شناسهٔ خبر: 78815569 - سرویس استانی
نسخه قابل چاپ منبع: ایرنا | لینک خبر

عشق نامه/ وداع با تو، آغاز حضورت در ژرفای دل‌های ماست

تبریز - ایرنا - مردم آذربایجان و اصحاب رسانه این خطه، با شهادت امام و قائدِ امت، در سوگ رهبری نشستند که جانشان برای او در می‌رفت؛ چنان‌که پس از شهادتش، اشک‌ها ریختند و حسرت‌ها خوردند. اکنون نیز دل‌نوشته‌هایشان، گواهی بر این عشق قلبی به آقایشان است و هر کدام به شیوه‌ای، ارادت خود را از عمق جان ابراز می‌کنند؛ چرا که «وداع با تو، آغاز حضور تو در ژرفای دل‌های ماست.

صاحب‌خبر -

به گزارش ایرنا، امام و قائدِ شهیدِ ملت، همواره استان آذربایجان شرقی و تبریز را مورد عنایت و لطف خاص خود قرار می‌دادند و این خطه را با تعابیر ویژه‌ای مورد تفقد قرار می‌دادند؛ جملاتی چون: «پرچم آزادی ایران به دست تبریزی‌هاست» یا سخنانشان در سفر به مناطق زلزله‌زده استان که فرمودند: «علاقه من به آذربایجان، یک علاقه ذاتی است.» این علاقه از سوی مردم آذربایجان نیز به‌گونه‌ای وصف‌ناپذیر بود که همواره آماده فدای جان خویش بودند و این حقیقت را در برهه‌های مختلف به اثبات رساندند.

در این میان، رسانه‌ها و خبرنگارانِ این خطه که از اقشار فرهیخته و فرهنگی محسوب می‌شوند، در آزمون‌های گوناگون سربلند بیرون آمده و همواره گوش‌به‌فرمانِ ایشان بودند. اکنون نیز بیش از یکصد خبرنگار از آذربایجان شرقی، در قالب‌های صنفی، اداری، گروهی و انفرادی در شهرهای تهران، قم، مشهد و حتی کربلا حضور یافته‌اند تا دین خود را به مقتدایشان ادا کنند. این ادای احترام و ارادت را می‌توان در دل‌نوشته‌ها و خاطراتِ دیدارهایشان به‌وضوح دریافت که در ادامه می‌آید:

امام شهید شما تاریخ ما را از نو نوشتی

روح الله دهقان نژاد، پیشکسوت رسانه، فعال فرهنگی و مجری تلویزیون آذربایجان شرقی به ایرنا گفت: ایران مدیون امام شهید است و این تاثیر در تاریخ ثبت شده است.

وی با بیان دلنوشته خود اظهار کرد: خداقوت سید و آقای شهید ایران، به امید دیدار ای پدر نوین ایران شما تاریخ ما را از نو تعریف کردی تاریخی که در آن ذلت و زیربار ظلم رفتن نفی و بر عزت و استقلال تاکید دارد .

وی ادامه داد: امروز اقیانوس ملت ایران آمدند تا بگویند آقاجان همزمان با ظهور بقیه الله منتظریم تا رکاب مولایمان با لشکر آخرالزمانی اش برگردی.

باور اینکه این آخرین دیدارمان است سخت جانسوز است

رقیه غلامی، رئیس خبرگزاری بسیج آذربایجان شرقی نیز به ایرنا می گوید: آمده ام با همه اندوهی که بر شانه هایم سنگینی می کند، روبرویت صحن مصلی ایستاده ام در میان انبوه مشتاقانت، باور اینکه این آخرین دیدارمان است سخت جانسوز است، تو می روی و من میان خیل دوستدارانت چشم در راه شوق دوباره دیدنت را می شمارم.

پدر... بعد از تو آسمان ایران غریب‌تر شد
احمد مرادپور، رئیس خانه مطبوعات آذربایجان شرقی نیز به ایرنا گفت: بعضی رفتن‌ها را نمی‌شود باور کرد؛ حتی اگر چشم‌ها آن را دیده باشند. بعضی داغ‌ها آن‌قدر بزرگ‌اند که واژه‌ها در برابرشان زانو می‌زنند.

