شناسهٔ خبر: 78883107 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

گزارشي اسنادي از چرايي بن‌بست راهبرد نظامي امريكا در خليج‌فارس

تنگه هرمز ايستگاه امنيت جزاير ايران

صاحب‌خبر -

مريم مهدوي اصل ٭

اشاره - بن‌بست نظامي امريكا درخليج‌فارس، هرچند درنتيجه تثبيت قدرت ايران در «تنگه هرمز» و از طريق بازدارندگي نظامي موشك‌ها و پهپادهاي ايراني است، ولي قانون «تنگه هرمز»، مهم‌ترين مانع براي پياده شدن سربازان امريكايي در «جزيره خارك» هم محسوب مي‌شود كه در صورت اشغال نظامي آن، كل سرزمين ايران از خطر ويرانگر اشغال نظامي امريكا و رژيم اسراييل مصون نخواهد ماند. بنابراين، چرا دونالد ترامپ، رييس‌جمهور جمهوري‌خواه امريكا دچار خطاي محاسبات نظامي، امنيتي و حتي اقتصادي در زمينه بحران انرژي نفت و گاز در تنگه هرمز شده، درحالي كه جو كنت، مدير مستعفي مركز ملي ضد تروريسم امريكا در گفت‌وگو با رسانه‌هاي جمعي امريكا گفته است: «ترامپ با ناديده گرفتن مخالفت ۱۸ آژانس اطلاعاتي ايالات‌متحده، جنگ عليه ايران را آغاز كرد. اعزام احتمالي نيرو به جزيره خارك مي‌تواند براي ايالات‌متحده فاجعه‌بار باشد. يعني دادن تعداد زيادي گروگان به ايران در جزيره‌اي كه مي‌تواند آن را با پهپادها و موشك‌ها هدف قراردهد. - منبع: ايسنا»؟! 

پاسخ به اين سوال را مي‌توان در بخشي از سفرنامه‌هاي آلمان، فرانسه و انگليس مشاهده كرد كه از حدود ۵۰۰سال پيش كه كشورهاي اروپاي غربي نوظهور مي‌خواستند براي مستعمره‌سازي در پهناي جغرافياي تاريخي -‌فرهنگي ايران باستان، سياست‌هاي پنهان استعماري خودشان را اجرايي كنند، كشتي‌هاي جنگي آنان پس از گذر راحت از تنگه هرمز در خليج‌فارس كه براي چندين‌هزار سال مركز تجارت جهاني بوده و هست و خواهد شد، ابتدا به اشغال نظامي «جزيره خارك» ‌مي‌پرداختند تا از آن به عنوان سكوي پرش استفاده كنند. ضمن‌اينكه، دونالد ترامپ، رييس‌جمهور امريكا كه به احتمال زياد از هدف طراحي شده در پشت پرده سياست راهبردي ۲۲ساله مئير داگان، رييس موساد بي‌خبر بود كه مي‌خواست با سوءاستفاده از ديپلماسي اقتصادي امريكا و البته با بهانه خطر برنامه صلح‌آميز هسته‌اي ايران، فقط منافع امنيتي و البته استعماري رژيم اسراييل را در آسياي غربي و خليج‌فارس تامين كند، بنابراين، او خيلي راحت در تله اطلاعات امنيتي و البته اشتباه بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم اسراييل درباره ايران افتاد كه گزارش آن روز يكشنبه ۱۴تير۱۴۰۵ با تيتر «ريشه تاريخي ترور رهبر شهيد» در روزنامه اعتماد چاپ شد. 

بنابراين، امروز در‌حالي به گزارش اسنادي- پژوهشي- روزنامه‌نگاري درباره چرايي دست نيافتن ترامپ به آرزوي اشغال نظامي جزيره خارك مي‌پردازيم كه به گزارش ايسنا، ترامپ روز چهارشنبه ۱۷تير۱۴۰۵ در ديدار با دبيركل ناتو كه در حاشيه اجلاس ناتو در تركيه برگزار شد، گفت: «از نظر من تفاهم‌نامه [اسلام‌آباد] تمام شده است و ديگر نمي‌خواهم با آنها [ايران] معامله كنم.» 

