خبرگزاری تقریب در گفتوگویی با شیخ طالب الخزرجی، بنیانگذار مرکز اسلامی برزیل، به بررسی ابعاد مختلف اندیشه وحدتگرایانه و تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی پرداخت. وی در این گفتوگو با تأکید بر نقش محوری رهبر شهید در تقویت گفتمان وحدت اسلامی، مقابله با جریانهای تفرقهافکن و جهانیسازی فرهنگ مقاومت، مهمترین نیازهای امروز امت اسلامی و الزامات تحقق تمدن نوین اسلامی را تبیین کرد. متن گفتگو به این شرح است:
برجستهترین ویژگیهای مکتب امام شهید در تقویت وحدت اسلامی چیست؟
برجستهترین ویژگیهای مکتب امام شهید در تقویت وحدت اسلامی چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین.
در پاسخ به این پرسش باید گفت که یکی از برجستهترین ویژگیهای مکتب و رویکرد امام شهید، رهبر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای (رحمةاللهعلیه)، در زمینه تقویت وحدت اسلامی، جامعنگری و واقعبینی ایشان بود.
این رویکرد بر مجموعهای از اصول عملی و فکری استوار بود که هدف آن نزدیک کردن صفوف مسلمانان، جلوگیری از تفرقه، تقویت همگرایی میان امت اسلامی و مقابله با دشمنان و چالشهای مشترک بود.
از مهمترین جلوههای این رویکرد، صدور فتاوای صریح شرعی در حرمت اهانت به مقدسات اسلامی بود. ایشان بهروشنی هرگونه توهین به همسران پیامبر اکرم(ص) و شخصیتهای مورد احترام اهل سنت را حرام اعلام کردند و تمامی اقداماتی را که موجب دامن زدن به فتنههای مذهبی میشد، محکوم دانستند.
امام شهید همواره بر ضرورت پایبندی مسلمانان به مشترکات اساسی اسلام همچون توحید، قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم(ص) تأکید داشت و این اصول را پایهای مستحکم برای ساختن امت اسلامی میدانست؛ نه اینکه مسلمانان انرژی خود را صرف اختلافات فرعی و مذهبی کنند؛ اختلافاتی که در همه مذاهب و گرایشهای اسلامی وجود دارد.
از نگاه ایشان، امت اسلامی با دشمنی مشترک روبهرو است؛ دشمنی که پروژه استکبار جهانی را دنبال میکند و همه مسلمانان را هدف قرار داده است. بر همین اساس، آیتالله خامنهای وحدت اسلامی را نه یک توصیه اخلاقی، بلکه ضرورتی دینی و واجبی همسنگ دیگر واجبات اسلامی میدانست و آن را مهمترین سلاح راهبردی برای مقابله با استعمار، سلطهطلبی و هژمونی غرب معرفی میکرد.
ایشان همواره تأکید میکردند که تفرقه، تنها در خدمت دشمنان امت اسلامی است و هیچ سودی برای مسلمانان ندارد.
از دیگر ویژگیهای برجسته این مکتب، مخالفت قاطع با اندیشه تکفیری بود. امام شهید هرگونه تکفیر مسلمانان را مردود میدانست و با جریانهایی که صرفاً به دلیل اختلاف در برداشتهای اعتقادی، دیگر مسلمانان را از دایره اسلام خارج میکردند، بهشدت مقابله میکرد.
در سخنان، مواضع و شیوه زندگی ایشان، مبارزه با تفکر تکفیری همواره جایگاهی ویژه داشت؛ زیرا این جریان را خطری جدی برای وحدت، موجودیت و پیکره امت اسلامی میدانست.
همچنین ایشان همواره بر گفتوگوی سازنده میان مذاهب اسلامی تأکید میکردند و از ایجاد و تقویت نهادهایی همچون «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» حمایت کردند تا زمینه ارتباط علمی، فرهنگی و فکری میان علمای مسلمان بیش از پیش فراهم شود.
