شناسهٔ خبر: 78883101 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

«اعتماد» در گفت‌وگو با ابوالقاسم دلفي بررسي می‌کند

تلاش امریکا برای حفظ مذاکرات

صاحب‌خبر -

حديث روشني

همزمان با ورود سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان به مسقط براي گفت‌وگو با مقام‌هاي عماني درباره سازوكار اجراي ماده پنجم يادداشت تفاهم اسلام‌آباد و مديريت تنگه هرمز، تحركات ديپلماتيك پيرامون پرونده ايران و امريكا وارد مرحله تازه‌اي شده است. اين سفر در حالي انجام مي‌شود كه تنها چند روز از تبادل حملات ميان ايران و امريكا و حملات واشنگتن به اهدافي در جنوب ايران مي‌گذرد و همزمان گزارش‌هايي از احتمال برگزاري نشست فني تهران و واشنگتن در پاكستان، فعال‌تر شدن نقش ميانجي‌هايي چون عمان، قطر و پاكستان و افزايش رايزني‌هاي منطقه‌اي منتشر شده است. در سوي ديگر، دونالد ترامپ بار ديگر با ادبياتي تهديدآميز از گزينه نظامي سخن گفته و همزمان تهران نيز ضمن رد ادعاي درخواست مذاكره، اجراي هرگونه تعهد را منوط به پايبندي واشنگتن به مفاد يادداشت تفاهم و اصل «تعهد در برابر تعهد» دانسته است. در همين حال گزارش‌هايي از تلاش كشورهاي عربي براي مهار اسراييل و جلوگيري از گسترش دوباره درگيري‌ها منتشر شده است. در چنين فضايي برخي ناظران مدعي‌اند سفر عراقچي به عمان در مقطع كنوني صرفا يك ديدار دوجانبه نيست؛ بلكه تلاشي براي تثبيت مسير ديپلماسي در شرايطي است كه تنگه هرمز به مهم‌ترين گره امنيتي و سياسي پس از جنگ تبديل شده و سرنوشت مذاكرات تهران و واشنگتن بيش از هر زمان ديگري به مديريت اين آبراه راهبردي گره خورده است. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي متغيرهاي تعيين‌كننده در سرنوشت يادداشت تفاهم ميان تهران و واشنگتن با ابوالقاسم دلفي، سفير پيشين ايران در پاريس گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد: 

ابوالقاسم دلفي سفير پيشين ايران در پاريس در پاسخ به چرايي ازسرگيري تنش‌ها ميان تهران و واشنگتن طي روزهاي اخير در ميانه اخبار ادعايي رسانه‌ها درباره تعيين زمان جديدي براي برگزاري مذاكرات گفت: واقعيت اين است كه مبناي آنچه اكنون بايد در روابط ميان ايران و امريكا مورد توجه قرار گيرد، يادداشت تفاهم امضا شده توسط طرفين است. البته كه اجرايي شدن آن به هيچ‌وجه ساده نيست، زيرا از همان بند نخست با چالش‌هايي مواجه است. به عنوان نمونه، اجراي برخي مفاد آن با مخالفت اسراييل روبه‌رو خواهد شد؛ موضوعي كه تاكنون نيز شاهد آن بوده‌ايم. اسراييلي‌ها، علي‌رغم همه فشارهاي آشكار و پنهاني كه امريكايي‌ها وارد مي‌كنند، حاضر به پذيرش برخي مفاد نيستند و در عين حال، ابزاري در اختيار دارند كه هر زمان بخواهند مي‌توانند روابط ايران و امريكا را با اقدام عليه لبنان و حزب‌الله دچار تنش كنند. از بند نخست تا بند چهاردهم، هر يك از مفاد اين يادداشت، مسائل و پيچيدگي‌هاي خاص خود را دارد. به گفته دلفي پشت اين يادداشت تفاهم، چهار دهه خصومت، چهار دهه درگيري، چهار دهه روابط پرتنش و مجموعه‌اي از مسائل انباشته‌شده قرار دارد. دلفي در ادامه به «اعتماد» گفت: فراموش نكنيم در جريان مراسم تشييع و بزرگداشت رهبري شهيد، طي يك هفته گذشته تحولات قابل‌توجهي رخ داد. افكار عمومي جهان مشاهده كرد كه علاوه بر ايران، در عراق نيز استقبال گسترده‌اي از اين مراسم صورت گرفت و شمار زيادي از مردم و مقامات عراقي در اين مراسم حضور يافته و از آن حمايت كردند. به نظر مي‌رسد اين سطح از همراهي و حمايت، براي بسياري از ناظران بين‌المللي پيش‌بيني‌نشده بود و انتظار نداشتند چنين ميزان از پشتيباني، هم در ايران و هم در عراق، نسبت به اين رويداد شكل بگيرد. اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه تصريح كرد: در كنار اين تحولات، در جريان مراسم تشييع و تجمع‌هاي مرتبط با آن، شاهد پررنگ شدن شعارهايي بوديم كه دست‌كم در شرايط فعلي، در سطح بين‌المللي قابل پذيرش نبود. از جمله اين شعارها، مطالباتي درباره انتقام، تهديد ترامپ و طرح موضوعاتي از قبيل ترور يا اقدام عليه وي بود. اين شعارها به‌صورت گسترده در رسانه‌هاي جهان بازتاب يافت و اين خطر را ايجاد كرد كه فضاي سياسي موجود از مسير اصلي خود خارج شده و به سمتي سوق پيدا كند كه منافع ملي كشور تحت‌الشعاع قرار گيرد. در نتيجه، خود مراسم نيز تا حدي تحت تأثير اين فضاسازي قرار گرفت و منجر به وقوع درگيري‌هايي در جنوب كشور شد.
