حجتالاسلام رضا خانجانی مدیر گروه مکتب امام و رهبری پژوهشكده باقر العلوم در گفتوگو با خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در تبیین ضرورت بازگویی مقتدرانه و مؤثر سیره امام شهید ابراز داشت: در درجه اول باید به مبانی فکری و منظومه معرفتی ایشان نفوذ کرد؛ چرا که سیره عملی و اخلاقی ایشان، برخاسته از یک نظام فکری عمیق و برگرفته از معارف ناب اسلامی و ریشه در قرآن و سنت است. اساس این منظومه اندیشهای، همانگونه که در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» تبیین شده، بر پایه توحید بنا شده است. همانطور که علامه طباطبایی رحمهالله بیان میفرمودند، محور آیات قرآن توحید است و تمام معارف اندیشه امام شهید نیز بر همین محور استوار است و از توحید تغذیه میشود. از همین رو، تمام بیانات ایشان نشاندهنده این است که جانمایه اندیشههای ایشان بر پایه اصل «لا اله الا الله» شکل گرفته است.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در واقع، نگاه ایشان به «جهاد کبیر» و نفی تبعیت، ریشه در حقیقت توحید دارد؛ به این معنا که ایشان معنای توحید را با نفی استکبار پیوند زدهاند. نفی هرگونه اطاعت از غیر خدا و نفی هر آنچه از شیاطین انسی و جنی محسوب میشود، مصداق بیرونی همان معنای توحید است. بنابراین، برای درک شالوده فکری ایشان، باید دانست که این اندیشه از کجا نشأت میگیرد. ما بهشدت نیازمند تبیین این معارف پایه هستیم، چرا که نسل جوان جهان امروز، تشنه چنین معارف عمیقی است؛ بهویژه در جهانی که عدهای معدود تحت عنوان «جبهه استکبار»، با در دست داشتن ثروت و قدرت، ملتها را به استعمار و استضعاف کشاندهاند.
حجتالاسلام خانجانی با تبیین ابعاد مختلف این رویکرد استکباری اظهرا داشت: این جریان در حوزههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی حاکم است. اگر جبهه استکبار را در حوزه فرهنگ تبیین کنیم، متوجه میشویم که دغدغه اصلی امام شهید، وقوع یک «انقلاب فرهنگی» برای کنار زدن فرهنگ استکبار و حاکم کردن باورها و آداب و رسوم دینی بود که در واقع همان معنای نفی استکبار در عرصه فرهنگ است. در حوزه اقتصاد نیز، مفهوم «اقتصاد مقاومتی» که از ایشان نشأت گرفته، بر پایه نفی وابستگی به الگوهای شرقی، غربی، اشتراکی یا لیبرالی و ایستادن بر ظرفیتهای درونی و قدرتهای داخلی بنا شده است تا عدالت دینی بر پایه توحید اقامه شود.
وی در ادامه با تأکید به نگاه توحیدی حاکم بر اندیشه امام شهید ابراز داشت: این نگاه توحیدی در اندیشه رهبری شهید، همچون چشمهای است که در تمامی لایههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سرریز میشود. اگر این اندیشهها به صورت ریشهای تبیین شوند، مخاطبان درخواهند یافت که چرا رویکردها و سیاستهای ایشان در طول سالیان متمادی، با چنین ثبات فکری و معرفتی نابی، همواره استوار و بدون تغییر باقی مانده است.
مدیر گروه مکتب امام و رهبری پژوهشكده باقر العلوم ادامه داد: ما در فضای منبر و تبلیغ دینی، بهویژه در مواجهه با مخاطبان مختلف از جمله نسل جوان، دانشجویان و طلاب، بهشدت نیازمند آن هستیم که بر ضرورت تقویت بنیه اعتقادی پافشاری کنیم؛ چرا که این بنیه مستحکم، تضمینکننده تداوم و پایداری انقلاب ماست. برای این منظور، باید به مبانی فکری امامان انقلاب، بهویژه امام شهید که پایه گذار مکتب «ناب شیعی در عصر جدید» بودند، تکیه کنیم. نکته بسیار مهم این است که مباحث فکری امامان انقلاب، بحثهایی انتزاعی و صرفاً ذهنی نیستند، بلکه با رویکردی عینی و مبتنی بر واقعیتهای جامعه مطرح شدهاند.