از دیدگاه امام شهید، سخنان علما، خطبههای ائمه جماعات در مساجد و فعالیت مراکز دینی باید همگی در مسیر تقویت وحدت، همگرایی و انسجام امت اسلامی قرار گیرد و این همان رویکردی است که ایشان در طول سالهای رهبری خود با جدیت دنبال کردند.
والحمد لله رب العالمین.
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین.
در پاسخ به این پرسش باید گفت که یکی از برجستهترین ویژگیهای مکتب و رویکرد امام شهید، رهبر انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای (رحمةاللهعلیه)، در زمینه تقویت وحدت اسلامی، جامعنگری و واقعبینی ایشان بود.
این رویکرد بر مجموعهای از اصول عملی و فکری استوار بود که هدف آن نزدیک کردن صفوف مسلمانان، جلوگیری از تفرقه، تقویت همگرایی میان امت اسلامی و مقابله با دشمنان و چالشهای مشترک بود.
از مهمترین جلوههای این رویکرد، صدور فتاوای صریح شرعی در حرمت اهانت به مقدسات اسلامی بود. ایشان بهروشنی هرگونه توهین به همسران پیامبر اکرم(ص) و شخصیتهای مورد احترام اهل سنت را حرام اعلام کردند و تمامی اقداماتی را که موجب دامن زدن به فتنههای مذهبی میشد، محکوم دانستند.
امام شهید همواره بر ضرورت پایبندی مسلمانان به مشترکات اساسی اسلام همچون توحید، قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم(ص) تأکید داشت و این اصول را پایهای مستحکم برای ساختن امت اسلامی میدانست؛ نه اینکه مسلمانان انرژی خود را صرف اختلافات فرعی و مذهبی کنند؛ اختلافاتی که در همه مذاهب و گرایشهای اسلامی وجود دارد.
از نگاه ایشان، امت اسلامی با دشمنی مشترک روبهرو است؛ دشمنی که پروژه استکبار جهانی را دنبال میکند و همه مسلمانان را هدف قرار داده است. بر همین اساس، آیتالله خامنهای وحدت اسلامی را نه یک توصیه اخلاقی، بلکه ضرورتی دینی و واجبی همسنگ دیگر واجبات اسلامی میدانست و آن را مهمترین سلاح راهبردی برای مقابله با استعمار، سلطهطلبی و هژمونی غرب معرفی میکرد.
ایشان همواره تأکید میکردند که تفرقه، تنها در خدمت دشمنان امت اسلامی است و هیچ سودی برای مسلمانان ندارد.
از دیگر ویژگیهای برجسته این مکتب، مخالفت قاطع با اندیشه تکفیری بود. امام شهید هرگونه تکفیر مسلمانان را مردود میدانست و با جریانهایی که صرفاً به دلیل اختلاف در برداشتهای اعتقادی، دیگر مسلمانان را از دایره اسلام خارج میکردند، بهشدت مقابله میکرد.
در سخنان، مواضع و شیوه زندگی ایشان، مبارزه با تفکر تکفیری همواره جایگاهی ویژه داشت؛ زیرا این جریان را خطری جدی برای وحدت، موجودیت و پیکره امت اسلامی میدانست.
همچنین ایشان همواره بر گفتوگوی سازنده میان مذاهب اسلامی تأکید میکردند و از ایجاد و تقویت نهادهایی همچون «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» حمایت کردند تا زمینه ارتباط علمی، فرهنگی و فکری میان علمای مسلمان بیش از پیش فراهم شود.
از دیدگاه امام شهید، سخنان علما، خطبههای ائمه جماعات در مساجد و فعالیت مراکز دینی باید همگی در مسیر تقویت وحدت، همگرایی و انسجام امت اسلامی قرار گیرد و این همان رویکردی است که ایشان در طول سالهای رهبری خود با جدیت دنبال کردند.
والحمد لله رب العالمین.
