صاحبخبر - گروه سياسي - فهيمه جهازيان: با اين حال، حواشي تلخ ايجاد شده توسط جريان هاي افراطي و توهين به مقامات ارشد کشور (مسعود پزشکيان، محمدباقر قاليباف و عباس عراقچي)، زنگ خطري جدي را درباره تداوم پروژه هاي دوقطبي سازي، حتي در ملي ترين لحظات تاريخ معاصر ايران، به صدا درآورد.
حضور بي نظير سرمايه اجتماعي
خيابانهاي تهران و قم در روزهاي گذشته، شاهد يکي از پرشورترين و متراکمترين تجمعات مردمي در دهههاي اخير بود. آيين تشييع و وداع با پيکر رهبر شهيد، فراتر از يک مراسم مذهبي و سنتي، به تجليگاه همبستگي ملي تبديل شد. مردمي از طيفها، طبقات اجتماعي و ديدگاههاي سياسي گوناگون در کنار يکديگر ايستادند تا نشان دهند که در لحظات سرنوشتساز، پيوند ملت با نمادهاي اقتدار و ثبات کشور گسستناپذير است.
اين حضور پرشور، ظرفيت عظيمي را براي شکلگيري يک «اتحاد مقدس» ايجاد کرد، رمزي که در شرايط حساس منطقهاي و بينالمللي، ميتوانست موازنه قدرت را به نفع ثبات داخلي تغيير دهد. در لايههاي مختلف اين جميعت، پيام روشني به چشم ميخورد، ضرورت عبور از اختلافات گذشته و تکيه بر وفاق ملي براي هدايت کشتي کشور در درياي متلاطم سياست.
حواشي تلخ در روز وداع
اما اين تصوير باشکوه و مقتدرانه، در حاشيه خود با رفتارهايي ناپخته و آسيبزا مخدوش شد. گروهي از عناصر تندرو و موسوم به «سوپرانقلابي»، با سوءاستفاده از فضاي عاطفي و حماسي تشييع، دست به تحرکات جناحي زدند. هدف اين حملات، سران قوا و ديپلماتهاي ارشد کشور بودند؛ رئيسجمهور مسعود پزشکيان)، رئيس مجلس محمدباقر قاليباف و وزير امور خارجه عباس عراقچي در حين حضور در ميان مردم، با شعارهاي ساختارشکنانه، تند و اهانتآميز اين گروه اندک اما سازمانيافته مواجه شدند. برخي حتي سوي اين افراد سنگ و بطري آب پرتاب کردند
اين برخوردها نشان داد که جريان افراط، حتي در فراگيرترين و مليترين مناسک کشور نيز حاضر نيست از منافع کوتاهمدت باندهاي خود بگذرد. آنها با حمله به ارکان رسمي کشور، درست در زماني که پيام اتحاد بايد به جهان مخابره ميشد، تصويري از تفرقه و گسست را به نمايش گذاشتند.
کاسبان دوقطبي
در فرصت هاي ملي
تحليل رفتار اين گروهها نشان ميدهد که حيات سياسي آنها به شدت به بحران و ايجاد دوقطبيهاي کاذب وابسته است. براي جريان سوپرانقلابي، فرقي نميکند که مناسبت چيست. خواه يک انتخابات سرنوشتساز باشد، خواه يک راهپيمايي ملي و خواه مراسم سوگواري براي رهبر شهيد. آنها هر فضايي را به مثابه دادگاهي براي تفتيش عقايد و مرزبنديهاي خودساخته ميان خودي و غيرخودي ميبينند.
خطاي استراتژيک اين جريان در آن است که مفهوم انقلابيگري را در انحصار خود ميداند و هرگونه عقلانيت سياسي، ديپلماسي يا تلاش براي اجماع ملي را مصداق عقبنشيني قلمداد ميکند. حمله به قاليباف به عنوان چهرهاي اصولگرا و رئيس قوه مقننه، در کنار توهين به پزشکيان و عراقچي، ثابت کرد که اين افراطگرايي از مرزهاي رقابتهاي متعارف سياسي گذشته و به نوعي آنارشيسم جناحي تبديل شده است که هيچ قاعده و حرمتي را به رسميت نميشناسد.
