گروه سياسي
از بامداد ديروز يكبار ديگر، جهان شاهد يك نقض عهد جدي از سوي امريكا بود. حملاتي كه بر اساس گزارشهاي نهادهاي رسمي تا زمان تنظيم اين گزارش دست كم 8 شهيد و 2نفر مجروح به جاي گذاشته است. بر اساس اعلام نهادهاي رسمي، ارتش امريكا با نقض تفاهمنامه اسلامآباد، به مناطق ساحلي هرمزگان، بوشهر و خوزستان حمله كرد. بر اساس گزارشهاي صدا و سيما بين ۴۵ دقيقه بامداد تا5 :2بامداد ديروز بود كه صداي دستكم ۱۰ انفجار در بندرعباس به ويژه در محدوده شرقي و غربي اين شهر به گوش رسيد و اهداف غيرنظامي شامل زيرساختهاي بندري، صيادي و مراكز كنترل ساحلي مورد اصابت قرار گرفت و در آتش سوخت. در پي حمله دشمن به چند بندر صيادي و تجاري در شهرستان سيريك تعدادي از هموطنان نيز مجروح شدند. بيشترين اهدافي كه در استان هرمزگان مورد اصابت قرار گرفت غيرنظامي و زيرساختهاي تجاري و بندري بوده است.اما در حمله امريكا به استان خوزستان و بندر ماهشهر ۱ نفر به شهادت رسيده و ۲ نفر مجروح شدند. البته ارتش در يك خبر رسمي اعلام كرد كه 8 نفر از دلاورمردان نيروي زميني و دريايي در جريان اين حملات به شهادت رسيدند. پيش از حمله به بندرعباس در 30 دقيقه بامداد چهارشنبه دشمن به سيريك و بنادر تجاري و صيادي، بندر كوهستك و روستاي زيارت حمله كرد و دستكم ۱۰ صداي انفجار به گوش رسيد. در اين حملات چند نفر از همطنان مجروح شدند كه براي درمان به ميناب منتقل شدند.چند هدف هم در قشم و خارك مورد اصابت قرار گرفت. امريكا همچنين به شهرستان دشتي در بوشهر هم حمله كرد.
مبدا هرگونه پشتيباني از ارتش امريكا هدف مشروع است
در پي اين اتفاقات قرارگاه مركزي حضرت خاتمالانبيا(ص) هشدار داد: مبدأ هرگونه پشتيباني از ارتش متجاوز امريكا براي تجاوز به حاكميت و سرزمين ايران اسلامي، هدف مشروع نيروهاي مسلح خواهد بود.
همچنين نيروهاي دريايي و هوافضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در پاسخ اوليه به اين تجاوز طي عمليات مشترك موشكي و پهپادي، ۸۵ نقطه از تاسيسات مهم نظامي امريكا در بندر سلمان، منطقه پنجم دريايي بحرين و پايگاه هوايي عليالسالم كويت را در هم كوبيدند و يك پهپاد MQ9 دشمن را كه قصد دخالت در عمليات داشت، سرنگون كردند.
همچنين به دنبال اين تهاجم خصمانه به مناطق نظامي و غير نظامي در جنوب كشور و نقض مفاد ۱۴بندي تفاهمنامه، پهپادهاي هجومي ارتش جمهوري اسلامي ايران، از بامداد روز گذشته، مراكز تجمع نيروهاي متخاصم امريكا در«پايگاه شيخ عيسي» مستقر در بحرين را مورد حمله قرار دادند.
ما اهل عقب كشيدن نيستيم
در اين ميان محمدباقر قاليباف با برشمردن موارد نقض تفاهمنامه توسط امريكا در توييتي نوشت: «دوره قلدري و باجگيري تمام شده است، راه به جايي نميبريد. ما اهل كوتاه آمدن و عقب كشيدن نيستيم.
رييس مجلس شوري اسلامي در اين پست كه در شبكه ايكس به زبان انگليسي منتشر كرد، ادامه داد: «كليديترين موارد نقض تفاهمنامه ۱۴بندي توسط امريكا:
۱ - نقض ترتيبات ايراني در تنگه هرمز
۲- تهديدهاي مداوم به حملات نظامي بيشتر
۳- حمله به مناطق جنوبي ايران
۴- بازگرداندن تحريمهاي نفتي
۵- استمرار تجاوزات رژيم صهيونيستي به لبنان
دوره قلدري و باجگيري تمام شده است، راه به جايي نميبريد. ما اهل كوتاه آمدن و عقب كشيدن نيستيم.»
