در میدانها، بازارها و خیابانهای پرتردد اهواز، از جوان دانشجو گرفته تا پیرمرد بازنشسته، از مادر خانهدار تا کاسب بازار، هر کدام پیامی دارند؛ پیامهایی که اگرچه با واژههای متفاوت بیان میشود اما در یک نقطه به هم میرسد؛ قدردانی، وفاداری و آرزوی ادامه راه.
در این گزارش میدانی، پای صحبت ۱۰ نفر از شهروندان اهوازی نشستیم و از آنان خواستیم اگر امروز فرصتی برای گفت وگو داشتند، تنها یک جمله، چه پیامی برای ایشان داشتند؟
نخستین شهروند، مردی حدودا ۵۶ ساله معلم است، او با نگاهی آرام میگوید: اگر صدایم به ایشان میرسید، فقط میگفتم آسوده باشید؛ نسلی که برای تربیتش زحمت کشیدید، هنوز ایستاده است و مسیر را فراموش نمیکند.
دختر دانشجوی ۲۲ سالهای که در حال بازگشت از کتابخانه است میگوید: شاید ما نسل متفاوتی باشیم، اما ایران را با همه سختیهایش دوست داریم و برای آبادانیاش تلاش می کنیم، میخواهم به رهبرم بگویم نگران هیچ چیز نباشد.

کاسب میانسالی که سالهاست در بازار اهواز فعالیت میکند با چشمانی اشکآلود میگوید: از شما ممنونیم که همیشه مردم را محور سخنانتان قرار میدهید. دعا کنید بتوانیم در هر شرایطی امیدمان را حفظ کنیم.
زن خانهداری که در ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس است میگوید: اگر امروز شما را میدیدم، میگفتم برای آینده بچههای این سرزمین دعا کنید، ما هم تلاش میکنیم ایران را همانطور که دوست داشتید، بسازیم.
جوان ۳۰ سالهای که در حال عبور از پیادهرو است معتقد است: شهادت پایان راه نیست، آدمهایی هستند که با رفتنشان مسئولیت دیگران سنگینتر میشود. پیام من این است که راهتان ادامه دارد.
راننده تاکسی که سالهاست در خیابانهای اهواز مسافر جابهجا میکند، لبخندی تلخ میزند و میگوید: هر روز هزاران نفر را میبینم؛ مردم هنوز از شما حرف میزنند. اگر پیامی داشته باشم، فقط میگویم دعا کنید وحدت بین مردم حفظ شود.
بانوی فرهنگی میگوید: آقای خوبم، ما نه از مرگ میترسیم نه از تهدیدهای پوشالی دشمن، تنها غم نبودنتان دلمان را به درد میآورد.
کارگر جوانی که پس از پایان شیفت کاری راهی خانه است، با دستانی آفتابسوخته میگوید: امیدوارم بتوانیم شرمنده خون شهدا نباشیم.

آخرین گفتوگو با مادری سالخورده انجام میشود که عصا به دست از کنار خیابان می گذرد؛ او مکثی میکند، اشکهایش را پاک میکند و میگوید: فقط میگویم خداوند شما را با صالحان محشور کند و به این ملت صبر و سربلندی بدهد.
در میان این گفتوگوها، اگرچه سن، شغل و نگاه افراد با یکدیگر متفاوت بود، اما نقطه مشترکی در سخنانشان دیده میشد؛ تاکید بر حفظ همبستگی، امید به آینده و مسئولیتی که هر شهروند برای ساختن ایران بر دوش خود احساس میکند.
خیابانهای اهواز امروز تنها محل رفت و آمد مردم نبود هر رهگذر، روایتی از احساس خود را با زبان ساده بیان کرد؛ برخی از خاطره گفتند، برخی از آینده و برخی تنها با سکوت و اشک، پیام خود را رساندند.
شاید ویژگی اصلی چنین گفتوگوهایی همین باشد که فارغ از جایگاه اجتماعی افراد، احساسات انسانی و دغدغههای مشترک را به تصویر میکشد؛ دغدغههایی که در میان گرمای جنوب نیز رنگ نمیبازد.
شهر همیشه به حرکت خود ادامه میدهد؛ مغازهها باز هستند، خودروها در خیابانها رفتوآمد میکنند و زندگی جریان دارد، اما در پس این جریان عادی، گاهی یک نام کافی است تا خاطرهای زنده شود و بغضی در گلو بنشیند. امروز در اهواز، نام رهبر شهید برای بسیاری از مردم یادآور مسئولیت، همبستگی و امید به آینده بود.
گزارش امروز نشان داد که پیام مردم تنها مجموعهای از جملات احساسی نیست؛ بلکه بازتاب نگاه نسلهای مختلف به آینده ایران است. از نوجوان تا سالمند، همه بر ادامه مسیر، حفظ وحدت و تلاش برای پیشرفت کشور تاکید داشتند پیامهایی که از دل خیابانهای اهواز برخاست و روایتگر پیوند عاطفی مردم با رهبر شهید و آرمانهایی است که به باور آنان همچنان زنده و جاری است.