به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام و المسلمین شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در سخنانی که در جریان تجمعات مردمیِ برگزار شده در لبنان و کشورهای دیگر همزمان با تشییع پیکر «امامِ مستضعفین، شهید سید علی خامنهای» ایراد کرد، تأکید نمود که «توافق چارچوب» منعقد شده توسط دولت لبنان، «کاملاً به نفع اسرائیل است». وی افزود: «اگر اسرائیل به تنهایی قصد داشت این توافق را بنویسد، نمیتوانست آن را به سرانجام برساند مگر با همکاری آمریکا و دولت لبنان.»
متن سخنرانی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم. و حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است، و درود و سلام بر شریفترین آفریدگان، پیامبر ما محمد، و بر آل پاک و طاهرِ او، و بر یاران نیکوکار و برگزیدهاش تا روز جزا.
سلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.
ما در مراسم تشییعِ آیتالله العظمی، شهید، رهبرِ خامنهای (قدس سره) گرد هم آمدهایم. به خاطر خدا بایستید، زیرا این تشییع، قیام و حرکت و انقلاب است. خداوند میفرماید:
«و آنان که به خدا و فرستادگان او ایمان آوردهاند، آنانند که راستگویاناند، و شهدا نزد پروردگارشان پاداش و نور خواهند داشت.»
ما امامِ مستضعفان را تشییع میکنیم؛ امامی که همراه با جمعی از افراد خانوادهاش به شهادت رسید. ما به حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، به خاندان شریفی که ایشان را همراهی میکردند، و به همه دوستدارانشان به خاطر شهادت ایشان و شهادت خانوادهشان و شهادت همه کسانی که برای تقرب به خداوند متعال در جمهوری اسلامی ایران، از میان فرماندهان، مردم و مسئولان، خود را تقدیم کردند تسلیت میگوییم. همچنین به امت اسلامی و به جهان این نشانِ والاتر را تبریک میگوییم؛ نشانی که راهِ بشریت را روشن میکند، شهادتی که مقام را بالا میبرد و بخشش هایش برای نسلهای آینده آغاز میشود.
به روحِ امامِ شهیدِ رهبر و به همه کسانی که همراه او شهید شدند، و به تمامی شهیدانی که در این راه قدم نهادند، ثواب سوره مبارکه فاتحه را همراه با صلوات بر محمد و آل محمد اهدا میکنیم.
امام خامنهای (قدس سره) یگانه روزگار خویش است؛ رهبری استثنایی و معاصر، که در تاریخ کمتر نظیرش دیده میشود. او ولیّ امر بر امت است و نائب امام غایبِ معصوم، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. او فقیه جامعِ الشرایطِ ولایت و مرجعیت، و مرجع عالی است؛ آیتالله العظمی؛ و صاحبِ بینش راهبردی در عرصههای گوناگون و بنیانگذار اصول و مبانیِ تمدن اسلامیِ معاصر. او راهبر و سرپرست و مربّی است. او فرماندهای است در دلِ دریای مردم که آنان را به رهایی از بندهای خرافات و بتهایِ مادی هدایت میکند. او الگوست؛ به وسیله سلوک و روشش آموزش میدهد. او اندیشمند نوآور و خلاقی است که جهت میسازد. او سیاستمداری آگاه است که ابعاد امور را در سطحِ همه جهان درک میکند. او کسی است که با ایستادگی، به همه جسارت و عزم و عزت و اعتماد و توکل بر خداوند متعال، ایستاد.
«کسانی که پیامهای خدا را ابلاغ میکنند و از او میترسند و از هیچکس جز خدا بیم ندارند؛ و خداوند برای حسابرسی کافی است.»
ای سید امام شهید خامنهای، ای سید و فرمانده من و محبوبِ قلبم؛ قلب و جانم به عشقِ شما پیوند خورده تا جایی که روح و وجودم را پر کرد. سخنان شما نور راه من و راه برادرانم به سوی خداوند متعال است. دیدارهای شما توشهای بیپایان است و رهنمودهای شما پرتوی امیدی است که خاموش نمیشود.
