خوشبختي و بهروزي هر ملتي با ميزان مطالعه آن ملت نسبت مستقيم دارد. هر قومي، به اندازه اقبالي كه به كتاب دارد، به شاهراه سعادت و خوشبختي نزديك است و اجتناب و دوري از اين مقوله به معناي دوري از كيمياي خوشبختي و بهروزي است. همين اصل است كه رهبر شهيدمان را وا ميداشت كه از هر فرصتي براي ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني استفاده كنند و به مسوولان دستاندركار حوزه نشر كتاب تذكر دهند كه در طراحيهاي خود لوازم سعادت ملت - از جمله لوازم كتابخواني - را فراهم كنند.
ايشان از هر فرصتي براي تذكر اين مهم به مسوولان فرهنگي بهره ميبردند كه هم به دليل تعاليم عاليه اسلام و هم از جهت توجه به رشد فرهنگي جامعه، اين امر را مدنظر دارند.در بازديد خودشان از نمايشگاه بينالمللي كتاب صراحتا تاكيد فرمودند كه با وجود رصد فضاهاي مجازي، نبايد از اين مهم غفلت كرد كه در وضعيت كنوني، ما بيش از هر دوره تاريخي ديگر، نيازمنديم كه اين اصل اساسي را در برنامههاي خود مراعات كنيم. براي رسيدن به اين هدف بايد كتابخواني را نيازي همگاني تلقي كنيم و بكوشيم به صورت سنتي اجتماعي درآيد. هر كس در هر مرتبه و شغل و حرفهاي بايد خود را نيازمند به كتاب بداند و بخشي از وقت خود را به مطالعه اختصاص دهد.
معظمله كه با وجود همه اشتغالات كتابخواني را بخشي مهم از زندگي خود تلقي ميفرمودند و در فرصتهاي پيش آمده توصيه به كتابخواني و تذكر نسبت به پايين بودن ميزان مطالعه در بين اقشار مختلف جامعه را مورد تاكيد قرار ميدادند. معظمله در خردادماه سال ۱۳۹۸ با اشاره به مطلوب نبودن وضعيت رواج كتاب در بين نسل جوان خطاب به دانشجويان گفتند: «شما احتياج داريد بخوانيد، احتياج داريد بدانيد. شما نهضت كتابخواني بايد راه بيندازيد، واقعا كتاب بخوانيد، مطالعه كنيد.»
صدها تقريظ كارشناسانه و دقيق كه براي كتابهاي متنوع با موضوعات متفاوت مرقوم ميفرمودند، حكايت از بينش دقيق و كارشناسانه به عرصههاي گوناگون داشت.آن شهيد عاليمقدار در مورد كتاب «دا» اينگونه اظهارنظر فرموده بودند: «كتاب «دا» كه حقا و انصافا كتاب بسيار خوب و قابل طرح در سطح جهاني است، مربوط به بخش كوچكي از وقايع جنگ تحميلي است.
و اين نشان ميدهد كه هشت سال دفاع مقدس داراي ظرفيت توليد هزاران كتاب به منظور انتقال فرهنگ و ارزشهاي اسلامي و انقلابي به جامعه و جهان است... اين كتاب در گستره كشور هنوز شناخته نشده است؛ در حالي كه چند صد هزار تا حالا چاپ كرديد. اگر «دا» شناخته شود، ميليونها نسخه از اين كتاب فروش خواهد رفت و ميليونها نفر از محتواي اين كتاب بهره خواهند برد... شما هزار كتاب «دا» ميتوانيد توليد كنيد. «دا» يك رگه ارزشمند است كه در معدن پيدا كرديد، اين راه را ادامه دهيد.» ايشان كه بنا به فرموده خودشان هر شب مطالعه مستوفايي داشتند در مورد كتاب «نورالدين، پسر ايران» تقريظ جالبي نوشتهاند. كتاب نورالدين پسر ايران خاطرات يك نوجوان خطه آذربايجان است و ويژگيهايي چون صفا و صميميت، صداقت و صراحت، سادگي و بيتكلفي، سر نترس داشتن و شهادتطلبي كه به خوبي هم تصوير شده است را روايت ميكند. نوجواني كه در روستاي خلجان نزديك تبريز به دنيا آمد. «بسمالله الرحمن الرحيم، اين نيز يكي از زيباترين نقاشيهاي صفحه پركار و اعجازگونه هشت سال دفاع مقدس است. هم راوي و هم نويسنده حقا در هنرمندي، سنگ تمام گذاشتهاند. آميختگي اين خاطرات به طنز و شيرينزباني كه از قريحه