وی افزود: امروز، دل‌های مردم قهرمان ایران و بسیاری از مظلومان جهان در سوگ نشسته‌اند. انگار ستونی از استقامت فرو افتاده و سکوتی سنگین بر شانه‌های یک ملت نشسته است. دیگر آن صدای آشنا شنیده نمی‌شود، اما پژواکش هنوز در جان عاشقانش جاری است.

مرادپور اضافه کرد: می‌گویند مردان خدا می‌روند؛ اما مگر می‌شود چراغی را که سال‌ها راه را روشن کرده، و راه رسم مقاومت،استقلال و عزت را به ما آموخته، از حافظه دل‌ها خاموش کرد؟ جسم به خاک می‌سپارد، اما ایمان، خاطره و راه رسم زندگی عزت مندانه را، در دل‌ها زنده می‌ماند.

وی ادامه داد: امشب، آسمان هم انگار آرام‌تر گریه می‌کند... خدایا، رهبر شهیدمان خامنه ای عزیز را با اولیایت محشور فرما و به دل‌های داغدارملت ایران و مظلومان جهان ، صبری عطا کن که از جنس ایمان،وحدت،عزت و انسجام باشد.
بعضی نام‌ها هرگز نمی‌میرند؛ فقط از زمین به آسمان رفته و همیشه در تاریخ ماندگار می شوند .

قائد شهید ایران، چه زیبا حسینی شد
بابک محمدزاده، فعال فرهنگی و مدیر مسئول پایگاه خبری اعتدال نیز به ایرنا گفت: با اینکه نرمش قهرمانانه را ابلاغ کرد ولی خود همچون مولایش حسین(ع) بود. همچون مولایش حسین(ع) در میدان ماند و به دل طوفان کفر زد تا لشکر جور و نفاق را رسوا کند. همچون مولایش درس آزادگی را برای جهانیان معنا کرد. همچون مولایش حسین(ع) جان خود و خانواده اش را باهم فدا کرد برای اسلام برای ایران
همچون مولایش اربا اربا شد
و همچون مولایش عزایش را بعدتر گرفتن
آری قائد شهید ایران، شبیه ترین به مولا حسین علیه السلام بود.

عشق نامه/ وداع با تو، آغاز حضورت در ژرفای دل‌هایمان است

دیدار ۲۹ بهمن مردم تبریز با حضرت آقا برایمان فقط یک مراسم سالانه نبود

علی آقائیان، مسئول خبرگزاری تسنیم در آذربایجان شرقی نیز به ایرنا گفت: دیدار ۲۹ بهمن مردم تبریز با حضرت آقا برایمان فقط یک مراسم سالانه نبود، خلاصهٔ تمام عشق و انتظار یک ملت بود. از همان کودکی، هر ۲۹ بهمن دل می‌دادم به فردایی که چشمم به جمال یار روشن شود، اما هر بار تقدیر چیز دیگری بود. تا اینکه بالاخره در میان همهمهٔ حسینیه، با همان موکت‌های معروفش، در میان شور «آذربایجان جانباز، خامنه‌ای دن آیریلماز» ایستادم و اشک امانم را برید. دیدنش، شنیدن صلابت کلامش وقتی از ناوهای دشمن گفت و حسینیه را با فریاد «حیدر، حیدر» به لرزه درآوردیم، برای همیشه در جانم نشست. کنارم مردی اشک می‌ریخت و زمزمه می‌کرد: «آقا، جانیم سنه قوربان...» و من حس کردم که این عشق، ریسمانی است میان آسمان و زمین.

وی ادامه داد: هرگز فکرش را نمی‌کردم که آن طلوع پرامید، آخرین طلوع بیعت عمومی باشد، وقتی خبر پیچید که دشمن جنایتکار، بیت رهبری را نشانه رفته، دست و پایم سست شد و تمام وجودم در یک جمله خلاصه شد: «ان‌شاءالله که تخلیه کرده بودند.» اما سرنوشت، برگ دیگری رقم زد و دیدار ۲۹ بهمن، آخرین دیدار مردمی با امام عزیزمان شد؛ دیداری که خودش فرمود «بسیار متفاوت» بود. حالا «مثلی لا یبایع مثل یزید» شعار مقاومت ما شده و با همان شور همیشگی، هم‌قسم شده‌ایم که راهش ادامه دارد. خون‌بهای شهید قدس، امام سید علی خامنه‌ای، آزادی قدس است.

