شناسهٔ خبر: 78823964 - سرویس ورزشی
نسخه قابل چاپ منبع: جام‌جم آنلاین | لینک خبر

پایان غم‌انگیز رونالدو و جام‌جهانی؛

حسرت ابدی!

کریستیانو رونالدو با دست‌هایی روی کمر، پس از سوت پایان بازی، اشک در چشمانش داشت و به نقطه‌ای دور خیره شده بود. او در آن لحظه به واقعیت تلخ شکست فکر می‌کرد؛ لحظه‌ای که فهمید رویای قهرمانی‌اش در جام جهانی برای همیشه به پایان رسیده است. کریستیانو رونالدو با دست‌هایی روی کمر، پس از سوت پایان بازی، اشک در چشمانش داشت و به نقطه‌ای دور خیره شده بود. او در آن لحظه به واقعیت تلخ شکست فکر می‌کرد؛ ل...

صاحب‌خبر -
 اما شاید این لحظه باید چهار سال قبل، در جام جهانی قطر رقم می‌خورد؛ زمانی که پرتغال در مرحله یک‌چهارم نهایی مقابل مراکش شکست خورد. با این حال، رونالدو فرصت پیدا کرد تا یک بار دیگر در بزرگ‌ترین صحنه فوتبال جهان حاضر شود و برای آخرین بار در جام جهانی بازی کند. اما واقع‌بینانه، هرگز قرار نبود این حضور با یک خداحافظی باشکوه به پایان برسد.

این جام جهانی زیادی بود؟!

در برابر اسپانیا، رونالدو، متاسفانه، شبیه همان چیزی بود که واقعا هست؛ یک اسطوره ۴۱ ساله فوتبال که روز‌های اوج خود را پشت سر گذاشته است. مردی که تلاش می‌کرد، اما موفق نمی‌شد جلوی گذر زمان را بگیرد، در حالی که امیدوار بود به شکلی معجزه‌آسا یکی از جام‌های بزرگی را که همیشه از او دور مانده، بالای سر ببرد.

رونالدو در دیدار مقابل اسپانیا تنها ۱۹ بار توپ را لمس کرد. برای مقایسه، اویارزابال، مهاجم اسپانیا، با ۳۵ لمس توپ، کمترین میزان لمس را در بین بازیکنان اصلی اسپانیا داشت. اینکه بگوییم رونالدو در حاشیه بازی بود، حتی توصیف ملایمی است. برای مدت زیادی، به نظر می‌رسید این مسابقه یک‌هشتم نهایی جام جهانی در اطراف او جریان دارد.

یک غول فوتبال، که شاید بتوان او را بهترین گلزن تاریخ دانست، به بازیکنی تبدیل شده بود که بیشتر شبیه یک تماشاگر در زمین حضور داشت. نه یک مهره مکمل، بلکه صرفا یک بازیکن معمولی.

هیچ‌کدام از این اتفاقات با توجه به عملکرد رونالدو در این جام جهانی شوکه‌کننده نبود. او دو هفته قبل در هیوستون، تگزاس، زمانی که مقابل دوربین‌های تلویزیونی فریاد زد «من برگشتم، من برگشتم!»، کسی را فریب نمی‌داد.

یا دست‌کم کسانی را که اجازه نمی‌دادند چند گل مقابل ازبکستان قضاوتشان را تغییر دهد و هنوز رونالدو دوران اوجش را به یاد داشتند، فریب نمی‌دادند؛ همان بازیکنی که می‌توانست با نظم و تداوم باورنکردنی لحظات جادویی خلق کند و به تنهایی سرنوشت مسابقات را تغییر دهد.

با نزدیک شدن به پایان بازی، در حالی که نتیجه همچنان بدون گل بود و تابلوی تعویض بالا رفته بود، مدام این سوال مطرح می‌شد که آیا شماره رونالدو هم بالا خواهد رفت یا نه. پرتغال کند به نظر می‌رسید و به یک نیروی تازه در حمله و یک نقطه اتکا در خط جلو نیاز داشت تا دفاع اسپانیا را که برای مدت زیادی با آرامش بازی می‌کرد، تحت فشار قرار دهد.

پدرو نتو از زمین خارج شد. ویتینیا تعویض شد. ژوآو فلیکس بیرون رفت. ژوآو کانسلو نیز جای خود را ترک کرد.
اما رونالدو، مسن‌ترین بازیکن زمین با اختلاف زیاد و بازیکنی که به شکلی عجیب در مرحله گروهی بیشتر از هر بازیکن دیگری از پرتغال بازی کرده بود، همچنان در زمین ماند. در حالی که اسپانیا برای به ثمر رساندن گل پیروزی تلاش می‌کرد، رونالدو ناامیدانه اطراف محوطه جریمه پرسه می‌زد. در یک صحنه، او توپ را در میانه زمین از دست داد و هیچ واکنشی نشان نداد؛ شاید به دلیل خستگی از دویدن‌های مداوم پشت سر مدافعان اسپانیایی.

