به گزارش ایرنا، چالش قلعه مارکوه از جایی آغاز شد که مقصد گردشگری شدن، پیش از حفاظت و شناخت کامل این میراث تاریخی در دستور کار قرار گرفت.
قلعهای که تنها یک فصل کاوش باستانشناسی را پشت سر گذاشته بود، سالها بدون اعتبار کافی برای ادامه پژوهش و حفاظت رها ماند و در نهایت ورود بیضابطه گردشگران به فضای داخلی آن، به از بین رفتن بخشی از فضاهای کاوششده انجامید.
حالا مارکوه در شرایطی قرار گرفته که با افزایش مطالبه عمومی برای نجات این بنای تاریخی، تأمین اعتبار برای ادامه کاوشها، حفاظت اضطراری و ساماندهی اصولی آن، بیش از گذشته به یک ضرورت تبدیل شده است.
حتماً این عبارت پرتکرار به گوشتان خورده، یا دستکم در مواجهه با آثار تاریخی ایران و مقایسه آن با نمونههای خارجی چنین جملهای از ذهنتان گذشته است: «آثار تاریخی ما مخروبهاند و آثار تاریخی آنها منبع درآمد.» این جمله سالهاست در روایتهای عمومی درباره میراث فرهنگی ایران تکرار میشود؛ روایتی که اگرچه بیراه نیست، اما تنها بخشی از واقعیت را بازگو میکند.
آنچه کمتر به آن پرداخته میشود این است که ارزش اقتصادی بسیاری از بناها و محوطههای تاریخی جهان، نتیجه درک ارزش فرهنگی آنها و به دنبال آن، تأمین مستمر اعتبار برای پژوهش، کاوش و حفاظت است؛ آثاری که پیش از تبدیل شدن به مقصد گردشگری و قرار گرفتن در معرض بازدید عمومی، سالها زیر ذرهبین باستانشناسان قرار گرفتهاند، با اعتبارات مستمر کاوش و حفاظت شدهاند، عرصه و حریم آنها تعیین تکلیف شده و سپس با برنامهریزی علمی به سایتهای تاریخی تبدیل شدهاند.
در این تجربهها، گردشگری محصول حفاظت از میراث فرهنگی است؛ چراکه بنای تاریخی با این میزان حساسیت و شکنندگی، نمیتواند بدون پشتوانه پژوهشی و حفاظتی، به شکل رهاشده در معرض رفتوآمد گردشگران قرار گیرد.

این مسیر را میتوان در نمونههای ایرانی همچون قلعهرودخان و قلعه الموت که به واسطه وجود این بناها به مقصد گردشگری تبدیل شدهاند و نیز در نمونههای موفق خارجی مشاهده کرد. برای نمونه، قلعه اسپیش در اسلواکی پس از سالها کاوش، مستندسازی و حفاظت، از یک بنای نیمهویران به یکی از شاخصترین سایتهای تاریخی اروپا و میراث جهانی یونسکو تبدیل شد.
در قلعه بامبورگ انگلستان نیز کاوشهای باستانشناسی پس از چند دهه همچنان ادامه دارد و یافتههای هر فصل، به بخشی از تجربه بازدید گردشگران تبدیل میشود. قلعه دوور نیز پیش از آنکه یکی از پربازدیدترین بناهای تاریخی بریتانیا باشد، سالها موضوع پژوهش، کاوش و حفاظت بود تا لایههای مختلف تاریخ آن برای بازدیدکنندگان قابل روایت شود. وجه مشترک همه این نمونهها، تداوم سرمایهگذاری در پژوهش و حفاظت است؛ اقدامی که ارزش فرهنگی را به ارزش اقتصادی پیوند زده است.

