شناسهٔ خبر: 78862739 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: ویجیاتو | لینک خبر

۱۰ استودیوی بازی‌سازی که اعتماد گیمرها را از دست دادند

صاحب‌خبر - سال‌ها طول می‌کشد تا یک استودیو با بازی‌های خوب، ارتباط صمیمی با جامعه و رفتار منصفانه، اعتماد بازیکنان را جلب کند. اما این اعتماد، گاهی در عرض یک شب و با یک تصمیم اشتباه، برای همیشه از بین می‌رود. صنعت بازی‌های ویدیویی پر است از استودیوهایی که روزگاری روی شانه‌های طرفداران قرار داشتند و حالا تبدیل به نماد ناامیدی و بی‌اعتمادی شده‌اند. بعضی با عرضه‌ی بازی‌های ناقص، بعضی با رفتارهای غیراخلاقی با کارکنان و بعضی با سیاست‌های سودجویانه، جایگاه خود را از یک نام محبوب به یک زنگ خطر برای گیمرها تبدیل کرده‌اند. در ویجیاتو، این بار سراغ ده استودیوی بازی‌سازی رفته‌ایم که اعتماد گیمرها را در طول سال‌ها از دست دادند. با ما همراه باشید. فهرست محتوا 1 Bungie 2 BioWare 3 Electronic Arts 4 Bethesda 5 Ubisoft 6 Sony 7 Konami 8 CD Projekt Red 9 Activision Blizzard 10 Microsoft Bungie بانجی، استودیوی افسانه‌ای سازنده‌ی Halo و سپس بازی محبوب Destiny، سال‌هاست که رابطه‌ی پرنوسانی با طرفداران خود دارد. یکی از بحث‌برانگیزترین اقدامات این استودیو، معرفی گنجینه محتوا در سال ۲۰۲۰ بود؛ سیستمی که طی آن بخش‌های بزرگی از بازی Destiny 2، از جمله کل کمپین اصلی، از بازی حذف شدند. این محتوای حذف‌شده آنقدر غیرقابل‌دسترس شده که حتی خود بانجی هم نمی‌تواند آن را برای یک دادگاه پخش کند و به جای آن مجبور شده به ویدیوهای ساخته‌شده توسط طرفداران ارجاع دهد. این تصمیم باعث شد بسیاری از بازیکنان احساس کنند که پول و زمانی که برای محتوای بازی صرف کرده‌اند، به هدر رفته است. پنج سال بعد از این تصمیم، هنوز هم جامعه‌ی بازیکنان از گنجینه محتوا به عنوان یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌ها به اعتبار بازی یاد می‌کنند. اگرچه بانجی همچنان طرفداران پروپاقرصی دارد، اما روزبه‌روز بر تعداد کسانی که به آینده‌ی این استودیو و بازی‌هایش شک دارند، افزوده می‌شود. BioWare بیوویر روزگاری نماد داستان‌سرایی عمیق و انتخاب‌های اخلاقی در بازی‌های نقش‌آفرینی بود؛ استودیویی که آثاری فراموش‌نشدنی مثل Baldur's Gate، Mass Effect و Dragon Age: Origins را خلق کرد. اما در سال‌های اخیر، این استودیو به سمت ساخت بازی‌های سرویسمحور و دنبال کردن روندهای بازار کشیده شد و از هویت اصلی خود دور افتاد. نقطه‌ی اوج این انحراف، بازی Anthem در سال ۲۰۱۹ بود. پشت پرده‌ی این شکست، مشکلات ساختاری عمیقی نهفته بود: فشار برای ساخت یک بازی لایو سرویس و استفاده از موتور Frostbite که برای چنین بازی‌هایی مناسب نبود. بازی نام‌آشنای Anthem آنچنان با مشکلات فنی و طراحی روبرو بود که حتی تلاش‌های طرفداران برای احیای آن پس از خاموش شدن سرورها، به دلیل پیچیدگی‌های موتور Frostbite، با دشواری روبرو شده است. بیوویر با این شکست، عملاً به یک استودیوی تک‌پروژه‌ای تبدیل شده و تمام تمرکز خود را بر ساخت بازی جدید Mass Effect گذاشته است. اما آیا می‌تواند اعتماد از دست رفته را بازگرداند؟ این سوالی است که هنوز بی‌پاسخ مانده است. Electronic Arts الکترونیک آرتز شاید کهنه‌کارترین عضو این لیست باشد. این شرکت سال‌هاست که به قاتل استودیوها معروف شده؛ استودیوهای محبوب و خلاقی مثل Westwood، Bullfrog، Maxis و Pandemic را خریداری کرده و پس از مدتی به دلایل مالی تعطیلشان کرده است. اما بزرگ‌ترین ضربه به اعتماد بازیکنان، سیاست‌های تجاری این شرکت بوده است. جنجال‌های مربوط به لوت‌باکس‌ها در بازی Star Wars Battlefront II در سال ۲۰۱۷ آنقدر گسترده شد که حتی بحث تغییر قوانین در مورد قمار در بازی‌های ویدیویی را به راه انداخت. علاوه بر این، شهرت EA به پر کردن بازی‌هایش از ریزپرداخت‌های اعتیادآور، مثل سری FIFA، باعث شده که بازیکنان این شرکت را نماد حرص و طمع بدانند. برای بسیاری، خرید یک بازی از EA یعنی آماده شدن برای بمباران شدن با درخواست‌های پرداخت درون‌برنامه‌ای. الکترونیک آرتز با این رویه، سال‌هاست که اعتماد جامعه‌ی گیمرها را از دست داده و هر بازی جدیدش با شک و تردید فراوانی روبرو می‌شود. Bethesda روزی روزگاری، بتسدا را با دنیاهای باز و پرجزئیاتش می‌شناختیم؛ بازی‌هایی که حس زندگی در یک جهان واقعی را به ما می‌دادند. اما سال‌هاست که این استودیو دارد اعتماد طرفدارانش را یکی پس از دیگری از دست می‌دهد. نقطه‌ی اوج این بی‌اعتمادی، عرضه‌ی فاجعه‌بار Fallout 76 در سال ۲۰۱۸ بود. بازی‌ای که باگ‌های بیشمار، نبود هیچ شخصیت غیرقابلبازی و تصمیمات عجیبی مثل عرضه‌ی نسخه‌ی ۲۰۰ دلاری با یک کیسه‌ی نایلونی به جای برزنتی که تبلیغ شده بود، طرفداران وفادار را شوکه کرد. Fallout 76 آنقدر شرایط بدی داشت که پیت هاینز، معاون سابق بازاریابی بتسدا، این ماجرا را احمقانه‌ترین کاری که در بتسدا کرد نامیده است. حتی سال‌ها بعد، اعتماد به بتسدا بازنگشته است. بازی Starfield که در سال ۲۰۲۳ با تیتراژ نسل‌بعدی عرضه شد، با واکنش‌های بسیار متفاوتی روبرو شد و بسیاری از بازیکنان آن را تکراری و خالی از عمق‌های وعده‌داده‌شده یافتند. گزارش‌هایی از اخراج‌های گسترده و رفتار با کارکنان به عنوان استفاده، تحقیر و دور انداختن به گوش می‌رسد که تصویر این استودیو را بیش از پیش تخریب کرده است. برای بسیاری، بتسدا دیگر آن استودیوی محبوب سازنده‌ی اسکایریم نیست و نامش حالا یادآور وعده‌های پوچ و بازی‌های ناقص است. Ubisoft یوبی‌سافت، غول فرانسوی صنعت بازی، سال‌هاست که به نماد تکراری‌ترین عناوین جهان‌باز تبدیل شده است. فرمول همیشگی برج بالا برو، منطقه را باز کن، مأموریت تکراری انجام