به رغم مدعیانی که منع عشق کنند / جمال چهره ی تو، حجت موجه ماست
به گزارش ایرنا، وحید اشجع شاعر بروجردی از چهره های شاخص ادبی استان لرستان در دیداری که شاعران برگزیده کشوری با مقام معظم رهبری در نیمه ماه مبارک رمضان، شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) داشتند یکی از کتاب های شعر خود را به ایشان تقدیم نمود، اشجع تاکنون چندین جلد کتاب شعر منتشر نموده است و در جشنواره های متعدد ملی و استانی مقام های برتر را کسب نموده اند و چهره شاخص هنر انقلاب اسلامی لرستان در سال ۱۴۰۲ در رشته آفرینش های ادبی شده اند.
وی روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد: سالها پیش، لذت اولین دیدار با مقام معظم رهبری را در سالروز ولادت حضرت زهرا (س) در جمع مداحان و شاعران اهل بیت (ع) به لطف وجود مبارک حاج غلامرضا سازگار از ذاکرین پر آوازه و با اخلاص اهل بیت، تجربه کردم.
می گوید: رایحه ی دلپذیری که در حسینیه امام خمینی (ره) در جریان بود هرگز از خاطرم نمی رود، رهبر شهید در اواسط بیاناتشان، به مداحان تذکر دادند که از اشعار و موسیقی مناسب استفاده کنند و به بیان محتواهای ساده، مثل زیبایی چشم و ابروی اباالفضل(ع) و یا زور و بازوی اهل بیتِ(س) اکتفا نکنند و به بیان فضایل علمی و عملی و سجایای اخلاقی آنان بپردازند.
وی ادامه داد: رهبر معظم انقلاب فرمودند: گاهی یک بیت از یک شاعر می تواند با چندین ساعت سخنرانی از چندین منبر برابری کند و یا اینکه فرمودند: شعر رسانه است و رسانه خوب، قدرت تاثیرش از موشک بالاتر است.
اشجع می گوید: طی سال های متمادی دیدار با ایشان از نکات ارزشمندشان بهره ها برده ام و به خوانش بخشی از اشعارش به یاد رهبر می پردازد.
تابان، شبیهِ حضرتِ خورشید هستید/ با نورِ خود، آیینهی شب را شکستید
بوی خوشِ عطرِ خدا روی زَمینید مأمورهای حضرتِ روح الاَمینید
در اوجِ پاییز و زمستان، چون بهارید از اولیاء الله چیزی کم ندارید
هر یک شبیهِ چشمه و رودِ رَوانید مَردُم شما از بهترینهای جَهانید
ای مُنتَقِمهای شهیدانِ خدایی ای رَهنَوَردانِ مسیرِ کبریایی اینَک شما پرچم بهدوشِ راهِ نورید
آری شما سربازِ دورانِ ظُهورید با اینکه با درد و بلا مأنوس هستید در راه عشق و مَعرفت، مبعوث هستید
مبعوثتان کردند، تا که، یار باشید در چشمِ دشمن تیغههای خار باشید تا بر دهانِ اِبنِمُلجَمها بکوبید
سیلی به روی صورتِ غمها بکوبید مبعوثتان کردند، تا بیتاب باشید تا که عزادارِ غمِ میناب باشید
تا با حضورِ خود خیابان را بِبَندید بر ریشِ بدمَستانِ این دنیا بِخَندید
مبعوثتان کردند، تا با غَم بجنگید با حاکمانِ ظُلم، در عالَم بجنگید تا با دلِ مظلومها هَمدرد باشید
مردانه سَدِ راهِ هر نامرد باشید بَزمِ خزان را، گرچه با او در سِتیزید
مبعوثتان کردند، تا بر هم بریزید مَردُم شما بارانی از سِجیل هستید
یارانِ موسی در میانِ نیل هستید فرماندِهانِ لشکرِ روحِ خُدایید ای عاشقان پیروزِ این میدان شُمایید
با مشت گره کرده، بی واهمه ثابت کرد / ایرانی با ایمان، تسلیم نخواهد شد
این شاعر آیینی بیان کرد: سال ۱۴۰۳ هم توفیق حاصل شد به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا (س) و به دعوت مجمع شاعران اهل بیت (ع) از رهنمودهای حکیمانه ایشان و دیدار پر نور رهبر شهید انقلاب بهره مند شوم، از نکات مهم بیانات آقای شهید این بود که حضرت فاطمه زهرا (س) به کسی محبت پیدا میکند که همان خصوصیات را در زندگی الگو قرار بدهد و یکی از همان خصوصیات تبیین است؛ رهبر فرمودند: «حضرت زهرا(س) از آن لحظه اول شروع به تبیین کرد، حقایق را به رخ مستمعین و همه کسانی که نمیدانستند یا تغافل میکردند، می کشید».