ذاتي راوي برخاسته و با هنرمندي و نازكانديشي نويسنده، به خوبي و پختگي در متن جا گرفته است و نيز صراحت و جرات راوي در بيان گوشههايي كه عادتا در بيان خاطرهها نگفته ميماند، از ويژگيهاي برجسته اين كتاب است. تنها نقصي كه به نظر رسيد نپرداختن به نقش فداكارانه همسري است كه تلخيها و دشواريهاي زندگي با رزمندهاي يكدنده و مجروح و شلوغ را به جان خريده و داوطلبانه همراهي دشوار و البته پر اجر با او را پذيرفته است. ساعات خوش و با صفايي را در مقاطع پيش از خواب با اين كتاب گذراندم. والحمدلله» در اين فرصت كه از توجه آن قائد شهيد مينويسم دريغم ميآيد كه يكي از خاطرات خودم در موضوع كتاب و كتابت را كه با ايشان داشتهام با خوانندگان عزيز در ميان نگذارم…مديرعامل انتشارات سروش بودم، در راستاي نشر كتابهاي اصلي حوزههاي مختلف، همانند فرهنگ آثار، تاريخ فلسفه كاپلستون و … فكر كرديم مجموعه آثار نمايشي شكسپير را با ترجمه يكدست و منقح استاد علاءالدين پازارگادي منتشر كنيم، مجموعه آثار دو جلد طراحي شد. جلد اول آن منتشر شد و من آن كتاب را به همراه برخي آثار منتشر شده سروش خدمت ايشان فرستادم. وقتي ترجمه جلد دوم به اتمام رسيد، اداره نظارت وزارت ارشاد از دادن مجوز براي آن امتناع كرده و صفحات معتنابهي را براي حذف يا تغيير بازگردانده بود. استدلالهاي اينجانب و معاون فرهنگي انتشارات سروش مبني بر اينكه ايجاد تغيير در آثار شكسپير شايسته نيست، به جايي نرسيد و نهايتا ما از چاپ جلد دوم مجموعه آثار نمايشي شكسپير منصرف شديم. چند ماه بعد نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران بود و سروش هم به جهت كثرت كتابهاي چاپ اول و كيفيت آثارش به عنوان ناشر برگزيده انتخاب شده بود. مقام معظم رهبري براي بازديد به غرفههاي انتشارات سروش تشريف آوردند. با ملاحظه جلد اول مجموعه آثار نمايشي شكسپير فرمودند؛ كار بسيار خوبي كردهايد، ترجمههايي با سلايق مختلف از آثار نمايشي شكسپير وجود داشت، اما نشر مجموعه آنها در يكجا و با يك مترجم كار خوبي بود، چرا جلد دوم آن را منتشر نكردهايد يا منتشر كردهايد و براي من نفرستادهايد؟ من در پاسخ سوال ماندم، مسوول مربوطه كه آن دستورها را صادر كرده بود، جزو همراهان وزير محترم ارشاد بود و البته من هم نميخواستم، موضوع را علني كنم، به ناچار ايرادها را بر عهده خودم گرفتم و عنوان كردم برخي فرازهاي غير قابل انتشار در متن جلد دوم هست، ايشان تاملي فرمودند و گفتند، من تقريبا همه آثار نمايشي شكسپير را خواندهام و همچو موردي در آثار او به نظرم نرسيده است، اما منتشر نكردن امري جداگانه است، ولي دقت كنيد مبادا در آثار شكسپير چيزي كم يا اضافه كنيد. صدها سال است كه اين اثرها در غرب منتشر ميشوند…گفتم چشم اطاعت ميكنيم و به شوخي عرض كردم من فكر نميكردم كتابهايي كه خدمتتان ميفرستم، شما حتي تورق بفرماييد، چه اينكه مطالعه بفرماييد، بعد از اين بايد، خيلي دقت كنيم… بازديد معظمله از غرفههاي سروش پايان يافته بود كه مديركل نظارت و بررسي كتاب از پشت ستون بيرون آمد و با لبخندي تشكرآميز به همراه وزير ارشاد در كنار حضرت آقا به ديدار از غرفهها ادامه دادند… غرض از نقل اين خاطره بيان اين نكته بود كه قائد شهيدمان چه مقدار به كتاب و كتابخواني اهميت ميداد . وقتي توصيه به كتابخواني و ايجاد نهضت براي رواج آن ميشود خود حضرتش به آن عامل بود. خداوند درجات عالياش را متعاليتر بگرداند.