شناسهٔ خبر: 78845088 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه اعتماد | لینک خبر

انسجام، پيامِ راهبردي وداع رهبر شهيد

اميرعباس ميرزاخاني

صاحب‌خبر -

مراسم وداع با رهبر شهيد انقلاب، فراتر از يك آيين سوگواري، يك پاسخِ قدرتمند به محاسباتِ غلطِ طراحي‌كننده تئوري‌هاي فروپاشي بود؛ پيامي از قدرتِ ساختار و صلابتِ جامعه. مراسم وداع و تشييع پيكر رهبر شهيد انقلاب اسلامي كه با حضوري چند ده ميليوني در شهرهاي مختلف ايران و ميادين مقدسات عراق آغاز شد، پس از طي مراحل مختلف به ايستگاه پاياني خود رسيد. اين آيين باشكوه كه از ابتداي هفته جاري آغاز شد، با حضور انبوه توده‌هاي مردم در شهرهاي مختلف ايران و همچنين در شهرهاي مقدس كربلا و نجف، ابعادي فراتر از يك تشييع معمولي به خود گرفت. اين مسيرِ عزاداري، از ۱۳ و ۱۴ تير در تهران آغاز شد، در ۱۵ تير در پايتخت و ۱۶ تير در شهر قم با حضور گسترده و بي‌سابقه قشرهاي مختلف ادامه يافت و در ۱۷ تير با استقبال پرشور زائران

و مجاوران در نجف اشرف و كربلاي معلي به اوج خود رسيد. امروز نيز پس از تشييعي سترگ در مشهد مقدس، پيكر مطهر ايشان در جوار بارگاه ملكوتي امام مهرباني‌ها، حضرت رضا (ع) آرام مي‌گيرد. اما نبايد از اين حماسه گذشت، چراكه اين مراسم در فضايي برگزار شد كه كشور روزهايي حساس، سنگين و پرتنش را پشت سر گذاشته بود. از همين رو، نمي‌توان اين رخداد را صرفا يك آيين سوگواري يا بدرقه يك شخصيت سياسي دانست. اين مراسم، در كنار ابعاد عاطفي و مذهبي خود، حامل پيام‌هايي روشن و استراتژيك براي بازيگران داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي است. نخستين پيام اين بدرقه تاريخي، «خطاي محاسباتي» طراحان تهديد بود. آنان بر اين تصور بودند كه حذف رهبر برجسته انقلاب و فرماندهان ارشد مي‌تواند ساختار تصميم‌گيري كشور را دچار اختلال كند و نارضايتي‌هاي اجتماعي را به بحران سياسي پيوند بزند. اما آنچه در ميدان رقم خورد، با چنين برآوردي فاصله‌اي آشكار داشت. نيروهاي مسلح و نهادهاي مديريتي در زماني كوتاه، آرايش تازه خود را بازيافتند و اداره امور بدون وقفه‌اي گسترده استمرار يافت. اين روند ثابت كرد كه ساختار حكمراني در ايران، از ظرفيت ترميم و تداوم در شرايط بحراني برخوردار است و معادلات داخلي را نمي‌توان با اتكا به فشارهاي بيروني تغيير داد. وجه مهم ديگر اين مراسم، همان حضور ميليوني و پرشور مردم بود؛ حضوري كه ارزيابي‌هاي مبتني بر شكاف عميق ميان مردم و ساختار رسمي را با پرسش جدي روبه‌رو كرد. بي‌ترديد، وجود نقدها نسبت به برخي شيوه‌هاي اداره كشور واقعيتي قابل انكار نيست، اما تجربه اين مراسم نشان داد كه جامعه ايران در بزنگاه‌هاي حساس، ميان نقد عملكردها و دفاع از امنيت، استقلال و تماميت ارضي كشور، تمايزي دقيق قائل مي‌شود. اين تمايز، همان «سرمايه اجتماعي» است كه در ميزهاي مذاكرات ديپلماتيك به پشتوانه‌اي براي دستگاه سياست خارجي تبديل مي‌شود. كشوري كه در لحظات دشوار، نشانه‌هايي از انسجام ملي را به نمايش مي‌گذارد، از موقعيتي متفاوت در مواجهه با طرف‌هاي مقابل برخوردار خواهد بود، چراكه آنها ناگزيرند محاسبات خود را نه بر پايه برداشت‌هاي آرزومندانه، بلكه بر اساس واقعيت‌هاي ميداني تنظيم كنند. از منظر منطقه‌اي نيز اين مراسم پيامي صريح براي همسايگان بود. حضور گسترده مردم نشان داد كه رويكرد ايران براي گسترش همكاري‌هاي منطقه‌اي، نه از موضع ضعف، بلكه بر پايه ثبات داخلي و تكيه بر پشتوانه اجتماعي دنبال مي‌شود. علاوه بر اين، جايگاه فراملي رهبر شهيد كه بازتاب آن در افكار عمومي كشورهاي اسلامي، پاكستان و كشمير قابل توجه بود، نشان داد كه ايشان براي بخش بزرگي از جهان اسلام، صرفا يك شخصيت داخلي نبود، بلكه يك الگوي الهام‌بخش در مقابله با سلطه‌جويي محسوب مي‌شد. در نهايت، مراسم وداع با رهبر شهيد، نمادي از «استمرار يك مسير» بود؛ مسيري كه بر حفظ انسجام ملي، تقويت اقتدار دفاعي و تداوم مشروعيت سياسي استوار است. پيام اصلي اين وداع تاريخي، روشن و قاطع بود: ايران، با وجود تمامي فشارها، همچنان از ظرفيت همبستگي ملي براي عبور از بحران‌ها و تعيين سرنوشت آينده خود برخوردار است.