نقش رهبر شهید در تبدیل مفهوم امت اسلامی به گفتمانی فراگیر در جهان اسلام را چگونه ارزیابی میکنید؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت، ارزیابی نقش رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای، در شکلدهی به گفتمان فراگیر امت اسلامی بر چند محور اساسی استوار است.
نخستین محور، احیای پروژه «امت واحده اسلامی» است؛ پروژهای که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) پایهگذاری شد و پس از آن نیز با هدایت حضرت آیتالله خامنهای استمرار یافت. ایشان همواره بر مفهوم امت واحده و وحدت اسلامی تأکید داشتند و مسلمانان را به تکیه بر مشترکات دینی و عبور از اختلافات و شکافهای مذهبی دعوت میکردند.
در این چارچوب، رهبر شهید بر تقویت هویت مشترک اسلامی و ضرورت همبستگی مسلمانان در برابر چالشهای جهانی تأکید داشت و نگاه خود را فراتر از مرزهای جغرافیایی و ملی تعریف میکرد. از منظر ایشان، ملتهای اسلامی باید همچون یک پیکر واحد با یکدیگر همکاری کنند و از منافع مشترک خود دفاع نمایند.
یکی دیگر از مهمترین محورهای این رویکرد، مقابله با فتنههای مذهبی بود. ایشان هرگاه زمینهای برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان مشاهده میکردند، در نزدیکترین فرصت نسبت به آن هشدار میدادند و بر ضرورت جلوگیری از گسترش این اختلافات تأکید میکردند.
رهبر شهید در این مسیر تنها به بیان دیدگاهها بسنده نکرد، بلکه با صدور فتاوای صریح، هرگونه اهانت به مقدسات اهل سنت و همسران پیامبر اکرم(ص) را حرام اعلام کرد و همزمان با اندیشه تکفیری به مقابله برخاست. با وجود آنکه از حقانیت اعتقادی مکتب خود اطمینان کامل داشت، هرگز تکفیر دیگر مسلمانان را نپذیرفت و آن را محکوم کرد.
ایشان همواره معتقد بودند که دامن زدن به اختلافات مذهبی، تنها منافع دشمنان اسلام را تأمین میکند و موجب تضعیف قدرت امت اسلامی میشود.
محور مهم دیگر در اندیشه ایشان، وحدتبخشی به جهتگیری امت اسلامی در برابر استکبار جهانی بود. رهبر شهید تأکید داشت که امت اسلامی نباید توان و ظرفیت خود را در درگیریهای داخلی و اختلافات فرسایشی هدر دهد، بلکه باید نگاه خود را به سوی مقابله با نظام سلطه، سیاستهای استعمارگرانه و اشغالگری معطوف کند.
در همین راستا، مسئله فلسطین را مهمترین محور وحدت امت اسلامی میدانست. از نگاه ایشان، دفاع از ملت فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی، اصلیترین عامل همگرایی مسلمانان است؛ زیرا همه مسلمانان، فارغ از گرایشهای مذهبی، بر اسلامی و عربی بودن سرزمین فلسطین و ضرورت دفاع از آن اتفاقنظر دارند.
رهبر شهید همچنین بر ضرورت شکلگیری تمدن نوین اسلامی تأکید ویژهای داشت. ایشان معتقد بودند گفتمان وحدت اسلامی زمانی به نتیجه خواهد رسید که با ساخت تمدنی جدید همراه باشد؛ تمدنی که از یکسو بر ارزشهای دینی استوار باشد و از سوی دیگر، از پیشرفتهای علمی، فناوری و دستاوردهای روز بهره ببرد.
از منظر ایشان، وحدت اسلامی زمینهساز بهرهگیری صحیح از ظرفیتهای عظیم انسانی، علمی، اقتصادی و طبیعی جهان اسلام است و بدون این همبستگی، دستیابی به پیشرفت واقعی امکانپذیر نخواهد بود.