مارکوه؛ قلعهای در انتظار اعتبار برای نجات
در این بین قلعه تاریخی مارکوه در ۶ کیلومتری شرق شهر رامسر که قدمت آن به قرن سوم هجری بازمیگردد و سال ۱۳۷۹ با شماره ۳۴۸۴ به عنوان یک اثر تاریخی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است؛ درست در نقطه مقابل مسیر قلعههای گفته شده و تجربه موفق حفاظت و بهرهبرداری از میراث تاریخی قرار گرفته است.
چون تنها فصل کاوش باستانشناسی این بنای تاریخی در سال ۱۳۸۲ انجام شد و همان کاوش، بخشی از فضاهای داخلی قلعه را آشکار کرد، اما هیچگاه ادامه نیافت. این وضعیت از یک سو حفاظت از بنا را با دشواری روبهرو کرد و از سوی دیگر، اجرای هرگونه برنامه اصولی برای احیا و بهرهبرداری گردشگری را به تعویق انداخت.
به دلیل نبود اعتبار و در ادامه، مواجهه با آسیبهای انسانی و طبیعی، این قلعه برای مدتها نهتنها رنگ رسیدگی و حفاظت را به خود ندید، بلکه در سایه ابلاغ نشدن حریم مصوب و با ساختوسازهای مرتفع که هویت و یکپارچگی قلعه را تحت تأثیر قرار داد، تا مرز زوال و تهدید منظر پیش رفت.

سال ۱۴۰۱، در حالی که در سفر ریاست جمهوری دولت سیزدهم وعده اختصاص ۳ میلیارد تومان اعتبار برای تداوم کاوش این قلعه تاریخی داده شده بود، پیگیریها نشان میدهد این اعتبار تخصیص پیدا نکرده و تاکنون رایزنیها برای دریافت اعتبار و ازسرگیری کاوشهای باستانشناسی بینتیجه مانده است.
این در حالی است که کارشناسان بارها تأکید کردهاند محوطه درونی قلعه به دلیل ورود بیضابطه گردشگران باید مسدود شود؛ هشداری که مورد توجه قرار نگرفت و اکنون تمامی فضاهای کاوششده داخل قلعه از بین رفته و اثری از کاوشهای باستانشناسی و فضاهای شناساییشده باقی نمانده است.
طی روزهای اخیر، تصاویری از شهروندان کتالمی پیرامون وضعیت نامناسب ورودی قلعه و وجود علفهای هرز به ایرنا ارسال شد. در جریان پیگیری این موضوع از سوی خبرنگار ایرنا، اگرچه مسیر طی ۲۴ ساعت از سوی شهرداری منطقه پاکسازی شد، اما بار دیگر موضوع ارزشمندی و حساسیتهای این بافت تاریخی و نیاز به تأمین بودجه را برجسته کرد.
در همین ارتباط، رئیس میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری رامسر با اشاره به اینکه این نهاد بارها موضوع پاکسازی و ارزش این بنا را به شهرداری و شورای شهر یادآوری کرده است، به خبرنگار ایرنا گفت: قلعه تاریخی مارکوه بیش از هر اقدامی نیازمند اعتبار برای کاوشهای باستانی و اقدامات حفاظتی است.
ابوطالب علیپناه با اشاره به اینکه نامهنگاری پیرامون دریافت اعتبار با ادارهکل میراث فرهنگی مازندران انجام شده است، تصریح کرد که به دلیل شرایط جنگی تحمیلی ناشی از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، تأمین اعتبار برای این بنای تاریخی با چالش مواجه شده است.
علیپناه با اشاره به نقش شهرداری و شورای شهر در تأمین اعتبار برای اقدامات حفاظتی این بنای تاریخی تأکید کرد: اگرچه بخشی از فضای پیرامونی این قلعه تاریخی متعلق به منابع طبیعی است، طی سالهای گذشته این محوطه در قالب یک قرارداد ۲۵ ساله و با کتابچه طرح، برای فعالیتهای سرمایهگذاری در اختیار شهرداری قرار گرفت، اما در این بازه زمانی اتفاقی رخ نداد.
وی تصریح کرد: با این وجود، شهرداری میتواند برای حفاظت از این بنای تاریخی، با توجه به اینکه قلعه در محدوده شهری قرار دارد و گردشگران زیادی به آن مراجعه میکنند، اعتبار تخصیص دهد.