رفتنِ او، سوگ‌نامه‌ سنگینِ فقدانِ صدایِ رسا و خردمندی است

سعید ایرلوزادیان، خبرنگار و مدیرمسئول پایگاه خبری ملل پرس نیز گفت: با سینه‌ای لبریز از اندوهی شگرف و چشمان بارانی، با آن قامتِ استوار و روحِ وارسته وداع می‌گوییم؛ رهبری که شکوهِ ایمان را با عقلانیتِ تدبیر و در راهِ اعتلا و عزتِ میهن، جان خویش را نثار کرد.

رفتنِ او، سوگ‌نامه‌ سنگینِ فقدانِ صدایِ رسا و خردمندی است که در طوفان‌های زمانه، همواره چراغِ امید، میهن‌دوستی و وفاداری به عهدِ خویش را روشن نگاه می‌داشت.

او که با خونِ پاکش پیوندِ ناگسستنی با آرمان‌های والای ملت را رقم زد، از میان ما رفت، اما شمعِ اندیشه‌ی پویا، صلح‌طلبیِ عزتمندانه و تلاشِ خستگی‌ناپذیرش برای فرداهای روشن‌تر، در نهادِ ما جاودانه خواهد ماند. به سوگ ایستاده‌ایم، نه برای تسلیم در برابرِ خزان، بلکه برای تجدیدِ پیمانی فاخر با آن نگاهِ ژرف‌بین و راهی که با خون نگاشته شد تا همواره راهنمایِ عقل و قلبِ ما باشد.

وداع با تو، آغاز حضورت در ژرفای دل‌هایمان است

مهری هاشم زاده، خبرنگار و مسئول بانوان بسیج رسانه آذربایجان شرقی نیز گفت: شب شد، چراغ‌ها خاموش شد، وداع به پایان رسید... اما هنوز، در تاریکیِ شب، دل‌ها بر آستان تو به انتظار مانده‌اند... مگر می‌شود با تو وداع کرد، آقای ما؟ ما با تو وداع نخواهیم کرد... وداع با تو، آغاز حضورت در ژرفای دل‌هایمان است؛ تو رفتنی نیستی، و هر روز تازه‌تر از همیشه در جانِ ما آغاز خواهی شد...

شما همچنان زنده اید و دعای شما روشنی راه ما خواهد بود

شاهین بدر حیدری، خبرنگار و مدیر مسئول یکی از پایگاه های خبری آذربایجان شرقی هم می گوید: آقای شهید ایران؛ حضورتان برای ما تنها تکیه‌گاهی از جنس محبت نبود، بلکه نوری بود که در تاریک‌ترین لحظه‌های زندگیمان مسیر را روشن می‌کرد. هر کلامتان برایمان درس زندگی و هر دعایتان پشتوانه‌ای برای ادامه راه ما بوده است. اگر امروز آرامش، امید و استقامت را در وجودمان می‌یابیم، بخش بزرگی از آن را مدیون مهر، هدایت و نگاه پدرانه شما هستم، شما همچنان زنده اید و دعای شما روشنی راه ما خواهد بود.

«خداحافظ ای نورِ بی‌خمودنی»