البته ایشان همواره تأکید میکردند که وحدت اسلامی به معنای کنار گذاشتن هویت مذهبی یا تاریخی نیست. هر مسلمان میتواند به مذهب، تاریخ و هویت دینی خود افتخار کند، اما در عین حال باید خود را عضوی از امت بزرگ اسلامی بداند و منافع کلان این امت را بر اختلافات جزئی ترجیح دهد.
نخستین محور، احیای پروژه «امت واحده اسلامی» است؛ پروژهای که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) پایهگذاری شد و پس از آن نیز با هدایت حضرت آیتالله خامنهای استمرار یافت. ایشان همواره بر مفهوم امت واحده و وحدت اسلامی تأکید داشتند و مسلمانان را به تکیه بر مشترکات دینی و عبور از اختلافات و شکافهای مذهبی دعوت میکردند.
در این چارچوب، رهبر شهید بر تقویت هویت مشترک اسلامی و ضرورت همبستگی مسلمانان در برابر چالشهای جهانی تأکید داشت و نگاه خود را فراتر از مرزهای جغرافیایی و ملی تعریف میکرد. از منظر ایشان، ملتهای اسلامی باید همچون یک پیکر واحد با یکدیگر همکاری کنند و از منافع مشترک خود دفاع نمایند.
یکی دیگر از مهمترین محورهای این رویکرد، مقابله با فتنههای مذهبی بود. ایشان هرگاه زمینهای برای ایجاد اختلاف میان مسلمانان مشاهده میکردند، در نزدیکترین فرصت نسبت به آن هشدار میدادند و بر ضرورت جلوگیری از گسترش این اختلافات تأکید میکردند.
رهبر شهید در این مسیر تنها به بیان دیدگاهها بسنده نکرد، بلکه با صدور فتاوای صریح، هرگونه اهانت به مقدسات اهل سنت و همسران پیامبر اکرم(ص) را حرام اعلام کرد و همزمان با اندیشه تکفیری به مقابله برخاست. با وجود آنکه از حقانیت اعتقادی مکتب خود اطمینان کامل داشت، هرگز تکفیر دیگر مسلمانان را نپذیرفت و آن را محکوم کرد.
ایشان همواره معتقد بودند که دامن زدن به اختلافات مذهبی، تنها منافع دشمنان اسلام را تأمین میکند و موجب تضعیف قدرت امت اسلامی میشود.
محور مهم دیگر در اندیشه ایشان، وحدتبخشی به جهتگیری امت اسلامی در برابر استکبار جهانی بود. رهبر شهید تأکید داشت که امت اسلامی نباید توان و ظرفیت خود را در درگیریهای داخلی و اختلافات فرسایشی هدر دهد، بلکه باید نگاه خود را به سوی مقابله با نظام سلطه، سیاستهای استعمارگرانه و اشغالگری معطوف کند.
در همین راستا، مسئله فلسطین را مهمترین محور وحدت امت اسلامی میدانست. از نگاه ایشان، دفاع از ملت فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی، اصلیترین عامل همگرایی مسلمانان است؛ زیرا همه مسلمانان، فارغ از گرایشهای مذهبی، بر اسلامی و عربی بودن سرزمین فلسطین و ضرورت دفاع از آن اتفاقنظر دارند.
رهبر شهید همچنین بر ضرورت شکلگیری تمدن نوین اسلامی تأکید ویژهای داشت. ایشان معتقد بودند گفتمان وحدت اسلامی زمانی به نتیجه خواهد رسید که با ساخت تمدنی جدید همراه باشد؛ تمدنی که از یکسو بر ارزشهای دینی استوار باشد و از سوی دیگر، از پیشرفتهای علمی، فناوری و دستاوردهای روز بهره ببرد.
از منظر ایشان، وحدت اسلامی زمینهساز بهرهگیری صحیح از ظرفیتهای عظیم انسانی، علمی، اقتصادی و طبیعی جهان اسلام است و بدون این همبستگی، دستیابی به پیشرفت واقعی امکانپذیر نخواهد بود.
