به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، دومین هماندیشی «تشییع امتساز؛ الزامات و فرصتها» به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی با همکاری دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد.
تشییع رهبر شهید؛ آغاز یک خیزش اجتماعی
حجتالاسلام محمدالهی خراسانی، مدیرکل فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، در این نشست با تشریح محورهای سند تدوینشده از سوی جمعی از فعالان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، تشییع پیکر رهبر شهید را رخدادی تاریخی و تمدنی دانست و بر ضرورت تبدیل این رویداد به بستری برای شکلگیری یک حرکت اجتماعی، فرهنگی و تمدنی تأکید کرد.
وی با اشاره به ابلاغ سند راهبردی به تشکلهای مردمی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی گفت: این سند، الزامات و اقتضائات سازماندهی نیروهای فرهنگی و مردمی را تبیین میکند؛ در این سند تأکید شده است که تشییع پیکر رهبر شهید صرفاً یک مراسم باشکوه نیست، بلکه یک رخداد تاریخی و تمدنی برای امت اسلامی محسوب میشود بنابراین برخلاف ماهیت معمول عزاداری که با سکون همراه است، عزای رهبر شهید باید حرکتی فعال، تحولآفرین و انگیزهبخش برای جامعه اسلامی باشد.
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: این رخداد از دو جهت اهمیت ویژه دارد؛ نخست شخصیت کمنظیر رهبر شهید در تاریخ ایران و اسلام که با ویژگیهای علمی، دینی، اجتماعی و تمدنی خود جایگاهی ممتاز داشت و دوم، خط نبرد تمدنی که وی پرچمدار آن بود و با شهادتش وارد مرحلهای تازه شده است.
حجتالاسلام الهی خراسانی با بیان اینکه امت اسلامی همچنان در میانه این نبرد تمدنی قرار دارد، افزود: نحوه مدیریت و روایت این رخداد تاریخی، آثار تعیینکنندهای بر آینده ایران، جهان اسلام و جبهه مقاومت خواهد داشت و اگر از این فرصت بزرگ بهره لازم گرفته نشود، خسارتی جبرانناپذیر متوجه جامعه خواهد شد.
مدیرکل فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات خراسان رضوی ابراز کرد: امروز جامعه در برابر دو مسیر قرار گرفته است؛ استمرار مقاومت و دستیابی به پیروزی عزتمندانه یا انفعال و پذیرش شرایط تحمیلی دشمن. هدف این تشییع آن نیست که پایان یک دوره تلقی شود، بلکه باید آغازگر عزم و انگیزهای تازه برای ادامه مسیر عزت، مقاومت و دفاع از کرامت ملت ایران باشد؛ ملت ایران جنگطلب نیست، اما هرگاه دفاع از عزت و استقلال کشور ضروری باشد، آمادگی ایستادگی و مقاومت را خواهد داشت.
وی راهبرد محوری این سند را شکلگیری نهضت خونخواهی رهبر شهید عنوان کرد و گفت: شعار محوری این حرکت، یالثارات الحسین است. در این سند تأکید شده است که مفهوم خونخواهی صرفاً به مجازات عاملان مستقیم این جنایت محدود نمیشود، بلکه باید در چارچوب مقابله با نظام سلطه و کوتاه شدن دست استکبار از منطقه و نیز تسریع روند زوال رژیم صهیونیستی مورد توجه قرار گیرد.
حجتالاسلام الهی خراسانی اظهار کرد: باتوجه به اینکه تشییع رهبرشهید انقلاب میتواند یکی از بزرگترین تشییعهای تاریخ باشد، این مراسم باید نقطه آغاز یک قیام اجتماعی، تجدید بیعت گسترده با آرمانهای انقلاب اسلامی و تجلی دوباره پیوند امت با ولایت باشد. همچنین این رخداد فرصتی برای افشای جنایت دشمن در سطح جهانی و تبیین ابعاد مختلف این حادثه است و نباید اجازه داد اهداف دشمن از طریق فشارهای سیاسی یا روندهای تحمیلی در عرصه مذاکره تحقق پیدا کند.