ترامپ از همان آغاز بحران مانند هميشه، لفاظيها عليه ايران را آغاز كرد و تلويحا از پايان تفاهم و آتشبس سخن گفت اما در عين حال اعلام كرد تصميمگيري در اين خصوص را به ويتكاف و كوشنر ميسپارد. بر اساس گزارش رويترز ترامپ همچنين در جريان نشست ناتو، پايان دادن به توافق موقت با ايران را تكرار نكرد. هرچند بنابر اعلام وزارت خزانهداري امريكا، واشنگتن روز سهشنبه مجوزهاي موقت فروش نفت را كه در چارچوب تفاهمنامه با ايران صادر كرده بود، لغو كرد. بسياري از تحليلگران معتقدند اين رخداد هرچند وقفههاي مقطعي در گفتوگوهاي طرفين ايجاد ميكند اما باعث توقف كلي گفتوگوها نخواهد شد.
اما در پي انتشار گزارشها و اخباري از حمله امريكا و سنتكام عليه اهدافي مرتبط با ايران در جنوب ايران، فضاي رسانهاي و سياسي منطقه بار ديگر تحت تأثير تقابل تهران و واشنگتن قرار گرفته است. هرچند جزييات رسمي اين اقدام از سوي منابع مورد استناد هنوز بهطور كامل منتشر نشده، اما بازتاب اين خبر در رسانهها و محافل تحليلي، بار ديگر اين گزاره را برجسته كرده كه سياست فشار و تهديد عليه ايران، نهتنها به تضعيف جايگاه جمهوري اسلامي منجر نشده، بلكه بيش از گذشته چهره مداخلهگر امريكا و ناتواني آن در تغيير موازنه راهبردي منطقه را آشكار كرده است.
امريكا تحريم و اقدام نظامي را ترجيح ميدهد؟
گزارشها درباره حمله بامداد ديروز امريكا و سنتكام به ايران، از همان ساعات نخست، يك نكته را روشن كرد: واشنگتن همچنان در مواجهه با ايران، به جاي منطق حقوقي و سياسي، زبان تهديد، تحريم و اقدام نظامي را ترجيح ميدهد. اين رويكرد، ادامه همان سياستي است كه طي سالهاي گذشته در اشكال مختلف دنبال شده، از فشار اقتصادي و جنگ رواني گرفته تا عمليات محدود، نمايش قدرت و تلاش براي فرسايش توان بازدارندگي ايران. سياستي كه تا به امروز نتيجه بخش نبوده و به اعتقاد تحليلگران همچنان نيز بينتيجه خواهد بود. از منظر مقامات ايراني، چنين اقدامي بيش از آنكه نشانه اقتدار امريكا باشد، بيانگر استيصال راهبردي اين كشور در برابر واقعيتهاي ميداني منطقه است. ايران در سالهاي اخير نشان داده كه نه با تحريم از مواضع اصولي خود عقب مينشيند و نه با تهديد نظامي، محاسبات امنيتياش را تغيير ميدهد. به همين دليل، هر حركت تهاجمي جديد از سوي امريكا، عملا در چارچوب يك سياست شكستخورده ارزيابي ميشود؛ سياستي كه بارها آزموده شده و هر بار نتيجهاي جز افزايش بياعتمادي منطقه به واشنگتن و تقويت منطق مقاومت در پي نداشته است. نكته مهم ديگر اين است كه همزماني هر اقدام نظامي امريكا با فشارهاي سياسي و اقتصادي، تصويري روشن از ماهيت رفتار واشنگتن ارايه ميدهد. امريكا در قبال ايران، همواره كوشيده مجموعهاي از ابزارها را بهطور همزمان به كار گيرد: تحريم، تهديد، عمليات رواني، اجماعسازي رسانهاي و در مقاطع خاص، اقدام مستقيم يا غيرمستقيم نظامي. اما تجربه نشان داده كه اين تركيب نيز نتوانسته اهداف اعلامي امريكا را محقق كند. نه ساختار سياسي ايران دچار فروپاشي شده، نه قدرت منطقهاي آن از ميان رفته و نه توان بازدارندگياش حذف شده است. در مقابل، آنچه فرسودهتر شده، اعتبار ادعايي امريكا درباره نظم، قانون و حقوق بينالملل بوده است. در ادبيات رسمي و رسانهاي ايران، هر حمله يا تهديدي از اين دست، مصداقي از نقض حاكميت ملي و تجاوز به امنيت منطقهاي تلقي ميشود. اين رويكرد، بر