به گزارش ایرنا بیش از ۱۲۰ روز از آن سپیدهدمِ تلخ در نهم اسفندماه میگذرد؛ آن صبح واقعه که زمین و زمان ایران در بهت و ناباوری فرو رفت نبض جهان درنظاره سکونی ابدی برای لحظاتی ایستاد و آیت الله العظمی سید علی خامنهای آقای شهدای وطن شد.
اکنون، در آستانهی تشییع و تدفینِ پیکرِ مطهر آقای شهید ایران، پردهها کنار رفته و جهان بیش از پیش تاثیر شخصیت منحصر بفرد و تاثیرگذار وی بر قلب و روح مردم بویژه مسلمانان را مشاهده میکند، کسی که اگرچه امروز جسمش در میان ملت نیست اما طنین اندیشه وی همچون روزهای حیات درخشانش برگ زرینی در کتاب تاریخ به یادگار ماند.

وی همواره بر تبدیل تهدیدها به فرصت تاکید داشت و بر بیرونکشیدن نور از دل تاریکی اهتمام می ورزید، امروز نیز اگرچه جسم فیزیکیاش در میان مردم نیست اما انعکاس سالها زیستن او در هجمههای حزن اندوه و عاشقانه ایرانیان و مسلمانان در نگاه جهانیان به چشم میخورد و این امر خود خط بطلانی بر تصورات پوچ دشمن از بمباران آن روز کذایی بر محل اقامت آیت الله سید علی خامنهای (ره) است.
امید در امتداد نور
این چهارماه روزهای عجیبی را به خود دید، از ساعتهای ابتدایی شنیده شدن خبر سیاه شهادت رهبر و تجمعات مردم در دل میدان اصلی شهر تا پویشهای رنگ به رنگ در دل بحران، همه خبر از رهوروان راهی را میداد که اصول وفاداری و مقاومت را در چارچوب دین و ظلم ستیزی از آن پیر فرزانه آموخته بودند و شعلههای امید را در دل تاریکی جنگ در امتداد نور روشن نگه داشتند.
در گفت و گوی خبرنگار ایرنا با شرکتکنندگان در مراسم بدرقه رهبر، در مصلی شهر بوشهر، اشکهای بسیار ریخته میشود و هر یک روایتی از عشق به وی را در بغض و آه سینه سوز روایت میکنند.