در رهبری شما، امانتی را دیدم که تعالیم پیامبرمان، سید المرسلین حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را منتقل میکند؛ و سیره عدالتپیشۀ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و زهد او؛ و قیام امام حسین (علیه السلام) که ارکان دین را با «از هیچ سرزنشگری هراسی ندارید» تثبیت کرد؛ و فراهم کردن جامعه مؤمنان برای اینکه شایستۀ برافراشتن پرچم امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشند؛ تثبیتکنندهی راهِ مُحیّالدین و الهامبخشِ مستضعفان در عصر جدید: امام خمینی (قدس الله روحه الشریف).
سیدی، با شما صادقانه سخن میگویم: آنچه در نوشته ای که در تاریخ 09-10-2024 (۱۸ ⁄ ۷ ⁄ ۱۴۰۳) از محضرتان برایم رسیده بود، مرا شگفتزده کرد؛ آن هم 12 روز بعد از شهادتِ سید حسنِ شهیدِ والامقام، سیدِ شهدای امت، فرمانده و محبوبمان (رضوان الله تعالی علیه) و نیز شش روز بعد از شهادت سید هاشمی (رضوان الله تعالی علیه). یعنی زمانی که من برادرانم در این حزب، مرا به عنوان دبیرکل انتخاب کردند. من در نامه ای که شما فرموده بودید آوردم:
«و من همانقدر که شهیدِ عزیزِ سیدمان را شما حمایت کردید، شما را حمایت میکنم.»
آن جمله را چند بار خواندم. این امام بزرگ چه کرد؟ او میخواهد بگوید: من با شما هستم، شما را حمایت میکنم، هرچه میخواهید بخواهید؛ من با تمام توانم در کنار شما خواهم بود. از این نترسید که حتی اگر جهان علیه شما بایستد. من و مؤمنان و مجاهدان و با شما خدا و فرشتگان هستیم که شما را حمایت میکنیم. این، ارزش بزرگی دارد؛ این حمایت، حمایت از مسیر است؛ حمایت از مقاومت.
در طول تمام این مدت، تا زمان شهادت، امامِ فرمانده چیزی از ما نخواست. او همواره به کسانی که پیگیریمان میکردند میگفت: از آنان بپرسید چه میخواهند، هرچه میخواهند به آنها بدهید، برای این دلاورانِ شجاع چیزی دریغ نکنید؛ همانهایی که برای حق، آزادی و کرامت انسان، با قصد قربت به خداوند متعال ایستادند.
او چیزی از ما نخواست و ما همه چیز را خواستیم و هرچه خواستیم به دست آوردیم.
این همان مسیری است که با سید شهدای امت، سید حسن (رضوان الله تعالی علیه) هم چنین بود؛ من آن گونه بودم و در هر سختی و هر ایستگاه و مرحله، دقیق پیگیری میکردم و میگفتید: «چه میخواهید؟»
تو ولیّ هستی که از دیگران حمایت میکنی و به کسی نیاز نداری. تو وقتی اشارههایت را به کار میگیری، بیآنکه آن را آشکار کنی، وارد دلها و عقلهای ما میشود.
من در شهادت سید والامقاممان گفتم: روح سید حسن زنده است. و گفتم: ما سید حسن نصرالله را با بدنش ترک کردیم، اما روح و راه و صدایش همیشه در ما حاضر خواهد ماند؛ و برای همیشه باقی خواهد ماند.
چقدر عادل نیستم، چقدر انصافدار نیستم؛ این بخشش های بزرگ نشان میدهد که مسیرِ اصیل تثبیت شده است. ما هم آنچه را شما گفته بودید تکرار میکنیم: تو در ما زنده هستی و همیشه در ما باقی خواهی ماند.
سیدی، ما راه را با ولیّ، حضرت آیتالله سید مجتبی (دام ظله) ادامه خواهیم داد. در این دورهای که ایشان فرماندهی را در دست گرفت، ما با او چنان احساس کردیم که با شما داشتیم؛ این مسیرِ اولیاست؛ مسیرِ صالحان است؛ مسیرِ عزت است.
ما این جمعیتهای میلیونی را در ایران و عراق دیدیم؛ این جمعیتهایی که از هر حدی فراتر رفتند. در تاریخ هیچ راهپیماییای رخ نداده که بیست میلیون نفر در تهران جمع شوند، و میلیونها نفر در قم، نجف، کربلا و مشهد. این میلیونها، عقیده، عشق، فداکاری و رابطهشان را با این جریانی که نماینده آن هستند و با این نمادگرایی که حمل میکنند، بیان میکنند. پس بگذارید جهان ببیند؛ آیا این جمعیتهای میلیونی، جمعیتهای معمولی هستند؟ این بیانگر آن است که این نظام اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، نظامِ مردم، نظامِ انسان، نظامِ سرزنده بودن است.
