به گزارش ایرنا امروز پنجشنبه ۱۸ تیرماه از نخستین ساعات روز خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی، مملو از جمعیتی است که از گوشه وکنار ایران و حتی از کشورهای مختلف خود را به این شهر رساندهاند.
مقصد همه یکی است، بدرقه رهبر شهیدی که پس از آیین تشییع، در جوار مضجع نورانی امام رضا(ع) آرام خواهند گرفت.
هر طرف که نگاه میکنی، تصویری از همدلی دیده میشود. پیرمردی که با عصا خود را به مراسم رسانده، مادری که کودک خردسالش را در آغوش گرفته، جوانی که پرچم بر دوش دارد و زائری که از صدها کیلومتر دورتر آمده تا در این بدرقه شریک باشد.
اما در میان همه این تصویرها حضور کودکان روایت دیگری دارد روایتی که بیآنکه کلامی گفته شود حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. نوزادانی که در آغوش مادرانشان آرام گرفتهاند، کودکانی که پرچمهای کوچک را محکم در دست گرفتهاند، پسرهایی که با سربندهای یا حسین(ع) و یا رضا(ع) در کنار پدرانشان قدم برمیدارند
و دخترانی که با چادرهای سفید نماز، معصومانه در میان جمعیت دیده میشوند همه و همه، قابهایی هستند که نگاه هر رهگذری را برای چند لحظه متوقف میکنند.

شاید این کودکان هنوز معنای همه آنچه امروز میبینند را ندانند شاید هنوز مفهوم تشییع، شهادت یا وداع را با تمام ابعادش درک نکنند، اما حضورشان خود یک روایت است روایتی از خانوادههایی که میخواهند فرزندانشان در کنار آنان، بخشی از خاطره جمعی یک روز بزرگ باشند.
گاهی یک نوزاد که بیخبر از هیاهوی اطراف در آغوش مادرش خوابیده است، بیش از هر سخنرانی معنا دارد. گاهی لبخند کودکی که پرچم کوچکش را تکان میدهد در کنار چشمان اشکآلود پدرش، تضادی میسازد که تا سالها در ذهن میماند اینها همان قابهایی هستند که روح یک مراسم را روایت میکنند.
اگر امروز میلیونها نفر برای بدرقه شهدا آمدهاند کودکان، بیتردید نگین این بدرقهاند، حضوری که نه از سر هیجان، بلکه از دل خانواده شکل گرفته است. آنان آمدهاند تا در کنار پدران و مادرانشان بخشی از این اجتماع باشند، نسلی که هنوز در آغاز راه زندگی است اما حضورش در کنار نسلهای دیگر تصویری از تداوم، پیوند و همراهی را به نمایش میگذارد.
شاید سالها بعد، بسیاری از این کودکان جز چند تصویر محو از امروز چیزی به یاد نداشته باشند اما عکسهایی که از دستهای کوچکشان در میان دریای جمعیت ثبت شده روایتگر روزی خواهد بود که نسلهای مختلف شانهبهشانه یکدیگر، در خیابانهای منتهی به حرم رضوی، بدرقهای باشکوه را رقم زدند.

یکی دیگر از قابهای ماندگار این مراسم تصاویری بود که بر فراز دستهای مردم و کودکان بالا میرفت.
در میان موج پرچمهای سرخ، سیاه و سهرنگ ایران، عکس دانشآموزان شهید مدرسه شجره طیبه میناب، بارها در آسمان آبی مشهد به چشم میآمد تصاویری که نه بر دیوارها، بلکه بر دستان کودکانی قرار داشت که خود، همسنوسال صاحبان همان عکسها بودند، انگار کودکان امروز، آمده بودند تا یاد همسالانشان را بر دوش بکشند.
هر بار که یکی از این تصاویر بالاتر از جمعیت قرار میگرفت، نگاهها بیاختیار به سمت آن میچرخید. چهرههای خندان دانشآموزانی که روزی در کلاس درس و حیاط مدرسه رویای آینده را در سر میپروراندند امروز از میان انبوه جمعیت، بر دستان کودکانی دیگر دیده میشد.
