ميز مذاكره شباهت زيادي با صفحه شطرنج دارد. در هنگام مذاكره در روبهروي هم مينشينيم و هر كدام مهرههاي خود را ميچينيم. غالبا طرفين از مهرههاي يكديگر اطلاع دارند، اما مهمتر از آن، نحوه استفاده از اين مهرههاست تا حدي كه آنها را نسوزانيم.
مهمترين مهرههاي هيات ايراني در مذاكره با امريكا شامل موارد ذيل است:
1- مردم: قدرت و تابآوري يك مردم ميتواند بزرگترين پشتيباني و حامي ديپلماتها باشد. اگر مذاكرهكننده نسبت به پشت سنگر خود اطمينان نداشته باشد، در زمان مذاكره، صدايش ميلرزد و نگراني در كلام و رفتارش هويدا ميشود.
2- ميدان: قدرت نظامي و توان ايستادگي نيروهاي نظامي، يكي ديگر از مهمترين مهرههاي بازي در مذاكره است. غربيها در گذشته در هنگام مذاكره قايقهاي توپدار خود را به راه ميانداختند و تاثير آن را در ميز مذاكره جستوجو ميكردند. در مذاكره ايران با امريكا، موشكها و پهپادهاي ما تاثير بسياري در به نتيجه رساندن آن دارند.
3- مديريت نظام: توان دولت و رهبري در حفظ آرامش و انسجام كشور در هنگام جنگ و مذاكره، اهميتي والا دارد. به اين مفهوم كه نه تنها در هنگام جنگ، بلكه در هنگام مذاكره هم دشمن روي بر هم خوردن جو و شرايط كشور و مديريت آن، سرمايهگذاري ميكند و منتظر حوادث ميماند.
4- تنگه هرمز: شايد يكي از معجزات جنگ ايران و امريكا، درك اهميت تنگه هرمز براي جهان و منطقه بود. شايد ما قبل از آن ميدانستيم كه اين شاهرگ حياتي انرژي چه اهميتي دارد، ليكن درك ميزان آن و عمق وابستگي دنيا به اين آبراه را نفهميده بوديم. اكنون يكي از ورقهاي مهم بازي ما، قطعا تنگه هرمز است، البته به شرطي كه آن را نسوزانيم.
5- نفوذ منطقهاي: يكي از سرمايهگذاريهاي ايران در منطقه، وجود گروههاي همسو بوده كه در زمانهاي بحران به آنها كمك كردهايم و اكنون، زمان بهرهبرداري از آن است. اگرچه كمكهاي ما به آنها يك جنبه ايدئولوژيك داشته، اما ميتوان به عنوان يك اهرم استراتژيك از آن استفاده كرد.
6- قيمت نفت: اقدام ايران در بستن تنگه هرمز و حمله به كشورهاي حاشيه خليجفارس، توانست قيمت نفت و اقلام وابسته به آن را افزايش دهد.
به نحوي كه بنزين در پمپ بنزينهاي امريكا افزايش يافت و اهرم فشاري عليه ترامپ ايجاد كرد. اين اهرم همچنان در آينده قابل بهرهبرداري است.
7- شرايط سياسي داخل امريكا: علاوه بر قيمت بنزين كه در هر لحظه ترامپ را به واكنش واميداشت، آينده انتخابات مياندورهاي كنگره امريكا نيز حزب جمهوريخواه و كاخ سفيد را به وحشت انداخته است. ترس آنها از پيروزي دموكراتها و در تنگنا قرار دادن ترامپ، موضوعي كه ميتواند به عنوان يك اهرم مورد استفاده قرار گيرد.
8- برنامه هستهاي ايران: اگرچه همه هم و غم رييسجمهور امريكا، پايان برنامه هستهاي ايران است، اما خود اين موضوع و ميزان غنيسازي كشورمان ميتواند به عنوان يك ابزار چانهزني مورد استفاده قرار گيرد. آنچه مسلم است آنكه ما حاضر به نابودي كامل غنيسازي خودمان نيستيم، اما در ميزان آن و ادامه كار سانتريفيوژها، امكان گفتوگو داريم.
البته طرف امريكايي نيز مهرههايي براي بازي كردن دارد. از جمله:
1- تحريمها: مهمترين ابزار مقامات امريكا براي فشار به كشورهاي ديگر، استفاده از تحريمهاي اقتصادي است كه غالبا مردم را هدف ميگيرد. ايالاتمتحده علاوه بر آنكه خودش ايران را به شديدترين تحريمها محكوم كرده، ساير كشورها و حتي سازمان ملل را در انجام آن، تحتفشار قرار داده است.
2- قدرت نظامي: امريكا بزرگترين ارتش جهان و بيشترين تسليحات پيشرفته را دراختيار دارد كه ميتواند به واسطه آن، كشورهاي ديگر را مورد تعدي قرار دهد. علاوه بر بمباران كشور ما، محاصره دريايي ايران تاثير ناگواري بر منابع مالي ايران داشته است.
3- اموال بلوكه شده ايران: ايالاتمتحده علاوه بر آنكه ما را از فروش نفت و انجام تجارت محروم كرده، توانسته است پولهاي ايران و اموال كشورمان را در ساير كشورها بلوكه كرده و مانع از بازگشت درآمدهاي نفتي و غيرنفتي به ايران شود.
4- هماهنگسازي عليه ايران: كاخ سفيد توانايي اجماعسازي عليه ايران را دارد به نحوي كه كشورمان را در زمينههاي اقتصادي و سياسي در تنگنا قرار دهد و مانع از توسعه و پيشرفتمان شود.
5- قدرت تبليغي: تا قبل از آنكه شبكههاي اجتماعي و اينترنت گسترش يابد، رسانههاي جمعي كاملا در دست امريكا و كشورهاي غربي بوده به نحوي كه هرگونه خبري بايد از كانال آنها عبور كرده و همين موجب شده بود، ايران تحت بيشترين حملات تبليغي قرار گيرد.
در چنين شرايطي استفاده از مهرهها در مذاكرات، از اهميت خاصي برخوردار است. البته تفاوت بازي شطرنج با ميز مذاكره در آن است كه در شطرنج بهترين شرايط مات كردن طرف مقابل است، اما در مذاكره، بهترين حالت بازي برد-برد است، زيرا در صورت سرخوردگي يك طرف، ممكن است دعوا به درازا بكشد يا مانند جنگ جهاني دوم، پس از سالها، هيتلري ظهور كند و ميدان جديدي گشوده شود.