شناسهٔ خبر: 78856299 - سرویس علمی-فناوری
نسخه قابل چاپ منبع: صدا و سیما | لینک خبر

حماسه‌ی گمنامان در مسیر بهشت

در روزی که مشهدالرضا به کانون دلتنگی ایران تبدیل شد و اقیانوسی از جمعیت برای آخرین وداع با پیکر مطهر رهبر شهید به خیابان‌ها ریخت، در حاشیه این حماسه‌ی ملی، حماسه‌ی دیگری در جریان بود؛ حماسه‌ی «خدمت گمنام». مردانی که نه در صدر اخبار بودند و نه در قاب تریبون‌ها، اما با عرق جبین و قلبی لبریز از عشق، مسیر بدرقه را برای میلیون‌ها انسان هموار کردند.

صاحب‌خبر -

خبرنگار خبرگزاری صداوسیما شرح داد؛ وقتی دوربین‌ها بر روی دریای جمعیت و پرچم‌های برافراشته زوم کرده بودند، در گوشه و کنار خیابان‌های منتهی به حرم مطهر، دست‌هایی بی‌صدا به کار بودند. اینها خادمان بی‌نام‌ونشانی بودند که هر کدام با ابزاری متفاوت، اما با هدفی واحد، در مسیر ارادت ایستاده بودند.

سربازان نظافت و نظم شهری

در میان ازدحام جمعیت، نگاه‌ها به قامت‌های بلند پاکبانان شریف گره می‌خورد. مردانی با لباس‌های آبی و نارنجی که در حالی که بازوبند سیاه‌پوشی بر بازو داشتند، جارو به دست و کیسه‌ای در کنار، گام به گام با عزاداران پیش می‌رفتند. آنها در حالی که زیر آفتاب سوزان مشهد، خستگی را به روی نیاوردند، تمام تلاش می‌کردند تا مسیر حرکت زائران پاکیزه بماند. برای این خادمان، تمیز کردن زیر پای سوگواران، نه یک وظیفه اداری، بلکه نوعی «عبادت» و ادای دین به رهبر شهید بود.

تا تکمیل این گزارش لطفا کار نشود //حماسه‌ی گمنامان در مسیر بهشت؛ روایت خادمان بی‌نام‌ونشان در بدرقه‌ی رهبر شهید

هنر در خدمتِ سوگ

در گوشه‌ای از این مسیر، هنر با ارادت پیوند خورده بود. خطاطانی که به جای گالری‌های مجلل، پیاده‌رو‌های داغ تشییع را برای خدمت انتخاب کرده بودند. با دقتی وصف‌ناپذیر و قلمی لرزان از بغض، نام شهدا و شعار‌های مقاومت را بر پیشانی‌بند‌ها و پارچه‌ها حک می‌کردند. آنها با هر حرکت قلم، ارادت خود را به زبان هنر فریاد زدند و به زائران یادآور شدند که کلمات، وقتی با عشق نوشته شوند، تبدیل به یادگاری ابدی می‌شوند.

تا تکمیل این گزارش لطفا کار نشود //حماسه‌ی گمنامان در مسیر بهشت؛ روایت خادمان بی‌نام‌ونشان در بدرقه‌ی رهبر شهید

سایه‌بان‌های خنک و تشنه‌کامی‌ها

سختی مسیر در گرمای طاقت‌فرسا، دشوارتر شده بود. اینجا بود که جوانان امدادگر و خادمان موکب‌ها وارد میدان شدند. جوانانی که مخازن آب را بر دوش کشیدند تا با پاشیدن غبار آبی، خستگی را از تن زائران بدرزدند. 

تا تکمیل این گزارش لطفا کار نشود //حماسه‌ی گمنامان در مسیر بهشت؛ روایت خادمان بی‌نام‌ونشان در بدرقه‌ی رهبر شهید

اما تکان‌دهنده‌ترین تصویر، جوانی بود که تشت سنگین بطری‌های آب را بر سر گذاشته بود. در حالی که بازوبند سرخ خادمان بر بازویش می‌درخشید، قطرات اشک بی‌امان بر گونه‌هایش جاری بود. او در حالی که بار سنگینی از آب را بر دوش می‌کشید، بار سنگین‌تری از اندوه را در قلب داشت. این تلاقی «اشک و خدمت»، زیباترین تفسیر از اخلاص در روز وداع بود.

در این مراسم آنچه در حافظه‌ی جمعی این روز ماند، تنها شکوه جمعیت نبود؛ بلکه یاد و خاطره این خادمان گمنام بود، از پاکبان شریفی که مسیر را هموار کرد، تا خطاطی که ارادت را نوشت و جوانی که با چشمانی بارانی، تشنه‎‌کامان را سیراب کرد. 

تا تکمیل این گزارش لطفا کار نشود //حماسه‌ی گمنامان در مسیر بهشت؛ روایت خادمان بی‌نام‌ونشان در بدرقه‌ی رهبر شهید

آنها ثابت کردند که در مکتب رهبر شهید، بزرگ‌ترین مقام، «خادم» بودن است. آنها نه به دنبال نام و نشان بودند و نه شهرت؛ پاداش آنها همان لبخند رضایتی بود که بر چهره خستگان می‌نشست. خادمان بی‌نام‌ونشان، ستون‌های نامرئی این حماسه‌ی ملی بودند که ثابت کردند مسیر رسیدن به بهشت، از گذرگاه «خدمت به خلق» می‌گذرد.

الهام اکبری، خبرگزاری صداوسیما