به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از سال گذشته و با گزارش قتل زن جوانی به نام میترا در یکی از شهرهای غرب استان تهران آغاز شد. پس از اعلام این حادثه، تیم جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی راهی محل شدند. آنها در بررسیهای اولیه با جسد زن جوانی روبهرو شدند که روی زمین افتاده بود و بررسیهای اولیه نشان میداد بر اثر اصابت ضربات متعدد چاقو جان باخته است. کارآگاهان هنگام بررسی صحنه قتل با نشانههایی از درگیری میان مقتول و قاتل روبهرو شدند. وسایل خانه بههم ریخته بود و آثار مقاومت مقتول حکایت از آن داشت که او پیش از مرگ تلاش کرده از خود دفاع کند. با این حال، هیچ اثری از تخریب یا ورود اجباری به خانه دیده نمیشد و همچنین هیچ وسیله ارزشمندی نیز به سرقت نرفته بود. همین دو سرنخ، فرضیه ارتکاب جنایت از سوی فردی آشنا را پررنگ کرد؛ کسی که مقتول بدون نگرانی در را بهروی او باز کرده یا از قبل در خانه حضور داشته است.
فرزندان مقتول پس از بازگشت به خانه با جسد غرق در خون مادرشان روبهرو شده و موضوع را به پلیس اطلاع داده بودند. با دستور بازپرس جنایی، جسد برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. کارشناسان پزشکی قانونی پس از انجام معاینات تخصصی اعلام کردند میترا بر اثر اصابت بیش از ۳۰ضربه چاقو جان خود را از دست داده است.
تحقیقات پلیسی در ادامه به زندگی خانوادگی مقتول کشیده شد. بررسیها نشان داد میترا و همسرش مهران مدتها بر سر مسائل خانوادگی با یکدیگر اختلاف داشتهاند و بارها میان آنها مشاجره و درگیری رخ داده است. از سوی دیگر، همزمان با وقوع قتل، مهران نیز ناپدید شده و هیچ اطلاعی از محل حضورش در دست نبود. همین موضوع ظن کارآگاهان را نسبت به او بیشتر کرد و تحقیقات برای دستگیری این مرد وارد مرحله تازهای شد.
پس از انجام اقدامات پلیسی، ماموران موفق شدند مخفیگاه متهم را شناسایی و او را دستگیر کنند. مهران در بازجوییها سرانجام لب به اعتراف گشود و مسئولیت قتل همسرش را برعهده گرفت. او گفت: «مدتها بود با همسرم اختلاف داشتم. روز حادثه ابتدا در خیابان با هم مشاجره کردیم و این درگیری پس از بازگشت به خانه ادامه پیدا کرد. در اوج عصبانیت کنترل خودم را از دست دادم و با چاقو چند ضربه به او زدم.»
پس از تکمیل تحقیقات، صدور کیفرخواست و تایید سلامت روانی متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبهای از دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه محاکمه، با توجه به فوت مادر مقتول، خواهر و برادرهای میترا بهعنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و برای دامادشان درخواست قصاص کردند. در ادامه، فرزندان مقتول نیز در دادگاه حاضر شدند اما اعلام کردند از حق قصاص خود گذشته و پدرشان را بخشیدهاند.
سپس مهران در جایگاه قرار گرفت و در آخرین دفاعیات خود بار دیگر مدعی شد انگیزه قتل، سوءظن به همسرش بوده است. او گفت: «مدتی بود تصور میکردم همسرم به من خیانت میکند. هر بار این موضوع را مطرح میکردم، بین ما دعوا میشد. او به من و خانوادهام توهین میکرد و اختلافهایمان بیشتر شده بود.»
رئیس دادگاه از متهم پرسید آیا برای این ادعای خود دلیل یا مدرکی داشته است، مهران در پاسخ گفت: «نه، هیچ مدرکی نداشتم و فقط این موضوع تصور خودم بود.»
