شناسهٔ خبر: 78826045 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: سازمان بهزیستی | لینک خبر

رسالت مددکاران اجتماعی در تاب آوری

رسالت مددکاران در تاب آوری، به معنای همراهی عمیق با انسان، خانواده و جامعه برای عبور از رنج، کاهش آسیب، تقویت توانمندی و بازگرداندن امید به بستر زندگی است.

صاحب‌خبر -

به گزارش روابط عمومی بهزیستی استان اصفهان، تاب آوری یا resiliency از مهم ترین نیازهای زندگی فردی و جمعی در روزگار پرتنش امروز است. جامعه انسانی در برابر بحران های پی در پی، از فشارهای اقتصادی و آسیب های اجتماعی تا بلایای طبیعی و فرسایش روابط انسانی، به ظرفیتی نیاز دارد که بتواند ایستادگی کند، خود را بازسازی کند و راهی برای ادامه زندگی بیابد. در این میان، مددکاران اجتماعی جایگاهی بنیادی دارند. رسالت آنان در تاب آوری، به معنای همراهی عمیق با انسان، خانواده و جامعه برای عبور از رنج، کاهش آسیب، تقویت توانمندی و بازگرداندن امید به بستر زندگی است. این رسالت، کاری اداری و محدود به مداخله مقطعی نیست. با یک مسئولیت انسانی، اخلاقی، حرفه ای و اجتماعی گره خورده است که در متن زندگی مردم معنا پیدا می کند.

به بیان محمدرضا مقدسی بنیانگذار خانه تاب آوری و مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی رسالت مددکاران اجتماعی در تاب‌آوری، تقویت امید، حمایت از آسیب‌دیدگان، بازسازی پیوندهای اجتماعی و توانمندسازی جامعه در بحران است. در این نگاه، مددکار اجتماعی کنشگری اجتماعی و انسانی است که در متن بحران، رنج و آسیب، به حفظ و بازسازی ظرفیت ایستادگی انسان و جامعه کمک می‌کند

مددکار اجتماعی در خط مقدم مواجهه با رنج انسانی قرار دارد. او با کسانی روبه رو می شود که درگیر فقر، خشونت، اعتیاد، بی خانمانی، بیماری، طرد اجتماعی، بحران خانوادگی، مهاجرت، سالمندی، ناتوانی، آسیب های روانی و پیامدهای حوادث هستند. در چنین شرایطی، تاب آوری به یک واژه نظری محدود نمی ماند. به نیرویی تبدیل می شود که باید در عمل ساخته، تقویت و نگهداری شود. رسالت مددکار اجتماعی این است که شرایطی فراهم کند تا افراد و گروه ها بتوانند ظرفیت های فرسوده خود را بازیابند، از احساس درماندگی فاصله بگیرند و در مسیر بازسازی زندگی حرکت کنند.

یکی از مهم ترین ابعاد این رسالت، دیدن انسان در تمامیت وجود اوست. مددکار اجتماعی با مشکل به تنهایی کار نمی کند. او با انسانِ درگیر در مشکل کار می کند؛ انسانی که گذشته، خانواده، هویت، تجربه، ترس، امید و سرمایه های پنهان دارد. همین نگاه جامع سبب می شود که تاب آوری به عنوان یک ویژگی ثابت و ذاتی در نظر گرفته نشود. تاب آوری در بسیاری از موارد نتیجه رابطه حمایتی، دسترسی به منابع، تجربه امنیت، احساس تعلق و وجود فرصت برای تغییر است. مددکار اجتماعی با چنین نگاهی تلاش می کند زمینه های رشد تاب آوری را در زندگی واقعی افراد فراهم سازد.