این هم سنو سال بودن روایت مراسم را عمیقتر میکرد، گویی میان کودکانی که در مسیر تشییع قدم برمیداشتند و کودکانی که تصویرشان در دست مردم بود پیوندی ناگسستنی شکل گرفته بود.
در ازدحام میلیونی جمعیت، این قابها روایت ناتمام نسلی بودند که نامش با مدرسه، کتاب، زنگ تفریح و رویاهای کودکانه گره خورده بود. کودکانی که امروز در مراسم حضور داشتند، با دستان کوچک خود، تصویر همسالانشان را بالا گرفته بودند تصویری که در میان انبوه پرچمها، بیش از هر چیز از همدلی یک نسل با نسل دیگر سخن میگفت و به یکی از تاثیرگذارترین صحنههای این بدرقه بزرگ تبدیل شده بود.
آرشیدا جاودان دانشآموزی که امسال پایه ششم را به پایان رسانده و خود را برای ورود به مقطع هفتم آماده میکند همراه خانوادهاش در مراسم حضور یافته است. او درباره دلیل حضورش میگوید: آمدهام تا نشان بدهم ما کنار رهبرمان هستیم و دشمن بداند مردم ایران، بهویژه نسل ما، هیچوقت عقبنشینی نمیکنند.
او با اشاره به حضور گسترده مردم در مراسم میافزاید: با وجود گرمای هوا مردم از حضور در مراسم خسته نشدهاند، همه آمدهاند تا همراهی و همدلیشان را نشان بدهند و همین حضور برایشان از هر سختی مهمتر است.
این دانشآموز خطاب به دشمنان کشور میگوید: من هم آمدهام تا ثابت کنم ما کم نمیآوریم و تا آخر راهی را که به آن باور داریم، ادامه میدهیم.

در میان سیاهی لباسهای عزاداران، چادرهای سفید دختران خردسال بیش از هر رنگ دیگری به چشم میآمد. هر چند قدم، دختربچهای همسنوسال دختران تازهمکلف دیده میشد که با چادر سفید، گاه تصویری در دست داشت و گاه دست در دست مادرش، آرام در میان جمعیت حرکت میکرد.
این تصویر برای بسیاری از حاضران آشنا بود، چادرهای سفیدی که سالها پیش در مراسم «جشن فرشتهها» با حضور رهبر معظم انقلاب، به نمادی از آغاز فصل بندگی دختران نوجوان تبدیل شد و قاب آن هنوز در حافظه جمعی مردم باقی مانده است.
امروز، همان چادرهای سفید اینبار در فضایی متفاوت دیده میشد، دخترانی همسنوسال فرشتههای آن روز، نه در صفوف نماز که در مسیر تشییع شهدا قدم برمیداشتند.
معصومیت چهرههایشان در کنار وقار چادرهای سفید، تضادی دلنشین با سیاهی لباسهای عزاداران ایجاد کرده بود، تضادی که نگاه هر رهگذری را برای لحظهای متوقف میکرد و بیاختیار خاطره آن نماز جماعت و آن گفتوگوی صمیمانه رهبر انقلاب با دختران تازهمکلف را در ذهن زنده میساخت.
شاید همین پیوند میان دو قاب، این تصویر را ماندگارتر میکرد، روزی چادر سفید نشانه آغاز مسئولیت و بندگی بود و امروز در میان خیل عزاداران، همان رنگ سفید بر دوش دخترانی نشسته بود که همراه خانوادههایشان آمده بودند تا در این بدرقه بزرگ شریک شوند.
حضور پرشمار این دختران روایتی از نسلی بود که با همان معصومیت کودکانه در متن یکی از مهمترین آیینهای این روزها حضور یافته و به یکی از ماندگارترین قابهای مراسم تبدیل شده بود.
آقا، خیلی دوستت دارم...
در میان موج جمعیتی که از خیابانهای منتهی تا حرم مطهر رضوی در حرکت است، صدای کودکان رنگ و بوی دیگری دارد. واژههایشان ساده است اما از دل برمیآید بیتکلف، بیواسطه و صمیمی.