مدیرکل فرهنگی تبلیغی دفتر تبلیغات خراسان رضوی بر ضرورت جامعنگری در معرفی شخصیت رهبر شهید تأکید و تصریح کرد: نباید تنها یک بُعد از شخصیت ایشان مورد توجه قرار گیرد؛ بلکه لازم است همزمان ابعاد مختلف شخصیت ایشان شامل جایگاه رهبری سیاسی و اجتماعی، مرجعیت دینی، ولایت معنوی، نقش پدرانه و عاطفی، فرماندهی کل قوا، سابقه طولانی مجاهدت و شهادت ایشان و نیز نقش محوری وی در انسجام امت اسلامی تبیین شود.
وی مردمی بودن مراسم تشییع را از مهمترین ملاحظات این رویداد دانست و با اشاره به ضرورت هویتبخشی تمدنی به این رخداد گفت: تمامی برنامهریزیها باید به گونهای باشد که مردم برگزارکنندگان اصلی این مراسم باشند؛ هر یک از شهرهای اثرگذار در این جریان باید با هویت تاریخی و تمدنی خود معرفی شوند؛ تهران به عنوان پایتخت مقاومت، قم به عنوان خاستگاه نهضت اسلامی، نجف و کربلا به عنوان مرکز ثقل خونخواهی و مشهد به عنوان پایتخت معنوی این حرکت، میتوانند نقشهای متمایزی در این منظومه تمدنی ایفا کنند.

تشییع؛ نقطه آغاز امتداد اجتماعی مکتب
در ادامه حجتالاسلام پردل، عضو هیأت علمی پژوهشگاه اسلام تمدنی با تأکید بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیت تشییع رهبر شهید برای تداوم گفتمان انقلاب اسلامی، گفت: مهمترین رسالت امروز، بازخوانی مستمر و زنده نگه داشتن مکتب فکری رهبر شهید و تبدیل این رویداد به نقطه آغاز یک حرکت تمدنی است، نه صرفاً ثبت یک واقعه تاریخی.
وی افزود: محور اصلی سخنم بر این استوار است که در ادامه راه شهیدان، نباید هیچگونه دگرگونی در اصول مکتب ایجاد شود؛ همانگونه که قرآن کریم درباره مؤمنان راستین میفرماید که آنان بر عهد خود پایدار ماندند و هیچ تغییری در پیمان الهی ایجاد نکردند، استمرار این مسیر نیز در گرو وفاداری کامل به مبانی مکتب است.
هدف نهایی این حرکت، تحقق تمدن نوین اسلامی است و استمرار این مسیر تنها با حفظ اصول و ارزشهای مکتب امکانپذیر خواهد بود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اسلام تمدنی با اشاره به عنوان اولیه سخنرانی خود اظهار کرد: با حضور گسترده مردم و موج عظیم اجتماعی شکلگرفته، مکتب رهبر شهید زنده و جاری است و نیازی به احیا ندارد؛ از همین رو، عنوان بحث را به این پرسش تغییر دادم که چگونه میتوان تشییع پیکر مطهر رهبر شهید را فرصتی برای بازخوانی و زنده نگه داشتن مکتب فکری ایشان دانست.
حجت الاسلام پردل با اشاره به حضور گسترده مردم در آیین تشییع تصریح کرد: حضور میلیونی مردم نشان میدهد این حرکت از سطح یک مراسم معمولی فراتر رفته است؛ اگر بتوان این ظرفیت را به امتداد اجتماعی تبدیل کرد، تشییع رهبر شهید به نقطه ورود جامعه به تحقق تمدن نوین اسلامی تبدیل خواهد شد، نه اینکه تنها به عنوان یک واقعه تاریخی در حافظه تاریخ ثبت شود.
وی تأکید کرد: رسالت نخبگان، رسانهها و مراکز علمی آن است که این حرکت عظیم مردمی را به یک جریان مستمر فرهنگی، اجتماعی و تمدنی تبدیل کنند؛ همانگونه که حضرت امام سیدعلی خامنه ای(ره) تأکید کردند شهید سلیمانی تنها یک فرد نبود، بلکه یک مکتب، یک راه و یک مدرسه درسآموز بود، درباره رهبر شهید نیز باید همین ادبیات در جامعه شکل گیرد و نگاه فردمحور به نگاه مکتبمحور تبدیل شود.
