«ياران به آفتاب بگوييد: صد پاره شو، هزار ستاره / تا ذره، ذره، ذره بسازيم بر بامي از بلند شهادت / تنديسي از عروج / آب از وضوي دست شهيدان بياوريد / يا از چشم هر شهيد يك قطره اشك شوق بگيريد / يك قطره اشتياق زيارت / فوارهاي ز نور بهكاريد / قلبي از آينه، دلي از دريا.» اين سروده دوست و همكار قديمم، مرحوم قيصر امينپور اين روزها، بعد از شهادت برخي از دوستانم در جنگ رمضان، در ذهنم رژه ميرود. قيصري كه كلامش چونان تيغي برّنده در نيامِ حماسه ميدرخشيد. امروز، اين بيت در سوگِ رهبري كه خود تمامِ قامتِ اين بلنداي شهادت بود، معنايي تازه يافته است. سيدالشهداي انقلاب اسلامي آيت مبرهن خدا سيد علي خامنهاي، رهبرِ اديب و مجاهد كه در جبهههاي دفاع مقدس، با لباسِ رزم، در كنارِ رزمندگان ايستاد و پس از آن، در سنگرِ كلمه و سياست، تا آخرين نفس، بر منهج مقاومت پاي فشرد و درنهايت پاي حرفش جان داد، اينك در ميانِ ميليونها سوگوار، به سوي پايتخت معنوي ايران، حرمِ رضوي بدرقه ميشود. اين جماعتِ خروشان، كه بعد از شهادت رهبرمان گويي لحظهاي آرامش ندارند وتين چند روز از حضور در مصلاي امام خميني براي توديع و اقامه نماز بر پيكر آن شهيد و خاندانش با تمام وجود جان فشاندند، خود پاسخي است به كساني كه گمان كردند با ترورِ يك رهبر، ميتوانند نهالي را كه در خونِ هزاران شهيد ريشه دوانده، از بيخ و بن بركنند، غافل از اينكه هر قطرهاي از خونِ او، خود به نهالي تازه تبديل خواهد شد. اين مراسمِ باشكوه، كه در روزِ استقلالِ شيطانِ بزرگ، چهارم جولاي، آغاز شده است، پيامي روشن به جهان دارد: اينكه ملتِ ايران، با حضورِ پرشورِ خود در اين آيينِ سوگواري، بر تداومِ راهِ شهيدِ خود پاي فشرده و به دشمنان اعلام ميكند كه هرگونه اشتباهِ محاسباتي، پاسخي كوبنده و قاطع در پي خواهد داشت. آنان كه پيكرِ او را تا حرمِ امامِ رضا (ع) بدرقه ميكنند، با تكتك گامهاي خود، بر وفاداري خويش به آرمانهايي كه او برايشان به ميراث گذاشت، صحه ميگذارند. خون رهبر شهيد و شهداي اين جنگ تحميلي ناجوانمردانه، اكنون در معادلاتِ جهاني و ميدانِ ديپلماسي، چونان سپري استوار و حجتي قاطع، در برابرِ مكرِ دشمنان عمل ميكند و به اين ملت، قدرت چانهزني و عزتي تازه بخشيده است. در سالهاي پاياني عمر اين رهبرِ بزرگ، رژيمِ سفاك صهيوني و شيطانِ بزرگِ امريكايي، دشمنان اين ملت غيور، چنان در غرورِ قدرتِ خويش مست بودند كه پنداشتند با جنگي نابرابر و تروري ناجوانمردانه، ميتوانند اراده اين ملت را در هم بشكنند، اما نميدانستند كه با اين جنايت، فرهنگِ مقاومت را نشانه گرفتهاند؛ فرهنگي كه در انديشه او، فراتر از يك اقدامِ فردي، گفتماني اجتماعي بود كه بايد در جامعه نهادينه ميشد. شهيدِ ما، كه خود در جبهههاي دفاع مقدس، با لباسِ رزم، در كنارِ رزمندگان بود، همواره بر اين باور پاي ميفشرد كه مقاومت هزينه دارد، اما هزينه تسليم در برابرِ دشمن، بسيار گرانتر است.
او ايستاد تا ملتِ ايران پاي نظام بايستد و هرگز از آرمانهاي انقلاب دست نكشد و امروز، اينك كه جسمِ او از ميانِ ما رفته، روحِ مقاومت در ميانِ ميليونها ايراني كه در اين مراسم شركت كردهاند، بيش از پيش، زنده و جاري است.
قرآن كريم، اين آييننامه جاودانِ ظلمستيزي، در سوره شوري، به صراحت بر حقِّ مشروعِ ظلمستيزي و مقاومت در برابر ظالمان تاكيد كرده و فرموده است: «و الذِين إِذا أصابهُمُ الْبغْي هُمْ ينْتصِرُون»؛ «و كساني كه هرگاه ستمي به آنان رسد، تسليم ستم و ستمكار نميشوند، بلكه ياري ميطلبند.»
رهبرِ شهيدمان، مصداقِ بارزِ اين آيه بود؛ كسي كه در برابرِ زورگويي جهاني، هرگز سرِ تسليم فرود نياورد و ملتِ ايران را نيز به همين ايستادگي فراخواند. او باور داشت كه اساس كار حكومتي كه براساس دين و براساس اسلام به وجود ميآيد، «لا تظلِمون و لا تُظلمون» است؛ نه ظلم ميكند و نه ظلم را ميپذيرد. حضرت امام خميني (ره) نيز همواره بر اين اصل تاكيد داشتند كه «سازش با ظالم، ظلم بر مظلومين است» و مبارزه با ظلم و نفي استكبار، از اصول اساسي انديشه مبارزاتي حضرت امام بوده و همواره مورد تاكيد قرار گرفته است. اين همان ميراثي است كه رهبر شهيد، با تمام وجود، بر تارك تاريخ اين سرزمين نشاند و ما امروز، در سوگِ او، بر تداومِ آن سوگند ياد ميكنيم.