زهرا ربیعیان، دختر ۹ سالهای که همراه خانوادهاش از بندرعباس برای حضور در این مراسم به مشهد آمده با همان زبان کودکانه، دلیل سفرش را اینگونه بیان میکند: «آمدهام آقا را زیارت کنم.»
وقتی از او پرسیده میشود که اگر فرصتی برای صحبت با رهبر داشت چه میگفت، بدون مکث پاسخ میدهد: میگفتم آقا، خیلی دوستت دارم... عاشقتم.
زهرا که دانشآموز کلاس سوم ابتدایی است از شهادت دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب نیز با اندوه یاد میکند و میگوید: آنها هم مثل آقا شهید شدند و پیش خدا هستند.
او در پاسخ به این سوال که برای خوشحال شدن آن کودکان چه خواهد کرد، با همان صداقت کودکانه میگوید: برایشان دعا میکنم.
وقتی صحبت از آینده و ادامه راه شهدا به میان میآید زهرا با قاطعیتی فراتر از سن و سالش پاسخ میدهد که دوست دارد درس بخواند، برای کشورش مفید باشد و اگر لازم باشد، برای ایران فداکاری کند.
او که تمام این مسیر را همراه پدر و مادرش از بندرعباس تا مشهد آمده است تنها یک درخواست دارد؛ اینکه در حرم مطهر امام رضا(ع)، دعاهایش برای شهدا و کشورش مستجاب شود.
این گفتوگوها بیش از هر چیز نشان میدهد که در میان خیل عظیم جمعیت، کودکان تنها همراه خانوادههایشان نبودند آنها نیز با زبان ساده و دنیای کودکانه خود، روایتگر بخشی از حالوهوای این مراسم شده بودند.
آیینهای ویژه وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و شهدای خانواده ایشان، از روز جمعه ۱۲ تیرماه با ادای احترام مقامات سیاسی از بیش از ۴۵ کشور جهان و علما، بزرگان ادیان و دانشمندانی از بیش از ۹۰ کشور جهان آغاز شد.
همچنین در روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیرماه مصلای تهران میزبان آیین وداع سوگواران و دوستداران رهبر انقلاب بود که از سراسر کشور در این آیین حضور یافتند.
پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و اعضای شهید خانواده ایشان در روز دوشنبه ۱۵ تیرماه با حضور پرشور و میلیونی عزاداران در شهر تهران تشییع شد.
آیین تشییع و برگزاری نماز بر پیکر قائد شهید امت در شهر قم و مسجد جمکران این شهر نیز با حضور چشمگیر دوستدار آن رهبر فرزانه در روز سهشنبه ۱۶ تیرماه برگزار شد.
روز چهارشنبه ۱۷ تیرماه شهروندان عراقی در شهرهای نجف و کربلا در آیین تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب حماسهای بینظیر رقم زدند، بر اساس اعلام رسمی مسئولان عراق در آیین تشییع آیت الله سید علی خامنهای نزدیک به چهار میلیون نفر حضور داشتند، شخصیتهای مذهبی و سیاسی عراق نیز در این آیین شرکت کردند.
آخرین آیین تشییع و در نهایت تدفین پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه مصادف با بیستچهارم ماه محرم و شب شهادت امام سجاد علیهالسلام در شهر مشهد برگزار و پیکر مطهر ایشان در آستان مقدس حضرت ثامن الحجج امام رضا علیه السلام به خاک سپرده میشود.
در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیت رهبری، آیتالله سیدعلی خامنهای و تعدادی از اعضای خانواده ایشان به فیض شهادت رسیدند. شهید مصباحالهدی باقریکنی همسر هدی خامنهای، بشری خامنهای دختر دیگر رهبر انقلاب به همراه دختر ۱۴ ماههاش زهرا محمدی گلپایگانی و زهرا حدادعادل همسر آیت الله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب از دیگر اعضای خانواده قائد امت بودند که در همان حملات به شهادت رسیدند.