محکوميت افراط
از سوي جريان هاي مختلف
برخورد حذفي و توهينآميز با مسئولان ارشد، موجي از انتقادات را در ميان فعالان سياسي را برانگيخت. بسياري از چهرهها معتقدند اين رفتارها، دقيقاً در تضاد با توصيهها و سيره عملي رهبري در حفظ انسجام داخلي است.
حميدرضا عليمي مداح با انتشار پيامي کوتاه در شبکه اجتماعي اکس به حمله تندروها به پزشکيان و عراقچي و قاليباف واکنش نشان داد. ن، حميدرضا عليمي خطاب به پزشکيان، قاليباف و عراقچي نوشت: «با شرفها به شما نميگن بي شرف...»
محمد مهاجري فعل سياسي اصولگرا نيز در واکنش به اين حملات در توئيتي خطاب به محمدباقر ذوالقدر، دبير شوراي عالي امنيت ملي نوشت: «جناب ذوالقدر دبير محترم شعام
شعارها و فحشهاي زشتي که در مراسم تشييع رهبر شهيد عليه عراقچي و قاليباف داده ميشود، حتما فتنه اسرائيلي است. سکوت شما و برخي از اعضاء شعام در مظان همراهي با اين شعارها و ناسزاها هستند، خودش عامل فتنه بزرگتري است.»
سردبير مشرق نيوز نيز با انتشار ويديو حمله به عراقچي نوشت: «شما شاهد پيادهنظام بيجيره و مواجب دشمنان اين کشور هستيد... همان جماعتي که چندي قبل رواق و حسينيه کشوردوست را هم با همين رفتارها به تعطيلي کشاندند... ميادين را خالي از مردم و جمعيت کردند... شعارهاي ضد امريکا و ضداسرائيل را به شعار عليه اين و آن در داخل کشور تبديل کردند...
البته درباره «بي جيره و مواجب بودن» سرمنشأ و ليدرهاي اين جريانات نهادهاي مسوول بايد بيشتر تحقيق کنند.»
ضرورت صيانت از اتحاد مقدس
تشييع تاريخي در تهران و قم به وضوح نشان داد که بدنه اصلي جامعه ايران، خواهان ثبات، امنيت و همگرايي است. حضور پرشور مردم، سرمايهاي اجتماعي و بيبديل است که ميتواند پايهگذار «اتحاد مقدس» براي عبور از چالشهاي پيشرو باشد. اما حفظ اين سرمايه، نيازمند هوشياري مضاعف و مرزبندي شفاف با جريانهاي افراطي است.
تثبيت اين اتحاد زماني ممکن خواهد شد که نهادهاي حاکميتي، رسانههاي رسمي و جريانهاي اصيل سياسي، تحرکات دوقطبيساز را به عنوان يک تهديد امنيتي و ملي شناسايي کنند. دامن زدن به کينهتوزيهاي جناحي در بستري که بايد مظهر وفاق باشد، فرسايش اراده ملي را به همراه خواهد داشت. مراسم تشييع پيکر رهبر شهيد با تمام عظمتش در تهران قم و عراق به پايان رسيد، اما درسهاي سياسي آن براي آينده ايران باقي است. اين رويداد دو روي يک سکه را نشان داد: روي اول، اقيانوس بيکران مردم بود که تکيهگاه اصلي نظام است و روي دوم، جويبار گلآلود تندروي که ميکوشد مسير اين اقيانوس را منحرف کند. براي تحقق واقعي وصيت سياسي رهبر شهيد، يعني اتحاد مقدس چارهاي جز حاشيهنشين کردن اقليت تندرو وجود ندارد. مسئولان کشور، فارغ از هجمههاي اين گروههاي فشار، بايد پيام اصلي حضور تودههاي مردم را دريافت کنند. پيامي که خواستار تقويت ساختار داخلي، صيانت از منافع ملي در عرصههاي بينالمللي با اتکا به ديپلماسي مقتدر، و ايجاد چتر حمايتي براي تمامي شهروندان است. ايران پس از اين وداع بزرگ، بيش از هر چيز به عقلانيت، صبوري سياسي و همبستگي نياز دارد تا بتواند از اين برهه حساس تاريخي با سربلندي عبور کند.
∎