شفقنا- مولف مفاتیح الجنان با بیان داستانی از استاد خود – ثقه الاسلام نوری- این سه دعا را مجرب برای رفع تنگدستی و پریشانی عنوان کرده است.
اوّل: آنکه پس از سپیدهدم دست بر سینه گذارد و هفتاد مرتبه «یا فَتّاح» [ای گشاینده مشکلات] گوید.
دوّم: آنکه به خواندن این دعا که در کتاب کافی است پشتکار و استمرار به خرج دهد:
لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّهَ إِلّا بِاللّٰهِ، تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَایَمُوتُ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً، ولَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِى الْمُلْکِ، وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَکَبِّرْهُ تَکْبِیراً.
هیچ نیرو و توانى نیست جز به خداى [بلندمرتبه بزرگ]، توکل کردم بر زنده جاودانی که هرگز نمیمیرد و ستایش خدای را که فرزندی نگرفته و در فرمانروایی شریکی برایش نبوده و از خواری و ناتوانی سرپرستی نداشته است و بیاندازه بزرگش شمار. سوم: خواندن این دعا که از ابن فهد روایت شده است: بِسْمِ اللّٰهِ وَصَلَّى اللّٰهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، ﴿وَأُفَوِّضُ أَمْرِى إِلَى اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ، فَوَقَاهُ اللّٰهُ سَیِّئاتِ مَا مَکَرُوا﴾، ﴿لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّى کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ، فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذَلِکَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِینَ﴾. ﴿حَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَکیلُ، فَانْقَلَبُوا بِنِعْمهٍ مِنَ اللّٰهِ وَفَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ﴾، مَا شَاءَ اللّٰهُ لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّهَ إِلّا بِاللّٰهِ، مَا شَاءَ اللّٰهُ لَامَا شَاءَ النَّاسُ؛ به نام خدا، درود خدا بر محمد و خاندانش، «من کارم را به خداوند وامی گذارم؛ زیرا خداوند به بندگان بیناست؛ پس [در نتیجۀ واگذاری کارش به خداوند] خداوند او را از نقشه های شوم آنان [که می خواستند بر ضد وی به کار گیرند] حفظ کرد»، «معبودی جز تو نیست، تو [از هر عیب و نقصی] منزّهی، همانا من [به سبب کناره گیری از قومم بدون اِذن تو،] از ستمکاران بر خود هستم؛ پس دعایش را مستجاب کردیم و از اندوه نجاتش دادیم و مؤمنان را این گونه نجات می دهیم»، «خداوند برای ما بس است و او نیکو کارسازی است؛ [آنان بدون توجه به سخنان منافقان و عوامل نفوذی در جنگ «حَمراءُ الاَسَد» شرکت کردند]، پس با نعمت و احسانی بزرگ از سوی خدا [از جبهۀ جنگ] بازگشتند درحالی که هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود» آنچه خدا بخواهد همان میشود، هیچ نیرو و توانی نیست جز به خدای [بلندمرتبه بزرگ]؛ آنچه خدا بخواهد آن میشود نه آنچه مردمان بخواهند؛ مَا شَاءَ اللّٰهُ وَإِنْ کَرِهَ النَّاسُ، حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبِینَ، حَسْبِىَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ، حَسْبِىَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقِینَ، حَسْبِىَ اللّٰهُ رَبُّ الْعالَمِینَ، حَسْبِى مَنْ هُوَ حَسْبِى، حَسْبِى مَنْ لَمْ یَزَلْ حَسْبِى، حَسْبِى مَنْ کَانَ مُذْ کُنْتُ لَمْ یَزَلْ حَسْبِى، حَسْبِىَ اللّٰهُ، لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ، عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ، وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ. آنچه خدا بخواهد خواهد شد گرچه مردمان خوش ندارند، کفایت میکند پروردگار مرا از یاری پروردگان، آفریدگار مرا از کمک آفریدهها، روزی دهنده مرا از لطف روزیخواران، خدای یکتا پروردگار جهانیان کفایتم میکند، مرا بس است آنکه بهحقیقت مرا بس است، مرا بس است آنکه همواره مرا بس است، مرا بس است آنکه همواره از آنگاهکه بودهام مرا بس بوده است، مرا بس است خدایی که معبودی جز او نیست، بر او توکل نمودم و اوست پروردگار عرش بزرگ.