در سخن آخر، ترامپ فقط زماني مي‌تواند از باتلاق خودساخته نظامي- امنيتي- اقتصادي در منطقه خليج‌فارس و آسياي غربي بيرون بيايد كه در مرحله نخست پيروزي ايران در اين تجاوز نظامي نامتعارف را بپذيرد. براي روشن‌تر شدن اين سخن آخر، به شعري از سعدي شيرازي در بيش از ۷۵۰سال پيش مي‌پردازيم كه اين‌چنين سروده است: 

«يكي قطره باران‌ ز ابري چكيد 

 خجل شد چو پهناي دريا بديد 

كه جايي‌كه درياست من كيستم؟ 

گر او هست حقا كه من نيستم 

 چو خود را به چشم حقارت بديد 

صدف در كنارش به جان پروريد 

سپهرش به جايي رسانيد كار

 كه شد نامور لؤلؤ شاهوار 

 بلندي از آن يافت كو پست شد 

 درِ نيستي كوفت تا هست شد»

جزيره خارك در سفرنامه‌ آلماني

كارستن نيبور، رياضيدان آلماني كه نجوم مساحي را هم مي‌دانست، تنها اروپايي بود كه در زمان كريم‌خان زند از ايران ديدن كرد. پرويز رجبي كه در سال ۱۳۵۴ش. ترجمه كتاب «سفرنامه كارستن نيبور [۱۷۶۵]» را انجام داده در بخشي از مقدمه اين سفرنامه آلماني نوشته كه نيبور توانست به تنهايي نخستين گزارش‌هاي باستانشناسي دقيق و علمي درباره ايران را با هوشياري به جامعه دانشگاهي اروپا عرضه كند. به خاطر دقت و هوشياري نيبور بود كه ۳۸سال پس از بازديد او از تخت‌جمشيد، خط ميخي براي نخستين‌بار توسط هنري راولينسون انگليسي خوانده شد‌.

 درادامه، نيبور دربخشي از سفرنامه خود نوشته است: «جزيره خارك را در نقشه نشان داده‌ام. بارون فن كنيپهاوزن اين جزيره را به صورت مستعمره هلند درآورده بود. او قبلا رييس اموربازرگاني هلند در بصره بود، اما بعد -شايد به اين خاطر كه ترك‌ها نسبت به او نظر خوبي نداشتند و شايد هم به خاطر تحريكات اروپايي‌هاي ديگر كه نسبت به هلندي‌ها حسود بودند-  به زندان انداخته شد و بعد با پرداخت مبلغي، ناگزير از ترك بصره شد. 

آقاي فن درهولزت، متشخص‌ترين عضو تاسيسات هلندي هم از طرف متصلم بصره جاسوس شناخته شد، اما بعد ترتيبي داده شد كه او به بوشهر رفت و به زودي بقيه هلندي‌ها به او پيوستند. [...] اما آقاي كنيپهاوزن با رييس بندر ريگ وارد مذاكره شد و تقاضا كرد، به هلندي‌ها اجازه داده شود تا براي خودشان در جزيره خارك تاسيسات بازرگاني درست بكنند. بعد كنيپهاوزن به باتاويا رفت و سال بعد دوباره برگشت و علاوه بر استوار ساختن موقعيت بازرگاني هلندي‌ها در جزيره خارك، ترك‌هاي بصره را وادار كرد كه هرچه از او و هلندي‌هاي ديگر گرفته‌اند، پس بدهند. 

پس از بارون فن كنيپهاوزن، آقاي فن درهولزت حاكم خارك شد، اما چون فن درهولزت نتوانست مورد توجه حاكم جديد باتاويا قرار بگيرد و احضار شد، آقاي بوشمان به جاي او منصوب شد. [...]

 مهم‌ترين اثري كه در اينجا [جزيره خارك] وجود دارد، قناتي است كه آب چشمه‌اي را از يك طرف صخره‌اي به طرف ديگر هدايت مي‌كند و آن را به مزارع مي‌رساند. ساختمان اين قنات و قنات‌هاي ديگر كه در ايران وجود دارد، به اين ترتيب است كه در فاصله‌هاي معيني چاه‌هايي كنده مي‌شود و پايين چاه‌ها وسيله كانالي به يكديگر وصل مي‌شود. به‌طوركلي آب اين جزيره خيلي خوب است. از اين روي كشتي‌هايي كه به اين حوالي مي‌آيند، ذخيره متنابهي[‌معتنابهي] از آب با خود مي‌برند.»

