شناسهٔ خبر: 78853796 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: تابناک | لینک خبر

چرا آمریکا به راه آهن آق قلا حمله کرد؟

به گزارش تابناک مهدی خراطیان تحلیلگر مسائل استراتژیک و مدیر اندیشکده احیای سیاست دلیل اصلی حملات جدید امریکا به تأسیسات ارتباطی کشورمان را ایجاد تنگنای کرویدری توصیف کرد.

صاحب‌خبر -

‏خراطیان نوشت: با توجه به حمله دیشب ایالات متحده به پل‌های راه آهن در دو منطقه آق قلا و کاشمر (در مسیر مسافری مشهد)، اکنون با قطعیت میتوان گفت که بزرگترین اشتباه راهبردی ایران پس از آتش بس، تلاش برای عادیسازی روابط با امارات از طریق کانال‌های امنیتی سطح بالا بوده است. اما چرا چنین ادعایی میکنیم؟ 

ضربه به پل آق قلا که در میانه مسیر اینچه برون-گرگان-گرمسار قرار دارد، علاوه بر اینکه تصعید افقی (جغرافیایی) جنگ پس از توافق اسلام‌آباد محسوب میشود، به دلیل ماهیت کوریدوری و زیرساختی آن، یک تصعید عمودی جدی نیز تلقی میشود. مسیر اینچه برون-گرمسار هم در کوریدور شمال جنوب (اتصال ایران به هند و روسیه) و هم شرق به غرب (اتصال به چین و اروپا) نقش مهمی دارد؛ و ضربه به آن اولا در جهت ایجاد اختلال در تامین کالا‌های اساسی از چین و روسیه و ایجاد ممانعت در توانیابی ایران در دور زدن محاصره دریایی است، و میدانیم که محاصره دریایی پاسخی به انسداد تنگه هرمز بوده است. (اگرچه پبش از آن و مستقلا در حال بررسی بوده است) و ثانیا این اقدام اساسا جایگاه بسیار راهبردی ایران در تقاطع کویدور‌های شرقی و غربی را هدف قرار داده است. اکنون سوال اینجاست که ربط اینها به امارات چیست؟ 

پیشتر گفتیم که مساله تنگه هرمز و کوریدور اصطلاحا عمانی، بسیار بیش از آنکه به مسقط مرتبط باشد، به بندر راهبردی جبل علی و ارتباط آن با حیفا در اسراییل در قالب کوریدور IMEC مربوط است؛ و مساله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه اختلالی مهم در یک شاه کوریدور جهانی است که در نظم آینده مد نظر آمریکا نقشی بسیار مهم دارد. امارات از همان ابتدای جنگ بشدت واشنگتن را در جهت ایفای نقش نظامی در تامین امنیت تنگه تحریک میکرد و پس از تجدید پیمان دفاعی خود با فرانسه اکنون پاریس و به تبع آن ناتو را وارد گود نزاع خاورمیانه کرده است.

واشنگتن با ذهنیت "کوریدور در برابر کوریدور" (چشم در برابر چشم) به آق قلا حمله کرد، و با توجه به اینکه مطمئن شده یا تصور روشنی یافته که ایران امارات را از بانک اهداف حذف کرده و گزینه‌ای برای تصعید عمودی یا افقی جنگ ندارد و به حمله به کویت و بحرین رضایت خواهد داد (که فاقد بار تصعید و ارسال پیام راهبردی است)، اینکار را صورت داده است. 

به زعم آمریکا اینکار اولا ایران را در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز (بخوانید اختلال در کوریدور IMEC) مردد خواهد کرد، ثانیا گزینه اعمال مجدد محاصره دریایی را معتبرتر خواهد کرد و ثالثا وابستگی لجستیکی ایران را به بندرهایی، چون جبل علی و کراچی (که توسعه آن تحت مدیریت امارات است) نیز بیشتر خواهد کرد. 

ایران با دادن کارت سفید امضای امنیتی به امارات، کشوری که در نظم آمریکایی-اسراییلی مد نظر واشنگتن حرف اول را در منطقه غرب آسیا میزند، اولا دست ترامپ را برای زدن زیرساخت‌های ایران باز کرده و ثانیا مقدمات نفوذ امنیتی و اقتصادی امارات را در ایران فراهم کرده است. امارات با ایران همان کاری را کرده و خواهد کرد که با رژیم بشار اسد کرد. اسد از امارات قول‌های زیادی برای سرمایه گذاری و بازسازی سوریه دریافت کرد، اما ابوظبی در پشت پرده برای اسقاط اسد برنامه می‌ریخت و احمد العوده تحت حمایت امارات و محمد دحلان اولین کسی بود که دمشق را فتح کرد.

ایران تا زمانیکه نگاه "نظم‌محور" به معادلات پیرامونی خود نداشته باشد و "بازی بزرگ" ابرقدرت‌ها را درک نکند، برغم داشتن ظرفیت‌ها و دستاورد‌های مهم در حوزه سیاسی و نظامی، در نقد کردن دستاورد جنگ‌ها و جنگ بلندمدت نظم منطقه‌ای بازنده خواهد بود.