اشجع ادامه داد: رهبر معظم انقلاب فرمودند: «تبیین، مهمترین کار فاطمه زهرا (س) بود، شما اگر پیرو ایشان هستید باید تبیین گر باشید» حین سخنان ایشان یاد سرزنش های برخی از دوستان، مبنی بر سرودن اشعاری با مضامین آیینی و تبیینی افتادم، به خصوص در ماجرای سرودن شعر برای کودکان غزه و فلسطین که بیشترین طعنه ها را شنیدم، وقتی ایشان تاکید به تبیین حقایق کردند غصه های طعنه ها از خاطرم رفت و قدم هایم در این مسیر محکم تر شد.
وی اضافه کرد: حقیقت این است که در این راه پر پیچ و خم هر بار که شک و یاس و نا امیدی تمام وجودم را فراگرفت و یا از بیان عقایدم امتناع کردم، با تلنگرهای شیوا، رسا و حکمت آمیز آقای شهید ثابت قدم تر شدم.
اشجع بیان کرد: بر کسی پوشیده نیست که دنیای امروز دنیای ظلم و جور و خونریزی، پایه اصلی حکومت های استکباری بر خون مظلومان و بی گناهان بنیان نهاده شده و آنکه در این تلاطم ظلم و وحشی گری، مقابل این ستم ها ایستاده، ملت سرافراز ایران است.
روایت وحید اشجع از دیدار با رهبر معظم انقلاب و ماجرای دریافت انگشتر متبرک
وی از پرواز خرم آباد به مقصد تهران و آغاز یک سفر پر برکت می گوید: در حین پرواز فکرم مشغول و پنجره سمت راستم شاهد نگاه های پر حرفم بود، به چگونگی کیفیت و نحوه برگزاری مراسم فکر می کردم به آسمان تهران که رسیدیم با خودم گفتم این فراز و فرود ختم به خیر شود.
این شاعر بروجردی ادامه داد: به شاعرانی که مقرر شده بود در محضر رهبر انقلاب شعرخوانی کنند از قبل اطلاع داده شده بود، غالب دوستانی که جزو شعر خوانی ها نبودند متوجه و شاید هم کمی پکر شدند و از دوستان دیگر می پرسیدند که آیا شما جزو شاعران شعرخوان هستید؟
اشجع ادامه داد: فضای لطیف، عجیب و مثال زدنی بود و همه در انتظار دیدار رهبر انقلاب بودند، عصر روز شنبه مورخ ۲۵ اسفند ۱۴٠۳ حوالی ساعت ۱۵ بود شاعران بعد از دریافت کارت ورود به جلسه برای حضور در حسینیه امام خمینی (ره) سوار اتوبوس شدند.
وی با بیان اینکه علی ناصری و محمد جواد قیاسی از لرستان در این نشست حضور داشتند، در ردیف دوم و سوم صف نماز ایستادیم و قرار شد که پس از شعرخوانی، نماز مغرب را به امامت رهبر معظم انقلاب بخوانیم.
اشجع یادآور شد: دوستان شاعر کم کم با گذر زمان به حسینیه می آمدند و صف های نماز را پر می کردند، گفتوگو های میان شاعران لذت بخش بود، ساعت ۱۸:۵ بود که بالاخره لحظه دیدار فرا رسید و رهبر معظم انقلاب وارد حسینیه شدند.