در حقیقت، باید این ملت بزرگ ایران را درود گویم؛ شما آبروی ما را خریدید؛ به جهان ثابت کردید که شایسته این رهبری هستید و شایسته آنکه الگویی برای تمام جهان باشید. ما شما را دوست داریم، با شما خواهیم ماند و دستی واحد خواهیم بود بر سرِ استکبار، اسرائیل و ستمگرانِ زمین، به خاطر کرامت انسان و آزادی انسان. این جمعیتها، جمعیتهای نورانی هستند که به آسمان پیوند دارند و قابل لرزش و تزلزل نیستند.
در اینجا عبارتی مختصر، مشخصههای شهادت را تعیین میکند: «شهادت، زندگی و قیام است، و قیام، عزت است، و عزیز، پیروز است.» شهادتِ تو، ای سید من، آغازی برای مسیری انقلابی است که مشخصهها و توازنهای منطقه را دگرگون خواهد کرد. «و کسانی را که در راه خدا کشته میشوند، مرده مپندارید؛ بلکه آنان زندهاند، لیکن شما درک نمیکنید.» امام ما خمینی (قدس سره) گفت: «ما را بکشید؛ که ملت ما بیشتر و بیشتر آگاه خواهد شد.» امام حسین (علیه السلام) کشته شد، پس نهضت حسینی متولد شد؛ و خامنهای کشته شد، پس نهضت خامنهای متولد شد؛ و این امتداد و پرچمی است.
آیا وقت آن نرسیده است، ای منحرفانِ منافق، ای کافرانِ دور از طاعت خدا، که کشف کنید که قتل برای ما عادت است و کرامت ما از خدا شهادت است؛ و اینکه دوستداران، عشق و عزم و امانتِ استمرار را بیشتر میکنند.
سیدی، مبارزان در لبنان، از فرزندان حزبالله، شیفتگان شهادت و شیفتگان ولایت هستند؛ آنها نیکو جهاد کردند؛ باعث شدند جهان، الگویی را ببیند که قبلاً ندیده بود؛ این از برکات ولایت است.
سیدی، ملتِ مقاومِ ما، که دوستدار مقاومت است و به آن دل بسته، فداکاریهای بسیاری کرده و برای فداکاری بیشتر آماده است، اما تکان نمیخورد. از شما آموخته است که صبور، مجاهد، بردبار و بخشنده باشد، و متوقف نشود، زیرا میخواهد عزیز بماند. به هیچ شکلی نمیتواند ذلت را بپذیرد. این ملتی است که شکست نمیخورد، زیرا تربیتِ ولایت است؛ «هیهات منا الذلة».
امام ما خامنهای (قدس سره) با چشمِ پدری، امت را سرپرستی کرد و مسیرهای عزت آن را با هدایتِ تعالیمِ اسلامِ محمدیِ اصیل، با تمرکز بر پنج ستونِ اساسی و روشن، حفظ نمود: اولاً، بنای دولت و جامعه؛ دوم، حمایت از مقاومت در برابر اشغالگری و استکبار؛ سوم، وحدت ملی، اسلامی و انسانی؛ چهارم، جهتدهیِ قطبنما به سوی آزادسازی فلسطین؛ پنجم، استقلال و عدم وابستگی.
اما تجاوزِ آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران، تجاوزی جهانی به کشوری است که تنها ایستاد و اهدافِ تجاوز را شکست داد. ایران با وحدتِ مردمی، مستحکمتر شد و بیشتر در اطرافِ رهبری پیچید. حقِ ایران است که قدرت داشته باشد و حقش است که انرژی هستهایِ صلحآمیز داشته باشد و حقش است که روابطِ بینالمللی خود را همانگونه که میخواهد، بنا کند. اما طاغیِ آمریکایی و گروهاش، اسرائیل، خواستند این ملت را از آزادی، جایگاه و نقشاش محروم کنند؛ اما نتوانستند، و آمریکا و اسرائیل شکست خوردند؛ نتوانستند به اهدافی که میخواهند برسند و ایران عزیز و سرافراز خارج شد.