البته ایشان همواره تأکید میکردند که وحدت اسلامی به معنای کنار گذاشتن هویت مذهبی یا تاریخی نیست. هر مسلمان میتواند به مذهب، تاریخ و هویت دینی خود افتخار کند، اما در عین حال باید خود را عضوی از امت بزرگ اسلامی بداند و منافع کلان این امت را بر اختلافات جزئی ترجیح دهد.
مهمترین نیازهای امروز امت اسلامی از نگاه رهبر شهید چه بود و ایشان در اندیشه و چشمانداز آینده خود بر چه موضوعاتی تأکید داشتند؟
در پاسخ به این سؤال میتوان گفت که رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای، نیازهای اساسی امت اسلامی را بر سه ستون اصلی استوار میدانست.
نخست، وحدت اسلامی برای مقابله با تفرقه و اختلاف؛ دوم، بیداری اسلامی و آگاهی سیاسی برای خنثیسازی توطئههای استکبار و سوم، استقلال علمی و اقتصادی بهمنظور زمینهسازی برای شکلگیری تمدن نوین اسلامی.
ایشان همواره تأکید میکردند که هیچ امتی بدون پیشرفت علمی، برخورداری از مراکز علمی توانمند و سرمایهگذاری جدی در عرصه دانش، قادر به دستیابی به استقلال واقعی نخواهد بود و ناگزیر به دیگران وابسته میماند. از همین رو، توسعه علمی و خودکفایی را یکی از ارکان عزت و اقتدار امت اسلامی میدانستند.
از نگاه رهبر شهید، راه مقابله با تفرقه، تقویت وحدت اسلامی است و برای مبارزه با جهل و ناآگاهی نیز باید بیداری اسلامی و آگاهی سیاسی را گسترش داد تا امت اسلامی بتواند در برابر طرحها و توطئههای نظام سلطه ایستادگی کند.
ایشان همچنین استقلال اقتصادی را در کنار استقلال علمی، لازمه شکلگیری تمدنی پیشرفته و مقتدر برای جهان اسلام میدانستند.
رهبر شهید بارها تأکید میکردند که وحدت اسلامی به معنای نادیده گرفتن تفاوتهای مذهبی نیست، بلکه به این معناست که اختلافها نباید به نزاع و درگیری تبدیل شود. از نظر ایشان، مشترکات مسلمانان، بهویژه ایمان به خداوند، قرآن کریم و شخصیت پیامبر اکرم(ص)، باید محور همگرایی قرار گیرد و هرگونه اهانت به مقدسات و شخصیتهای مورد احترام مذاهب اسلامی مردود و محکوم است.
یکی دیگر از محورهای اساسی اندیشه ایشان، ضرورت هوشیاری دائمی در برابر استکبار جهانی بود. رهبر شهید همواره هشدار میدادند که امت اسلامی نباید از توطئههای دشمن غافل شود و باید همواره آمادگی لازم را برای مقابله با تهدیدهای فکری، فرهنگی، سیاسی و امنیتی داشته باشد.
در این زمینه، همواره این اصل را یادآور میشدند که حتی اگر دشمن کوچک و به ظاهر کماهمیت باشد، نباید از او غفلت کرد؛ زیرا غفلت، زمینه نفوذ و آسیب را فراهم میکند. از این رو، بیداری و هوشیاری دائمی را لازمه هر حرکت تمدنی و هر نهضت اسلامی میدانستند.
رهبر شهید همچنین بهطور مستمر نسبت به تلاش دشمنان برای ایجاد اختلاف میان شیعه و اهل سنت هشدار میدادند و معتقد بودند دامن زدن به اختلافات مذهبی، یکی از مهمترین ابزارهای نظام سلطه برای تضعیف امت اسلامی است.
