شناسهٔ خبر: 78847372 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: فرارو | لینک خبر

محسن جلیلوند در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

احتمال جنگ تمام عیار بسیار بالاست

ترامپ تفاهم با ایران را پایان‌یافته می‌داند و نیروهای آمریکایی همچنان در منطقه حضور دارند؛ آیا خاورمیانه در آستانه یک انفجار امنیتی است یا همه‌چیز در حد نمایش قدرت باقی می‌ماند؟ یک استاد روابط بین‌الملل معتقد است آنچه تاکنون به نام مذاکره دیده‌ایم، تنها یک فرصتِ استراحت کوتاه‌مدت بوده و هشدار می‌دهد که با توجه به اهداف متضاد بازیگران اصلی، زنگ خطرِ تقابل نظامی جدی‌تر از همیشه به صدا درآمده است.

صاحب‌خبر -
تبلیغات

فرارو- پس از آنکه دونالد ترامپ اعلام کرد «تفاهم با ایران به پایان رسیده است»، بار دیگر فضای روابط تهران و واشنگتن وارد مرحله‌ای پرابهام شده است. همزمان با تداوم آرایش نظامی آمریکا در منطقه، گمانه‌زنی‌ها درباره آینده پرونده ایران از مسیر مذاکره به سمت سناریوهای بازدارندگی و حتی احتمال رویارویی نظامی تغییر جهت داده است.

به گزارش فرارو، پایان «تفاهم» با ایران از زبان دونالد ترامپ، تنها یک تغییر لحن سیاسی نیست؛ بلکه پرده‌برداری از بحرانی است که ریشه‌های آن نه در میز مذاکره، که در تضاد بنیادینِ اهداف بازیگران منطقه نهفته است. محسن جلیلوند، استاد روابط بین‌الملل، در گفتگو با فرارو مذاکرات گذشته را صرفاً یک «زنگ تفریح» برای مدیریت موقت تنش می‌داند و هشدار می‌دهد که تقابل پارادایمی تهران و واشنگتن، منطقه را بیش از پیش به لبه یک رویارویی تمام‌عیار نزدیک کرده است. 

او همچنین هشدار می‌دهد که با توجه به تداوم حضور نیروهای آمریکایی در منطقه و اصرار تهران بر مواضع خود در تنگه هرمز، احتمال وقوع یک جنگ گسترده بیش از گذشته افزایش یافته است. مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:

اختلاف ایران و آمریکا، اختلافی پارادایمی است نه صرفاً سیاسی

محسن جلیلوند با اشاره به ماهیت اختلافات تهران و واشنگتن به فرارو گفت: «موضوع ایران و آمریکا و حتی جهان غرب، از همان ابتدای تفاهم نیز به نظر من حل‌شدنی نبود. بسیاری تصور می‌کردند که صرفِ آغاز گفت‌وگوها می‌تواند زمینه را برای حل اختلافات فراهم کند، اما واقعیت این است که اختلاف میان تهران و واشنگتن بسیار عمیق‌تر از آن است که با چند دور مذاکره یا حتی یک توافق سیاسی برطرف شود.»

وی افزود: «نگاه جمهوری اسلامی، نگاه استکبارستیزی است و این موضوع بخشی از هویت سیاسی نظام محسوب می‌شود. از سوی دیگر، آمریکا نیز بر مبنای حفظ و گسترش هژمونی خود در نظام بین‌الملل حرکت می‌کند. بنابراین موضوع ما با آمریکا بیش از آنکه استراتژیک باشد، پارادایمیک است؛ یعنی دو طرف از دو جهان‌بینی متفاوت به مسائل نگاه می‌کنند و همین موضوع امکان رسیدن به یک نقطه مشترک را بسیار دشوار می‌سازد.»

وی تصریح کرد: «به همین دلیل معتقدم از همان ابتدا، تفاهم نمی‌توانست به یک توافق پایدار تبدیل شود. حتی اگر در برخی حوزه‌ها توافقات مقطعی شکل می‌گرفت، اختلافات بنیادین همچنان پابرجا می‌ماند و در نخستین بحران دوباره خود را نشان می‌داد.»

سه بازیگر با سه هدف متفاوت؛ نقطه مشترکی وجود ندارد

این استاد روابط بین‌الملل در ادامه با تشریح اهداف بازیگران اصلی بحران منطقه گفت: «اگر بخواهیم شرایط امروز منطقه را تحلیل کنیم، باید اهداف سه بازیگر اصلی را از یکدیگر تفکیک کنیم. آمریکا برای توسعه و تثبیت سلطه خود می‌جنگد.»

او ادامه داد: «اسرائیل بیش از هر چیز برای امنیت و موجودیت خود و همچنین برتری منطقه‌ای وارد میدان می‌شود و جمهوری اسلامی نیز از نگاه خود برای حفظ موجودیت، استقلال و امنیت ملی می‌جنگد.»

وی تاکید کرد: «وقتی وارد جزئیات می‌شویم، می‌بینیم این سه هدف اساساً قابلیت جمع شدن با یکدیگر را ندارند. هر سه طرف تصور می‌کنند عقب‌نشینی، هزینه‌های سنگینی برای آینده آنان خواهد داشت. بنابراین تا زمانی که هر سه بازیگر بر مواضع خود اصرار داشته باشند، امکان دستیابی به توافقی که بتواند پایدار بماند، بسیار محدود خواهد بود.»

