شناسهٔ خبر: 78811495 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: شهرآرانیوز | لینک خبر

هنر گفتمان‌سازی در فرهنگ رهبر شهید

در میان همه موضوعاتی که در چهار دهه گذشته در بیانات رهبر شهید امت، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تکرار شده است، شاید هیچ مفهومی به‌اندازه «فرهنگ» از جایگاه راهبردی برخوردار نباشد.

صاحب‌خبر -

در میان همه موضوعاتی که در چهار دهه گذشته در بیانات رهبر شهید امت، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تکرار شده است، شاید هیچ مفهومی به‌اندازه «فرهنگ» از جایگاه راهبردی برخوردار نباشد. در نگاه ایشان، فرهنگ نه یک حوزه در کنار اقتصاد، سیاست یا امنیت، بلکه زیربنای همه این عرصه‌هاست؛ همان بستری که کیفیت آن، سرنوشت یک ملت را رقم می‌زند.

ایشان بار‌ها فرهنگ را به «هوای تنفس» جامعه تشبیه کرده‌اند؛ تشبیهی که نشان می‌دهد فرهنگ برای یک ملت، همان نقشی را ایفا می‌کند که اکسیژن برای حیات انسان. اگر هوا نباشد، ادامه زندگی ممکن نیست و اگر فرهنگ دچار آسیب شود، حیات اجتماعی، هویت ملی و مسیر پیشرفت یک جامعه نیز به خطر می‌افتد. از همین منظر است که می‌توان فهمید چرا ایشان همواره بر این نکته تأکید داشته‌اند که توسعه و پیشرفت، پیش از آنکه پروژه‌ای اقتصادی یا فناورانه باشد، پروژه‌ای فرهنگی است. 

این نگاه، ریشه در مبانی دینی و تمدنی دارد. اسلام دینی فرهنگ‌ساز است، مکتب اهل‌بیت (ع) بر تربیت انسان و اصلاح جامعه استوار است، تمدن ایرانی، تمدنی هویت‌محور و فرهنگی است و انقلاب اسلامی نیز پیش از هر چیز، انقلابی فرهنگی بود؛ بنابراین، اگر جامعه‌ای بخواهد به تعالی، عدالت و پیشرفت پایدار برسد، ناگزیر باید از مسیر فرهنگ عبور کند. 

یکی از مهم‌ترین تمایز‌های اندیشه فرهنگی حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، توجه ویژه به «فرهنگ عمومی» است؛ اگرچه ایشان به حوزه‌های تخصصی فرهنگ، از ادبیات و شعر گرفته تا سینما، هنر‌های نمایشی، موسیقی و هنر‌های تجسمی، اشراف و علاقه‌ای کم‌نظیر داشتند، اما دغدغه اصلی ایشان معطوف به فرهنگ عمومی بود؛ همان فرهنگی که مردم هر روز آن را زندگی می‌کنند. 

فرهنگ خانواده، فرهنگ همسایگی، فرهنگ شهروندی، فرهنگ رانندگی، فرهنگ سلامت، فرهنگ محیط زیست، فرهنگ گفت‌و‌گو، فرهنگ کار، فرهنگ مسئولیت‌پذیری و سبک زندگی، همگی اجزای فرهنگ عمومی هستند. از نگاه ایشان، اصلاح این عرصه، مقدمه اصلاح سایر بخش‌های کشور است؛ به‌همین‌دلیل تصریح می‌کنند که «اصلاح فرهنگ عمومی از همه کار‌ها مهم‌تر است»، زیرا همه تصمیم‌ها، رفتار‌ها و ساختار‌های اجتماعی، در‌نهایت از فرهنگ عمومی تأثیر می‌پذیرند. 

بر‌همین‌اساس، هنر نیز در اندیشه ایشان، صرفا تولید اثر هنری نیست؛ بلکه ابزاری برای ارتقای فرهنگ عمومی است. فیلم، تئاتر، ادبیات، شعر و رسانه زمانی رسالت واقعی خود را انجام می‌دهند که بتوانند اخلاق اجتماعی، هویت ملی و سبک زندگی جامعه را ارتقا دهند که از‌این‌منظر، هنر بخشی از فرایند فرهنگ‌سازی است نه صرفا یک فعالیت زیبایی‌شناختی. یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته شهید امت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، توانایی کم‌نظیر ایشان در «خلق معنا» از طریق «خلق واژه» است. در منظومه فکری ایشان، واژه تنها‌وسیله انتقال پیام نیست؛ واژه، سازنده افق‌های فکری و شکل‌دهنده به ادراک اجتماعی است. 

