هفته گذشته در طبقه همكف يكي از بلوكهاي شهرك اكباتان در يك بازارچه محلي شركت كردم تا از نزديك فرصت كنم از روحيه عرصه توليدات خانگي و تواناييهاي تشكيلات كوچك بخش خصوصي در جمع كردن افراد و ارتقاي كسب و كارشان، سر در بياورم. حضور دو روزهام در بازارچه خستهكننده، اما جالب بود و مرا با فعاليتهاي خوب عدهاي مبتكر و كارآفرين آشنا كرد كه موفق شده بودند در سراسر ايران برندهايي را سر بيندازند و سپس توسط تشكيلات خانه هفت دست شناسايي و به تهران دعوت شوند. متوجه شدم كه توليد خانگي، به ويژه صنايع دستي، در دوران اخير در كشورمان با مشكلات اساسي روبهرو است. تقريبا تمامي مشتريان معدودي كه به تماشا آمدند، نه محصولات دست ساخت، بلكه فقط مواد خوراكي خريدند، زيرا بودجههاي كوچك خانمها و خانواده توان خريد لباس و زيورآلات و كار دستهايي مانند بالشهاي گلدوزي شده (پته كرمان و سوزندوزي بلوچي و غيره) را نداشت. به كوسنهاي «دارايي» بخارايي من كه حتي نيمنگاهي هم نينداختند، چون داراييبافي در يزد بيش از نيم قرن است كه منسوخ شده و مردم نظرشان به جنس ناآشنا جلب نميشود. در يزد، چند سال است كارگاههاي كوچك داراييبافي به صورت نمايشي كارهايي ميكنند، آنهم نه با شكل و شمايل و جنس رولحافيهاي مادربزرگ من -كه همه از الياف ابريشم بافته شده و در خيلي خانههاي تهران معمول بود- بلكه از الياف مصنوعي. آري. متاسفانه ديگر از پشم و پنبه و ابريشم خالص در دستبافتههاي جديد روستايي و شهري نشاني نيست و در ايران با وجود حضور نام «صنايع دستي» در تيتر يك وزارتخانه دولتي، ديگر كسي به كيفيت صنايع دستي ايراني توجه و نظارتي ندارد. با دوست دلسوزي كه براي بهبود وضع زنان سرپرست خانوار طي ده سال گذشته هفت دست را راهاندازي كرد، صحبت كردم. مهندس مهرداد بهمني-كه مديريت مرمت مجلس شوراي قديم و عمارت شهرباني در ميدان مشق تهران را در كارنامه خود دارد- گفت كه «وزارت ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي، در حال حاضر فقط به بخش گردشگري توجه ميكند و از صنايع دستي اصلا حمايت نميكند. روي طراحي بر پايه نقوش محلي، روي بستهبندي و روي صادرات هيچ كار و كمكي نميشود. در حالي كه در هند و پاكستان از تمام دنيا سفارش ميگيرند. در ايران نه فقط در زمينه منسوجات، بلكه براي كار فلز، سفال و چرم هم همينطور است. همه طرحها را به جاي بقچه مادربزرگ، از روي pinterest كپي ميكنند. در دانشگاهها هم از پژوهشهاي موثر در زمينه نقوش تركمن و بلوچ و گيلكي خبري نيست!» دكتر حسين ياوري، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه هنرهاي ملي ايران در برنامهاي اظهار داشته: متاسفانه سهم صنايع دستي ايران از توليد ناخالص داخلي ۳ درصد است و اين در حالي است كه صنايع دستي هندوستان سهم ۱۴,۸ دهم درصدي را به خود اختصاص داده است. من نيز به خاطر دارم زماني كه در سالهاي 60 روي طرح آمايشي استان كردستان كار ميكردم، به آماري برخوردم كه از