مرد جانبازی نشسته بر ویلچر، پرچم یالثارات الحسین در دستش اشکهایش را با گوشه چفیهاش پاک کرد و گفت: تا همین چند روز پیش با خودم می گفتم بزودی از تلوزیون اعلام می کنند که دروغ است و او زنده مانده، آخر آمریکا با خودش فکر کرد چه کسی را به شهادت میرساند و اصلا حالا که آقای شهیدان شد چه شد، مگر همچین چراغی را میتوان خاموش کرد.
پسرش که او را با صندلی چرخدارش جابجا میکرد در ادامه سخنان پدر گفت: پدرم هر روز تلوزیون را نگاه می کرد و می گفت همین روزها در بیت سخنرانی میکند ببین، کی گفتم!؟ درست است برای بدرقه جسم زمینیاش آمدیم اما نوری که او از امید، آزادمردی، شجاعت و ظلم ستیزی در دل ما روشن کرد هرگز خاموش نمیشود.
در آنسوی مصلی زنان با روضههای مداح بر سر خود می کوبیدند و زجههای از ته دل سر می دادند که گویی فرزند جوانشان را از دست دادهاند.
تکههایی از صدای رهبر فقید از بلندگو پخش شد، گوشهای زن جوانی سر در گریبان فرو برده و به گوشهای خیره شده بود، می شناختمش و گفتم سارا چقدر دلمان برایش تنگ میشود برای این صدا برای مهربانی و نگاه و عظمتش، گفت: امروز تماما این شعر در دلم خوانده میشود که به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیهای بند نشد.
زنی دست فرزندش را گرفته بود و به ما ملحق شد و پس از کمی گپ و گفت ادامه داد: میدانی در جهان رهبری را نمی یابی که انقدر دانا و عاقل و فرزانه باشد، او برای هر مسئلهای عمیقترین نگاهها را با دانش و علم و آگاهی در آمیخته و به زبان میآورد
پیرمردی درب خروج ایستاده بود و بدون اینکه کسی توقعی داشته باشد در زمهریر گرما و شرجی تابستان بوشهر به مهمانان که از مسئولین و فرماندهان بودند تا مردم عادی خوش آمد میگفت، چشمش به آشنایش افتاد و اشکهایش سرازیر شد و گفت: ستون خیمه ایران رفت، این را چند بار تکرار کرد و بعد، دستی بر شانه رفیقش زد و گفت انتقامش را می گیریم، چنانکه مختار ثقفی این کار را کرد.
به خیابان آمدم و در کافهای برای گرفتن نوشیدنی خنکی وارد شدم، پسر جوانی که پیدا بود خیلی اهل سیاست نیست به زبان آمد و بیان کرد: جنگ اتفاق خوبی نبود اما آمریکا بزدلانهترین عملیا تش را در شهادت رهبر ایران انجام داد، آخر این مرد در جایی پنهان نشده بود، نیازی به اینهمه موشک نبود، تو که از جایگاه مهم مردم دم می زدی کسی را به شهادت رساندی که عزیزدل همین مردم بود،
او که دوستانش احمدرضا صدایش می زدند ادامه داد: در جنگ ۱۲ روزه من به او و سخنانش ایمان آوردم، من از جنگ می ترسیدم، اما با هر سخنرانی او محکمتر و استوارتر میایستادم و استرس این جنگ را نیز با سخنان فرزندش مدیریت کردم.
حضور وی همچنان در میان مردم دیده میشود، ملت ایران امروز آنچه از عشق، شجاعت و خونخواهی مظلوم و شهدای وطن بویژه آقای شهید ایران به زبان میآورند، ماحصل ۳۷ سال کردار و منش اندیشمندانه و پدرانه آیت الله سید علی خامنهای (ره) بعنوان رهبر این سرزمین است.
رهبر فراملی ایران زمین
بیش از ۱۲۹ روز از عروج ملکوتی آقای شهید ایران میگذرد، در این مدت، سربازان بسیاری به میدان نبرد رفتند و دیگر برنگشتند، مردم بسیاری به شهادت رسیدند و خانههای زیادی بر اثر حملات و هجوم وحشیانه دشمن تخریب شد، اما جهان بیش از پیش از ایستادگی، مقاومت و ایثار رهبر، مردم و سربازان وطن متاثر شد و بر خلاف وهم باطل دشمن جایگاه منطقهای و بین المللی کشور پررنگتر و درخشانتر از قبل شد.
درسفر زیارتی روزهای اخیرم به عراق شاهد طرفداری اهالی این کشور از ایران بودم و آنچه بیش از هر موضوعی نظرم را جلب کرد، عمقِ نفوذِ این رهبر فراملی به دلهای مردم ظلم ستیز و آزاده عراق بود.
عراقیها، وقتی نامِ سیدِ علی خامنهای به میان میآمد، نه به عنوانِ رهبرِ یک کشور، که به مثابه نمادِ آزادگیِ جهانِ اسلام بر او درود میفرستادند و فقدان وی را غمِی بزرگ عنوان میکردند.
راننده عراقی که نامش عباس بود، شهادت وی را همچون مرگ پدر مثال زد و گفت: با رفتن او تمام مسلمانان جهان یتیم شدند.
جوان آبمیوه فروش در کنار حرم حضرت علی (ع ) عکس سومین رهبر انقلاب ایران را از جیبش در آورد و با زبان الکن به فارسی گفت:صالح بعد صالح، ما از غم سید علی بسیار غمگینیم اما سید مجتبی خامنهای امید ما هست.

زنی در حرم حضرت عباس برای نابودی آمریکا و اسرائیل دعا میکرد و وقتی از ایرانی بودنم با خبر شد گفت:چهارشنبه سید علی به نجف و کربلا میاد و ما بی صبرانه منتظر او هستیم.
یک دهه از دوستیام با نورا و همسرش دو اینو در ایتالیا میگذرد، کمتر پیش آمده بود که درباره سردمداران کشورمان و مسائل سیاسی صحبت کنیم،در کمال ناباوری در زمان شهادت سید علی خامنهای( ره) وی برایم پیامی فرستاد و از فقدان وی ابراز تاسف کرد.
دواینو از محبوبیت رهبرشهید ایران در کشور ایتالیا گفت و افزود: سخنان وی در دورانهای بحرانی مورد توجه و سندی دال بر طرفیت ایران به حق برایمان بود و همواره در توصیف کشور شما بر صحبتهای وی استناد کرده و بر همین اساس توئیتر و بیانیههایی از این دست را دنبال میکردیم.

وی تاکید کرد: آنچه بدیهی است، صلح و دوستی در جهان با همت نیک اندیشانی همچون او برقرار میشود و یقین داریم امروز فرزند ایشان نیز راه او را ادامه خواهد داد.
او رفت، اما مکتبِ او، که ریشه در ذاتِ حقطلبانه بشر دارد، همچنان سرزنده و پویا، راهبرِ نسلهای آینده خواهد بود. آری؛ پیکرِ خاکی به خاک سپرده میشود، اما منظومه فکری و اخلاقیِ او، عمودِ خیمه تاریخِ معاصرِ ما باقی خواهد ماند.