شناسهٔ خبر: 78806897 - سرویس سیاسی
نسخه قابل چاپ منبع: ابنا | لینک خبر

نگاهی به هنر امیدبخشی در سیره رهبر انقلاب

کیمیاگری که از ناامیدی، امید می‌ساخت

امید، همان کیمیای کمیابی است که در دل تاریکی‌ها، راه را از بی‌راهه نشان می‌دهد و جانِ خسته یک جامعه را حیاتی دوباره می‌بخشد. رهبر شهید انقلاب، با درکی عمیق از این معجزه الهی، در سهمگین‌ترین طوفان‌ها نیز اجازه نداد بذر ناامیدی در دل ملت ریشه بدواند و با هنر ظریف «مدیریت امید»، تهدیدهای ویرانگر را به فرصت‌هایی طلایی برای رویش بدل ساخت.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی، در نوشتاری اختصاصی برای ابنا، به واکاوی یکی از شگرف‌ترین ابعاد مدیریتی رهبر شهید انقلاب پرداخته است؛ هنری که از آن با عنوان «مدیریت امید» یاد می‌شود. در روزگاری که امواج سهمگین یأس از هر سو بر پیکره جامعه تازیانه می‌زد و غبار ناامیدی چشم‌انداز آینده را تیره می‌ساخت، این مرد الهی با تکیه بر اتصال به سرچشمه نور، خورشید امید را در افق نگاه مردم روشن نگاه داشت. این نوشتار، نگاهی است به جایگاه امید در رهبری اجتماعی و سیره عملی آن عزیز سفر کرده در تقابل با یأس‌آفرینی‌های دشمنان.

کیمیاگری که از ناامیدی، امید می‌ساخت کیمیاگری که از ناامیدی، امید می‌ساخت
محمد حسین امین / نویسنده و پژوهشگر دینی
 

امید؛ موتور محرک جامعه در مسیر صعود

در منظومه فکری اسلام ناب، امید تنها یک دلخوشی ساده، خیالی خام یا یک احساس زودگذر و احساسی نیست، بلکه موتور محرک و قلب تپنده هر حرکت اصیل اجتماعی است. وقتی جامعه‌ای به آینده‌ای روشن امیدوار باشد، حتی در مسیرهای سنگلاخ، پرخطر و پر از مانع نیز با صلابت و اقتدار قدم برمی‌دارد و هیچ سد و تحریمی نمی‌تواند مانع پیشرفت آن شود. رهبر شهید ما با شناختی دقیق از روانشناسی جامعه و سنت‌های الهی، به خوبی می‌دانست که اگر امید در دل‌ها بمیرد، جامعه پیش از آنکه با شمشیر آخته دشزمن از پای درآید، از درون فرو می‌پاشد و تسلیم می‌شود.

قرآن کریم، به عنوان اصلی‌ترین راهنمای عمل ایشان، همواره مؤمنان را به نگاهی روشن نسبت به آینده دعوت می‌کند و یأس را از صفات بارز کافران برمی‌شمارد. خداوند متعال در کلامی نورانی و امیدبخش می‌فرماید: «إِنَّهُ لَا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ»[۱]. این آیه شریفه، به زیبایی آب پاکی را بر روی هرگونه ناامیدی می‌ریزد و نشان می‌دهد که اتصال به قدرت لایزال الهی، جایی برای تاریکی و بن‌بست باقی نمی‌گذارد. رهبر بیدار ما، این باور عمیق قرآنی را نه فقط در مقام کلام و سخنرانی، بلکه در تمام تصمیمات خرد و کلان خود جاری کرده بود و با همین نگاه، از دل بحران‌ها معجزه می‌آفرید.

هنر بزرگ و بی‌بدیل یک رهبر الهی در روزهای سخت و طاقت‌فرسا، این است که افق‌های درخشانِ دوردست را به مردم نشان دهد و گرد و غبار تردید را از چشم‌های خسته پاک کند. وقتی تندباد حوادثِ روزگار، برگ و بار جامعه را می‌تکاند و سرمای تحریم‌ها استخوان‌سوز می‌شود، این ریشه‌های عمیقِ امید هستند که درخت تنومند یک ملت را سر پا نگه می‌دارند. ایشان با زبانی برخاسته از یقین و قلبی مطمئن، همواره نویدبخش صبحی صادق بودند و با همین استراتژی الهی، بزرگترین و پیچیده‌ترین نقشه‌های جنگ روانی دشمن را در نطفه خفه می‌کردند.


مقابله با یأس؛ خط مقدم نبرد شناختی

دشمنان قسم‌خورده این مرز و بوم در طول دهه‌های گذشته، پیش از آنکه زرادخانه‌های نظامی و موشک‌های خود را به کار گیرند، توپخانه سنگین رسانه‌ای خود را برای بمباران ذهن‌ها و قلب‌ها آماده کردند. هدف اصلی و استراتژیک در این نبرد نابرابر و ناجوانمردانه، ترورِ فیزیکی شخصیت‌ها نبود، بلکه ترورِ ناجوانمردانه «امید» در دل جوانان و مردم کوچه و بازار بود. آنها با تمام قوا می‌خواستند این باور دروغین را القا کنند که راهی جز تسلیم و زانو زدن نیست، اما رهبر بصیر و شهید این مسیر، با هوشمندی و درایتی بی‌نظیر، آرایش جنگی دشمن را خواند و دفاع جانانه از مرزهای امید را در اولویت اول کشور قرار داد.

