شناسهٔ خبر: 78828215 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: آنا | لینک خبر

یادداشت

تشییع رهبر شهید؛ آیینه قدرت ملی

اگر مراسم تشییع چندده‌میلیونی رهبر شهید انقلاب را یک رخداد راهبردی در نظر بگیریم، بی‌تردید تحلیل آن نیز صرفاً به یک آیین سوگواری محدود نمی‌شود، بلکه باید آن... اگر مراسم تشییع چندده‌میلیونی رهبر شهید انقلاب را یک رخداد راهبردی در نظر بگیریم، بی‌تردید تحلیل آن نیز صرفاً به یک آیین سوگواری محدود نمی‌شود، بلکه باید آن را از منظری راهبردی و در چارچوب قدرت اجتماعی تحلیل کرد.

صاحب‌خبر -

خبرگزاری آنا؛ طی سه روز مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب در تهران و‌ مراسمی که در چند شهر و کشور دیگر ادامه دارد- میلیون‌ها نفر شرکت کردند و پیام تازه‌ای از مشارکت ملی و بسیج اجتماعی را به نمایش گذاشتند.

این در حالی است که تنها چند ماه پیش، دشمن با تکیه بر تلقی خود از جامعه ایرانی، واگرایی درون ساختار ملی ایران را بهانه کرد و ما را با یک شکاف اعتراضی گسترده و خشونت‌بار و سپس یک جنگ بزرگ رو‌به‌رو کرد.

کمتر تحلیلگر خوش‌بینی در عرصه بین‌المللی و حتی شاید ملی بود که پایان این تهاجم سخت ترکیبی را به سود نظام جمهوری اسلامی بداند، اما این روز‌ها نشان داد که تحلیل‌های مطرح شده بویژه ناظر به رابطه ملت و رهبری غیرواقعی بوده است. 

اگر مراسم تشییع چندده‌میلیونی رهبر شهید انقلاب را یک رخداد راهبردی در نظر بگیریم، بی‌تردید تحلیل آن نیز صرفاً به یک آیین سوگواری محدود نمی‌شود، بلکه باید آن را از منظری راهبردی و در چارچوب قدرت اجتماعی تحلیل کرد.

در ادبیات جدید قدرت ملی، در کنار قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت هوشمند، مفهوم قدرت اجتماعی یا ظرفیت بسیج اجتماعی نیز اهمیت یافته است؛ ظرفیتی که نشان می‌دهد یک جامعه تا چه اندازه توان همگرایی، انسجام و حضور داوطلبانه حول یک آرمان یا نماد مشترک را دارد.

از این منظر، چنین مراسمی می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از مرز‌های داخلی داشته باشد که در چند رویکرد قابل مطالعه است:

۱. نظریه نمایش قدرت اجتماعی:

حضور گسترده مردم، نمایش ظرفیت بسیج اجتماعی یک کشور است. همان‌گونه که قدرت نظامی در رزمایش‌ها و قدرت اقتصادی در شاخص‌های کلان نمایان می‌شود، قدرت اجتماعی نیز در چنین رخداد‌هایی آشکار می‌گردد و پیام انسجام و توان همگرایی جامعه را به افکار عمومی داخلی و خارجی منتقل می‌کند.

۲. نظریه شکست شکاف ادراکی:

در جنگ‌های شناختی، رقابت اصلی بر سر شکل‌دهی به ادراکات است. اگر روایت‌های غالب بر ضعف پایگاه اجتماعی یک نظام تأکید داشته باشند، اما یک حضور گسترده مردمی تصویر دیگری ارائه دهد، بخشی از این روایت‌ها با چالش مواجه شده و محاسبات سیاسی و رسانه‌ای دشمن نیازمند بازنگری خواهد شد.

۳. نظریه سرمایه نمادین تمدنی:

چنین رخدادی می‌تواند به سرمایه‌ای نمادین تبدیل شود؛ سرمایه‌ای که در حافظه تاریخی، فرهنگ عمومی، رسانه، هنر و گفتمان سیاسی بازتولید شده و به بخشی از هویت ملی و تاریخی یک جامعه تبدیل می‌شود.

۴. نظریه بازدارندگی اجتماعی:

نمایش انسجام اجتماعی، در کنار بازدارندگی نظامی، می‌تواند در محاسبات امنیتی بازیگران خارجی اثرگذار باشد. جامعه‌ای که توان بسیج گسترده دارد، هزینه هرگونه فشار یا بی‌ثبات‌سازی را برای رقیبان افزایش می‌دهد.

۵. نظریه ژئوپلیتیک احساسات:

در روابط بین‌الملل امروز، احساس تعلق، هویت و سرمایه عاطفی نیز بخشی از قدرت ملی محسوب می‌شوند. مراسم‌های ملی بزرگ می‌توانند تصویر متفاوتی از ثبات، همبستگی و ظرفیت اجتماعی یک کشور در سطح منطقه‌ای و جهانی ارائه دهند.

۶. نظریه قدرت آیین‌های سیاسی:

آیین‌های جمعی، همبستگی اجتماعی و هویت مشترک را بازتولید می‌کنند. این‌گونه مراسم‌ها احساس هم‌سرنوشتی را تقویت کرده، سرمایه اجتماعی را افزایش می‌دهند و می‌توانند به بازسازی وحدت ملی در شرایط حساس کمک کنند.

۷. اثر دومینویی بر قدرت ملی:

پیامد‌های چنین رخدادی محدود به یک حوزه نیست، بلکه به‌صورت زنجیره‌ای بر سرمایه اجتماعی، مشروعیت ادراک‌شده، امنیت ملی، رقابت‌های رسانه‌ای، سیاست خارجی، ژئوپلیتیک منطقه‌ای و حافظه تاریخی اثر می‌گذارد. هرچه این رخداد بیشتر در نهاد‌های فرهنگی، رسانه‌ای و پژوهشی بازنمایی شود، ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یکی از نماد‌های ماندگار قدرت ملی و سرمایه راهبردی کشور نیز افزایش خواهد یافت.

جمع‌بندی:

مراسم تشییع رهبری با مشارکت میلیونی مردم را می‌توان فراتر از یک آیین سوگواری، به‌عنوان یک رخداد راهبردی تحلیل کرد؛ رخدادی که در آن قدرت اجتماعی، سرمایه نمادین، هویت ملی، مشروعیت ادراک‌شده و بازدارندگی روانی به‌صورت هم‌زمان به نمایش گذاشته می‌شود و می‌تواند بر معادلات داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی اثرگذار باشد.

امروز مهم‌ترین وظیفه نهاد‌ها و شخصیت‌های روایت ساز، استخراج طلای خالص از این معدن تازه کشف شده است.

انتهای پیام/