استاد حوزه علمیه تأکید کرد: هر اندازه این نگاه در ادبیات اجتماعی و رسانهای تقویت شود، امکان استمرار آثار و برکات این تشییع در جامعه افزایش خواهد یافت. مطابق آموزههای قرآن، یادکرد یکی از عوامل ماندگاری حرکتهای بزرگ تاریخی است؛ قرآن کریم در کنار گزارش حوادث، همواره بر زنده نگه داشتن ایامالله و استمرار یاد آنها تأکید دارد و این یادکرد، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه زمینهساز تداوم حرکت و اثرگذاری اجتماعی است.
وی خاطرنشان کرد: یادکرد شهیدان و رهبران الهی، جامعه را به پیوستگی تاریخی، مسئولیتپذیری و استمرار مسیر حق دعوت میکند و همین مسأله، زمینهساز شکلگیری حرکتهای بزرگ اجتماعی خواهد بود.
مکتب تنها مجموعهای از سخنان نیست، بلکه منظومهای فکری است که تفسیر انسان از جهان، بایدها و نبایدهای زندگی و هنجارهای اجتماعی را تعیین میکند و ذهنیت و رفتار جامعه را شکل میدهد. اگر بازخوانی مستمر مکتب رهبر شهید با شناخت صحیح نیازهای جامعه همراه باشد، این مکتب میتواند منشأ حرکتآفرینی، تحول اجتماعی و پیشبرد مسیر تمدن نوین اسلامی باشد.
تشییع رهبر شهید، نمایش آشکار سرمایه اجتماعی نظام است
حجتالاسلام والمسلمین طالقانی، استاد حوزه علمیه دیگر سخنران این نشست بود که با تبیین نسبت میان تشییع باشکوه و مشروعیت نظام سیاسی، گفت: بررسی تشییع عمومی از منظر فلسفه سیاسی نشان میدهد که این پدیده میتواند در بازتولید اقتدار و مشروعیت نظام سیاسی نقشآفرین باشد. منظور از مشروعیت، مفهوم اصطلاحی آن در فلسفه سیاسی یعنی «حق اعمال قدرت» است و نباید آن را با مفهوم شرعی یا فقهی مشروعیت خلط کرد؛ پرسش اساسی در فلسفه سیاسی این است که صاحبان قدرت سیاسی بر چه اساسی حق اعمال قدرت دارند و درباره این موضوع دیدگاههای متعددی مطرح شده است.
حجتالاسلام والمسلمین طالقانی با اشاره به یکی از نظریههای مهم فلسفه سیاسی تصریح کرد: بر اساس این دیدگاه، کارآمدی نظام سیاسی یکی از مهمترین عوامل ایجاد و تقویت مشروعیت است؛ به این معنا که هر نظامی که بتواند وظایف اصلی خود را بهدرستی انجام دهد، از منظر شهروندان و حتی ناظران خارجی، حق اعمال قدرت پیدا میکند.
وی ادامه داد: در سال 1404 شاهد شکلگیری چنین برداشتی در فضای نخبگانی و افکار عمومی داخل و خارج کشور بودیم؛ زیرا عملکرد موفق جمهوری اسلامی در حوزه دفاع از کشور، نگاه بسیاری از افراد را نسبت به توانمندی نظام سیاسی تغییر داد. مدیریت حوزه دفاعی کشور بهطور مستقیم زیر نظر رهبر شهید انجام میشد و دولتها نقش تعیینکنندهای در این عرصه نداشتند.
استاد حوزه با بیان اینکه این کارآمدی در دفاع از کشور از مهمترین عوامل افزایش مشروعیت و اقتدار نظام سیاسی است، به نقش سرمایه اجتماعی در اقتدار سیاسی اشاره کرد و گفت: سرمایه اجتماعی از مفاهیم میانرشتهای است که ارتباط مستقیمی با مشروعیت نظام سیاسی دارد؛ هرچه سرمایه اجتماعی یک نظام بیشتر باشد، قدرت اقناع، بسیج اجتماعی و توان اداره جامعه نیز افزایش مییابد.
وی سرمایه اجتماعی را به معنای پذیرش گسترده اجتماعی و اعتماد عمومی دانست و افزود: مراسم تشییع باشکوه رهبر شهید از منظر افکار عمومی داخلی و بهویژه در نگاه ناظران خارجی، سرمایه اجتماعی عظیمی برای نظام سیاسی ایجاد میکند و نشان میدهد که نظام از پشتوانه مردمی برخوردار است.