بده در عناوینی مثل Far Cry، سری دوست داشتنی اساسینز کرید و Watch Dogs سال‌هاست که جواب نمی‌دهد و بسیاری از بازیکنان از این رویه‌ی خسته‌کننده فرار کرده‌اند. اما آنچه اعتماد طرفداران را به طور جدی خدشه‌دار کرده، رفتارهای داخلی این شرکت است. در سال ۲۰۲۰، اتهامات گسترده‌ی آزار جنسی علیه مدیران ارشد یوبی‌سافت مطرح شد که به اخراج چندین تن از جمله سرژ هاسکوئت، مدیر ارشد خلاقیت، و یانیس مالا، مدیر استودیوهای کانادا، منجر شد. جدیدترین جنجال‌ها، بازگشت اجباری کارمندان به اداره در سال ۲۰۲۶ و لغو چندین پروژه بوده است. چنان که حتی نمایندگان اتحادیه‌های کارگری یوبی‌سافت به صراحت خواستار کناره‌گیری ایو گیلمو، مدیرعامل این شرکت شده‌اند و گفته‌اند تا زمانی که او در رأس کار است، نمی‌توان به مدیریت اعتماد کرد. یوبی‌سافت با این کارنامه، یکی از منفورترین شرکت‌های بازیسازی دنیا لقب گرفته است و هر بار که نامش را می‌شنویم، پیش از هر چیز به یاد تصمیمات عجیب و رفتارهای بحث‌برانگیزش می‌افتیم. Sony سونی، به عنوان یکی از دو غول اصلی صنعت کنسول‌های خانگی، در سال‌های اخیر با موجی از انتقادات از سوی جامعه‌ی گیمرها مواجه شده است. سیاست‌های انحصارگرایانه‌ی سونی، به ویژه در خرید انحصاری بازی‌های تریپل‌ای و عدم تمایل به عرضه‌ی بازی‌های انحصاری خود روی پلتفرم‌های دیگر، همواره مورد نقد کاربران بوده است. افزایش قیمت اشتراک PlayStation Plus، کنسول PlayStation 5 Pro با قیمت بسیار بالا، و تعطیلی برخی از استودیوهای محبوب زیرمجموعه‌ی خود، موجی از نارضایتی را در میان جامعه‌ی طرفداران ایجاد کرده است. این تصمیمات نشان می‌دهد که سونی، مثل بسیاری از شرکت‌های بزرگ این لیست، بیش از هر چیز به فکر منافع اقتصادی است و این رویکرد، اعتماد بخشی از جامعه‌ی گیمرها را که زمانی سونی را نماد بازی‌های باکیفیت انحصاری می‌دانستند، خدشه‌دار کرده است. Konami کونامی، استودیوی افسانه‌ای سازنده‌ی عناوینی مثل Metal Gear Solid، Silent Hill و Castlevania، شاید در طولانی‌مدت بیش از هر شرکت دیگری در این لیست، به اعتماد بازیکنان خیانت کرده باشد. همه‌گیری ماجرا از سال ۲۰۱۵ آغاز شد، زمانی که این شرکت با هیدئو کوجیما، نابغه‌ی سازنده‌ی سری Metal Gear، به شدت اختلاف پیدا کرد. هزینه‌های بالای ساخت Metal Gear Solid V که تخمین زده می‌شود بیش از ۸۰ میلیون دلار بوده، یکی از دلایل اصلی این اختلاف عنوان شده است. از آن زمان تا امروز، کونامی بیشتر به ساخت ماشین‌های پاچینکو و بازی‌های موبایل روی آورده و از خلق آثار بزرگ و بلاک‌باستری فاصله گرفته است. حتی امروز هم وقتی صحبت از بازگشت فرنچایز Silent Hill می‌شود، بسیاری با نگرانی به کونامی نگاه می‌کنند، چرا که اعتماد به این شرکت به عنوان یک ناشر خلاق، سال‌هاست که از بین رفته است. CD Projekt Red سی‌دی پروجکت رد، استودیوی