وی افزود: محمد جواد شروع به شعار دادن کرد و همه همزمان می گفتند، «خونی که در رگ ماست/هدیه به رهبر ماست»؛ آقا بعد از خوش و بش با پیشکسوتانی چون استاد گرمارودی، مجاهدی و کلامی زنجانی بر صندلی خود نشستند، با شاعران صفوف اول و دوم ارتباط چشمی همراه با لبخند برقرار کردند و ابراز محبت های دوستان را با تکان دادن دست و نگاه پدرانه پاسخ می دادند؛ سمت چپِ حضرت آقا میزی بود که بر روی آن کتاب های شاعران دعوت شده در مراسم را گذاشته بودند.
این شاعر آیینی اظهار کرد: حدود۱۰۰ کتاب از بهترین های شعر و ادب کشور روی میز گذاشته شده بود، کتاب ها از روی میز برداشته و نام شاعر صدا زده می شد، هر کتابی که توسط ایشان برداشته می شد دلهای مشتاقان گفتوگو با حضرت آقا را می لرزاند، کسی نمی دانست که موفق به اهدای کتاب به آقا میشود یا نه؟ تا اذان وقت زیادی نمانده بود و حدود ۲۰ دقیقه ای فرصت گپ و گفت با رهبری به واسطه اهدای کتاب ایجاد شده بود.
انگشتر اهدایی رهبر شهید به وحید اشجع شاعر بروجردی
اشجع گفت: نزدیک اذان شده بود؛ آخرین شاعر اهدا کننده کتاب را صدا زد، هرگز فکرش را هم نمی کردم که این توفیق شامل حال من شود و نام مرا صدا بزنند اما به لطف خدا این کار انجام شد و برای اهدای کتاب محضر رهبری رسیدم، ازجا بلند شدم با استرس، و خوشحالی و شور وصف ناپذیری، به سمت رهبر معظم انقلاب رفتم، دست آسیب دیده ایشان را بوسیدم و پس از سلام و عرض ارادت یک رباعی برایشان خواندم و گفتم آقاجان این رباعی تقدیم به شما:
در وقت نیاز، کاش، حاضر باشیم
قرآن نَرَوَد بر نِی و ناظر باشیم
حتی اگر اهلِ کوفه هستیم
ای کاش از جنسِ حبیبِ بن مَظاهِر باشیم
وی یادآور شد: رهبر معظم انقلاب شعر را با دقت عجیبی گوش می دادند و فرمودند «دوباره تکرار کن»؛ تامل ایشان در آثار خوانده شده نشانه نکته سنج بودن رهبر شهید بود، یادم افتاد از ایشان انگشتر بگیرم، گفتم آقا جان انگشتر می خواهم و آقا هم انگشتر عقیق بسیار زیبایی را عنایت فرمودند.
این شاعر آیینی ادامه داد: بعد بلافاصله به نماز ایستادیم و پس از نماز، همراه رهبر معظم انقلاب بر سر سفره افطار نشستیم و بعد هم وارد مراسم شعرخوانی شدیم، حدود ۳۶ نفر از شاعران به شعر خوانی پرداختند و بعد هم حضرت آقا صحبت کردند و نکات قابل توجهی را به شاعران و اهالی شعر و ادب متذکر شدند، شیرینی و حلاوت این دیدار هرگز فراموش شدنی نیست و این روزها بیش از پیش به آن دیدار فکر میکنم.
گُفتند که او آسان، تَسلیم نَخواهَد شُد / دیدند بله یک آن، تَسلیم نَخواهَد شُد
با دستِ سِتَم، کِشتی، طوفان زده شد، اما دیدند که کِشتیبان، تَسلیم نَخواهَد شُد
آن مَردِ پُر از هیبَت، با عزمِ خودَش فَهماند یک کوه، در این طوفان، تَسلیم نَخواهَد شُد
با جان و دِلَش جَنگید، با هر نَفَسَش می گفت: رَزمَنده در این میدان، تَسلیم نَخواهَد شُد
با مُشتِ گِره کرده، بی واهمه ثابت کرد ایرانیِ با ایمان، تَسلیم نَخواهَد شُد
گُفتند که تسلیم است، ایران، پَس از او اما دیدند که نه، ایران، تَسلیم نَخواهد شُد