جزيره خارك در سفرنامه‌ فرانسوي

برهمين پايه، مسيو اوليويه، سياستمدار، پزشك و گياه‌شناس فرانسوي كه در زمان تغيير سلطنت آغامحمدخان قاجار به فتحعلي‌شاه در ايران بوده، دركتاب «سفرنامه اوليويه، تاريخ اجتماعي-اقتصادي ايران در دوران آغازين عصر قاجاريه» كه نخست محمدطاهر ميرزا (پسر اسكندر ميرزاي وليعهد) آن را ترجمه كرده (كتاب خطي) و سپس غلامرضا ورهرام در سال ۱۳۷۱ش. با افزودن تصحيح و حواشي آن را منتشركرده، نوشته است: «البته با اراده ما بود كه اگر مي‌خواستيم، تجديد معاهده كرده و عهد مي‌گرفتيم كه ملت فرانسه در اصفهان و شيراز و در بنادر فارس مراوده داشته باشند. يقين داشتيم كه در واگذار كردن جزيره خارك كه ملت فرانسه پيش از ابطال مجمع و كمپاني خود در هندالشرق، از كريم‌خان [زند] خواهش كرده بود، مضايقه نمي‌كردند.

 اما چه حاصلي از براي ملت فرانسه داشت. ملت فرانسه را به نظر صواب و معقول ابدي كه داخل مملكت خراب شده بود، در حالت سكرات موت و احتضارست. اگر مجمعي تكليف نمايد و مراوده كند، چه حاصلي داشت و چه اعانتي مي‌توان از ملتي داشت كه متصل گرفتار حكومت‌هاي ظالمانه باشد. در مردن هر پادشاه، تمام امرا و خوانين باهم نزاع و جدال درآيند و علم استبداد افراشته دارند و همواره عرصه شمشير هلاكت باشند و به اسم قاتل از دست حريصي شربت مرگ نوشند. اين فقره‌ها را شبهه‌اي نيست كه تخليه خارك كه در تاريخ ۱۷۶۵م. (۱۱۷۹ق.) كه هلندي‌ها از آنجا رانده شدند، از براي ما نفع نبود.

 اگر مي‌خواستيم به استحكام و دوام در مصر اقامت كرده و از آنجا به جهت تجارت نظر به خليج‌فارس افكنده [باشيم]، در بصره و بغداد تجارت مي‌كرديم و اگر مي‌خواستيم دوباره تجارتي در هند شروع كنيم و اگر مي‌خواستيم راه مراوده در ميان باشد، راه فرانسه در مسقط و بصره بازتر بود. [...]بعد از مراجعت [از سفر، علاقه‌مند بود كه در باب] جزيره هرمز كه در بهترين محل از براي تجارت تمام ايران و تمام بنادر خليج‌فارس واقع شده، مذاكره كرده و مالك آن شود.»

جزيره خارك در سفرنامه‌ انگليسي

همچنين، جرج.ن.لردكرزن، خبرنگار، نايب‌السلطنه هندوستان و وزيرامورخارجه انگليس در بخش‌هايي از كتاب «ايران و قضيه ايران» با ترجمه ع. وحيد مازندراني درسال ۱۳۵۰ش. نوشته است: «كريم‌خان زند بنابر عهدنامه‌اي كه با فرانسه امضا نمود و آقاي پيرول مواد آن را در بصره مذاكره و تهيه كرده بود و بعد در پاريس به امضاء رسيد، خارك را به فرانسوي‌ها داد، ولي انحلال كمپاني هندشرقي فرانسه باعث از بين رفتن اين عهدنامه گرديد. 

بارديگر در زمان اقتدار زودگذر ناپلئون درسال‌هاي ۸ - ۱۸۰۷ [۱۲۲۳ـ۱۲۲۴ق. حكومت فتحعلي شاه قاجار] فرانسه آنجا را تصرف كرد كه در اثر تعطيلي سفارت فرانسه در ايران به سال ۱۸۰۹ اين‌بار نيز كار تصرف آنجابه‌جايي نرسيد، سپس به سرجان ملكم دستور دادند كه از لحاظ تامين مصالح انگلستان در خليج‌فارس آنجا را اشغال كند اما اين نقشه هم مجرا نشد [توضيح: نخستين معاهده دولتين ايران و انگليس بتوسط سرجان ملكم و حاجي ابراهيم‌خان كلانتر در سال ۱۲۱۶ق. و در زمان حكومت فتحعلي‌شاه منعقد و امضاء شد كه پايه معاهدات ننگين گلستان و تركمنچاي شد] چندي بعد درهمين قرن جزيره مزبور از نظر انگليس‌ها ارزش و اهميت خاصي يافت و آن به مناسبت جنگ ۱۸۵۷[۱۲۷3ق. حكومت ناصرالدين‌شاه] ايران و انگلستان بود. 