وی با تأکید بر ضرورت صیانت از سرمایه اجتماعی تصریح کرد: ایجاد سرمایه اجتماعی بهتنهایی کافی نیست، بلکه حفظ و تثبیت آن اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا تجربه سالهای گذشته نشان داده است که این سرمایه میتواند در اثر برخی سوءمدیریتها یا رخدادهایی که امکان کنترل و تدبیر آنها وجود دارد، به سرعت کاهش یابد.
اگر سرمایه اجتماعی ایجادشده حفظ و تقویت شود، میتواند آینده نظام سیاسی و جهان اسلام را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما در صورت غفلت، ممکن است این فرصت بزرگ از دست برود و پیامدهای نامطلوبی به دنبال داشته باشد.
سه گام برای تبدیل تشییع به سرمایه اجتماعی
در ادامه علیرضا صابری، عضو هیأت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی، با تأکید بر ضرورت بهرهگیری حداکثری از ظرفیت اجتماعی مراسم تشییع، اظهار کرد: مهمترین مسأله، چگونگی تبدیل یک مراسم تشییع به سرمایه اجتماعی پایدار است. در نگاه زیستی و روانی، تشییع، پایان یک دوره و آیین وداع با متوفی است، اما این تنها یکی از ابعاد آن محسوب میشود.
وی ادامه داد: از منظر نمادین، تشییع نشاندهنده جایگاه و منزلت اجتماعی فرد است؛ هرچه حضور مردم در مراسم گستردهتر باشد، بیانگر ارزش و جایگاه والاتر آن شخصیت در افکار عمومی خواهد بود. از این منظر، تشییع باشکوه رهبر شهید، سرمایهای نمادین برای انقلاب اسلامی به شمار میرود.
صابری با تأکید بر بُعد سیاسی و اجتماعی تشییع خاطرنشان کرد: تشییع صرفاً یک مراسم آیینی نیست، بلکه نوعی بیانیه جمعی و کنش اجتماعی محسوب میشود که شرکتکنندگان از طریق آن، همراهی، باور و حمایت خود را از آرمانها و شخصیت مورد تجلیل اعلام میکنند.اگر بتوانیم از لایه آیینی و نمادین عبور کنیم و این رویداد را به یک کنش اجتماعی تبدیل کنیم، تشییع به نمایش عمومی هویت دینی، انقلابی و ملی جامعه تبدیل خواهد شد.
عضو هیأت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی، سه مؤلفه اصلی سرمایه اجتماعی را ایجاد شبکه، شکلگیری هنجارهای مشترک و اعتماد متقابل دانست و تصریح کرد: نخستین گام، ایجاد شبکهای از ارتباطات میان افراد، گروهها و نهادهای حاضر در یک رویداد است؛پس از آن، این شبکه باید به مجموعهای از هنجارهای مشترک برسد و در نهایت، اعتماد متقابل میان اعضا شکل گیرد تا سرمایه اجتماعی پایدار ایجاد شود.
وی با اشاره به راهکارهای عملیاتی این فرایند گفت: نخستین گام، حرکت از مشارکت گذرا به سوی شبکهسازی ساختارمند است؛ این امر مستلزم ایجاد بسترهای ارتباطی، گفتوگو با شرکتکنندگان، حضور فعال مبلغان و شناسایی افراد مستعد برای تداوم ارتباطات است.گام دوم، تبدیل احساسات مشترک به هنجارهای جمعی است؛ به گونهای که احساسات لحظهای ناشی از حضور در مراسم، به ارزشها، سنتها و قواعد رفتاری مشترک تبدیل شود.
صابری تصریح کرد: سومین مرحله نیز تبدیل همبستگی لحظهای به اعتماد متقابل است؛ زیرا بدون اعتماد، شبکه اجتماعی شکل نخواهد گرفت و سرمایه اجتماعی نیز پدید نخواهد آمد. اگر تشییع تنها در حد یک مراسم باقی بماند، آثار آن نیز مقطعی خواهد بود، اما اگر این رویداد به شبکهسازی، هنجارسازی و اعتمادسازی منجر شود، میتوان از دل آن گروهها، تشکلها و جریانهای اجتماعی مؤثر و ماندگار شکل داد و یک رویداد را به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل کرد.