به باور ایشان، انقلاب اسلامی در طول دهههای گذشته با توطئههای گستردهای مواجه بوده است؛ توطئههایی که هدف آنها محدود کردن این انقلاب به مرزهای ملی و جلوگیری از تبدیل شدن آن به الگویی برای جهان اسلام بود.
از دیگر محورهای مورد تأکید ایشان، دفاع از مستضعفان و محرومان، مقابله با جریانهای تکفیری و رد هرگونه وابستگی سیاسی به غرب بود. ایشان معتقد بودند استقلال سیاسی، شرط اساسی حفظ عزت امت اسلامی است و ملتهای مسلمان باید با اتکا به ظرفیتهای خود، سرنوشتشان را رقم بزنند.
رهبر شهید همچنین بر ضرورت تحول فرهنگی، گسترش فرهنگ مطالعه، علمآموزی، پژوهش و دستیابی به مراتب عالی علمی تأکید ویژه داشتند و اخلاق اسلامی، پایبندی به قرآن کریم و تربیت معنوی را پایههای اصلی ساخت جامعه اسلامی میدانستند.
در کنار همه این موارد، مسئله فلسطین همواره در کانون اندیشه ایشان قرار داشت. از دیدگاه رهبر شهید، فلسطین، مسئله محوری جهان اسلام است و حمایت از ملت فلسطین و مقاومت، صرفاً به کمکهای نظامی محدود نمیشود، بلکه پشتیبانی فرهنگی، رسانهای، معنوی و تقویت روحیه مقاومت نیز بخشی از این مسئولیت بزرگ به شمار میرود.
ایشان معتقد بودند امت اسلامی باید خود را برای مقابله با رژیم صهیونیستی آماده کند و با هر ابزار مشروع، از جمله آگاهیبخشی، حمایت رسانهای، فعالیت فرهنگی، دعا، تقویت روحیه ایستادگی و آمادگی عمومی، در مسیر آزادسازی فلسطین گام بردارد.
رهبر شهید چگونه توانست گفتمان مقاومت را از یک چارچوب منطقهای به یک گفتمان جهانی و فرامرزی تبدیل کند؟
بیتردید نمیتوان نقش رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، را در ارتقای گفتمان مقاومت از یک واکنش محلی در برابر اشغالگری، به یک نظریه جهانی و پروژهای تمدنی نادیده گرفت. ایشان مقاومت را صرفاً یک راهبرد نظامی یا منطقهای نمیدانست، بلکه آن را حرکتی انسانی برای دفاع از حق، عدالت و کرامت ملتها در برابر قدرتهای سلطهگر معرفی میکرد.
رهبر شهید این هدف را از طریق ایجاد همافزایی میان جریانهای مقاومت، گسترش دامنه مخاطبان و ارائه ادبیاتی فراگیر که تنها مسلمانان را مخاطب قرار نمیداد، دنبال کرد. ایشان مقاومت را بهعنوان یک ارزش انسانی و فطری معرفی میکرد؛ مفهومی که میتواند مورد پذیرش آزادگان جهان، فارغ از دین، مذهب و ملیت آنان، قرار گیرد.
نمونه روشن این رویکرد را میتوان در موج همبستگی گسترده دانشگاهها و افکار عمومی غرب، بهویژه در ایالات متحده و کشورهای اروپایی، با ملت فلسطین مشاهده کرد. میلیونها نفر در کشورهای مختلف با برگزاری راهپیماییها و تجمعات، حمایت خود را از مردم فلسطین و مخالفت خود را با سیاستهای رژیم صهیونیستی اعلام کردند؛ رخدادی که نشان داد گفتمان مقاومت از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و به موضوعی جهانی تبدیل شده است.