پس از اينكه قشون محمدشاه در سال ۱۸۳۷ [۱۲۵۳ق.] به كار فتح هرات پرداخت و اخطارهاي وزيرمختار انگليس در اين باره بي‌نتيجه ماند، لشكري شامل نفرات انگليسي و هندي به خليج [فارس] اعزام شدند و در ژوئن ۱۸۳۸ [۱۲۵۴ق. حكومت محمدشاه] خارك اشغال و مركز نمايندگي انگلستان از بوشهر به آنجا منتقل شد. ايرانيان بعداز محاصره بي‌حاصل هرات درسپتامبر ۱۸۳۸ ازآنجا عقب‌نشيني كردند، ولي بواسطه وضع بي‌ثبات سياسي ايران، اين جزيره تا سال ۱۸۴۲[۱۲۵۹ق. حكومت محمدشاه] در اشغال بود. چهارسال بعد باز تب تسخير هرات دولت ايران را بي‌تاب نمود و دوباره جزيره خارك تصرف شد. علي‌رغم مقررات عهدنامه ژانويه ۱۸۵۳[۱۲۷۰ق. حكومت ناصرالدين شاه] بارديگر در مارس ۱۸۵۶ [۱۲۷2ق.] قشون ايران به عزم فتح هرات حركت كردند و در اكتبر همان سال بواسطه تحميل محاصره و خطر قطعي اين شهر ناچار تسليم گرديد. از اين‌رو در ماه نوامبر جنگ بين ايران و انگلستان اعلام شد و در ماه دسامبر نيروي نظامي در جزيره خارك پياده شدند و زد و خوردهاي برازجان و محمره آغاز گرديد كه شرحش مذكور افتاد. سپس با خاموش شدن آتش جنگ‌و‌بعد‌از انتشار عهدنامه پاريس ۱۸۵۷[۱۲۷3ق.]، بارديگر خارك تخليه شد كه از آن پس در دست دولت ايران مانده است. [...] 

درحال‌حاضر خارك غير از آب كافي چيز ديگري ندارد، مگر قنات‌هاي زيرزميني كه هلندي‌ها در موقع ورود به آنجا پيدا كردند و از آثار قديمي است.»

جداسازي هرات از ايران 

در عهدنامه پاريس ۱۸۵۷م.

درحالي كه هرگز نمي‌توان مساله تنگه هرمز، جزيره خارك و جدايي هرات از ايران را بدون هم مورد پژوهش و بررسي قرار داد، كلمنت ماركام [مارخام]، جغرافياشناس انگليسي كه در اداره تفتيش و كمپاني هندشرقي خدمات بسياري انجام داده، دركتاب خطي «تاريخ مارخام (تاريخ مملكت ايران و سلطنت سلسله جليله قاجاريه)» كه رحيم حكيم‌الملك [فرزانه] آن را براي شخص ناصرالدين‌شاه قاجار ترجمه كرده، به‌ متن اصلي «عهدنامه پاريس» پرداخته كه اكنون به بخشي از آن بدين شرح مي‌پردازيم: ‌

«تفصيل عهدنامه مابين دولتين ايران و انگليس موسوم بعهدنامه پاريس - صورت خلاصه عهدنامه كه ميان دولتين ايران و انگليس در شهر پاريس بتاريخ چهاردهم ماه حوت سال يكهزار و دويست و هفتاد و سه هجري (چهارم ماه مارس سنه يكهزار و هشتصد و پنجاه و هفت مسيحي) تحرير شده و در دوازدهم ماه ثور سنه يكهزار و دويست و هفتاد و سه هجري (دويم ماه مه سنه يكهزار و هشتصد و پنجاه و هفت مسيحي) در شهر بغداد وكلاي مختار طرفين ممضي [امضاءكردن] و مهمور [مهر زدن] نموده‌اند [...] چون اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاه ايران و اعليحضرت ملكه شاهنشاه انگليس هردو علي‌السويه از روي صدق مايل اين هستند كه مصايب جنگي را كه منافي ميل و مكنونات دوستانه ايشان است رفع نمايند و روابط دوستي فيمابين دولتين عليتين برقرار باشد برآن شدند كه بواسطه صلحي كه فوايد طرفين درآن مسطور باشد رشته اتحاد را استوار نمايند لهذا بجهت [به جهت] اجراي اين مقصود اعليحضرت پادشاه ايران جناب جلالتماب مقرب‌الخاقان فرخ‌خان امين‌الملك سفيركبير دولت عليه ايرانرا [ايران را] و اعليحضرت پادشاه انگليس جناب مجدت نصاب هنري ريچارد چارلسن بارون كولي سفيركبير دولت انگليس مقيم دربار دولت فرانسه را وكيلان مختار خود تعيين فرمودند و ايشان فصول عهدنامه ذيل را مقبول و مقرر داشتند.

