به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محسن پیرهادی/// در کدام مکتب روابط بینالملل میتوان این صحنه را تحلیل کرد که میلیونها انسان از کشوری دیگر، کیلومترها در گرمای چهل و چند درجه، با پای پیاده به استقبال یا تشییع رهبر کشوری همسایه بروند؟ در کدام نظریه میتوان توضیح داد که مردم، پرچم کشور دیگری را بر دوش بگیرند، تصویر رهبر آن کشور را بر سینه بفشارند و اشک بریزند؛ بیآنکه اجبار سیاسی، منفعت اقتصادی یا مصلحت قومی در میان باشد؟
واقعیت این است که بسیاری از نظریههای رایج روابط بینالملل، ملتها را مجموعهای از منافع تعریف میکنند؛ اما گاهی تاریخ، صحنههایی میآفریند که هیچ معادله مادی توان تفسیر آن را ندارد. اینجا سخن از «قدرت نرم» هم نیست؛ سخن از پیوندی است که از جنس ایمان، وفاداری و محبت است؛ پیوندی که مرزهای جغرافیا را در مینوردد و ملتها را در ذیل یک آرمان مشترک گرد هم میآورد.
ملت عراق، سالهاست که این حقیقت را به جهان نشان داده است. هر سال در اربعین، خانههایشان را به روی میلیونها زائر میگشایند، داراییشان را بیمنت خرج میکنند، شب و روز خدمت میکنند و تنها پاداشی که میخواهند، لبخند زائران سیدالشهدا علیهالسلام است. این فرهنگ، محصول یک محاسبه اقتصادی نیست؛ ثمره عشقی است که در مکتب اهلبیت علیهمالسلام ریشه دارد.
همین ملت، در تشییع رهبر شهید انقلاب نیز همان حقیقت را دوباره به نمایش گذاشت. میلیونها انسان، نه به عنوان شهروندان یک کشور همسایه، بلکه به عنوان اعضای یک امت، در صحنه حاضر شدند. آنان نشان دادند که اگر رهبری، عمر خود را وقف عزت اسلام، دفاع از مظلومان و خدمت به امت کند، دیگر به یک ملت خاص تعلق ندارد؛ او سرمایه همه آزادگان خواهد شد.
شاید برخی گمان میکردند که بزرگداشت رهبر کشوری دیگر، موجب حساسیت یا رقابت با شخصیتهای ملی عراق خواهد شد؛ اما این تحلیل، از شناخت مردم عراق فاصله دارد. آنان میان محبت به بزرگان خود و تکریم مجاهدان امت، هیچ تعارضی نمیبینند. قلبی که برای امام حسین علیهالسلام میتپد، به اندازه همه اولیای خدا وسعت دارد. محبت در این مکتب، محدود و انحصاری نیست؛ هرچه بیشتر ببخشی، بیشتر میشود.
دشمنان سالها کوشیدهاند با مرزهای سیاسی، دیوارهای روانی نیز بسازند؛ ایرانی را از عراقی جدا کنند، عرب را در برابر عجم قرار دهند و ملیت را جایگزین امت کنند. اما هر بار که سیل جمعیت در اربعین به راه میافتد و هر بار که مردم عراق با تمام وجود از میهمانان خود پذیرایی میکنند، این نقشهها فرو میریزد. زیرا آنچه ملتها را به هم پیوند داده، قراردادهای سیاسی نیست؛ عهدی است که با خدا بستهاند.
عظمت مردم عراق، تنها در کثرت جمعیت یا شکوه موکبها نیست؛ عظمت آنان در بزرگی دلهایشان است. آنان ثابت کردهاند که کرامت، مرز نمیشناسد؛ مهمان، ملیت ندارد؛ و خدمت به دوستداران خدا، افتخار است، نه هزینه.
شاید روزی پژوهشگران علوم سیاسی برای این صحنهها اصطلاحات تازهای بسازند؛ اما اهل ایمان، قرنها پیش پاسخ را یافتهاند. نام این پدیده، «ولایت» است؛ همان رشتهای که دلها را به هم پیوند میدهد و ملتها را به خانوادهای واحد تبدیل میکند.
تا این محبت زنده است، نه توطئه تفرقه کارگر خواهد شد، نه تبلیغات رسانهای، نه مرزهای ساختگی و نه نقشههای دشمنان. ملتی که با عشق به خدا، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، اهلبیت علیهمالسلام و راه حق گرد هم آمده باشد، با هیچ ابزار سیاسی از هم جدا نخواهد شد.
سلام بر مردم بزرگ عراق؛ مردمی که در اربعین، درس کرامت میدهند و در روزهای اندوه، درس وفاداری. آنان بار دیگر ثابت کردند که اگر عشق، محور روابط ملتها شود، جغرافیا کوچک میشود و امت، معنای حقیقی خود را بازمییابد.