محسن توسلی، فعال فرهنگی و رسانه در یادداشتی نوشت: من تهرانم؛ شهری که قرنهاست حافظه ایران را در کوچهها، میدانها و خیابانهای خود حمل میکند. در دل من، کاخها و عمارتهایی ایستادهاند که روایتگر بخشی از تاریخ این سرزمیناند؛ اما خوب میدانم که میراث یک ملت تنها در سنگ و آجر و گچ خلاصه نمیشود. برخی از ارزشمندترین میراثها، در لحظههایی شکل میگیرند که یک ملت احساس، باور و سرنوشت مشترک خود را به نمایش میگذارد.
۱۵ تیرماه که مردم برای بدرقه رهبر انقلاب به خیابانهایم آمدند، من فقط میزبان یک مراسم تشییع نبودم. من شاهد خلق صحنهای بودم که از مرز یک رویداد سیاسی و اجتماعی فراتر رفت و به بخشی از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شد. از نخستین ساعات صبح، خیابانهایم مملو از مردمی بود که از دور و نزدیک آمده بودند؛ نه برای ثبت یک حضور، بلکه برای ادای احترام به شخصیتی که نامش با بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران گره خورده بود.
من در طول عمر خود اجتماعات بزرگ بسیاری را دیدهام؛ روزهای پیروزی، روزهای مقاومت و روزهای اندوه. اما برخی لحظات، تنها در زمان خود معنا پیدا نمیکنند؛ آنها به خاطرهای ماندگار برای نسلهای آینده تبدیل میشوند. همانگونه که امروز از بناهای تاریخی و آثار فرهنگی به عنوان نشانههای هویت ملی یاد میکنیم، فردا نیز از این حضور عظیم و این بدرقه باشکوه به عنوان بخشی از میراث معنوی ملت ایران یاد خواهد شد.
میراث فرهنگی فقط آن چیزی نیست که در موزهها نگهداری میشود یا در فهرست آثار ملی ثبت میشود. میراث فرهنگی، مجموعهای از خاطرات، آیینها، باورها و تجربههای مشترک یک ملت است. آن روز، میلیونها ایرانی در خیابانهای من، روایتی مشترک از احترام، وفاداری و همبستگی خلق کردند؛ روایتی که ارزش آن کمتر از هیچ اثر تاریخی نیست.
من تهرانم؛ شهری که بارها تاریخ را از نزدیک دیده است. و باور دارم آنچه در روز تشییع رهبر انقلاب در خیابانهای من رقم خورد، تنها یک وداع نبود؛ میراثی بود که در حافظه فرهنگی ایران باقی خواهد ماند؛ میراثی از حضور، همدلی و پیوندی عمیق میان یک ملت و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ معاصر خود.
انتهای پیام/