در مکتب انسان‌ساز اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، تزریق یأس و ناامیدی به پیکره جامعه گناهی نابخشودنی و متقابلاً دمیدن روح امید، عبادتی بسیار عظیم و ارزشمند است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در بیانی فوق‌العاده حکیمانه و هشداردهنده، بزرگترین بلای جان آدمی را ناامیدی دانسته و می‌فرمایند: «أَعْظَمُ الْبَلَاءِ انْقِطَاعُ الرَّجَاءِ»[۲]؛ بزرگترین بلا، قطع شدن امید است. این حدیث شریف به روشنی نشان می‌دهد که چرا دشمنِ غدّار، تمام سرمایه‌های مالی و فکری خود را برای از بین بردن این گوهر گران‌بها هزینه می‌کند و متقابلاً چرا رهبری جامعه باید با تمام توان و آبرو، همچون کوهی استوار در برابر این هجمه زهرآگین بایستد.

سیره عملی و منش اخلاقی این رهبر آسمانی در مواجهه با بحران‌های کمرشکن، هرگز پنهان کردن واقعیت‌های تلخ یا ارائه تصویری خیالی و غیرواقعی از شرایط نبود؛ بلکه ایشان با صداقتی مثال‌زدنی، ضمن پذیرش و بیان سختی‌ها، ظرفیت‌های بی‌نظیر داخلی و الطاف پنهان اما قطعی پروردگار را به یاد مردم می‌آوردند. او صبورانه به جامعه می‌آموخت که در دل تاریک‌ترین شب‌ها نیز، ستاره‌ای پرفروغ برای راهیابی و رسیدن به مقصد وجود دارد. اینگونه بود که هر بار دستگاه استکبار تلاش کرد تا بذر ناامیدی بپاشد، ایشان با دستانی پر از نور و باغبانیِ مهربانانه خود، بذر شکوفایی، حرکت و حیات را در خاک مستعد این سرزمین به زیبایی کاشتند.


اتکال به قدرت لایزال؛ راز آرامش و امیدواری رهبر

شاید برای بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران جهانی همواره جای این سؤال باقی باشد که یک انسان، چگونه می‌تواند به تنهایی در برابر هجمه‌ای هماهنگ از تحریم‌های بی‌سابقه، تهدیدهای نظامی و خیانت‌های داخلی بایستد، اما حتی لحظه‌ای خم به ابرو نیاورد و لبخند آرامش از لبانش محو نشود؟ راز این صلابت شگفت‌انگیز و این چشمه همیشه‌جوشانِ امید، تنها و تنها در اتصال بی‌واسطه و عاشقانه به قدرت بی‌نهایت پروردگار عالمیان نهفته بود. رهبری که دلش به اقیانوس بی‌کرانِ آرامش الهی متصل باشد، هرگز از طوفان‌های پوشالی و زودگذرِ دنیای مادی نمی‌هراسد و این موج آرامش را به صورت کاملاً طبیعی و غیرمصنوعی، به تمام مویرگ‌های جامعه نیز پمپاژ می‌کند.

حضرت سیدالسجاد، امام زین‌العابدین (علیه السلام) در فرازهای ملکوتی دعای ابوحمزه ثمالی، زیباییِ خیره‌کننده این توکل و امیدواریِ ناب را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشیده و خاضعانه به درگاه خداوند عرضه می‌دارند: «وَ أَعْلَمُ أَنَّکَ لِلرَّاجِی بِمَوْضِعِ إِجَابَةٍ، وَ لِلْمَلْهُوفِینَ بِمَرْصَدِ إِغَاثَةٍ»[۳]؛ و با یقین می‌دانم که تو برای شخص امیدوار در جایگاه اجابت ایستاده‌ای، و برای فریادخواهانِ مظلوم در کمینگاه فریادرسی هستی. این یقینِ عمیق و قلبی، دقیقاً همان اکسیر حیات‌بخشی بود که سخنان برخاسته از جانِ رهبر شهید را بی‌تکلف در عمق دل‌ها می‌نشاند و کوه‌های ستبرِ یخ و تردید را با حرارت خود ذوب می‌کرد.

امروز که این کوه استوار، پدر مهربان و مظهرِ مجسمِ امید، با قامتی خونین از میان ما پر کشیده و به ملکوت اعلی پیوسته است، میراث گران‌بهای او، یعنی هنر غلبه بر ترس و امیدواری به نصرت الهی، همچون چراغی پرنور و خاموش‌نشدنی، راه آینده را به ما نشان می‌دهد. او با خون پاک خود به ما آموخت که اگر صادقانه دست در دست خدا بگذاریم و با قلبی مطمئن به وعده‌های تخلف‌ناپذیر او دل ببندیم، هیچ بن‌بستی در مسیر حرکت یک ملتِ مؤمن و مقاوم وجود نخواهد داشت. راه و مکتب او، راه امید به فردایی روشن است؛ فردایی که بی‌شک با طلوع خورشید ولایت عظمی و ظهور منجی عالم بشریت (ارواحنا فداه)، به اوج زیبایی و کمال خود خواهد رسید.

منابع و مستندات:

[۱] قرآن کریم، سوره یوسف، آیه ۸۷. (ترجمه: بی‌تردید، جز گروه کافران، کسی از رحمت و گشایش خدا ناامید نمی‌شود.)

[۲] تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، صفحه ۲۸۴، حدیث ۶۳۷۴.

[۳] طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، جلد ۲، صفحه ۵۸۳ (از فرازهای نورانی دعای ابوحمزه ثمالی).