رهبران فکری بزرگ، پیش از آنکه سیاست‌گذاری کنند، زبان جامعه را می‌سازند و با ساختن زبان، افق اندیشه را تغییر می‌دهند. خلق واژه، امری اتفاقی نیست؛ این توانایی نیازمند سه مؤلفه اساسی است: برخورداری از مبانی نظری مستحکم، تسلط بر ادبیات و زبان، و شناخت دقیق نیاز‌های زمانه. مطالعه گسترده حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه ادبیات فارسی، تاریخ، رمان، شعر و متون کلاسیک، این ظرفیت را در ایشان پدید آورده بود که در سخن‌گفتن، مفاهیم را با دقیق‌ترین و مناسب‌ترین واژگان صورت‌بندی کنند. 

از دل این ظرفیت، مجموعه‌ای از مفاهیم شکل گرفته است که امروز به بخشی از ادبیات سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی تبدیل شده‌اند؛ مفاهیمی مانند «مردم‌سالاری دینی»، «جهاد تبیین»، «اقتصاد مقاومتی»، «تمدن نوین اسلامی»، «آتش‌به‌اختیار»، «بصیرت»، «امیدآفرینی»، «وحدت ملی» و «انسجام اسلامی». هر یک از این واژه‌ها، فراتر از یک اصطلاح، حامل یک دستگاه مفهومی و دعوت‌کننده به نوعی از کنش اجتماعی هستند. در همین چارچوب، رهبر شهید، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای برخی مفاهیم را به‌عنوان گفتمان‌های محوری جامعه اسلامی پیگیری می‌کردند. 

تأکید بر وحدت، همدلی، انسجام ملی، انسجام اسلامی و نیز طرح مفهوم «اسلام سیاسی» را باید در همین چارچوب فهم کرد. در این نگاه، اسلام صرفا مجموعه‌ای از مناسک فردی نیست، بلکه ظرفی برای سامان‌بخشی به حیات اجتماعی، تقویت هم‌بستگی امت اسلامی و صیانت از عزت و استقلال جوامع مسلمان است. از‌این‌رو، طرح مستمر این مفاهیم، تلاشی برای تبدیل آنها به گفتمان عمومی و مبنای کنش اجتماعی بود. 

نکته مهم‌تر آن است که این واژه‌ها تنها در سطح گفتار باقی نماندند، بلکه به‌تدریج به گفتمان عمومی تبدیل شدند. این همان ویژگی است که یک رهبر فرهنگی را از یک مدیر اجرایی متمایز می‌کند. مدیر، برنامه اجرا می‌کند؛ اما رهبر، معنا تولید می‌کند، زبان می‌آفریند و از دل زبان، جریان اجتماعی می‌سازد. 

به‌همین‌دلیل، تأکید مستمر ایشان بر مفاهیمی همچون وحدت، همدلی، انسجام ملی، هم‌بستگی اسلامی، عزت، استقلال، امید و مشارکت مردم، صرفا تکرار چند شعار سیاسی نبود؛ بلکه تلاشی مستمر برای شکل‌دادن به ذهنیت عمومی جامعه و تبدیل این مفاهیم به سرمایه فرهنگی کشور به شمار می‌رفت.

در‌این‌میان، جایگاه ایران نیز در اندیشه ایشان قابل‌توجه است. ایران در نگاه ایشان، تنها یک مرز جغرافیایی نیست، بلکه ظرف تحقق یک هویت تاریخی، دینی و تمدنی است. تأکید بر ایران، در کنار نگاه امت‌محور، نشان می‌دهد که تقویت هویت ملی و حفظ انسجام داخلی، مقدمه ایفای نقش مؤثر در جهان اسلام است. از‌همین‌رو، مفاهیمی، چون وحدت ملی، انسجام اسلامی و همدلی اجتماعی، همواره در مرکز گفتمان ایشان قرار داشته است. 

شاید بتوان مهم‌ترین درس این منظومه فکری را در یک جمله خلاصه کرد: پیش از آنکه جامعه با قانون، ساختار یا فناوری تغییر کند، با «معنا» تغییر می‌کند و معنا نیز در زبان و فرهنگ شکل می‌گیرد. از‌همین‌رو، رهبر شهید حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همواره کوشیده‌اند با تولید مفاهیم جدید، بازآفرینی واژگان و گفتمان‌سازی مستمر، فرهنگ را به موتور محرک پیشرفت و تمدن‌سازی تبدیل کنند. این نگاه، فرهنگ را از یک حوزه صرفا هنری یا آموزشی فراتر می‌برد و آن را به مهم‌ترین سرمایه راهبردی برای آینده ایران بدل می‌سازد.