رسالت مددکاران اجتماعی در تاب آوری، از شنیدن آغاز می شود. شنیدن حرفه ای، شنیدن همدلانه و شنیدن بدون قضاوت. بسیاری از افرادی که در بحران قرار دارند، پیش از هر چیز نیازمند آن هستند که رنج آنان دیده و شنیده شود. وقتی فرد احساس کند که کسی او را می فهمد و درد او را کوچک نمی شمارد، نخستین پایه تاب آوری شکل می گیرد. این تجربه، حس ارزشمندی و امکان بازسازی را زنده می کند. مددکار اجتماعی با گوش دادن دقیق، به فرد کمک می کند احساسات خود را بشناسد، مسئله را روشن تر ببیند و توان تصمیم گیری را دوباره به دست آورد.

بخش دیگری از رسالت مددکار اجتماعی، توانمند سازی است. تاب آوری با وابسته کردن افراد به کمک بیرونی رشد نمی کند. در بستر تقویت ظرفیت های درونی و پیوند دادن آن با منابع بیرونی شکل می گیرد. مددکار اجتماعی می کوشد فرد، خانواده یا گروه اجتماعی را از موضع انفعال به سوی مشارکت فعال سوق دهد. این حرکت با شناسایی توانایی ها، مهارت ها، شبکه های حمایتی، منابع محلی و فرصت های موجود امکان پذیر می شود. در این مسیر، مددکار اجتماعی به جای آن که همه راه ها را به جای فرد انتخاب کند، او را برای شناخت راه ها، سنجش موقعیت و ساختن تصمیم های پایدار یاری می دهد.

در سطح خانواده، رسالت مددکار اجتماعی نقشی بسیار عمیق دارد. خانواده نخستین پایگاه امنیت روانی و اجتماعی انسان است. هر اندازه پیوندهای خانوادگی سالم تر، گفت و گوها روشن تر و حمایت های درون خانواده قوی تر باشد، امکان بروز تاب آوری افزایش می یابد. زمانی که خانواده درگیر تعارض، خشونت، فقر، بیماری یا سوگ می شود، تعادل آن آسیب می بیند و اعضا در معرض فرسودگی قرار می گیرند. مددکار اجتماعی با مداخلات حرفه ای، آموزش مهارت های ارتباطی، پیگیری منابع حمایتی، کاهش تنش و ایجاد پل میان خانواده و نهادهای پشتیبان، در بازسازی این تعادل نقش ایفا می کند. این مداخلات، امکان آن را فراهم می سازد که خانواده از حالت شکنندگی فاصله بگیرد و به یک کانون ترمیم تبدیل شود.

در حوزه کودکان و نوجوانان، رسالت مددکاران اجتماعی در تاب آوری اهمیت دوچندان دارد. کودکانی که با فقر، غفلت، بدرفتاری، کار اجباری، جدایی والدین، بحران آموزشی یا خشونت مواجه هستند، در معرض آسیب های بلندمدت قرار می گیرند. اگر در این مرحله، حمایت حرفه ای و به هنگام وجود داشته باشد، امکان تغییر مسیر زندگی بسیار افزایش می یابد. مددکار اجتماعی در مدرسه، مرکز حمایتی، محله یا نهادهای مرتبط، می تواند با شناسایی زودهنگام خطر، تقویت احساس امنیت، آموزش مهارت های زندگی، پیوند با خانواده و کاهش عوامل تنش زا، بنیان های تاب آوری را در نسل آینده تقویت کند. این کار از مهم ترین سرمایه گذاری های اجتماعی برای آینده کشور است.

در مواجهه با خشونت، نقش مددکار اجتماعی به شکلی جدی و چند لایه آشکار می شود. خشونت، چه در خانه، چه در مدرسه، چه در محیط کار و چه در فضای اجتماعی، توان روانی افراد را تحلیل می برد و اعتماد به خود و دیگران را تضعیف می کند. تاب آوری در چنین بستری به معنای بازگشت ساده به وضعیت پیشین نیست. گاه به معنای ساختن یک زندگی تازه پس از تجربه ویرانگر است. مددکار اجتماعی در این میدان، با حمایت عاطفی، مداخله در بحران، ارجاع به خدمات حقوقی و درمانی، حفاظت از افراد در معرض خطر و کمک به بازسازی پیوندهای اجتماعی، نقش کلیدی دارد. رسالت او در اینجا دفاع از کرامت انسانی و باز کردن راهی برای زیست امن تر است.