یکی از مهمترین عوامل این تحول، شکلگیری و تقویت محور مقاومت بود. رهبر شهید با حمایت از جریانها و گروههای مقاومت در کشورهای مختلف و تلاش برای ایجاد هماهنگی میان آنها، زمینه شکلگیری شبکهای منسجم را فراهم کرد که از فلسطین و لبنان تا عراق، یمن و دیگر مناطق امتداد یافت و به یکی از مهمترین مؤلفههای معادلات منطقه تبدیل شد.
از سوی دیگر، ایشان تلاش کردند مخاطبان خود را به جهان اسلام محدود نکنند. پیامهای مستقیم رهبر شهید به جوانان اروپا و آمریکا، نمونهای از این رویکرد بود. ایشان در این پیامها، جوانان غربی را به مطالعه مستقل، شناخت حقیقت و پرهیز از پذیرش بیچونوچرای روایتهای رسانهای مسلط دعوت میکردند و از آنان میخواستند خود، واقعیتها را جستوجو کنند.
رهبر شهید همچنین بر این باور بود که مقاومت، واکنشی طبیعی و فطری در برابر ظلم و اشغالگری است. همانگونه که بدن سالم در برابر عامل بیماری واکنش نشان میدهد، ملتهای زنده نیز در برابر تجاوز، اشغال و بیعدالتی ایستادگی میکنند. از این منظر، مقاومت یک حق طبیعی و انسانی است، نه پدیدهای محدود به یک قوم، مذهب یا منطقه خاص.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم این رویکرد، خارج کردن مقاومت از قالبهای تنگ فرقهای و جغرافیایی بود. ایشان همواره تلاش کردند مقاومت را از هرگونه برچسب مذهبی یا قومی دور نگه دارند و آن را به عنوان مفهومی جهانی و متعلق به همه ملتهای آزاده معرفی کنند؛ رویکردی که موجب شد مخاطبان این گفتمان، تنها مسلمانان نباشند، بلکه آزادیخواهان در سراسر جهان نیز با آن احساس همدلی کنند.
در همین چارچوب، رهبر شهید از برگزاری نشستها و مجامع بینالمللی همچون «کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین» و «کنفرانس وحدت اسلامی» حمایت میکرد و این رویدادها را بستری برای شکلدهی به افکار عمومی جهان و تقویت همبستگی میان ملتهای مسلمان میدانست.
به اعتقاد ایشان، همین اقدامات موجب شد گفتمان مقاومت از محدودهای محدود و منطقهای خارج شود و به اندیشهای جهانی تبدیل گردد؛ اندیشهای که امروز مسئله فلسطین را به یکی از مهمترین دغدغههای افکار عمومی در بسیاری از کشورهای جهان تبدیل کرده است؛ تا جایی که مردمانی که پیشتر شناخت اندکی از این مسئله داشتند، اکنون آن را از نزدیک دنبال میکنند و نسبت به آن آگاهی و حساسیت بیشتری یافتهاند.
مهمترین پیامهایی که رهبر شهید برای آینده امت اسلامی بر جای گذاشت، چه بود؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که مهمترین پیامهای رهبر شهید، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، برای آینده امت اسلامی، مجموعهای از اصول راهبردی بود که نقشه راه حرکت مسلمانان در دهههای آینده را ترسیم میکند.
نخستین و اساسیترین پیام ایشان، لزوم حفظ وحدت امت اسلامی بود. رهبر شهید همواره تأکید میکردند که بزرگترین خطر پیش روی مسلمانان، اختلاف، تفرقه و درگیریهای داخلی است و هیچ ملتی بدون انسجام و همبستگی نمیتواند به عزت، استقلال و پیشرفت دست یابد. از نگاه ایشان، وحدت اسلامی تنها یک شعار سیاسی نبود، بلکه یک تکلیف شرعی، ضرورتی تمدنی و شرط اساسی اقتدار امت اسلامی به شمار میرفت.