این صحنه بهترین خلاصه برای توضیح این بود که چرا پرتغال با وجود مالکیت توپ زیاد، در این مسابقه خطر چندانی ایجاد نمی‌کرد. رونالدو هیچ شوتی در چارچوب نداشت و اگر ضربه آزاد او که به دیوار دفاعی برخورد کرد را کنار بگذاریم، در تمام مسابقه هیچ تهدید جدی‌ای برای اسپانیا ایجاد نکرد.

این یک واقعیت تلخ بود؛ زمانی که پرتغال برای رسیدن به مرحله یک‌چهارم نهایی به یک گل نیاز داشت، رونالدو نتوانست آن را فراهم کند.

او هنوز توانایی انجام کار‌های بزرگ را دارد، اما این روز‌ها چنین لحظاتی بسیار کمتر رخ می‌دهند و برای به وجود آمدنشان به شرایط و زمان مناسب نیاز است. تردیدی وجود ندارد که رونالدو یکی از بزرگ‌ترین بازیکنانی است که تاکنون پا به زمین فوتبال گذاشته، اما تصمیم روبرتو مارتینز برای قرار دادن او در ترکیب اصلی، به جای بازیکنان جوان‌تر و پرانرژی‌تری مانند گونسالو راموس، نشان‌دهنده اغماضی بود که پرتغال توان پرداخت هزینه آن را نداشت.

راموس، بازیکنی که در مسابقه قبلی پرتغال مقابل کرواسی گل پیروزی را به ثمر رسانده بود، در این بازی حتی یک دقیقه هم فرصت حضور در زمین پیدا نکرد. این تصمیم اشتباه مارتینز باعث شد پرتغال از حضور یک نیروی هجومی تازه محروم شود و به اسپانیا اجازه داد با آسودگی بیشتری مسابقه را کنترل کند.

در نهایت، اسپانیا در دقیقه ۹۰+۳ گل پیروزی را به ثمر رساند و پرتغال را از جام جهانی کنار زد.

این پایان غم‌انگیزی برای یک اسطوره بود، اما شاید نشانه‌ای از این باشد که زمان خداحافظی فرا رسیده است. رونالدو با وجود تمام تلاش‌هایش نتوانست تیمش را نجات دهد و این آخرین جام جهانی او بود.
 
مشکلات پرتغال بزرگ‌تر از یک بازیکن بود

اینکه روبرتو مارتینز، سرمربی پرتغال، تصمیم گرفت رونالدو را تا آخرین لحظات تلخ مقابل اسپانیا در زمین نگه دارد، چندان تعجب‌آور نبود. فرناندو سانتوس، سرمربی پیشین پرتغال، در جام جهانی قبلی شجاعت و اعتقاد لازم را داشت تا تیمی بدون رونالدو را به میدان بفرستد. اما مارتینز در مقابل، بیش از حد به او اعتماد کرد.

فریب تعویضی که مارتینز در تورنتو انجام داد را نخورید؛ جایی که رونالدو مقابل کرواسی تعویض شد. آن تصمیم، تصمیم ساده‌ای بود. پرتغال در خط میانی تحت فشار قرار داشت و گونسالو راموس وارد زمین شده بود تا برای گل تساوی تلاش کند؛ گلی که در نهایت با پنالتی رونالدو به دست آمد. نگه داشتن دو مهاجم در چنین شرایطی، یک اشتباه مدیریتی بود. مسئله این نبود که آیا کرواسی دوباره گل می‌زند، بلکه مسئله این بود که چه زمانی این اتفاق رخ خواهد داد.

روبن نوس جای رونالدو را گرفت، پرتغال دوباره تعادل خود را پیدا کرد و بازیکنی که فراموش شده بود، ناجی تیم شد. راموس بعداً گفت: «وقتی به یک گل دیرهنگام نیاز دارید، می‌توانید با گونسالو راموس تماس بگیرید.». 

اما مارتینز هرگز حاضر نبود آن شماره را به قیمت کنار گذاشتن رونالدو بگیرد.

