شناسهٔ خبر: 78810170 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: روزنامه صبح‌نو | لینک خبر

مراسم وداع رهبر معظم انقلاب از سطح یک آیین سوگ صرف فراتر رفته و به یک شاخص برای سنجش وضعیت جمهوری اسلامی در مقطع «پساجنگ» تبدیل شد

تبدیل سوگ ملی به قدرت ملی

صاحب‌خبر -



مراسم وداع و تشییع رهبر معظم انقلاب، در بازتاب رسانه‌های خارجی از سطح یک آیین سوگ صرف فراتر رفته و به حساسترین شاخص برای سنجش وضعیت جمهوری اسلامی در مقطع «پساجنگ» تبدیل شده است. رسانه‌های غربی و عبری، با وجود چارچوب انتقادی همیشگی، در این رویداد ناچار به ثبت ابعادی فراتر از جمعیت شده‌اند؛ ابعادی که از سازماندهی ملی و امتداد نهادی تا پیام‌های سیاسی ژرف را در بر می‌گیرد. نگاه دشمن به این مراسم، نه فقط یک «سوگ ملی» که «صحنه‌ای برای بازسازی تصویر قدرت»، «آزمون استمرار حاکمیت» و «نمایش سرمایه اجتماعیِ پشت نظام» است.

در این مراسم، اصلی‌ترین موفقیت نظام، انتقال هم‌زمان چهار پیام راهبردی است:

1. امنیت در بحبوحه سوگ؛ تبدیل تهدید به اعتمادسازی

در بُعد امنیتی، رسانه‌های معاند با راه‌اندازی یک عملیات روانی گسترده، سناریوهایی نظیر ناامنی، بمب‌گذاری، ترورهای زنجیره‌ای و کنترل شبه‌نظامی خفقان‌آور را به راه انداختند تا تصویری از «آسیب‌پذیری مطلق» نظام ارائه دهند. اما مدیریت حرفه‌ای جمعیت، طراحی حلقه‌های ترافیکی هوشمند، کنترلِ تسهیل‌گر حاشیه‌ها و تأمین امنیت نامحسوس، نشان داد که جمهوری اسلامی در اوج بحرانِ خلأ رهبریِ فردی، توانایی تبدیل «امنیت سخت» به «امنیت اعتمادساز فراگیر» را دارد. این موفقیت میدانی، القای فضای «هرج‌ومرج» و «ناتوانی در دستگاه‌های امنیتی» را نقش بر آب کرد.

۲. شکست تاریخیِ روایت «شکاف درونی» در صحنه وحدت
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای رسانه‌ای این وداع، فروپاشی نسبی روایت دیرینه «شکافِ قدرت» و «تضادِ جناحی» در نظام بود. حضور هماهنگِ سران قوا، فرماندهان نظامی، روحانیون ارشد و چهره‌های سیاسی طیف‌های گوناگون در کنار یکدیگر، برای ناظران بین‌المللی این پیام شفاف را داشت که ساختار جمهوری اسلامی ظرفیت بازتولید انسجام و مدیریت رقابت‌های داخلی را حتی در شرایط بحرانی فقدان رهبر تاریخی دارد. این همگرایی، ضربه‌ای کاری به پروژه «دودستگی پس از رهبر شهید» وارد کرد که ماه‌ها در رسانه‌های عبری و غربی تبلیغ می‌شد.

۳. پیوند هویت سرزمینی با جغرافیای تشییع
برخلاف برخی رویدادها، مسیر تشییع در تهران، قم و مشهد (و نیز توجه به امتداد معنوی آن به سمت عتبات در روایت‌سازیِ رسانه‌ای)، تنها یک برنامه صرفا تشریفاتی نیست. این جغرافیا، پیوند ناگسستنی میان «سیاستِ ولایت»، «حافظه تاریخیِ تشیع» و «عمق مذهبیِ جمهوری اسلامی» را به تصویر کشید. از سویی دیگر، بیانگر آن است که رهبر شهید، نه فقط یک کارگزار سیاسی، که حلقه اتصال جبهه مقاومت و پیوندهای دینی است.

۴. مراسم به‌مثابه تابلوی دیپلماسی عمومی
در نهایت، این وداع به صحنه‌ای برای روایت وحدت ملی و دیپلماسی فعال منطقه‌ای تبدیل شد. حضور گسترده میهمانان خارجی و روایت رسانه‌های غربی از آیین وداع، نشان داد که نظام قادر است از بستر یک مراسم سوگ عمیق، برای بازتعریف جایگاه منطقه‌ای خود و تثبیت این پیام استفاده کند که «جمهوری اسلامی فراتر از یک فرد، یک پروژه تمدنی مقاومت‌پذیر» است.

5. تبدیل سوگ ملی به قدرت ملی

در نهایت، این مراسم یک انتقال مفهومی ظریف اما عمیق را رقم زد: سوگ، از حالت انفعالی «فراق»، به حالت فعال «تعهد» تغییر ماهیت داد. مردم در این آیین، صرفا برای «سوگواری» نیامده بودند، بلکه برای «تأکید بر وفاداری» به آرمان‌ها و «تجدید پیمان» با مسیر انقلاب حضور یافتند. درواقع این مراسم علاوه بر سوگواری برای رهبر شهید به مراسم بیعت با رهبری جدید تبدیل شد و این مراسم را از یک «پایان غم‌انگیز»، به یک «آغاز باشکوه» برای مرحله‌ جدید بدل کرد. جمعیتی که با غرور ناشی از استمرار، به استقبال آینده می‌رفت. این دقیقا همان نقطه‌ای است که «سوگ ملی» از قالب یک واکنشِ احساسی زودگذر، به «قدرت ملی ماندگار» ارتقا پیدا می‌کند.

جمع‌بندی:
مراسم وداع با رهبر شهید، در نگاه ناظران خارجی، آزمونی تمام‌عیار برای «جمهوری اسلامیِ پساجنگ» بود. نظام با تبدیل تهدید انتقال قدرت به فرصتی برای نمایشِ سرمایه اجتماعی، انسجام نهادی و بلوغ امنیتی، نه تنها بحران را پشت سر گذاشت، بلکه روایت رسانه‌ای دشمن را که بر پایه «آسیب‌پذیری پس از رهبری» بنا شده بود، به چالشی برای خود دشمن تبدیل کرد. این رویداد، در تاریخ سیاسی ایران، نه به‌عنوان یک پایان، بلکه به‌عنوان سندی برای تداوم ساختاری انقلاب ثبت خواهد شد.