به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، علی کردانی، پژوهشگر علوم اجتماعی، با شرکت در پویش همنویسی «راویان عهد» نوشت: طوفان بزرگی بر جامعه وارد آمد؛ فقدان بزرگمرد ایران. دلهرهآورترین و تلخترین لحظات تجربه شد. تلخکامی وقتی بیشتر میشود که پیام حادثه در قتلگاه مردان بزرگ بهدرستی تحلیل و ارزیابی نشود.
ناخدای ما، تاریخ متلاطم ایران را چندینسال رهبری کرد. در این مدت با انواع و اقسام فرازوفرودها، ناملایمات و سختیها دستوپنجه نرم میکرد. در امواج و طوفانهای سهمگین نابخردیها و ظلمهای داخلی و خارجی، خم به ابرو نیاورد و سر خم نکرد.
ایدئولوژی و کلیدواژه شخصیتی ایشان همواره در کلمه «مقاومت» خلاصه میشد. ایستادگی در برابر تمام قلدرهای جهانی و متصرفان بینالمللی، درس همیشگی او بود.
ستمگران، تسخیر آشیانه دلاوران و شیعیان را کلید زدند؛ اما نمیدانستند که خون پاکان در طول تاریخ ضامن بقای مکتب و راه ما بوده است. شمشیرها هراندازه که تیز و برّان باشد، یارای مقابله با «قربانی» را ندارد. خونی که در راه خدا و سرخمنیاوردن به زمین ریخت.
از منظر مکتبی و آموزهای، «قربانی» زوال نیست. قربانی میشویم تا ماندگار بمانیم. خاصیت خون، بقا است. بین بقا و خون همواره رابطه مستقیم و همبستگی بسیار بالایی برقرار است. گاهی باید کوتاه بیایی تا یک مکتب باقی بماند و برههای باید بروی، تا یک تاریخ نرود. رهبر ما در آن موقعیت، دومی را تشخیص داد و با رفتنش، بقای انقلاب و تاریخمان را امضا کرد.
استراتژی «نابود کن» و «نابود میشوی» زمانی ترسناک است که جان را پایان بدانی. در دیدگاه متعالی، نثار جان مایه آبرو و ضمانت صعود است. وظیفه کنونی و خطیر ما، فهمِ نسبت صعود و حفظ موقعیت سیاسی و لحظهای است که به هر طریقی باید از آن صیانت نمود.
تحقق «صیانت» نیازمند منطق و صبر است. اگر بهجای مقوله «منطق» مقوله «هیجان» رخنمایی کند و سرانجام در باتلاق شعارِ صرف فرو رویم، نتیجه چیزی جز تباهی دستاوردهای میدان و مقاومت نخواهد بود.
«هیجان» لازمه حرکت است؛ اما هیجانهای افراطی و اتهامسازی مسئولان، ما را در تیررس دشمنان قرار میدهد. ابراز واکنشهای نخبگانی و خیابانی باید بر پایه «میدان _ دیپلماسی» باشد. راهبرد «فقط میدان» یا «فقط دیپلماسی» تیشه به ریشه آینده این مرز و بوم خواهد انداخت و دستاوردهای این جنایت بزرگ را از بین میبرد.
تاریخ بهتر میداند چه اتفاقی افتاد و ابعاد و دامنه آن چگونه مستدام خواهد ماند. هرچه شد و خواهد شد، یکچیز حتمی بود: تثبیت موقعیت جغرافیایی و استقلال سیاسی ایران، حاصل خون رهبر شهید و یاران باوفایش بود که طلوع دوباره خورشید بر مُلک زخمخورده را به ارمغان آورد.
اگر دو آیه کلیدی و راهبری را حُسن بینش قرار دهیم و خوب بخوانیم، میتوان از حماسه تشییع، میوههای پیروزی چید؛ «ذٰلِکُمْ وَ أَنَّ اَللّٰهَ مُوهِنُ کَیْدِ اَلْکٰافِرِین» (انفال، 18)؛ سرنوشت مؤمنان و کافران همان بود که دیدید و خداوند نقشههای کافران را سست میکند. و «إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جٰاءَکُمُ اَلْفَتْح» (انفال/ 19)؛ اگر خواهان فتح و پیروزی هستید، آن به سراغ شما آمد.
انتهای پیام/