دلفي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره چالش‌هاي ايران و امريكا پيرامون تنگه هرمز و مواضع اخير عمان در قبال مديريت اين آبراه گفت: بر اساس مفاد اين سند، مديريت تنگه دست‌كم در دوره ۶۰ روزه پيش‌بيني‌شده به ايران و عمان واگذار شده تا بهانه‌اي براي برهم زدن روند توافق در اختيار امريكا و ديگران قرار نگيرد. البته بايد توجه داشت كه عمان، برخلاف ايران، كنوانسيون حقوق درياها را امضا كرده و متعهد به اجراي مقررات بين‌المللي است؛ از اين رو ايجاد مسيرهاي جايگزين براي تردد كشتي‌ها تصميمي مستقل از سوي مسقط نيست، بلكه ناشي از تعهدات بين‌المللي اين كشور است كه بر باز بودن تنگه براي همه تأكيد دارد. به گفته اين ديپلمات پيشين كشورمان بسته شدن تنگه هرمز مي‌تواند بهانه لازم را براي اقدام يا سوءاستفاده برخي كشورها عليه ايران فراهم كند؛ بنابراين هماهنگي كامل با عمان ضروري است، هرچند ايران همانند امريكا عضو كنوانسيون حقوق درياها نيست و تعهدي در اين زمينه ندارد. دلفي در ادامه و با اشاره به سفر آقاي عراقچي به مسقط يادآور شد: به همين دليل، ادامه مذاكرات با عمان و سفر وزير امور خارجه كشورمان به عمان در اين مقطع، اقدامي به‌موقع و ضروري بود؛ زيرا تنگه هرمز پس از دو جنگ اخير همچنان يكي از مهم‌ترين اهرم‌هاي راهبردي ايران محسوب مي‌شود و بايد به گونه‌اي مديريت شود كه ضمن حفظ جايگاه ژئوپليتيكي خود، عبور و مرور كشتي‌ها، امنيت انرژي و اقتصاد جهاني با اختلال مواجه نشود. اين تحليلگر ارشد مسائل سياست خارجي در ادامه با اشاره به تلاش برخي بازيگران براي كاهش وابستگي به تنگه هرمز تصريح كرد: اسراييل از جمله كشورهايي است كه با پيشنهاد احداث خطوط لوله به سمت ايلات و مديترانه، به دنبال ايجاد مسيرهاي جايگزين براي صادرات نفت خليج فارس است. از اين رو، نبايد اجازه داد اين طرح‌ها جايگاه راهبردي تنگه هرمز را تضعيف كند و حفظ اين موقعيت، نيازمند مديريت دقيق و هوشمندانه ايران است.