برخی خواهند پرسید که آیا اصلا رونالدو باید مارتینز را در چنین موقعیتی قرار می‌داد؛ سوالی که منطقی است. سهم رونالدو در فوتبال پرتغال غیرقابل انکار است. او بهترین بازیکنی است که تاکنون پیراهن تیم ملی کشورش را پوشیده و این جایگاه با عملکردش در این جام جهانی تغییر نخواهد کرد. اینکه کسی بخواهد خلاف این را مطرح کند، غیرمنطقی است.

همین موضوع درباره میراث او نیز صدق می‌کند؛ میراثی که برخی معتقدند با یک جام جهانی ناموفق خدشه‌دار شده است. اما سال‌ها بعد، مردم درباره رونالدویی که در دالاس در نیمه دوم تنها هفت بار توپ را لمس کرد، صحبت نخواهند کرد.

آنها درباره بازیکنی صحبت خواهند کرد که نزدیک به یک دهه در بالاترین سطح فوتبال جهان با لیونل مسی رقابت کرد.

اما این به آن معنا نیست که اکنون هیچ سوالی برای پاسخ دادن وجود ندارد. فرار از این احساس دشوار است که حضور رونالدو در این جام جهانی، بیش از آنکه در خدمت منافع پرتغال باشد، به یک مأموریت شخصی برای ثبت رکورد‌های بیشتر تبدیل شده بود.

او با تبدیل شدن به تنها بازیکنی که در شش دوره جام جهانی گل زده و با ثبت نخستین گل خود در مراحل حذفی این رقابت‌ها، یک بار دیگر نامش را در کتاب‌های تاریخ ثبت کرد. رونالدو همچنین از اوزه‌بیو عبور کرد و به بهترین گلزن پرتغال در تاریخ جام جهانی تبدیل شد.

اما همه اینها چه تاثیری برای تیم داشت؟

معمولا این سوالی بود که مارتینز باید پاسخ می‌داد، اما اکنون سرمربی کنار رفته و این بررسی‌ها بدون حضور او انجام خواهد شد.

درست یا غلط بودن حضور رونالدو در ترکیب اصلی، بخشی از این داستان خواهد بود؛ اما ناکامی پرتغال در جام جهانی بسیار عمیق‌تر از یک بازیکن است.

تیمی پر از استعداد‌های بزرگ، هم در سطح فردی و هم در عملکرد گروهی، کمتر از توان واقعی خود ظاهر شد.

به نظر می‌رسید برونو فرناندز، یکی از بهترین بازیکنان لیگ برتر انگلیس در فصل گذشته، اجازه داد این جام جهانی از کنار او عبور کند. ویتینیا، که برای پاری‌سن‌ژرمن فوق‌العاده بود و از او به عنوان یکی از بهترین هافبک‌های جهان یاد می‌شد، نیز نتوانست بهترین نسخه خودش را نشان دهد؛ شاید به دلیل خستگی.

پایان یک دوره؛ رونالدو با وجدان آسوده از جام جهانی خداحافظی کرد

در واقع، پرتغال تیمی ناهماهنگ و ناکارآمد بود؛ در بازی افتتاحیه مقابل کنگو ضعیف ظاهر شد، در آخرین دیدار مرحله گروهی خوش‌شانس بود که مقابل کلمبیا شکست نخورد و در پیروزی برابر کرواسی نیز مدیون ترکیبی از عملکرد گونسالو راموس، بازیکن تعویضی، و دخالت کمک‌داور ویدیویی بود.

در مورد رونالدو، او می‌دانست که این لحظه سرانجام فرا خواهد رسید. روز قبل، او نزدیک به نیم ساعت در مرکز توجه قرار داشت؛ در یک لحظه منتقدانش را سرزنش می‌کرد و در لحظه‌ای دیگر از آنها برای ایجاد انگیزه تشکر می‌کرد. او تاکید داشت که با این واقعیت کنار آمده که زندگی‌اش، فارغ از اتفاقاتی که در ایالات متحده رخ می‌دهد، کامل است.

۲۴ ساعت بعد، زمانی که خبرنگاران در منطقه میکسدزون برای آخرین بار در یک جام جهانی تلاش می‌کردند با رونالدو مصاحبه کنند، او همان پیام را تکرار کرد.

رونالدو گفت: برای من، بزرگ‌ترین افتخاری که تیم ملی به دست آورده، قهرمانی اروپا در سال ۲۰۱۶ است. من صادقانه فکر می‌کنم اهمیت آن به اندازه قهرمانی در جام جهانی بود. به همین دلیل دوباره تکرار می‌کنم؛ وجدان آسوده‌ای دارم و تمام تلاشم را کردم، همین. فردا روز جدیدی خواهد بود و زندگی ادامه دارد.