خون رهبر شهید، حرکتآفرین و تمدنساز است
کاظم مصباح، استاد حوزه و دانشگاه نیز به تبیین جایگاه شهید و شهادت در آموزههای قرآنی پرداخت و گفت: قرآن کریم، شهید را مرده نمیداند، بلکه او را زنده و برخوردار از رزق الهی معرفی میکند. بر همین اساس، حقیقت شهید پس از شهادت نیز در عالم هستی جاری و اثرگذار است و خون او منشأ حیات، بیداری و تحول در جامعه خواهد بود.
وی افزود: بعثت به معنای برانگیختن، حرکتآفرینی و آغاز یک مأموریت بزرگ است؛ هنگامی که این مفهوم در کنار خون قرار میگیرد، نشان میدهد تحقق آرمانهای الهی بدون ایثار، فداکاری و جانفشانی ممکن نیست. خون در این تعبیر، بهای سنگین برپایی قسط، عدالت و ارزشهای الهی است و از همین رو، شهادت صرفاً یک حادثه تاریخی نیست، بلکه آغازگر حرکتی ماندگار و تمدنساز در مسیر تحقق اهداف الهی است.
مصباح با بیان اینکه شعار باید برخاست، امتداد پیام عاشورا را یادآوری میکند، اظهار کرد: پیام بعثت خون برای ملت ایران، امت اسلامی و همه آزادگان جهان، پیروی از سیره حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و استمرار خط عاشورا است؛ همان حقیقتی که در بیان ماندگار «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» تجلی یافته است.

همبستگی اجتماعی، راهبرد تمدنساز قرآن است
در ادامه، علی نقی ایازی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه اسلام تمدنی با ارائه نتایج یک پژوهش علمی، به تبیین مبانی قرآنی ایجاد همبستگی اجتماعی و نقش آن در عبور از بحرانها و تهدیدهای اجتماعی پرداخت و گفت: پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه صبر، که در ظاهر یک فضیلت فردی است، در پرتو آموزههای قرآن به مرابطه و همبستگی اجتماعی تبدیل میشود و تقوا چگونه ضامن استمرار این فرآیند خواهد بود.
وی با بیان اینکه هر جامعه در مقاطع حساس تاریخی بیش از هر چیز به سرمایه اجتماعی نیاز دارد، گفت: اعتماد، احساس تعلق جمعی، مشروعیت اجتماعی و مسئولیتپذیری از مهمترین مؤلفههای سرمایه اجتماعی هستند؛ هرگاه این مؤلفهها تضعیف شوند، جامعه با بحران واگرایی، گسست اجتماعی و کاهش انسجام روبهرو خواهد شد؛ ازاینرو، ارتقای سرمایه اجتماعی از مهمترین اهداف هر نظام اجتماعی محسوب میشود.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اسلام تمدنی با اشاره به آیه 200 سوره آلعمران تصریح کرد: این آیه با چهار فرمان «اصبروا»، «صابروا»، «رابطوا» و «اتقوا الله» نقشه جامع شکلگیری جامعهای همبسته، مقاوم و برخوردار از سرمایه اجتماعی را ترسیم میکند. این چهار فرمان، مراحل یک فرآیند مهندسیشده را برای گذار از اخلاق فردی به نظام همبستگی اجتماعی بیان میکنند و الگویی تاریخی و فرازمانی برای تحقق جامعه مقاوم ارائه میدهند.
ایازی با بیان اینکه صبر در منطق قرآن صرفاً تحمل منفعلانه سختیها نیست، اظهار داشت: صبر یک کنش فعال و ایجابی است که بر پایه اطاعت الهی، دوری از معصیت و پایداری در برابر مصیبت شکل میگیرد و این سه لایه در کنار یکدیگر شخصیت مقاوم انسان را میسازند.
وی با اشاره به مرحله «مصابره» گفت: در این مرحله، صبر از حصار فردیت خارج شده و به یک راهبرد تعاملی میان اعضای جامعه تبدیل میشود؛ به گونهای که مؤمنان در استقامت، تحمل سختیها و پایداری، یکدیگر را یاری میکنند؛ نتیجه این فرآیند، شکلگیری اعتماد متقابل، همیاری اجتماعی، افزایش تابآوری جمعی و تقویت سرمایه اجتماعی است و این امر تنها به مقابله با دشمن بیرونی محدود نمیشود، بلکه انسجام درونی جامعه ایمانی را نیز تقویت میکند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه اسلام تمدنی در تبیین مفهوم مرابطه گفت: مرابطه، مرحله شکلگیری شبکههای پایدار اجتماعی و پیوندهای ساختاری میان اعضای جامعه است؛ مهمترین کارکرد مرابطه، صیانت از هویت جمعی، مرزداری فرهنگی و حفاظت از جامعه در برابر تهدیدهای مستمر است؛ زیرا تمدنها پیش از آنکه در عرصه نظامی شکست بخورند، در حوزه فرهنگ دچار آسیب میشوند.
