امروزه يكي از چالشبرانگيزترين حوزههاي امنيت ملي در عصر جديد، «امنيت سايبري- فيزيكي» است كه در مطالعات «جنگهاي شناختي و تكنولوژيك» به اين مهم پرداخته ميشود. جنگي نوين با تركيبي از هوش مصنوعي (AI)، بينايي ماشين، تحليل بيومتريك و پهپادهاي خودگردان. در سالهاي اخير رژيم تروريست اسراييل با بهرهگيري از چنين قابليتهاي فناورانه و پيچيدهاي توانست مقامات ارشد نظامي و رهبران سياسي جبهه مقاومت در لبنان و فلسطين را ترور كند و در دو جنگ تحميلی سال گذشته هم تعداد قابل توجهي از سرداران و دانشمندان هستهاي ما را به شهادت برساند و در نهايت متاسفانه اين فناوري به كمك رژيم صهيونيستي آمد و بيت رهبر معظم انقلاب هم از تهاجم ددمنشانه تروريستهاي صهيوني- امريكايي در امان نماند.
با اين حال برخي فعالان سياسي غافل از تحولات فناورانه و به ويژه ابزارهاي هوش مصنوعي در شناسايي محل اقامت و اختفاي اهدافشان با شاخصههاي بيومتريك ايشان از جمله صوت و تصوير و الگوهاي رفتاري از ظاهر نشدن رهبر جديد انقلاب و برخي از سران بلندپايه نظام ابراز نگراني و شكوه كرده و خواستار حضورشان در جامعه هستند، بيآنكه به تبعات و پيامدهاي خسارتبار و جبرانناپذير آن انديشه كنند.
از اين رو در اين گفتار با بهرهگيري از بخشهايي از كتاب در دست تاليفم (سواد هوش مصنوعي) درصدد تبيين چرايي و پاسخ به اين سوال اساسي هستم تا ضمن روشنگري، رجل سياسي عاليرتبه و صاحبنام هم بيش از گذشته براي حفظ جانشان توصيههايي كه در ادامه ذكر ميشود را جدي بگيرند تا دشمنان خبيث را از نيل به اهداف شومشان نااميد سازند. براي مقابله با چنين تهديدات پيشرفتهاي در سطح جامعه و نهادهاي سياسي، اقدامات بايد در سه لايه «تكنولوژيك»، «استراتژيك/ساختاري» و «اجتماعي» انجام شود:
لايه تكنولوژيك (مقابله با هوش مصنوعي)
هوش مصنوعي بر پايه داده عمل ميكند. براي مقابله با آن، بايد «دادههاي هدف» را براي سيستم دشمن مبهم يا تخريب كرد:
- تكنولوژيهاي ضد تشخيص: استفاده از پوششهايي يا ابزارهايي كه از الگوهاي شناسايي هوش مصنوعي جلوگيري ميكنند (مانند پوششهاي مادون قرمز يا الگوهاي پوششي كه باعث ايجاد اختلال در الگوريتمهاي تشخيص چهره ميشوند).
- امنيت صوتي: براي مقابله با تحليل كيفيت صوت، استفاده از سيستمهاي «جنگ الكترونيك صوتي» يا ايجاد نويزهاي محيطي كنترلشده كه باعث ميشود هوش مصنوعي نتواند امضاي صوتي فرد را با دقت استخراج كند.
- امنيت بيومتريك: محدود كردن حضور فيزيكي در مكانهاي باز و استفاده از سيستمهاي تأييد هويت چندگانه كه فراتر از چهره و صدا باشد.
لايه استراتژيك و ساختاري (تغيير الگوي حضور) - دشمن زماني موفق ميشود كه بتواند «الگو»ها را شناسايي كند. امنيت در برابر هوش مصنوعي يعني «ناشناس ماندن از طريق تغيير الگو»:
- شكستن الگوهاي رفتاري: هوش مصنوعي بر اساس تكرار و پيشبيني رفتار عمل ميكند. تغيير ناگهاني در زمان، مكان، مسير و نحوه حضور شخصيتهاي كليدي، باعث ميشود الگوريتمهاي رصدكننده دچار خطاي محاسباتي شوند.
- امنيت در فضاي پراكنده: به جاي تمركز قدرت و حضور در نقاط مشخص و ثابت، استفاده از حضور پراكنده و مديريت از راه دور ميتواند ريسك ترورهاي هدفمند را كاهش دهد.
- پدافند هوايي و الكترونيك: تقويت توان پدافندي براي شناسايي و انهدام پهپادهاي خودگردان در حال چرخش در آسمان و همچنين ايجاد سپرهاي الكترومغناطيسي براي مختل كردن ارتباطات پهپادهاي رصدگر با مركز كنترل.
لايه اجتماعي و امنيتي (مقابله با نفوذ و جمعآوري داده) - هوش مصنوعي براي آموزش ديدن، نياز به دادههاي جمعآوري شده از جامعه دارد. تهديد از درون جامعه هم آغاز ميشود:
- امنيت دادهها: بسياري از ابزارهاي رصد، از طريق دادههاي منتشر شده در شبكههاي اجتماعي (عكسها، ويدئوها، صداها) آموزش ميبينند. افزايش آگاهي جامعه درباره اينكه چه اطلاعاتي (حتي به صورت ناخواسته) در فضاي مجازي منتشر ميشود، از جمعآوري «ديتا» توسط دشمن جلوگيري ميكند.
- مقابله با جاسوسي ديجيتال: آموزش متخصصان و مسوولان براي استفاده از ابزارهاي ارتباطي امن و پرهيز از استفاده از تجهيزات الكترونيكي در محيطهاي حساس كه ميتواند امضاي ديجيتال يا صوتي آنها را لو بدهد.
- آمادگي رواني و هوشياري: جامعه و به ويژه رجل صاحبنام سياسي بايد نسبت به اين موضوع آگاه باشند كه «ديده شدن» در فضاي ديجيتال، لزوما امنيت ايجاد نميكند، بلكه ميتواند به يك ابزار رديابي تبديل شود.
در كل براي اينكه رهبران و سران عاليرتبه نظام هدف تهاجم قرار نگيرند، بايد از حالت «پاسخدهنده» به حالت «پيشكننده» تغيير وضعيت دهند. يعني به جاي اينكه منتظر بمانند تا پهپاد شناسايي كند، بايد:
۱ - دادهها را مسموم كنند (دادههايي كه هوش مصنوعي از ما ميگيرد حتي اگر غلط يا ناقص باشد).
۲ - الگوها را نابود كنند (رفتارشان قابل پيشبيني نباشد).
۳ - فضاي فيزيكي را مختل كنند (با استفاده از پدافند الكترونيك و سيستمهاي ضد پهپاد).
در واقع، سرداران، سران سه قوه و رهبران سياسي بايد بدانند كه در جنگ با هوش مصنوعي، «ابهام» بزرگترين سلاح دفاعي آنهاست. هر چقدر آنها براي سيستمهاي رصدگر، «قابل پيشبيني» و «شفاف» نباشند، قدرت هوش مصنوعي در شناساييشان به حداقل ميرسد. اميد است كارشناسان خواهان حضور رهبر معظم انقلاب و سران سه قوه و سرداران بنام در مجامع عمومي با مطالعه اين يادداشت آگاهي بخش از پافشاري بر اين مطالبه احساسي و خام انديشانه اجتناب كنند.
چگونگي مقابله با تهديدات سايبري و ابزارهاي كشف
محمد مهدي فتوره چي
صاحبخبر -
∎