دلفي در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» در رابطه با اهميت حضور هيات قطري بلافاصله پس‌از آغاز درگيري‌ها در ايران و نتايج ديدار آنها با مقامات كشورمان گفت: توجه داشته باشيم كه اگر ميانجي‌ها حضور نداشتند، اساسا امكان شكل‌گيري مذاكرات مستقيم با امريكا وجود نداشت. بنابراين، هر يك از ميانجي‌ها نقش و جايگاه خاص خود را دارند. قطري‌ها ظرفيت‌هاي ويژه خود را در اين زمينه در اختيار دارند و همان‌گونه كه در اخبار نيز اعلام شد، با هماهنگي امريكا وارد اين روند شدند. در كنار قطر، پاكستان نيز همچنان در حال تلاش است و در ادامه، تركيه، مصر و عربستان سعودي نيز به اين روند پيوسته‌اند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه امريكا به خوبي مي‌داند اگر بحراني كه اكنون شكل گرفته تشديد شود و شرايط به سمت جنگ پيش برود، خود واشنگتن بيش از ديگران متضرر خواهد شد. همان‌گونه كه پيش‌تر اشاره كردم، يكي از دلايل اصلي تلاش امريكا براي خروج تدريجي از منطقه نيز همين مساله است؛ امريكا تمايلي به ماندن در اين وضعيت ندارد. البته در اين ميان، اسراييل نيز همواره تلاش مي‌كند از شرايط موجود براي پيشبرد اهداف خود بهره‌برداري كند. هر زمان كه فرصت فراهم شود، آمادگي خود را براي تشديد درگيري‌ها اعلام مي‌كند و اگر زمينه‌اي ايجاد شود، براي برهم زدن روند موجود اقدام خواهد كرد. مجموعه اين تحولات نشان مي‌دهد كه امريكا از همه ابزارهاي در اختيار خود استفاده مي‌كند تا مذاكرات متوقف يا رها نشود و مسير گفت‌وگوها حفظ شود. به همين دليل نيز از ظرفيت كشورهاي ميانجي بهره مي‌گيرد تا روند مذاكرات ادامه پيدا كند. با اين حال، اگر همواره هدف اصلي خود، يعني تأمين منافع ملي در چارچوب اجراي يادداشت تفاهم را مدنظر داشته باشيم، مي‌توان براي همه اين مواضع و تحولات، تحليل و چارچوب مشخصي ارايه كرد. در چنين شرايطي، هماهنگي ميان ديپلماسي و ميدان اهميت تعيين‌كننده‌اي پيدا مي‌كند. زماني كه اين دو در يك مسير حركت كنند و هر يك به‌صورت جداگانه عمل نكنند، امكان سوءاستفاده از شرايط به حداقل مي‌رسد. خوشبختانه در شرايط كنوني، اين هماهنگي ميان دو مجموعه وجود دارد و هر دو در يك مسير مشترك حركت مي‌كنند. استمرار اين هماهنگي مي‌تواند شرايط را به گونه‌اي مديريت كند كه بيشترين منفعت براي كشور حاصل شود. در كنار اين هماهنگي است كه ميانجي‌ها نيز بي‌ترديد به روند مذاكرات كمك خواهند كرد. البته اين كمك به اين دليل امكان‌پذير است كه آنها پيش از ورود به اين روند، هماهنگي و موافقت امريكا را جلب مي‌كنند؛ زيرا بدون رضايت و هماهنگي واشنگتن، هيچ‌يك از اين كشورها وارد چنين فرآيند حساسي نخواهند شد.
دلفي در ادامه و در خصوص ارزيابي‌اش از رويكرد اسراييل نسبت به تحولات اخير با لحاظ كردن ادعاهايي در خصوص ازسرگيري حملاتش به كشورمان به «اعتماد» گفت: در پي انتشار مواضع انتقام‌جويانه در ايران، نتانياهو هياتي را به امريكا اعزام كرد و ادعاي ترور رييس‌جمهور امريكا را مطرح ساخت و متعاقب آن، اظهارات تند دونالد ترامپ مطرح شد؛ اظهاراتي با اين مضمون كه اگر چنين اتفاقي رخ دهد، امريكا با حملات گسترده موشكي واكنش نشان خواهد داد. اين مواضع، عملا به تشديد فضاي تنش عليه ايران منجر شد. لذا شاهد بوديم كه در ادامه شرايط به گونه‌اي پيش رفت  كه همزمان با ماجراجويي‌هاي تل‌آويو، ترامپ را از لحاظ روحي و رواني به سمت اتخاذ مواضع تندتر سوق داد. البته اين مواضع بايد پاسخ مناسب خود را دريافت كند، اما اين پاسخ بايد با متانت، تدبير و در چارچوب منافع ملي داده شود. در عين حال، نبايد هيچگاه يادداشت تفاهم و منافعي را كه از رهگذر اجراي آن نصيب كشور خواهد شد، از نظر دور داشت. مذاكراتي كه پس از دو جنگ و تحمل آن حجم از خسارت به اين نقطه رسيده است، نبايد با برخي اظهارنظرهاي غيرضروري يا شعارهاي نابهنگام، در مسيري قرار گيرد كه نه افكار عمومي جهان آن را بپسندد و نه زمينه سوءاستفاده براي امريكا و شخص ترامپ فراهم شود. به گفته دلفي بايد توجه داشت كه ترامپ نيز در شرايط خاص داخلي قرار دارد و تنها چند ماه تا انتخابات كنگره امريكا باقي مانده است. انتخابات كنگره براي دولت امريكا اهميت زيادي دارد؛ همان‌گونه كه بازار نفت، وضعيت اقتصاد جهاني و ساير متغيرهاي اقتصادي نيز براي ترامپ از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. بنابراين مجموعه اين عوامل بر مواضع و رفتار او تأثيرگذار خواهد بود. اين ديپلمات پيشين در ادامه خاطرنشان كرد: با اين همه، مهم‌ترين مساله براي ايران آن است كه اين موضوعات را از روند مذاكرات تفكيك كند و مسائل را در چارچوب گفت‌وگوها به نتيجه برساند. شعارها و فضاي تبليغاتي جايگاه خود را دارند، اما مديريت مذاكرات بايد با متانت، صبر، حوصله و توجه مستمر به منافع ملي دنبال شود. به باور دلفي بنابراين اسراييلي‌ها قطعا تمايلي به اجراي اين يادداشت تفاهم ندارند. به تعبيري، بسياري از بازيگران منطقه نيز مايل نيستند اين توافق به مرحله اجرا برسد. حتي برخي از كشورهايي كه امروز از آن استقبال كرده‌اند، اگر منافع خود را در آن تأمين‌شده نبينند، لزوما در مسير تقويت و تثبيت آن گام برنخواهند داشت. بنابراين بايد شرايطي فراهم شود كه اين يادداشت تفاهم در بيشترين بازه زماني ممكن فرصت اجرا و تثبيت پيدا كند و امكان كار روي آن فراهم باشد. البته طبيعي است كه طرف مقابل نيز به دنبال منافع خود باشد. نبايد تصور كنيم تنها ما انتظار كسب منفعت داريم. 