ایازی تقوا را چهارمین رکن این منظومه قرآنی دانست و گفت: اگرچه صبر، مصابره و مرابطه ساختار جامعه همبسته را شکل میدهند، اما بدون تقوا این ساختار فاقد روح خواهد بود.تقوا با ایجاد نظام خودکنترلی در فرد و جامعه، نقش هدایتگر و نظارتی ایفا کرده و از انحراف شبکه همبستگی اجتماعی جلوگیری میکند.گسترش شایعات، انتشار اخبار تأییدنشده، کاهش اعتماد اجتماعی، دوقطبیشدن فضای عمومی، غلبه احساسات بر گفتوگوهای عقلانی و نقش منفی برخی شبکههای اجتماعی از مهمترین چالشهای انسجام اجتماعی است.
وی تأکید کرد: نخبگان، اندیشمندان و مبلغان دینی وظیفه دارند با تقویت امید اجتماعی، پرهیز از دوقطبیسازی، ترویج گفتوگوهای منطقی و محترمانه و تأکید بر مشترکات جامعه، زمینه تقویت همبستگی اجتماعی را فراهم کنند.
خونخواهی رهبر شهید، مسئولیت امت اسلامی است
بلال شاکری، عضو هیأت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی نیز در تبیین ابعاد فقهی، اجتماعی و تمدنی خونخواهی ولیامر مسلمین گفت: خونخواهی فردی از حقوق مسلّم اولیای دم نسبت به قاتل است و هیچ اختلافی در اصل این مسأله وجود ندارد؛ آنچه محل بحث است، خونخواهی ولیامر مسلمین به عنوان شخصیتی است که علاوه بر جایگاه فردی، دارای جایگاه اجتماعی، حکومتی و تمدنی است؛ از این رو باید مسأله خونخواهی را از سطح روابط شخصی فراتر برد و با رویکرد فقه حکومتی مورد بررسی قرار داد.
وی ادامه داد: رهبر شهید صرفاً یک فرد نیست، بلکه ولیامر مسلمین، مرجع تقلید جهان تشیع و نماد حاکمیت سیاسی جمهوری اسلامی است؛ بنابراین خونخواهی او نیز نمیتواند صرفاً در چارچوب حق شخصی ورثه تحلیل شود.برای پرهیز از برخی اختلافات اصطلاحی میتوان از تعبیر «خونخواهی فرافردی» استفاده کرد که همان خونخواهی اجتماعی و حکومتی است.
شاکری خاطرنشان کرد: اصل این ایده از تعابیری همچون «ثارالله» در زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) و حضرت امیرالمؤمنین(ع) الهام گرفته شده است؛ تعبیری که نشان میدهد خونخواهی میتواند از محدوده روابط فردی خارج شده و به موضوعی الهی، اجتماعی و تمدنی تبدیل شود؛ بیانات رهبر شهید نیز نشان میدهد که خونخواهی تنها در اختیار خانواده شهید نیست، بلکه همه کسانی که به جبهه مقاومت تعلق دارند، در این مسئولیت شریک هستند.
عضو هیأت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی نخستین تفاوت میان خونخواهی فردی و خونخواهی اجتماعی را گستره دایره صاحبان حق دانست و گفت: در فقه سنتی، خونخواهی حق اولیای دم و ورثه مقتول است، اما هنگامی که ولی جامعه به شهادت میرسد، همه کسانی که ولایت او را پذیرفتهاند در جایگاه خونخواه قرار میگیرند.
وی یادآور شد: در خونخواهی فردی، اولیای دم میتوانند قصاص کنند، دیه بگیرند یا از حق خود بگذرند، اما در خونخواهی اجتماعی چنین حقی وجود ندارد؛ زیرا این حق متعلق به کل جامعه اسلامی است و نه یک یا چند فرد مشخص؛ هنگامی که حق متعلق به امت اسلامی باشد، دیگر امکان اسقاط آن از سوی افراد وجود ندارد.