اُفت 60 تا 80درصدي اشتغال صنعتي زنان كرد در دهه 65-55 خبر ميداد. يعني دارهاي فرش و گليم ناگهان كنار گذاشته شده بودند. معذلك ياوري به اهميت ميراث ما اشاره دارد: اگر چين از نظر كيفيت و هندوستان به لحاظ كميت توليد در بخش صنايع دستي مطرح هستند، ايران به واسطه تنوع توليدات صنايع دستي در ۲۸۶ رشته در راس ممالك جهان قرار دارد. هيچ موزهاي در جهان نيست كه صنايع دستي ايراني ازجمله فرش دستبافت در آن نباشد و تاكيد ميكند كه صنايع دستي ميتواند سهم بسيار مهمي در توليد ناخالص داخلي، توسعه صادرات، جلوگيري از مهاجرت بيرويه به شهرها و ايجاد اشتغال مولد داشته باشد. متاسفانه ما در زمينه فرش و ديگر صنايع دستي هيچ رونقي در صادرات جهاني نداريم. در خود ايران هم اكثريت مردم فرش ماشيني ميخرند و كارهاي دستباف ديگر سالهاست لاكچري محسوب ميشوند و اينها همه نتيجه بيارتباطي ما با تجارت جهاني و عدم تبليغات و گشايشهاي مالي و گمركي بوده است. ضمن گفتوگو با مهندس بهمني يادآور شديم كه چطور حدود 15 سال پيش در دانشگاه هنر كراچي
Indus Valley College of Art با محيط و معماري زيبايش شاهد بوديم كه دانشجويان با آزادي و در عين حال با توجه به نقوش سنتي كشورشان- كه اتفاقا اشتراكاتي هم با هنر ايراني دارند- «طراحي» و توليد ميكردند تا كارشان بتواند بعدا به دست صنعتگران پاكستاني تكثر، توليد و احيانا صادر شود. متاسفانه سهم ايران از بازار جهاني ۸۰۰ ميليارد دلاري صنايع دستي در سال ۲۰۲۲، فقط ۰.۰۰۵درصد (۵هزارم) بوده است. صادرات كشور ما از ۲۳۷ «ميليون» دلار در سال ۹۵ به ۳۲۲ ميليون دلار در سال ۹۹ رسيده و با روند كاهشي، در سال ۱۴۰۱ ميزان ۲۲۴ ميليون دلار را تجربه كرده است. درحالي كه كشورهاي چين و هند با جمعيت زياد شاغل در صنايع دستي در روستاها، درآمدهاي چندصد «ميليارد» دلاري از اين صنعت كسب ميكنند. اين تفاوتهاي فاحش همه ناشي از مشكلاتي است كه بايد به آنها رسيدگي شود. بنا بر تحقيقات انجام شده (خانم مهدوي، چاووشباشي و همكاران، مرادخاني سال 1395) اگرچه صنايع دستي ما پتانسيلهاي زيادي دارد، اما چالشهايي نيز وجود دارد كه بر سر راه سرمايهگذاري در اين حوزه قرار ميگيرد: ضعف در بازاريابي و عدم دسترسي به بازارهاي جهاني، كيفيت پايين محصولات توليدي كه موجب كاهش اعتماد مشتريان و بازار ميشود، مشكلات حمايتي، يعني عدم دسترسي به تسهيلات بانكي مناسب و نبود حمايتهاي دولتي، رقابت محصولات ماشيني با قيمت كمتر و توليد انبوه و... . واضح است كه كيفيت پايين توليدات را ميتوان با نوآوري و استفاده از طراحيهاي مدرن و تركيب آن با هنرهاي سنتي (موجود در بقچه مادربزرگ) افزايش داد. همچنين ايجاد زيرساختهاي پايدار مانند ايجاد تسهيلات بانكي كمبهره، ارايه آموزشهاي تخصصي و فراهم كردن امكانات بازاريابي ازجمله اقدامات موثر براي توسعه صنايع دستيمان خواهد بود. معمار و شهرساز
بقچه مادربزرگ بهترين مرجع توليد خانگي
ترانه يلدا
صاحبخبر -
∎