در سطح جامعه محلی، مددکار اجتماعی یکی از مهم ترین کنشگران تقویت تاب آوری اجتماعی است. جامعه تاب آور، جامعه ای است که اعضای آن یکدیگر را می شناسند، به هم اعتماد دارند، در زمان بحران تنها نمی مانند و می توانند منابع خود را برای حل مسئله بسیج کنند. مددکار اجتماعی با حضور در محله، کار با گروه های مردمی، پیوند دادن نهادها، تقویت مشارکت اجتماعی، حمایت از گروه های در حاشیه و گسترش حس تعلق، به شکل گیری چنین جامعه ای کمک می کند. او میان مردم و ساختارهای رسمی پل می سازد و از این راه، دسترسی به خدمات و فرصت ها را افزایش می دهد. این فرایند، ظرفیت جامعه را برای مواجهه با بحران های آینده بالا می برد.

تاب آوری اجتماعی بدون عدالت اجتماعی پایدار نمی ماند. هر جا نابرابری شدید، تبعیض، محرومیت ساختاری و دسترسی ناعادلانه به منابع وجود داشته باشد، تاب آوری گروه های آسیب پذیر با مانع جدی روبه رو می شود. از این رو، رسالت مددکار اجتماعی در تاب آوری به حمایت فردی محدود نمی شود. او باید صدای کسانی باشد که کمتر شنیده می شوند و برای اصلاح شرایط ناعادلانه تلاش کند. این بخش از رسالت مددکاری اجتماعی، به دفاع از حقوق انسانی، مطالبه دسترسی برابر به خدمات، کاهش طرد اجتماعی و ارتقای سیاست های حمایتی پیوند می خورد. در واقع، تاب آوری زمانی معنا پیدا می کند که بسترهای اجتماعی زندگی نیز برای رشد و ترمیم مساعد باشند.

در بحران های جمعی مانند سیل، زلزله، همه گیری بیماری، آوارگی، فروپاشی معیشت یا تنش های اجتماعی، نقش مددکار اجتماعی برجسته تر می شود. در این شرایط، مردم با ترکیبی از ترس، سوگ، بی ثباتی، از دست دادن منابع و آشفتگی روانی روبه رو هستند. مددکار اجتماعی می تواند در ارزیابی نیازها، سازماندهی حمایت های محلی، کاهش آشفتگی، شناسایی گروه های در معرض خطر، مداخله در بحران و پیگیری بازتوانی بلندمدت حضور مؤثر داشته باشد. رسالت او در این مرحله، حفظ پیوستگی زندگی اجتماعی و کمک به بازگشت تدریجی احساس کنترل و امنیت است. جامعه ای که در آن شبکه مددکاری اجتماعی فعال و آماده باشد، با سرعت و کیفیت بیشتری به سمت ترمیم حرکت می کند.

یکی دیگر از ابعاد مهم این رسالت، توجه به منزلت و هویت افراد است. انسان زمانی تاب آورتر می شود که احساس کند ارزشمند است، دیده می شود و بخشی از یک زندگی معنادار را تشکیل می دهد. تحقیر، انگ اجتماعی و حذف، تاب آوری را فرسوده می سازد. مددکار اجتماعی با حفظ احترام، رازداری، پذیرش تفاوت ها و تقویت حس شایستگی، به بازسازی این منزلت کمک می کند. او به افراد یادآوری می کند که بحران، تمام هویت آنان نیست و رنج، پایان امکان زیستن با معنا نخواهد بود. این نگاه، راهی برای احیای امید و بازگشت به کنشگری اجتماعی فراهم می کند.