دومین پیام مهم ایشان، ضرورت ایستادگی در برابر استکبار جهانی و سلطهطلبی بود. رهبر شهید معتقد بودند که قدرتهای سلطهگر همواره در پی تضعیف ملتهای مسلمان، غارت منابع آنان و جلوگیری از استقلال و پیشرفت جهان اسلام هستند؛ از این رو، امت اسلامی باید با حفظ عزت، استقلال و اعتماد به نفس، در برابر هرگونه سلطهپذیری مقاومت کند و سرنوشت خود را به اراده بیگانگان گره نزند.
پیام دیگر ایشان، خودباوری و اعتماد به ظرفیتهای درونی امت اسلامی بود. رهبر شهید بارها تأکید میکردند که جهان اسلام از منابع عظیم انسانی، علمی، فرهنگی و اقتصادی برخوردار است و اگر این ظرفیتها بهدرستی به کار گرفته شوند، مسلمانان خواهند توانست جایگاه شایسته خود را در نظام بینالملل بازیابند. از دیدگاه ایشان، وابستگی به بیگانگان، مانع اصلی پیشرفت امت اسلامی است.
ایشان همچنین بر علم، پژوهش، فناوری و نوآوری به عنوان پایههای اقتدار آینده امت اسلامی تأکید ویژه داشتند. رهبر شهید معتقد بودند که پیشرفت علمی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورهای اسلامی است و بدون دستیابی به دانش و فناوری، تحقق تمدن نوین اسلامی امکانپذیر نخواهد بود.
از دیگر پیامهای محوری ایشان، دفاع از ملت فلسطین و حمایت از آرمان آزادی قدس شریف بود. رهبر شهید، مسئله فلسطین را مهمترین مسئله جهان اسلام میدانستند و بارها تأکید کردند که این موضوع نباید به دست فراموشی سپرده شود. ایشان دفاع از فلسطین را مسئولیتی دینی، انسانی و اخلاقی برای همه مسلمانان و آزادگان جهان میدانستند.
رهبر شهید همچنین بر هوشیاری دائمی در برابر جنگ نرم، جنگ رسانهای و تهاجم فرهنگی دشمنان تأکید داشتند. ایشان معتقد بودند که دشمنان اسلام تنها از ابزارهای نظامی استفاده نمیکنند، بلکه با بهرهگیری از رسانه، فضای مجازی، جنگ روانی، تحریف حقایق و عملیات تبلیغاتی، درصدد تغییر باورها، هویت و سبک زندگی جوامع اسلامی هستند. از اینرو، ارتقای آگاهی عمومی و تقویت بصیرت را از مهمترین وظایف امت اسلامی میدانستند.
یکی دیگر از پیامهای ماندگار ایشان، تربیت نسل جوان مؤمن، آگاه، مسئولیتپذیر و امیدوار بود. رهبر شهید آینده امت اسلامی را در گرو جوانانی میدانستند که ضمن پایبندی به ارزشهای دینی، از دانش روز، روحیه ابتکار، اعتماد به نفس و مسئولیتپذیری اجتماعی برخوردار باشند و بتوانند مسیر پیشرفت و عزت امت را ادامه دهند.
در کنار همه این اصول، رهبر شهید همواره بر اخلاق اسلامی، عدالت، کرامت انسانی، خدمت به مردم، مبارزه با فساد، حمایت از مستضعفان و دفاع از حقوق ملتها تأکید داشتند و این ارزشها را پایههای شکلگیری جامعه اسلامی و تمدن آینده جهان اسلام میدانستند.
در مجموع، میتوان گفت که پیام راهبردی رهبر شهید برای آینده امت اسلامی، دعوت به ساختن امتی متحد، آگاه، مستقل، پیشرفته، برخوردار از اعتماد به نفس، پایبند به ارزشهای اسلامی و آماده برای ایفای نقشی مؤثر در آینده جهان بود؛ امتی که با تکیه بر ایمان، علم، وحدت و مقاومت، بتواند جایگاه واقعی خود را در عرصه بینالمللی بازیابد و تمدنی نوین بر پایه ارزشهای اسلامی بنا نهد.
انتهای پیام/