محبوب لهستانی، با سری The Witcher به یکی از محبوب‌ترین شرکت‌های جهان تبدیل شد. آنها به عنوان قهرمان صنعت بازی معرفی می‌شدند؛ شرکتی که به بازیکنان احترام می‌گذاشت و بازی‌هایش را بدون ریزپرداخت‌های مزاحم و با عشق عرضه می‌کرد. اما این اعتماد با عرضه‌ی فاجعه‌بار Cyberpunk 2077 در دسامبر ۲۰۲۰ نابود شد. بازی روی کنسول‌های نسل قبل آنچنان غیرقابل‌بازی و پر از باگ بود که سونی مجبور شد آن را از فروشگاه خود حذف کند و به خریداران بازپرداخت انجام دهد. پیش از عرضه، سی‌دی پروجکت به کارکنان خود قول داده بود که هیچ‌گاه فشار کاری غیرانسانی اعمال نکند، اما در ساخت Cyberpunk 2077 کارکنان تحت فشار شدید و ساعات کاری طاقت‌فرسا قرار گرفتند. سی‌دی پروجکت با این حرکت، یک‌شبه از یک استودیوی محبوب به نماد فریب مصرف‌کننده تبدیل شد و اعتماد میلیون‌ها بازیکن را برای همیشه از دست داد. Activision Blizzard استودیوی اکتیویژن بلیزارد شاید کامل‌ترین نمونه‌ی یک شرکت باشد که اعتماد گیمرها را در تمام ابعاد از دست داده است. این شرکت، هم از نظر رفتار با کارکنان و هم از نظر کیفیت بازی‌هایش، در مرکز جنجال‌های بیشماری قرار داشته است. در سال ۲۰۲۱، دولت کالیفرنیا از این شرکت به دلیل تبعیض و آزار جنسی گسترده در محیط کار شکایت کرد و آن را به داشتن فرهنگی متهم نمود که به محیطی برای آزار و تبعیض علیه زنان تبدیل شده بود. این پرونده منجر به خروج جی. آلن براک، رئیس استودیوی بلیزارد، و راهپیمایی اعتراضی کارکنان شد. در کنار مسائل داخلی، کیفیت بازی‌های این شرکت نیز به شدت افت کرده است. عرضه‌ی فاجعه‌بار Warcraft III: Reforged، تبدیل شدن Overwatch 2 به یک به‌روزرسانی اجباری که بازی قبلی را از بین برد، و تکرار سالانه‌ی مجموعه‌های Call of Duty با تغییرات جزئی، همه و همه باعث شده که طرفداران وفادار این شرکت، به یک شرکت بی‌تفاوت به نظر مصرف‌کنندگان و کارکنانش نگاه کنند. Microsoft مایکروسافت، در تلاش برای تبدیل شدن به بزرگ‌ترین بازیگر صنعت گیم، با هزینه‌ای گزاف شرکت اکتیویژن بلیزارد را خریداری کرد تا قدرت خود را در بازار تثبیت کند. اما به جای اینکه این حرکت منجر به تولید بازی‌های بهتر شود، موج عظیمی از اخراج‌ها، تعطیلی استودیوها و بی‌ثباتی را در پی داشت. جالب اینجاست که تازه پس از این خرید بود که مایکروسافت دست به اخراج‌های گسترده‌ای در استودیوهای تازه خریداری‌شده زد و عملاً اعتماد همه را به وعده‌ی حمایت از خلاقیت خدشه‌دار کرد. کارکنان استودیوی مونترال بتسدا که برخی از آنها تا ده سال سابقه‌ی کار داشتند، در یک تماس سه دقیقه‌ای اخراج شدند. این رفتارها باعث شده تا تصویر مایکروسافت، که زمانی به عنوان یک شرکت دوست‌داشتنی برای بازیکنان رایانه‌های شخصی شناخته می‌شد، به شدت تخریب شود و بسیاری به وعده‌های این غول فناوری برای آینده‌ی صنعت بازی بدبین شوند.