شاکری افزود: در این نوع نگاه، قصاص دیگر صرفاً یک حکم کیفری برای مجازات شخص قاتل نیست، بلکه به یک مسأله اجتماعی، سیاسی و تمدنی تبدیل میشود. در اینجا موضوع تنها شخص قاتل نیست، بلکه جایگاه حقوقی و ساختاری عامل جنایت اهمیت پیدا میکند؛ وقتی رئیس یک حکومت دستور ترور ولی جامعه اسلامی را صادر میکند، در حقیقت یک نظام سیاسی و یک ساختار تمدنی مرتکب جنایت شده است؛ بنابراین پاسخ نیز باید متناسب با همان سطح تعریف شود و صرف مجازات یک فرد نمیتواند پاسخ کامل به چنین جنایتی باشد.
عضو هیأت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی، مصادیقی همچون تغییر موازنه قدرت، تضعیف نظام سلطه و خروج آمریکا از منطقه را در چارچوب قصاص تمدنی تحلیل و ابراز کرد: در خونخواهی اجتماعی از همان ابتدا ولیفقیه به عنوان نماینده جامعه اسلامی، ولیدم محسوب میشود و مسئولیت پیگیری خونخواهی را بر عهده دارد؛ زیرا این حق متعلق به همه جامعه اسلامی است.
وی با تأکید بر ضرورت بازخوانی ادله فقهی گفت: امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت بازخوانی فقه با رویکرد حکومتی تأکید کردهاند و در این مسأله نیز لازم نیست حتماً به دنبال ادله جدید باشیم، بلکه میتوان با بازخوانی ادله موجود، پاسخگوی مسائل جدید بود. از منظر عقل، قواعدی مانند دفع ضرر محتمل و حفظ نظام اسلامی میتواند پشتوانه فقهی خونخواهی اجتماعی باشد؛ زیرا اگر جنایت علیه رهبران جامعه اسلامی بدون پاسخ متناسب باقی بماند، زمینه تکرار چنین جنایتهایی فراهم خواهد شد.
شاکری با بیان اینکه در ادله نقلی نیز مباحث مربوط به ولیدم، ولایت و قصاص نیازمند بازخوانی است تا مفهوم «ولی» از محدوده فقه فردی خارج شده و با نگاه اجتماعی و حکومتی تفسیر شود، افزود: مفهوم قصاص نیز باید متناسب با این نگاه جدید بازتعریف شود تا بتواند پاسخگوی جنایتهایی باشد که علیه رهبران جامعه اسلامی و با طراحی نظامهای سلطه انجام میشود.
عضو هیأت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی در پایان با اشاره به سیره معصومان(ع) اظهار کرد: سیره اهلبیت(ع)، بهویژه عملکرد امام سجاد(ع) پس از واقعه عاشورا، نمونهای روشن از استمرار خونخواهی در سطحی فراتر از روابط شخصی است و میتواند پشتوانه مهمی برای تبیین فقهی نظریه خونخواهی اجتماعی و تمدنی باشد.
تحقق تمدن نوین اسلامی؛ بزرگترین قصاص
در پایان محمد باغستانی، عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلامی تمدنی درباره مفهوم «قصاص تمدنی» به عنوان راهبرد اصلی خونخواهی رهبر شهید گفت: شهادت رهبر شهید صرفاً یک حادثه امنیتی یا نظامی نیست زیرا رهبر شهید در متن تقابل تمدنی جمهوری اسلامی ایران با آمریکا به شهادت رسید؛ بنابراین از منظر تمدنی، میتوان تحلیل کلانی از مفهوم قصاص ارائه کرد.
وی با بیان اینکه ملت ایران از پیروزی انقلاب و پایان سلطه مستقیم آمریکا بر ایران تاکنون، همه هزینههای حفظ استقلال خود را در این مسیر پذیرفته است، افزود: پاسخ به جنایت ترور رهبر انقلاب نیز باید متناسب با ابعاد تمدنی انقلاب باشد. در کنار جایگاه حقوقی و شرعی قصاص، معتقدم قصاص تمدنی متناسبترین پاسخ به این جنایت است؛ رهبر شهید نیز پیش از شهادت، نقشه این مسیر را ترسیم کرده بود و آن چیزی جز تحقق دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی نیست.
عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی ادامه داد: تمدن نوین اسلامی باید بتواند علاوه بر حل مسائل داخلی، الگویی برای حل مسائل جهان اسلام ارائه دهد تا ملتهای مسلمان از تقلید الگوهای شکستخورده غربی رهایی یابند. با این تحلیل، مفهوم قصاص از یک چارچوب صرفاً حقوقی و کیفری که محدود به جابهجایی درد و مرگ است، به یک چارچوب تاریخی و تمدنی منتقل میشود که موضوع آن جابهجایی قدرت، حقیقت و الگوی حکمرانی است.
وی با بیان اینکه اقدام دشمن صرفاً ترور یک شخصیت نبود، بلکه تلاشی برای متوقف کردن حرکت تمدنی جمهوری اسلامی و جلوگیری از تحقق حاکمیت الهی بود، گفت: اگر دشمن با ابزارهای تمدنی همچون فناوری، اقتصاد، رسانه، سیاست و قدرت نظامی حمله کرده است، پاسخ تمدنی آن تنها اقدام متقابل نظامی نیست، بلکه باید مدل تمدنی او را به چالش کشید و الگوی جایگزین اسلامی را به جهان عرضه کرد.
باغستانی خاطرنشان کرد: هنگامی که جرم در سطح تمدنی رخ میدهد، پاسخ نیز باید در همان سطح باشد؛ بنابراین چون جرم، ضد تمدنی است، قصاص نیز باید تمدنساز باشد. رحانهای تمدن غرب را ببینید؛
نباید صرفاً از قدرت نظامی و فناوری دشمن هراس داشت، بلکه لازم است خروجیهای انسانی و فرهنگی آن تمدن را نیز دید؛ تمدنی که چنین الگوهایی را به عالیترین مناصب سیاسی خود میرساند، دچار انحطاط عمیق اخلاقی و معنوی شده و دیگر توان ارائه الگوی مطلوب انسانی را ندارد. بزرگترین ضربه به چنین تمدنی، ساختن و ارائه یک الگوی انسانی و الهی موفق به جهان است.
وی تحقق دولت و جامعه اسلامی را نخستین مصداق قصاص تمدنی دانست و گفت: باید در عمل ثابت کنیم که دولت اسلامی تنها یک آرمان نیست، بلکه الگویی کارآمد برای اداره جامعه و حل مسائل پیچیده بشری است.
ارائه الگوی حکمرانی اسلامی به جای تقلید از غرب، تبدیل حاکمیت قدرتهای استکباری به حاکمیت امت اسلامی، بازسازی علوم انسانی بر پایه انسانشناسی الهی و تولید دانش مبتنی بر جهانبینی توحیدی، از دیگر مصادیق قصاص تمدنی به شمار میرود.
عضو هیأت علمی دفتر تبلیغات اسلامی یادآور شد: از مهمترین عرصههای خونخواهی تمدنی، تحول علوم انسانی بر مبنای تفکر الهی است؛ اگر کشوری بتواند این الگو را به جهان عرضه کند، جمهوری اسلامی ایران با ظرفیتهای علمی و معرفتی خود بیش از هر کشور دیگری توان تحقق آن را دارد.
باغستانی تصریح کرد: بزرگترین انتقام از تمدنی که انسان را به ابزار قدرت تبدیل کرده، ساختن تمدنی است که کرامت انسان را محور پیشرفت قرار دهد و جهان اسلام را به سوی الگوی اسلامی سوق دهد. امام سجاد(ع) پس از واقعه عاشورا، به جای تمرکز بر انتقام فردی، مسیر احیای تمدن اسلامی را برگزید و با تربیت نیروهای علمی، تبیین معارف دینی، تدوین رساله حقوق و زمینهسازی برای نهضت علمی امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، بنیانهای تمدنی تشیع را استحکام بخشید.
وی ادامه داد: ثمره آن حرکت تمدنی در دورههای بعد، از شکلگیری مکتب علمی اهلبیت(ع) تا نقشآفرینی عالمان شیعه در حکومت آلبویه، خدمات خواجه نصیرالدین طوسی، شکلگیری دولت صفوی و در نهایت تأسیس جمهوری اسلامی ایران نمایان شد و این همان راهبردی است که امروز نیز میتواند کاملترین و عمیقترین خونخواهی رهبر شهید را محقق سازد.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/