يك استدلال روشن استوار است: كشوري كه هزاران كيلومتر دورتر از منطقه حضور نظامي دارد و با ناوها، پايگاهها و ائتلافهاي نظامي در معادلات غرب آسيا دخالت ميكند، نميتواند خود را حافظ ثبات معرفي كند. از اين منظر، منشأ اصلي ناامني نه توان دفاعي ايران، بلكه حضور و مداخله مستمر امريكا در منطقه است؛ حضوري كه هر بار با يك بحران تازه، دوباره ماهيت خود را آشكار ميكند. مقامات وزارت خارجه ايران از جمله غريبآبادي در ساعات ابتدايي اين بحران، تاكيد كردند كه ايران آغازگر تنش نبوده و نيست، اما در برابر تعرض، حق پاسخ را براي خود محفوظ ميداند. اين نكته، بخش مهمي از معادله بازدارندگي ايران است. جمهوري اسلامي طي سالهاي گذشته بارها نشان داده كه در برابر تهديد، صرفا به موضعگيري لفظي اكتفا نميكند و هرگونه خطاي محاسباتي عليه امنيت و منافع خود را بيپاسخ نميگذارد. همين واقعيت است كه محاسبات نظامي امريكا و متحدانش را پيچيده كرده و هزينه هرگونه ماجراجويي را بالا برده است.از زاويه داخلي نيز چنين رخدادهايي معمولا به تقويت همبستگي ملي در ايران منجر ميشود. تجربههاي پيشين نشان داده كه هرگاه طرف خارجي با زبان فشار و حمله سخن گفته، شكافهاي داخلي در برابر اولويت دفاع از كشور و حفظ حاكميت ملي، تا حد زيادي رنگ باخته است. در چنين شرايطي، افكار عمومي ايران حتي اگر در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي يا مديريتي مطالبات و انتقاداتي داشته باشد، در برابر تهديد خارجي، از اصل امنيت ملي و تماميت كشور حمايت ميكند. به همين دليل، اقداماتي از جنس حمله يا تهديد، برخلاف تصور طراحان آن، ميتواند به انسجام بيشتر در جبهه داخلي ايران بينجامد.
كشورهاي منطقه خسته از حاشيهسازيهاي امريكا
در سطح منطقهاي هم اين رخداد پيامدهاي خاص خود را دارد. دولتهاي منطقه، حتي آن دسته كه روابط نزديكي با واشنگتن دارند، بهخوبي ميدانند هر افزايش تنش ميان امريكا و ايران ميتواند به بيثباتي گستردهتري در خليج فارس و غرب آسيا منجر شود. اقتصاد انرژي، مسيرهاي كشتيراني، بازارهاي مالي و حتي ملاحظات امنيت داخلي كشورهاي همسايه، همگي از هر تنش تازهاي تأثير ميپذيرند. از اين رو، اقدام نظامي امريكا عليه ايران نه يك مساله محدود دوجانبه، بلكه رخدادي با آثار فرامنطقهاي است؛ رخدادي كه ميتواند نگراني از ورود منطقه به دور تازهاي از التهاب را افزايش دهد.ايران اما بر دو پايه استوار است: نخست، مشروعيت دفاع از خود در برابر هر تعرض؛ و دوم، تأكيد بر اينكه امنيت منطقه بايد توسط كشورهاي منطقه تأمين شود، نه از مسير حضور نيروهاي فرامنطقهاي. اين گزاره در سالهاي اخير به يكي از خطوط ثابت سياست خارجي و امنيتي ايران تبديل شده است. بر همين مبنا، هر اقدام جديد امريكا، در رسانهها و محافل ايراني، شاهدي تازه بر درستي اين تحليل تلقي ميشود كه حضور نظامي واشنگتن نه راهحل، بلكه بخشي از مساله است.آنچه در اين ميان براي ايران اهميت دارد، حفظ آرامش در سطح تصميمگيري، پرهيز از افتادن در دام جنگ رواني دشمن و در عين حال، نمايش قاطعيت در دفاع از منافع ملي است. تجربه تقابلهاي گذشته نشان داده كه تهران معمولا تلاش ميكند ميان خويشتنداري هوشمندانه و بازدارندگي موثر توازن برقرار كند. اين الگو سبب شده ايران نه بهسادگي وارد زمين طراحيشده از سوي طرف مقابل شود و نه اجازه دهد تعرضها بدون هزينه باقي بماند.