متهم در ادامه درباره روز حادثه گفت: «آخرین بار در خیابان با هم درگیر شدیم. همسرم یقه مرا گرفت و احساس کردم آبرویم جلوی مردم رفته است. وقتی به خانه برگشتیم دوباره مشاجره کردیم و در اوج عصبانیت چاقو برداشتم و به او ضربه زدم. وقتی به خودم آمدم، همسرم جانش را از دست داده بود.»
پس از پایان دفاعیات متهم و وکیل او و درخواست اولیای دم، قضات دادگاه برای صدور رأی وارد شور شدند.
فرزندان مقتول پس از بازگشت به خانه با جسد غرق در خون مادرشان روبهرو شده و موضوع را به پلیس اطلاع داده بودند. با دستور بازپرس جنایی، جسد برای تعیین علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد. کارشناسان پزشکی قانونی پس از انجام معاینات تخصصی اعلام کردند میترا بر اثر اصابت بیش از ۳۰ضربه چاقو جان خود را از دست داده است.
تحقیقات پلیسی در ادامه به زندگی خانوادگی مقتول کشیده شد. بررسیها نشان داد میترا و همسرش مهران مدتها بر سر مسائل خانوادگی با یکدیگر اختلاف داشتهاند و بارها میان آنها مشاجره و درگیری رخ داده است. از سوی دیگر، همزمان با وقوع قتل، مهران نیز ناپدید شده و هیچ اطلاعی از محل حضورش در دست نبود. همین موضوع ظن کارآگاهان را نسبت به او بیشتر کرد و تحقیقات برای دستگیری این مرد وارد مرحله تازهای شد.
پس از انجام اقدامات پلیسی، ماموران موفق شدند مخفیگاه متهم را شناسایی و او را دستگیر کنند. مهران در بازجوییها سرانجام لب به اعتراف گشود و مسئولیت قتل همسرش را برعهده گرفت. او گفت: «مدتها بود با همسرم اختلاف داشتم. روز حادثه ابتدا در خیابان با هم مشاجره کردیم و این درگیری پس از بازگشت به خانه ادامه پیدا کرد. در اوج عصبانیت کنترل خودم را از دست دادم و با چاقو چند ضربه به او زدم.»
پس از تکمیل تحقیقات، صدور کیفرخواست و تایید سلامت روانی متهم، پرونده برای رسیدگی به شعبهای از دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه محاکمه، با توجه به فوت مادر مقتول، خواهر و برادرهای میترا بهعنوان اولیای دم در جایگاه حاضر شدند و برای دامادشان درخواست قصاص کردند. در ادامه، فرزندان مقتول نیز در دادگاه حاضر شدند اما اعلام کردند از حق قصاص خود گذشته و پدرشان را بخشیدهاند.
سپس مهران در جایگاه قرار گرفت و در آخرین دفاعیات خود بار دیگر مدعی شد انگیزه قتل، سوءظن به همسرش بوده است. او گفت: «مدتی بود تصور میکردم همسرم به من خیانت میکند. هر بار این موضوع را مطرح میکردم، بین ما دعوا میشد. او به من و خانوادهام توهین میکرد و اختلافهایمان بیشتر شده بود.»
رئیس دادگاه از متهم پرسید آیا برای این ادعای خود دلیل یا مدرکی داشته است، مهران در پاسخ گفت: «نه، هیچ مدرکی نداشتم و فقط این موضوع تصور خودم بود.»
متهم در ادامه درباره روز حادثه گفت: «آخرین بار در خیابان با هم درگیر شدیم. همسرم یقه مرا گرفت و احساس کردم آبرویم جلوی مردم رفته است. وقتی به خانه برگشتیم دوباره مشاجره کردیم و در اوج عصبانیت چاقو برداشتم و به او ضربه زدم. وقتی به خودم آمدم، همسرم جانش را از دست داده بود.»
پس از پایان دفاعیات متهم و وکیل او و درخواست اولیای دم، قضات دادگاه برای صدور رأی وارد شور شدند.