امیرعلی گل محمدی، مسئول خبرگزاری ایکنا در آذربایجان شرقی نیز می گوید: وقتی خبر رسید، انگار زمان در میانه‌ی راه ایستاد، نه صدای تپشی آمد و نه لرزشی در زمین؛ تنها سکوتی سنگین و ممتد بود که از تمام گوشه و کنار میهن برخاست؛ سکوتی که از شدتِ سوگ، گلو را می‌فشرد. او که همیشه سایه‌اش بر سر ما گسترده بود، کسی که در تاریک‌ترین لحظه‌های تاریخ، در میانه‌ی طوفان‌ها، چراغی در دستانش داشت تا مسیر را برایمان روشن کند، حالا در اوجِ شکوه، به آغوشِ رحمت الهی پیوسته است. او که تمام عمر را در خط مقدمِ ایستادگی گذراند، در نهایت، با همان جامهٔ حق، به سوی محبوبِ حقیقی کوچ کرد. شهادت برای او که هرگز در برابر ظلم سر خم نکرد، نه یک پایان، که یک کمال بود. او فقط برای «بودن» در میان ما زیست نکرد؛ او زیست تا در جانِ ما ریشه بدواند، تا در خونِ ما جریان یابد و تا هر بار که نامش را می‌بریم، ایستادگی را به یاد آوریم. او رفت تا از یک انسان، به یک حقیقت تبدیل شود؛ حقیقتی که با هیچ بمب و هیچ توطئه‌ای، خاموش‌شدنی نیست. ای رهبر، ای پدر، ای پاسدارِ ایمان... رفتنت جگرِ این ملت را خون کرد، اما یاد تو، سرمایه‌ای است که هرگز با یغما نخواهد رفت. ما راه را گم نمی‌کنیم؛ چرا که نوری که تو در دل‌های ما افروخته‌ای، فراتر از مرزهای زمین و زمان است. ما در مسیرت هستیم، نه چون وظیفه‌ای، که چون پیوندی که با خون و معرفت گره خورده است. خداحافظ ای شهیدِ زنده، خداحافظ ای مربیِ صبور. تو به خاک نمی‌روی، تو در هر تپشِ قلبِ یک ایستاده، در هر فریادِ حق‌طلبی و در هر نگاهِ امیدوارِ یک فرزندِ میهن، زنده خواهی ماند.

عشق نامه/ وداع با تو، آغاز حضورت در ژرفای دل‌هایمان است

نیامدنش دیگر دارد ابدی می‌شود!

احد نقش شور، خبرنگار خبرگزاری فارس در تبریز نیز گفت: هرچند تلخ و جانکاه؛ اما تاره دارد باورمان می‌شود که نبودن و نیامدن و ندیدنش دیگر ابدی شده، نیامدنی که اصلا به آن عادت نداریم؛ اما انگار باید به این هجر، عادت کنیم، بی.هیچ آمدن دوباره‌ای ... ۱۲۰ روز پس از آن "صبح سبوعیت"، مصلای تهران، میزبان آخرین دیدار و بدرقه او شده است، جائی که نقطه به نقطه اش، راوی حضورهای بی تکلف، صمیمی، زاهدانه، مقتدرانه و البته پدرانه "کاریزماتیک‌ترین رهبر" دینی، سیاسی معاصر جهان بوده و حالا، ناگزیر از غربت و فرقت ابدی با اوست.

این روزها که خیابان‌های تهران عطر حضور عاشقان را به خود گرفته

مریم جودی، خبرنگار خبرگزاری ایسنا در تبریز نیز بیان داشت: این روزها که خیابان‌های تهران عطر حضور عاشقان را به خود گرفته و دل‌های بی‌شماری برای بدرقه قائد شهید امت به تپش افتاده‌اند، سهم من فقط حسرت است... حسرت جا ماندن از قافله‌ای که با اشک، عشق و وفاداری، آخرین سلامش را نثار مردی می‌کند که عزتش، تکیه‌گاه یک امت بود.

دلم می‌خواست میان آن جمعیت باشم، شانه به شانه مردمی که با اشک بدرقه‌اش می‌کنند، زیر لب فاتحه‌ای بخوانم و بگویم: «آقا... ما هنوز بر همان عهد ایستاده‌ایم.» اما قسمت من، نگاه کردن از دور و اشک ریختن از فاصله‌ای است که هیچ جاده‌ای آن را کوتاه نمی‌کند.
می‌گویند بعضی جاماندن‌ها از هر رسیدنی سخت‌تر است، و این روزها معنای این جمله را با تمام وجود حس می‌کنم. جسمم از این بدرقه جا ماند، اما دلم از اولین قدم تا آخرین سلام، میان همان جمعیت است. سلام بر قائد شهید امت، مردی که رفت، اما نامش تا همیشه در قلب‌های عاشق زنده خواهد ماند.

حضور در آخرین بدرقه

لیلا جلیلی، خبرنگار و مدیر مسئول یکی از پایگاه های خبری استان نیز گفت: روایت عاشقان در آخرین بدرقه پدر امت از نخستین ساعات صبح، خیابان‌های منتهی به مصلی مملو از مردمی است که با دل‌هایی اندوهگین برای وداع و بدرقه آمده‌اند. پیر و جوان، زن و مرد، هر کدام با روایت و احساسی متفاوت، اما با یک مقصد مشترک؛ حضور در آخرین بدرقه.