رسالت مددکار اجتماعی در تاب آوری، به دانش و مهارت حرفه ای نیز وابسته است. همدلی به تنهایی کافی نیست. مددکار اجتماعی باید با مداخله در بحران، ارزیابی روانی اجتماعی، کار با خانواده، حمایت از کودکان، شبکه سازی اجتماعی، مدیریت پرونده، ارجاع مؤثر، اخلاق حرفه ای و شناخت نظام خدمات آشنا باشد. هر قدر این مهارت ها عمیق تر و به روزتر باشد، اثرگذاری مداخله در تقویت تاب آوری بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر، مددکار اجتماعی خود نیز باید از تاب آوری حرفه ای برخوردار باشد. مواجهه مداوم با درد، فقر و آسیب می تواند به فرسودگی هیجانی بینجامد. مراقبت از خود، حمایت سازمانی، آموزش مستمر و داشتن فضای حرفه ای امن برای او ضروری است. مددکاری که از درون فرسوده شده باشد، توان کمتری برای حمل بار رنج دیگران خواهد داشت.

نهادهای مدنی و سازمان های اجتماعی نیز در تحقق این رسالت سهم بزرگی دارند. مددکار اجتماعی زمانی می تواند نقش کامل خود را ایفا کند که در یک ساختار پشتیبان، پاسخگو و اخلاق مدار فعالیت کند. سازمان هایی که به آموزش، هماهنگی بین بخشی، کار محلی، مشارکت مردم و تداوم خدمات توجه دارند، بستر مناسب تری برای تقویت تاب آوری فراهم می آورند. جامعه ای که مددکاری اجتماعی را به رسمیت بشناسد و برای آن جایگاه روشن در سیاست گذاری و اجرا تعریف کند، در برابر بحران ها مقاوم تر خواهد بود.

در فضای امروز، فناوری و رسانه نیز بر رسالت مددکاران اجتماعی اثر گذاشته اند. از یک سو، ابزارهای ارتباطی می توانند دسترسی به خدمات، آموزش، آگاهی رسانی و پیگیری حمایت را تسهیل کنند. از سوی دیگر، گسترش اضطراب، اخبار آزاردهنده، خشونت نمادین و فشارهای روانی در فضای مجازی، بر سلامت اجتماعی اثر منفی می گذارد. مددکار اجتماعی در این میدان نیز باید بتواند به ارتقای سواد اجتماعی و روانی کمک کند، افراد را به منابع معتبر پیوند دهد و از انزوای پنهان در جهان دیجیتال بکاهد. تاب آوری در دوران جدید، با توان سازگاری هوشمندانه با تحولات فناورانه نیز ارتباط دارد.

در پایان و خاتمه سخن اینکه رسالت مددکاران اجتماعی در تاب آوری را می توان رسالت پاسداری از امکان ادامه زندگی دانست. آنان کمک می کنند انسان زیر فشار بحران خرد نشود، خانواده از هم نپاشد، کودک در چرخه آسیب گم نشود، فرد خشونت دیده احساس بی پناهی همیشگی نکند و جامعه در برابر تلاطم ها توان از سرگیری حیات خود را حفظ کند. این رسالت، رسالت احیای امید در دل واقعیت های دشوار است. امیدی که ساده اندیشانه نیست، بر شناخت رنج و کار پیگیر برای کاهش آن استوار است.

مددکار اجتماعی به جامعه می آموزد که تاب آوری یک امر فردی و منزوی نیست. در دل رابطه، حمایت، عدالت، مشارکت و مسئولیت مشترک رشد می کند. هر جا پیوندهای انسانی تقویت شوند، هر جا کرامت انسان حفظ شود، هر جا دسترسی به حمایت و فرصت بیشتر شود، بذر تاب آوری نیز عمیق تر ریشه می گیرد. از این رو، رسالت مددکاران اجتماعی فراتر از یک حرفه است. آنان نگهبانان پیوند اجتماعی، همراهان خاموش رنج دیدگان و سازندگان ظرفیت بازگشت به زندگی در فرداهای دشوار هستند. جامعه ای که این رسالت را درک کند و از آن پشتیبانی کند، توان بیشتری برای عبور از بحران، حفظ انسجام و ساختن آینده ای انسانی تر خواهد داشت.