اين ديپلمات اسبق كشورمان در پاريس در ادامه و درباره اجلاس ناتو و تلاش‌هاي ادعايي ترامپ براي ايجاد ائتلافي عليه ايران به «اعتماد» گفت: واقعيت اين است كه ترامپ پس از حضور در اجلاس ناتو انتظار داشت اعضاي اين پيمان از مواضع امريكا عليه ايران حمايت كنند، اما نه در بيانيه پاياني اجلاس و نه در مواضع اعضا، نشاني از چنين همراهي ديده نشد. با وجود نقش محوري امريكا در ناتو و افزايش چشمگير بودجه نظامي اعضا در سال‌هاي اخير، واشنگتن نتوانست حمايت مورد انتظار خود را جلب كند. به گفته دلفي اگر امريكا قصد ايجاد ائتلافي عليه ايران را داشت، ناتو بهترين و در دسترس‌ترين بستر براي اين كار بود، اما حتي در اين چارچوب نيز موفق نشد. حساسيت موضوع ايران، تنگه هرمز و امنيت خليج فارس باعث شده كشورهاي اروپايي به اين جمع‌بندي برسند كه اين بحران از مسير جنگ حل نمي‌شود و تنها راه مديريت آن، مذاكره است. از اين رو، وقتي واشنگتن نتوانسته در ناتو اجماع ايجاد كند، شكل‌گيري ائتلافي گسترده‌تر در خارج از اين پيمان نيز بعيد به نظر مي‌رسد. دلفي در ادامه با اشاره به رويكرد كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس در قبال مطالبات ترامپ مبني بر ايجاد ائتلافي منطقه‌اي عليه ايران گفت: اگرچه اين كشورها پايگاه‌هاي نظامي خود را در اختيار امريكا قرار داده‌اند و واشنگتن نيز در جنگ از ظرفيت آنها استفاده كرده است، اما دولت‌هاي منطقه به خوبي مي‌دانند ناگزير از همزيستي با ايران هستند و به همين دليل، همراه كردن آنها در قالب يك ائتلاف پايدار عليه تهران كار آساني نخواهد بود. اين تحليلگر مسائل سياست خارجي همچنين يادآور شد: از دوران رياست‌جمهوري باراك اوباما، راهبرد كلان امريكا بر كاهش حضور مستقيم در خاورميانه و تمركز بر مهار چين استوار شده است. اگرچه خاورميانه همچنان براي واشنگتن اهميت دارد، اما اولويت راهبردي امريكا به شرق آسيا منتقل شده است. از سوي ديگر، امريكا طي دو سال گذشته بخش قابل‌توجهي از ذخاير تسليحاتي خود را در منطقه مصرف كرده و ادامه جنگ، اين كشور را ناچار خواهد كرد تجهيزات بيشتري را از مناطقي چون ژاپن، كره‌جنوبي و تايوان به خاورميانه منتقل كند؛ اقدامي كه با توجه به زمان‌بر بودن بازسازي ذخاير نظامي، براي واشنگتن هزينه‌بر خواهد بود. به گفته دلفي، مجموعه اين عوامل نشان مي‌دهد امريكا در سطح راهبردي به دنبال پايان دادن آبرومندانه به بحران و تمركز بر رقابت با چين است؛ هرچند اين به معناي خروج كامل از منطقه يا واگذاري آن به ايران نيست، بلكه واشنگتن همچنان خواهد كوشيد توازن قوا را حفظ و سياست‌هاي خود را براي افكار عمومي داخلي و بين‌المللي توجيه كند.