به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، امروز، خیابانهای منتهی به حریم ملکوتی امام هشتم (ع) رنگ و بوی دیگری دارد. هوای مشهد، آمیخته با عطر کربلا و اشکهای منتظر، حماسهای بیبدیل را رقم زده است. مردم مؤمن و عاشق ایران، از اقصی نقاط این سرزمین، خود را به آستان قدسی رضوی رساندهاند تا میهمان عزیزی را در آغوش بگیرند که پس از سفری طولانی و عارفانه، از دیار عشق و شهادت باز میگردد.
لحظهای که آسمان به زمین هدیه داد
از سحرگاه امروز، خورشید خراسان با گرمای سوزان خود بر چهرههای خسته اما مصمم مردمانی تابیده که با چشمانی منتظر و دلهایی مالامال از ذکر یا حسین (ع)، در کف خیابان امام رضا و کوچههای اطراف حرم مطهر حلقه زدهاند. گویی تمام ایران در این نقطه از خاک مقدس جمع شده است؛ پیر و جوان، زن و مرد، کودک و پیرمرد، همگی در صفهای به هم فشرده و بیکران، چشم به راه فرارسیدن کاروان عشق هستند.

"عکاسی نکردم، با صحنهها سخن گفتم"
در میان موج مردم : «قدم به خیابان گذاشتم که لحظات را ثبت کنم، اما دستم به دوربین نرفت. صحنهها آنقدر زیبا و پر از روایتهای ناگفته بود که لنز دوربین را کنار زدم و با چشمانی خیس، با مردم به گفتوگو نشستم. هر کدام از این عاشقان، کتابی از دلتنگی بودند. اشکهای جاری بر گونهها، بیش از هر کلامی، از عشق و وفاداری به شهید والامقام و خانواده معظمش حکایت میکرد.»
کوچههای مشهد، خانهنشین شهید شد
مردم در میان حرفهایشان، از هنر دوستی، خانوادهدوستی و مهربانیهای بینظیر این شهید بزرگوار گفتند. عباراتی چون «بهترین پدر بودی» و «عزیز کوچه و محله ما بودی» بر لبها جاری بود. گویی نه تنها مشهد، بلکه تمام ایران، امروز خود را خانهنشین این میهمان عزیز میداند. فرقی نمیکند کجای این کهنبوم ایستادهای؛ امروز همه یک دل و یک صدا، زیر یک آسمان، منتظر قدوم مطهر او هستند.
فرشتگان بر بالهای نور، خیابانها را فرش کردند
گویا خود ملائک نیز در این حماسه آسمانی سهیم شدهاند. تمام معابر منتهی به بارگاه نورانی حضرت رضا (ع)، با بالهای فرشتگان، فرشی از نور گسترده است. بوی خوش کربلا، با خود زمزمههای «یا زهرا» و «یا حسین» را به همراه دارد و دلها را یکپارچه به آستان عشق میکشاند.
شهید والامقام ما، همراه با زهرای کوچک خود، و خانواده عزیزش پای در این شهر مقدس نهاده است. امروز او دیگر میهمان نیست؛ امروز او صاحبخانه است. چرا که عاشقان، صاحبخانهاند نه مسافر، و دلهای میلیونی مشهد، خانهای جز آغوش باز عشق برایش نمیشناسند.

تا دیدار، تا شهادت، تا ابد
ساعتها میگذرد و جمعیت همچنان در گرمای سوزان، استوار و پابرجا، انتظار میکشند. نه خستگی در چهرهها پیداست، نه کلافی از بیصبری. همگی در سکوت و خضوع، مشغول مناجات با مولای خویشند؛ عده ای شعار مرگ بر آمریکا سر میدهند . راستی اقا میدانستید ما همه از دیشب نگران شما هستیم انگار تکه ای از وجودمان کنده شده مهربان پدرم وقتی شنیدیم هواپیمای شما بر زمین نشست قلبهایمان آرام گرفت منتظر دیداریم
با چشمان اشکبار خود از دلتنگی این چند ماه باآقا جانشان که سالها دلتنگی را به دوش کشیدند و اکنون از دیار عشق، به خانهشان بازگشتهاند. سخن میگویند.
ای کاش واژهها توان توصیف این لحظات را داشتند، اما چه بساا که این صحنهها، حماسهای است که فقط دل میفهمد و اشک روایت میکند. امروز مشهدالرضا (ع)، میزبان کربلایی شهید خود است؛ امروز، ایران دوباره عشق را معنا میکند و تا ابد، نام این شهید، در تقویم شهادت و ایثار این سرزمین، زرین خواهد ماند.
رنگها و نمادها در این اقیانوس انسانی، راوی قصههای ناگفتهاند، پرچمهای سهرنگ و پرافتخار ایران در کنار تصاویر رهبر شهید و رهبرمعظم انقلاب اسلامی بر فراز دستها به اهتزاز درآمدهاند تا نشان دهند علم این مسیر هرگز بر زمین نمیافتد.اما آنچه بیش از همه به چشم میآید و فضای خیابان را حماسی کرده است، حضور پرچمهای سرخ «یا لثارات الحسین (ع)» در گرمای سوزان ظهر مشهد است. این پرچمها تنها یک نماد نیستند، بلکه پیامآور یک عهد تاریخیاند.

فریادهای رسا و کوبنده خشم، با شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل»، سکوت سنگین انتظار را میشکنند و نشان میدهد که داغ این از دست دادن، با ارادهای پولادین برای خونخواهی عجین شده است.
در میان این موج خروشان ارادت و احساس، حضور چهرههای خاص، جانمایه دیگری به مراسم بخشیده است. در گوشهای از جمعیت، چشمان اشکبار اما استوار مادر و پدر شهید جاویدالاثر مینابی «ماکان نصیری» توجهها را به خود جلب میکند.
حضور این اسوههای صبر و استقامت در میان بدرقهکنندگان، پیوند عمیق میان نسلهای مختلف ایثار را به تصویر میکشد. آنها که خود با درد فراق آشنایند، امروز آمدهاند تا در سوگ رهبر شهید، با ملت ایران هم نوا شوند.این همبستگی در غم و ایستادگی، زیباترین تابلویی است که امروز در این خیابان خلق شده است.
عقربهها به زمان موعود نزدیک میشوند و بغضهای فروخورده، کمکم جای خود را به مرثیههای شورانگیز میدهند.
این آخرین دیدار در حریم امن رضوی، نه یک پایان ، که آغازی است بر رویشهای تازه در مسیر انقلاب، مسیری که با خون شهیدان تا همیشه روشن و پررهرو باقی خواهد ماند.
گزارش از فاطمه باقری
انتهای پیام/282