مهمی از روایت‌سازی جهانی از دست رسانه‌های جریان اصلی خارج شده و به دست خبرنگاران مستقل، مستندسازان فریلنس، بلاگرها و اینفلوئنسرهای بین‌المللی افتاده است.
حضور گستردهٔ این گروه‌ها در مراسم، باعث شد تصاویر و روایت‌هایی منتشر شود که نه از فیلتر سیاسی عبور کرده بودند و نه در چارچوب روایت‌های رسمی غربی قرار داشتند.
ویدئوهای خام، عکس‌های هوایی و روایت‌های احساسی، در شبکه‌های اجتماعی جهانی میلیون‌ها بازدید گرفت و به‌سرعت تبدیل شد به یک موج رسانه‌ای غیرقابل مهار.

۲) رسانه‌های جریان اصلی: CNN، BBC World و دیگران، هرچند همچنان در چارچوب روایت‌های سنتی خود درباره ایران عمل می‌کنند، اما نتوانستند عظمت جمعیت و ابعاد مراسم را نادیده بگیرند.
CNN از «انبوه جمعیت» گفت و BBC World از «یکی از بزرگ‌ترین تجمعات عمومی تاریخ معاصر خاورمیانه» یاد کرد.
این اعتراف‌ها، هرچند محدود، اما نشان داد که حتی رسانه‌های جریان اصلی نیز در برابر واقعیت‌های میدانی، قدرت انکار کامل ندارند.

۳) اما چرا این مراسم جهانی شد؟ سه عامل اصلی این جهانی‌شدن را رقم زد:
- حضور رسانه‌های رسمی
- حضور رسانه‌های مستقل
- حضور افکار عمومی جهانی در شبکه‌های اجتماعی

این سه لایه، یکدیگر را تقویت کردند و باعث شدند مراسم تشییع رهبر انقلاب، نه فقط در جهان اسلام، بلکه در اروپا، آمریکا، آفریقا و شرق آسیا بازتاب گسترده پیدا کند.
در چنین شرایطی، طبیعی بود که توجه رسانه‌ها از بسیاری موضوعات دیگر منحرف شود و ایران در مرکز توجه قرار گیرد.


ترامپ؛ سیاستمداری که از کمرنگ شدن می‌ترسد

ترامپ سیاستمداری است که با رسانه نفس می‌کشد. او بارها نشان داده که برای دیده شدن، حاضر است سخنان جنجالی، تند و حتی غیرمتعارف مطرح کند.
در روزهایی که تصاویر تشییع رهبر انقلاب در جهان دست‌به‌دست می‌شد، طبیعی است که ترامپ احساس کرده باشد که رقبایی در میدان توجه رسانه‌ای دارد؛ رقبایی که نه سیاسی‌اند و نه انتخاباتی، بلکه یک رویداد تاریخی‌اند. یعنی درست همان چیزط ترامپ برای آن می‌جنگد.
بنابراین جملهٔ کوتاه او درباره آتش‌بس که به درگیر‌های روزهای اخیر منتهی شد دقیقاً در همین چارچوب انحرف جریان رسانه‌ها و پرت کردن حواس افکار عمومی از سمت رقیب به سمت خود، قابل تحلیل است.
درواقع این سخنان، نه یک موضع‌گیری دقیق سیاست خارجی، بلکه یک حرکت رسانه‌ای بود؛ حرکتی برای شکستن موج توجه جهانی به ایران و بازگرداندن کانون روایت‌ها به خودش.


بدنامی بهتر از گمنامی

ترامپ بارها نشان داده که به این اصل باور دارد که "بدنامی بهتر از گمنامی است." او می‌داند که رسانه‌ها به سخنان جنجالی واکنش سریع نشان می‌دهند.
بنابراین در لحظه‌ای که احساس کرد از مرکز توجه خارج شده، با یک موضع تند وارد شد تا دوباره تیترها را به سمت خود بکشد.


راهبرد کلی واشنگتن؛ معلق نگه داشتن ایران میان حمله و مذاکره
از سوی دیگر، در سطح کلان، سیاست واشنگتن طی سال‌های اخیر این بوده که ایران را در یک وضعیت کشسان میان حمله و مذاکره نگه دارد؛ وضعیتی که در آن ایران دائماً باید میان واکنش نظامی و دیپلماسی تصمیم بگیرد.
این وضعیت، برای آمریکا یک ابزار فشار است:
- نه جنگ تمام‌عیار
- نه صلح پایدار
بلکه یک تعلیق دائمی.
اما مراسم تشییع این معادله را برهم زد و بازتاب جهانی مراسم، باعث شد ایران در مرکز توجه قرار گیرد و روایت‌های رسانه‌ای از ایران، برای چند روز از چارچوب سنتی خارج شود.
ترامپ با سخنان تند خود تلاش کرد این اختلال را جبران کند و دوباره فضای رسانه‌ای را به سمت تنش هدایت کند.