 فصل اول صلح و دوستي و اتحاد دايمي فيمابين دولتين عليتين ايران و انگليس بعد از امضا و مبادله اين عهدنامه هميشه برقرار خواهد بود.

 فصل دويم چون فيمابين دولتين ايران و انگليس صلح برقرار گرديد بحكم [به حكم] اين فقره مقرر است كه عساكر دولت انگليس بنادر ممالك ايرانرا تخليه نمايند موافق شرايط و تعهدات ذيل. 

فصل سيم كل اسرا كه درحين جنگ به دست عساكر طرفين افتاده باشد بلا تأمل آزاد كنند و از قيد و بند مستخلص  نمايند. 

فصل چهارم اعليحضرت شاهنشاه ايران تعهد مي‌كند كه بلافاصله بعد از مبادله امضا‌نامه‌اي اين عهدنامه يك عفو‌نامه كامل اعلام نمايد كه بواسطه آن جميع رعاياي ايران كه در وقت جنگ بواسطه مراوده خود با عساكر انگليس [ناخوانا] خيانتي شده باشند از عقوبت اين حركت خود معاف باشند و بجهت اين حركت خود مورد تنبيه و اذيت نشوند.

 فصل پنجم اعليحضرت شاهنشاه ايران تعهد ميكند [مي‌كند] كه عساكر و كارگذاران ايرانرا[‌ايران را‌]از ملك و شهر هرات و ساير ممالك افغانستان پس بكشد و ممالك مزبوره را در اندك زمان تخليه نمايند. 

فصل ششم اعليحضرت شاهنشاه ايران راضي ميشود [مي‌شود] كه ترك بكند كل ادعاي سلطنتي را بر خاك و شهر هرات و ممالك افغان و هرگز مطالبه نكند از روساي هرات و ممالك افغان هيچ علامت اطاعت مثل سكه و خطبه و باج و نيز اعليحضرت ايشان تعهد مي‌كنند كه بعد از اين از هر مداخله در امورات افغانستان اجتناب نمايند اعليحضرت ايشان وعده ميدهند [مي‌دهند] كه استقلال هرات و تمام افغانستانرا [افغانستان را] اعتراف نمايند و در صورت ظهور منازعه فيمابين دولتين ايران و ممالك هرات و افغانستان دولت ايران تعهد مي‌كند كه اصلاح آنرا [آن را] رجوع باهتمامات [به اهتمامات] دوستانه دولت انگليس نمايد [...] 

فصل چهاردهم بلافاصله بعداز مبادله امضانامه‌اي اين عهدنامه عساكر انگليس هر نوع حركت خصمانه را نسبت بدولت و مملكت ايران ترك خواهد كرد و عساكر انگليس خود را از جميع بنادر ولايات و اماكن و جزاير كه تعلق بايران [به ايران] دارند بلاتامل پس خواهندكشيد.

فصل پانزدهم عهدنامه حال ممضا خواهد شد و امضانامه‌اي آن مبادله خواهد شد در بغداد در مدت سه ماه يا زودتر هرگاه ممكن شود بتاريخ چهارم ماه مارس سنه يكهزار و هشتصد و پنجاه و هفت مسيحي مطابق چهاردهم ماه حوت سال يكهزار و دويست و هفتاد و سه هجري در شهر پاريس تحرير شده ايلچيان مختار طرفين اين عهدنامه را ممضا و بمهر[به مهر] خود مختوم نمودند (امضا) فرخ‌خان و كولي (Cowley)[...]».

  منابع: كتابخانه‌هاي شماره يك

 بخش لاتين و ايرانشناسي مجلس

٭  روزنامه‌نگار و پژوهشگر