شناسهٔ خبر: 78853430 - سرویس بین‌الملل
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

اختصاصی ایرنا؛

سیاست خارجی در مکتب رهبر شهید؛ فراتر از موازنه قدرت

تهران-ایرنا- کارشناس روابط بین‌الملل، در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری جمهوری اسلامی، با تبیین مبانی فکری رهبر شهید، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، در حوزه سیاست خارجی، تاکید کرد که دیپلماسی در اندیشه ایشان نه صرفاً ابزاری برای تأمین منافع ملی بلکه امتداد یک جهان‌بینی تمدنی، تاریخی و الهی است که بر پایه عزت، خودباوری، استقلال، عدالت و امید استوار شده است.

صاحب‌خبر -

در دنیای پیچیده امروز، بیشتر تحلیل‌های روابط بین‌الملل، سیاست خارجی را به مجموعه‌ای از محاسبات فنی، موازنه قدرت و منافع ملی تقلیل می‌دهند اما رهبر شهید، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، هرگز سیاست خارجی را در این چارچوب تنگ ندیده است. برای او، دیپلماسی امتداد طبیعی یک جهان‌بینی عمیق و چندلایه است؛ جهان‌بینی‌ای که ریشه در فهم هویت تمدنی ملت ایران، روح انقلاب و جریان معنادار تاریخ دارد.

کسی که «بیانیه گام دوم انقلاب» را با دقت خوانده باشد، درمی‌یابد که در این اندیشه، مرزی میان الهیات، فلسفه، تاریخ، ادبیات، جامعه‌شناسی و راهبرد سیاسی وجود ندارد. آنچه در زبان رایج دیپلماتیک «موضع‌گیری» نامیده می‌شود، برای او استنتاجی است از چند اصل بنیادین درباره سرشت یک ملت و غایتی که برای آن متصور است.

رهبر شهید، هرگز سیاست خارجی را در این چارچوب تنگ ندیده است. برای او، دیپلماسی امتداد طبیعی یک جهان‌بینی عمیق و چندلایه است؛ جهان‌بینی‌ای که ریشه در فهم هویت تمدنی ملت ایران، روح انقلاب و جریان معنادار تاریخ دارد. نکته‌ای که بسیاری از تحلیل‌ها نادیده می‌گیرند، همین وسعت و عمق نگاه اوست. تحلیل او از روابط بین‌الملل در قالب‌های نظری رایج علم سیاست محصور نمی‌ماند. در نگاه او، دولت‌ها بازیگران انحصاری صحنه جهانی نیستند و گاهی حتی بازیگران اصلی آن هم به شمار نمی‌روند. او برای درک رفتار کشورها و جریان‌های پنهان سیاست جهانی، به منابع دیگری روی می‌آورد که کمتر در کتاب‌های دانشگاهی روابط بین‌الملل خوانده می‌شوند؛ رمان و ادبیات جهان، تاریخ، فلسفه، مشاهده دقیق رفتار و تحولات درونی جوامع و، مهم‌تر از همه، «سنت‌های الهی»؛ قوانینی پایدار که به باور او بر صعود و سقوط قدرت‌ها و تمدن‌ها حاکم‌اند.

این تلفیق دانش و معرفت، ستون فقرات تفکر سیاسی او را شکل می‌دهد. از این‌رو، در سخنرانی‌هایش، ارجاع به رمان‌های داستایوفسکی و ویکتور هوگو، در کنار آیه‌ای از قرآن، فرازی از صحیفه سجادیه، تحلیلی از جنگ‌های جهانی و خاطره‌ای شخصی از دوران مبارزات یا ریاست‌جمهوری‌اش، کاملاً طبیعی است.

این رویکرد، روش‌شناسی متعارف روابط بین‌الملل را رد نمی‌کند، بلکه آن را در بستری بسیار وسیع‌تر قرار می‌دهد. تحلیل‌گر معمولی، رفتار دولت‌ها را عمدتاً از منظر موازنه قدرت، منافع ملی یا ساختار نظام بین‌المللی توضیح می‌دهد؛ اما آیت‌الله خامنه‌ای این ابزارها را به کار می‌گیرد، ولی آن‌ها را کافی نمی‌داند.

او گاهی رفتار قدرت‌های بزرگ را از زاویه روان‌شناسی جمعی و غرور و خودشیفتگی حاکمان می‌نگرد؛ غروری که درست در اوج اقتدار، بذر زوال خود را می‌پرورد. افول امپراتوری‌ها را نیز فراتر از شاخص‌های اقتصادی یا نظامی تحلیل می‌کند و در چارچوبی اخلاقی و فراتاریخی تفسیر می‌کند؛ هر قدرتی که از عدالت فاصله بگیرد، خود زمینه سقوط خویش را فراهم کرده است؛ چراکه «الملک یبقی بالکفر و لا یبقی بالظلم» سنت الهی است.

از دل لایه‌های همین نگاه ژرف، مفهوم محوری «عزت» سربرمی‌آورد. عزت در اندیشه او، امتیازی قابل معامله یا دستاورد چانه‌زنی در مذاکره نیست بلکه عین هویت ایران است. پذیرش هرگونه تحقیر، پیش از آنکه شکست دیپلماتیک باشد، خطایی شناختی درباره خودِ ایران به شمار می‌رود.