ما به ایرانِ اسلامی که ما را حمایت کرد، میگوییم؛ و آن ایران که هنگامِ تدوینِ تفاهمِ آمریکایی-ایرانی، در بندِ اول، آتشبس در لبنان و عقبنشینیِ اسرائیل را تثبیت کرد، و تأکید کرد که نمیتواند در توافقش با آمریکا پیش رود مگر اینکه آمریکا این بندِ اول را اجرا کند. و از نتایجِ آن، توقفِ کلیِ تجاوز، توقفِ کلیِ آتشبس با وجودِ نقضهایِ موجود در حال حاضر بود؛ اما این امری است که نیازمندِ تکمیل است و ما اطمینان داریم که جمهوری اسلامی پیگیری خواهد کرد و مسئولان این را میگویند.
از ایران، از ایرانِ رهبری، دولت، سپاه، ارتش، مردم و نخبگان متشکریم؛ از همه شما متشکریم؛ زیرا در حقیقت شما واقعیتِ منطقه را به نفعِ آزادی و رهایی، تعدیل خواهید کرد.
ایران به ما قدرت، حمایت و عزت داد و به ما تواناییِ آزادی و خدمت به جامعه را بخشید. اگر ایران نبود، آتشبس حاصل نمیشد. پس از استقامتِ مقاومت، یعنی یک دوگانه وجود دارد: استقامتِ مقاومت و ملتِ مقاومت، اساسی است، و حمایتِ ایران، اساسی دوم و قدرتی حقیقی است. ما به این گزینه چنگ زدهایم، زیرا سودمندیاش اثبات شده و قدرتی اضافی برای ماست.
باید همه ما برای رفعِ سلطه گری آمریکا از لبنان تلاش کنیم. آمریکا حیلهگر است، آمریکا استعمارگر است، آمریکا لبنان را با خواستههایش که به دشمنِ اسرائیلی خدمت میکند، خسته میکند. آمریکا لبنان را به تدریج اشغال میکند. برخی میگویند چرا با ایران رابطه دارید؟ برادر، رابطه با ایران؛ ما از آن سود میبریم. اما به من بگویید چرا با آمریکا رابطه دارید، در حالی که آمریکا شما را ذلیل میکند و شما را به انتخابهایی وادار میکند و ثروت هایتان را میبرد و چیزی به شما نمیدهد؟ صدها نقضِ عهد از زمانِ آتشبس تا کنون رخ داده است؛ و آخرینِ آنها قتلِ مدیرِ مدرسه غندور همراه با مادرش و دو نفر از خدمتکارانش در خودرویِ غیرنظامی، در خانهای غیرنظامی، در مکانی غیرنظامی، در نبطیه الفوقا بود.
حاکمیت چه میگوید؟ حرکتِ شما برای مطالبه از آمریکا در اصل چیست؟ هرچه رخ میدهد، با تصمیمِ آمریکاست. حتی اسرائیل همیشه میگوید ما از آمریکا اجازه گرفتیم. یعنی هیچ اتفاقی رخ نمیدهد مگر با اجازه او. آمریکا همان کسی است که ما را سلبِ مالکیت میکند؛ آمریکا همان کسی است که اینگونه وحشیانه رفتار میکند.
توافق چارچوبی که دولت لبنان منعقد کرده، کاملاً به نفع اسرائیل است؛ اگر اسرائیل به تنهایی به این توافق فکر میکرد، قادر به انجام آن نبود مگر با همکاری آمریکا و دولت لبنان. همه مفاد آن مخالف است و هرچه بر باطل بنا شود، باطل است؛ زیرا اصل مذاکره غیرشرعی، غیرقانونی، غیرمنشوری و غیرعادی است. تمام محتوای آن، لبنان را به دشمن اسرائیلی میفروشد؛ حتی کلمه «عقبنشینی» وجود ندارد، بلکه «تغییر موضع» است؛ یعنی قطعهای از لبنان با رضایت اسرائیل، متعلق به آن است؛ حتی شما با آنها وارد میشوید تا مقاومت و قدرت لبنان را هدف قرار دهید، و آنها بر شما نظارت خواهند کرد که چگونه این کار را انجام میدهید.