واکنش تحلیلگران و مسئولان آمریکایی

همین عدم تعادل آشکار در وضعیت نسبتا پایدار باعث شد تا سخنان ترامپ با واکنش‌های مختلفی در آمریکا مواجه شود. واکنش‌هایی که نشان می‌دهد تحلیلگران نیز متوجه شده‌اند این سخنان بیشتر جنبهٔ رسانه‌ای دارد تا سیاستی.
مایکل مک‌فال، سفیر سابق آمریکا در روسیه در این باره گفت: «این نوع سخنان فقط باعث افزایش تنش می‌شود و هیچ دستاورد عملی ندارد.»
همچنین ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا نیز در وانش به این صحبت‌ها اظهار کرد: «ترامپ با این جملات تلاش دارد توجه رسانه‌ها را از تحولات ایران منحرف کند.»
سناتور کریس مورفی نیز در این باره افزود: «این حرف‌ها بیشتر شبیه تلاش برای جلب توجه است تا سیاست خارجی.» چنان که جولیان اسمیت، تحلیلگر امنیتی نیز معتقد بود: «ترامپ همیشه وقتی احساس می‌کند از مرکز توجه خارج شده، به سمت سخنان تند می‌رود.» این واکنش‌ها، عملاً تایید می‌کنند که سخنان ترامپ یک تلاش رسانه‌ای بود، نه یک راهبرد فکرشده در سیاست خارجی.


پس از خاکسپاری؛ آغاز عصر جدید مواجهه ایران و آمریکا

بسیاری از تحلیلگران منطقه‌ای و جهانی معتقدند که پس از خاکسپاری رهبر شهید انقلاب، یک عصر جدید در مواجهه ایران و آمریکا آغاز شده است؛ عصری که برخلاف دوره‌های گذشته، ایران با انبوهی از نقاط قوت به ان وارد شده است:
۱) ایجاد توازن و بازدارندگی پس از دو جنگ در کمتر از یک سال
ایران در کمتر از یک سال، دو مواجهه نظامی مهم را پشت سر گذاشت و در هر دو، توانست بازدارندگی مؤثر ایجاد کند.

۲) ارتقاء به لیگ قدرت جهانی
ایران اکنون در بسیاری از تحلیل‌ها، نه صرفاً یک قدرت منطقه‌ای، بلکه یک بازیگر جهانی محسوب می‌شود.

۳) تثبیت قدرت منطقه‌ای
ایران در غرب آسیا، اکنون قدرت تثبیت‌شده است.

۴) جلب توجه افکار عمومی جهان
مراسم تشییع رهبر انقلاب، موجی از سمپاتی جهانی ایجاد کرد.

۵) افزایش مشروعیت بین‌المللی
حضور میلیونی مردم، خود یک نمایش مشروعیت بود درحالی که صهیونیست‌ها پیش از این تلاش داشتن جامعه جهانی و خصوصا آمریکا را قانع کمند که حکومت ایران در میان مردم آن، پایگاهی ندارد تا از این طریق برای جنگ‌افروزی خود، بنیانی جهت ایجاد مشروعیت بسازند.

۶) انسجام داخلی
تحولات اخیر باعث افزایش انسجام داخلی شد که خود، یکی از ارکان مهم عصر جدید ایران را نوید می‌دهد.

۷) تغییر معادلهٔ قدرت در منطقه
ایران اکنون در معادلهٔ قدرت منطقه‌ای، نقش تعیین‌کننده دارد و هیچ اتفاقی در منطقه بدون ایران رقم نمی‌خورد.

۸) آغاز دورهٔ ابتکار عمل ایران
ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند ابتکار عمل را در بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای و جهانی به دست بگیرد.

درگیری اخیر، سخنان ترامپ و بازتاب جهانی مراسم تشییع رهبر انقلاب، سه حلقهٔ یک زنجیرند. ترامپ تلاش کرد با سخنان تند، توجه رسانه‌ها را از ایران منحرف کند و دوباره خود را در مرکز توجه قرار دهد.
اما به خواست خداوند، چنان که اراده ایران با ایستادگی عزتمندانه مردم به رهبری آقای شهیدشان تاکنون به دشمن تحمیل شده از این پس نیز ذیل هدایت رهبری جدید، عصری تازه از نقش ایران در جهان آغاز خواهد شد.