سه‌گانه مشهور «عزت، حکمت و مصلحت» او نیز ترتیبی معنادار دارد. حکمت و مصلحت، در دایره‌ای عمل می‌کنند که مرزهای آن را عزت تعیین کرده است. انعطاف و نرمش، جایی مجاز است که «قهرمانانه» و «شرافتمندانه» و در شأن و شخصیت ملی ایرانیان باشد.

وقتی رهبر شهید تأکید می‌کند که «انقلابی» است نه «دیپلمات»، اشاره‌ او به نپذیرفتن ساختارهای تبعیض‌آمیز بین‌المللی و شجاعت و جسارت بازنویسی و بازتعریف آن‌هاست، نه نفی اصل دیپلماسی و مذاکره از موضع برابر و عزتمندانه. حلقه دوم، «خودباوری» است؛ همان «ما می‌توانیم» مشهور و پرتکرار او. دستاوردهای علمی چهار دهه اخیر، از فناوری هسته‌ای و زیست‌فناوری تا صنایع دفاعی، برای او گواه روشنی بر ظرفیت تمدنی و خلاقیت بی‌پایان ایرانی است. این خودباوری چنان عمیق است که او افقی پنجاه‌ساله ترسیم می‌کند که در آن، هر کس خواهان دسترسی به آخرین دستاوردهای علمی باشد، ناگزیر باید زبان فارسی را بیاموزد.

اقتصاد مقاومتی، صورت عملی همین خودباوری است. تعبیر «درون‌زا و برون‌گرا» به‌خوبی نشان می‌دهد که هدف، انزوا نیست، بلکه دستیابی به موقعیتی است که ایران بتواند با جهان، از موضع انتخاب و قدرت مبادله کند، نه از سر نیاز و وابستگی.

از پیوند عزت و خودباوری، نفی نظم تک‌قطبی و سلطه غرب برمی‌خیزد. پیش‌بینی او از افول آمریکا و نظام سلطه، هرچند با واقعیت‌های ژئوپلیتیک همخوانی دارد، ریشه در تحلیلی تمدنی و اخلاقی دارد. هیچ تمدنی حق ندارد الگوی زیست خود را بر دیگران تحمیل کند. هر نظمی که بر پایه برتری‌جویی و سلطه بنا شود، با فطرت ملت‌ها و سنت‌های الهی تعارض پیدا می‌کند و محکوم به زوال است.

وقتی او تأکید می‌کند که «انقلابی» است، نه «دیپلمات»، اشاره‌اش به همین نپذیرفتن ساختارهای تبعیض‌آمیز بین‌المللی و شجاعت و جسارت بازنویسی و بازتعریف آن‌هاست، نه نفی اصل دیپلماسی و مذاکره از موضع برابر و عزتمندانه؛ آن‌طور که بعضی‌ها به اشتباه تفسیر می‌کنند.

«نگاه به شرق» نیز در امتداد همین منطق قرار دارد. توسعه روابط با چین و روسیه، اهرمی راهبردی برای کاهش هژمونی غرب و شتاب‌بخشی به جهان چندقطبی به شمار می‌رود، ولی اصل «نه شرقی، نه غربی» همچنان استوار باقی مانده است. هدف، پرهیز از وابستگی جدید است؛ بهره‌گیری هوشمندانه از امکانات، بدون ادغام شدن هویت خویش در مدار قدرت‌های نوظهور.

در غایت همه این عناصر، آرمان والای «تمدن نوین اسلامی» قرار دارد. در این چشم‌انداز، ایران فراتر از یک دولت سیاسی، به مثابه تمدنی زنده با تاریخ پیوسته، هویت فرهنگی مستقل، زبان غنی و ظرفیت‌های انباشته تاریخی دیده می‌شود. سیاست خارجی، در این نگرش، دیگر صرفاً ابزاری برای مدیریت بحران‌ها و عبور از تحریم‌ها نیست، بلکه برنامه‌ای بلندمدت و هدفمند برای انباشت قدرت تمدنی، تقویت خودباوری ملی و فراهم آوردن زمینه‌های ظهور نظم عادلانه‌ای است که بر پایه عزت، حکمت و مصلحت استوار باشد. این مسیر، تجلی باور عمیق او به تاریخ جهت‌دار و هدفمند است.

مهم‌ترین عنصر اندیشه و منش او، آنچه همه این مفاهیم را به هم پیوند می‌زد، «امید» بود؛ امیدی فعال، استوار و شکست‌ناپذیر؛ امیدی که در بن‌بست‌ها راه گشایش می‌دید، در شرایط دشوار به ادامه مسیر باور داشت و حتی در سخت‌ترین لحظات، تحول و پیشرفت را ممکن می‌دانست.

این امید، از عمق ایمان او به «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی» سیراب می‌شد؛ همان آیه‌ای که ذکر نگین انگشترش بود و زمزمه دائمی جانش؛ امیدی که برای نسل‌های آینده و تمدن در حال شکل‌گیری‌اش، به مشعلی فروزان بدل شد.

سیاست خارجی در مکتب رهبر شهید؛ فراتر از موازنه قدرت علی نصری، کارشناس روابط بین‌الملل