من شما را به کسانی که به شما نزدیک هستند، ارجاع میدهم؛ یعنی نه تنها ما به توافق اعتراض کردیم، نه تنها این محور مقاومت است که به توافق اعتراض کرده، حتی گروههای خودتان به شما میگویند این توافق بد است، این توافق ذلتبار است، این توافق شما را ساقط میکند. شما میگویید توافق چارچوب، آن را دور بیندازید و کنار بگذارید، چه چیزی مانع دولت میشود که بگوید ما آن را نمیخواهیم، چون مشخص شد که کاملاً به نفع اسرائیل است و مشخص شد که ملت لبنان را به دو دسته تقسیم کرده است. با جسارت بایستید، با جسارت بایستید؛ بهتر است برای دولت ثبت شود که موضعی گرفته که ملت لبنان را متحد کرده، تا اینکه ثبت شود که موضعی گرفته که ملت لبنان را تقسیم کرده است. و در نهایت، هیچ بندی از این توافق اجرا نخواهد شد و شما قادر به انجام هیچ کاری نخواهید بود.
رئیس جمهور میپرسد: «راه حلی را به من نشان دهید.» من راه حلی به تو نشان میدهم؛ ما با تو با مذاکره غیرمستقیم موافقت میکنیم؛ حداقل وقتی مذاکره غیرمستقیم وجود دارد، وقتی چیزی به شما پیشنهاد میشود، آن را با کارشناسان بررسی کنید، با ذینفعان مشورت کنید، خودتان را آماده کنید، با تأمل جواب دهید، واکنشها را مشاهده کنید. تجربه رئیس جمهور بری را با توافق ۲۷-۱۱ ببینید، چگونه توافقی را منعقد کرد که اسرائیل به دلیل اینکه منافعش را در آن ندید، از آن سرپیچی کرد؛ اما روشی در بحث و گفتگو وجود داشت. ایران و آمریکا را ببینید؛ چهل روز، چهل و پنج روز در حال تدوین توافق بودند، چرا شما عجله دارید؟ گفت: والله تحت فشار هستیم. چه کسی شما را تحت فشار قرار میدهد؟ اگر با ملت خود باشید، کسی شما را تحت فشار قرار نمیدهد؛ اما اگر فکر میکنید بدین ترتیب مقامی خواهید داشت؟ نه، مقامی نخواهید داشت؛ زیرا چیزی به دست نخواهید آورد و قادر به انجام هیچ کاری نخواهید بود. اگر همکاری نکنیم «کار پیش نمیرود».
شما را به عقبنشینی دعوت میکنم؛ ما به فتنه کشانده نخواهیم شد، اما اجازه نمیدهیم کسی به ما تجاوز کند؛ صدای ما بلند و مواضع ما قاطعانه به نفع حاکمیت و حقوق بشر در لبنان خواهد بود. اولویت، بازیابی حاکمیت و بیرون راندن اسرائیلی است؛ هیچ کس راهحلها را به ما دیکته نخواهد کرد؛ راهحلها را با هم بحث و با هم توافق میکنیم؛ و هیچ راهحلی جز عقبنشینی اسرائیل در مقابل استقرار ارتش لبنان در جنوب رودخانه لیتانی وجود ندارد. این مرزها با پنج بندی که بارها ذکر کردیم، یعنی عقبنشینی و استقرار ارتش لبنان در جنوب رودخانه لیتانی تا مرزها، توقف تجاوز در هوا، زمین و دریا، تخریب و در تمام معیارها، آزادی اسرا، بازسازی و بازگرداندن مردم به روستاهایشان تا آخرین وجب.
ما به مسیر تفاهم ایران و آمریکا پایبندیم و با آن در میدان باقی خواهیم ماند؛ تسلیم نخواهیم شد و همانطور که پروژه را با عدم تحقق هدفش در پایان دادن به مقاومت شکست دادیم، همچنان با مردم خود در میدان ایستادهایم و اسرائیلی آرام نخواهد گرفت و ما هر کاری را که به آزادی این سرزمین منجر شود انجام خواهیم داد و انشاءالله آن را آزاد خواهیم کرد.
خدا رحمت کند امام و رهبر ما، امام شهید، امام خامنهای (قدس سره) را با خانوادهاش و تمام دوستداران و کسانی که شهید شدند، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.