شناسهٔ خبر: 78861147 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: شهرآرانیوز | لینک خبر

انتظار بلندترین روایت بود

در روزی که فاصله میان مردم و حرم، با اشک، دعا و دلدادگی پیموده شد، همه چشم‌ها به یک مسیر دوخته ماند.

صاحب‌خبر -

صبح پنجشنبه ۱۸ تیرماه مشهد، حال و هوای دیگری داشت.

از نخستین ساعت‌های بامداد، خیابان امام رضا (ع) دیگر فقط یک مسیر منتهی به حرم نبود؛ رودخانه‌ای از دل‌هایی بود که از دور و نزدیک آمده بودند تا در آخرین بدرقه، سهمی از تاریخ داشته باشند.

زائران و همشریانم، آرام و بی‌صدا، جای خود را در امتداد خیابان گرفته بودند. برخی قرآن در دست داشتند، بعضی تسبیح می‌گرداندند و عده‌ای فقط چشم به مسیری دوخته بودند که قرار بود پیکر رهبر شهید از آن عبور کند. آنجا، انتظار، بلندترین روایت آن روز بود.

پرچم‌های عزا در نسیم صبحگاهی می‌رقصیدند و صدای صلوات و نوحه، گاه سکوت خیابان را می‌شکست. مشهد، شهر امام رضا (ع)، خود را برای وداعی آماده کرده بود که در حافظه این شهر ماندگار شد.

هر لحظه بر جمعیت افزوده می‌شد؛ زائرانی که شب را در راه بودند، خانواده‌هایی که کودکانشان را همراه آورده بودند و پیرمرد‌ها و پیرزن‌هایی که می‌گفتند آمده‌ایم تا آخرین سلام را بدهیم.

این انتظار، انتظار یک کاروان نبود؛ انتظار رسیدن پیکری بود که میلیون‌ها نفر در روز‌های پیش در تهران و قم و عراق بدرقه‌اش کرده بودند و آخرین منزل آن سفر، مشهد و جوار بارگاه ملکوتی حضرت رضا (ع) شد.

آنجا، خیابان امام رضا (ع) بود؛ جایی که فاصله میان مردم و حرم، با اشک، دعا و دلدادگی پیموده شد و همه چشم‌ها به یک مسیر دوخته ماند؛ مسیری که ساعاتی بعد، صحنه یکی از تاریخی‌ترین روز‌های مشهد شد.