از حفاظت تا درآمد؛ نسخه نجات قلعه مارکوه برای گردشگری پایدار
تجربه بناهای تاریخی موفق در جهان نشان میدهد مسیر رسیدن به گردشگری پایدار از حفاظت، پژوهش و مدیریت علمی میگذرد؛ مسیری که به گفته کارشناسان، در بسیاری از موارد در ایران با جابهجایی اولویتها مواجه شده و بهرهبرداری گردشگری پیش از آماده شدن الزامات حفاظتی مورد توجه قرار گرفته است. قلعه مارکوه نیز نمونهای از همین چالش است؛ اثری که ظرفیت تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری فرهنگی را دارد، اما پیش از هر اقدامی نیازمند تکمیل مطالعات، ادامه کاوشهای باستانشناسی و برنامه حفاظتی جامع است.
در همین ارتباط یک کارشناس میراث فرهنگی در اینباره معتقد است: اشتباهی که سالها در مواجهه با بناهای تاریخی تکرار شده، این است که گردشگری را مقدم بر حفاظت دانستهایم؛ در حالی که تجربههای موفق جهانی نشان میدهد مقصد گردشگری زمانی شکل میگیرد که یک اثر تاریخی ابتدا از نظر پژوهشی، حفاظتی و مدیریتی به ثبات برسد. قلعهها و محوطههای تاریخی صرفاً ساختمانهای قدیمی نیستند، بلکه اسناد زنده تاریخیاند و هرگونه بهرهبرداری گردشگری بدون تکمیل مطالعات باستانشناسی، تعیین عرصه و حریم و ایجاد زیرساختهای حفاظتی میتواند به نابودی ارزشهای اصلی اثر منجر شود.
سیامک کلاهدوز افزود: قلعه مارکوه ظرفیت تبدیل شدن به یک سایت مهم گردشگری فرهنگی در غرب مازندران را دارد، اما این ظرفیت زمانی بالفعل میشود که نگاه به آن از یک فضای صرفاً بازدیدی به یک محوطه تاریخی مدیریتشده تغییر کند. نخستین گام، تأمین اعتبار برای ادامه کاوشها، حفاظت اضطراری و تهیه یک برنامه جامع مدیریتی است؛ چراکه درآمد گردشگری باید نتیجه حفاظت اصولی از میراث باشد، نه اینکه جایگزینی برای آن باشد.

به گزارش ایرنا، مارکوه برای تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری، بیش از هر چیز به نجات و حفاظت نیاز دارد؛ چراکه تجربه بناهای تاریخی موفق نشان داده گردشگری از دل حفاظت شکل میگیرد، نه جایگزین آن. اکنون تأمین اعتبار برای ادامه کاوشها، حفاظت و مرمت این قلعه، مطالبهای عمومی برای حفظ بخشی از هویت تاریخی منطقه است.
قلعه مارکوه در ۶ کیلومتری شرق شهر رامسر و سه کیلومتری ساحل دریا شهر کتالم واقع است. این قلعه سال ۷۹ با شماره ۳۴۸۴ به عنوان یک اثر تاریخی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.
باستان شناسان بر اساس کاوش هایی که سال ۸۲ روی این قلعه انجام دادند، کاربرد آن را یک دژ استراتژیک در منطقه ارزیابی کردند و معتقد هستند که قدمت آن نیز به دوره اسلامی و احتمالا قرن سوم هجری قمری باز می گردد.
این دژ نظامی که برج و باروهایش همچنان پابرجاست و به بام شهرستان رامسر شهرت دارد، قلعه ای در ارتفاع ۵۰۰ متری از سطح دریا و بر فراز کوهی با همین نام است که همگان را به تماشای چشم اندازی حیرت انگیز و پهنه وسیعی از دریا ،سر سبزی زمین های چای و شالی و کوه های اطراف دعوت می کند. وقتی بر فراز این قلعه می ایستی براحتی می توانی از شمال تا دریا، از شرق تا تنکابن، از غرب تا رامسر و از جنوب نیز کوه های البرز را تحت نظر بگیری.