جلیلوند افزود: «به همین دلیل است که هر بار فضای دیپلماسی شکل می‌گیرد، خیلی زود دوباره با یک بحران امنیتی یا نظامی جایگزین می‌شود.»

مذاکرات بیشتر یک وقفه بود تا مسیر حل اختلاف

این تحلیلگر سیاست خارجی درباره روند مذاکرات گفت: «بحث‌هایی که درباره مذاکرات، حضور تیم‌های فنی و ادامه رایزنی‌ها مطرح می‌شد، از نگاه من از همان ابتدا بیشتر شبیه یک time out (وقفه) بود؛ یعنی فرصتی برای مدیریت شرایط و جلوگیری از انفجار فوری بحران، نه تلاشی واقعی برای حل اختلافات.»

وی افزود: «در چنین وضعیتی طبیعی است که با نخستین تحول سیاسی یا امنیتی، همه‌چیز دوباره به نقطه اول بازگردد. اکنون نیز با مواضع اخیر ترامپ و فضای جدیدی که ایجاد شده، همان نگرانی‌های گذشته دوباره زنده شده است.»

او تصریح کرد: «در شرایط موجود، امکان رسیدن به توافق را بسیار پایین می‌بینم و در مقابل، احتمال حرکت به سمت یک جنگ تمام‌عیار را بالا ارزیابی می‌کنم؛ مگر آنکه متغیر جدیدی وارد معادلات شود و شرایط را تغییر دهد.»

وی با اشاره به اهمیت خلیج فارس گفت: «ترامپ به هر شکلی که شده می‌خواهد در خلیج فارس اعمال قدرت کند و نشان دهد آمریکا همچنان بازیگر اصلی امنیت منطقه است.»

این کارشناس تاکید کرد: «ایران نیز تلاش کرده است با استفاده از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی خود، به‌ویژه در تنگه هرمز، این پیام را منتقل کند که بدون در نظر گرفتن منافع تهران، امنیت انرژی جهان تضمین نخواهد شد. همین تقابل باعث شده است تنگه هرمز همچنان یکی از حساس‌ترین نقاط جهان باقی بماند و هرگونه خطای محاسباتی در این منطقه، پیامدهایی بسیار فراتر از خاورمیانه داشته باشد.»

جلیلوند اضافه کرد: «چین و روسیه تلاش کرده‌اند فاصله خود را از درگیری مستقیم حفظ کنند. هر دو کشور از افزایش تنش‌ها متضرر می‌شوند، اما در عین حال تمایلی هم ندارند وارد تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا شوند.»

انتخابات آمریکا و اسرائیل می‌تواند معادلات را تغییر دهد

این کارشناس ارشد سیاست خارجی درباره زمان احتمالی تشدید بحران گفت: «نمی‌توان با قطعیت گفت اگر قرار باشد جنگی گسترده رخ دهد، دقیقاً چه زمانی اتفاق خواهد افتاد، اما بدون تردید انتخابات پیش رو در اسرائیل و آمریکا بر روند تحولات تاثیرگذار خواهد بود

وی افزود: «اگر ایران فشار خود را علیه آمریکا افزایش دهد یا سطح تنش‌ها در منطقه بالاتر برود، این احتمال وجود دارد که پیش از برگزاری انتخابات، طرف‌های درگیر تصمیمات متفاوتی اتخاذ کنند.»

جلیلوند خاطرنشان کرد: «نتانیاهو همواره تمایل داشته است سطح تنش را افزایش دهد و به نظر می‌رسد همچنان یکی از مهم‌ترین حامیان گزینه نظامی باشد. اگر سفر احتمالی او به آمریکا نیز انجام شود، طبیعی است که رایزنی‌های امنیتی و نظامی میان دو طرف وارد مرحله تازه‌ای خواهد شد.»

حضور نیروهای آمریکایی در منطقه یک زنگ خطر جدی است

جلیلوند با اشاره به آرایش نظامی آمریکا در منطقه گفت: «یکی از نکاتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آمریکا از زمان تفاهم تاکنون، تلاش محسوسی برای کاهش حضور نظامی خود در منطقه انجام نداده است.»

وی توضیح داد: «اگر واشنگتن واقعاً به دنبال کاهش تنش بود، انتظار می‌رفت بخشی از نیروهای خود را از منطقه خارج کند یا دست‌کم نشانه‌هایی از کاهش آمادگی نظامی دیده شود، اما چنین اتفاقی رخ نداده است. همین موضوع را باید یک زنگ خطر جدی تلقی کرد. از سوی دیگر، ایران نیز حاضر نیست از مواضع خود درباره حاکمیت و نقش راهبردی تنگه هرمز عقب‌نشینی کند.»

وی در پایان تاکید کرد: «وقتی هر دو طرف همچنان بر مواضع خود ایستاده‌اند و نشانه‌ای از عقب‌نشینی دیده نمی‌شود، طبیعی است که احتمال شکل‌گیری یک رویارویی گسترده بیش از گذشته مطرح شود. به همین دلیل، در مجموع چشم‌انداز پیش رو را بیش از آنکه به سمت توافق ببینم، به سمت افزایش تنش و بالا رفتن احتمال یک درگیری بزرگ ارزیابی می‌کنم.»

تبلیغات
خبرنگار : رویا پاک سرشت