حجتالاسلام خانجانی با اشاره به نکتهای از رهبر شهید در مقدمه کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» خاطر نشان کرد: ایشان با آسیبشناسی فرآیند انتقال باورها، به چند اشکال اساسی در آموزش عقاید اشاره میکنند؛ از جمله اینکه بسیاری از مباحث، ماهیتی ذهنی و انتزاعی دارند، از پیوند با واقعیتهای بیرونی بیبهرهاند، فاقد انسجام نظاموار هستند و از ریشههای قرآنی و جامعهساز فاصله گرفتهاند. ایشان در سیره فکری خود، دقیقاً با پرهیز از این آسیبها، اندیشههای دینی را از بنمایههای قرآنی و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) استخراج کرده و آنها را بهگونهای ارتقا میدهند که با شرایط و نیازهای معاصر جامعه کاملاً منطبق باشد.
مدیر گروه مکتب امام و رهبری پژوهشکده باقرالعلوم، در ادامه سخنان خود با اشاره به نمونه بارز این نگاه افزود: از نظر ایشان، این ائمه معصومین با برخورد هوشمندانه و مبتنی بر حکمت با حاکمیتهای جائر و استکبار زمانه خود، همواره در تقابل با ظلم بودند و همین تقابل بود که در نهایت به شهادت ایشان انجامید. حقیقتِ انتظار از ما در عصر حاضر، بازتعریف این سیره مجاهدانه است؛ یعنی استفاده از تمام توان برای اقامه توحید، دین، جامعه دینی و در نهایت تمدن مهدوی، به گونهای که مجاهدان در برابر سختیها و موانع دچار انفعال یا عقبنشینی نشوند.
وی در ادامه افزود: در دوران حساس کنونی، روحانیت باید بداند چگونه میتواند نقش همراه و هدایتگر خود را ایفا کند. آنچه امروز در میان مردم، بهویژه در ایام سوگواری و تشییع، شاهد هیجانات عمیق ایمانی هستیم، برخاسته از یک «رویت تاریخی» است؛ چرا که مردم با امام شهید زندگی کردهاند و سیره فردی، معیشتی، سیاسی و حتی حلم و مدارای ایشان را بهصورت اجمالی درک کردهاند. از این منظر، وظیفه اصلی روحانیت در این دوران، تبدیل این «اجمال» به «تفصیل» است؛ به این معنا که روحانیت نباید تنها به بازگویی گزارههای احتمالی یا خیالی بسنده کند، بلکه باید با تکیه بر شواهد مستدل، ادله روشن و پشتوانههای کامل، آن انسجام نظاموار و پیوند میان سیره و اندیشه را برای مردم تبیین کند.
حجتالاسلام خانجانی در تبیین ضرورت کار در قالب یک نظامواره تاکید کرد و اظهار داشت: روحانیت و مبلغان دینی باید تلاش کنند تا ابعاد مختلف سیره امام شهید را در قالب یک ساختار روشن و منسجم ارائه دهند؛ بهگونهای که مخاطب بتواند پیوند عمیق میان ابعاد مختلف شخصیت ایشان را درک کند. برای نمونه، وقتی از زهد و سبک زندگی ایشان سخن میگوییم، نباید آن را صرفاً یک عمل تکلیفی یا شخصی دانست، بلکه باید آن را به عنوان یک الگوی نظاممند برای مدیریت مسئولیت و حفظ اعتماد عمومی تبیین کرد.
وی با اشاره به سیره زاهدانه رهبر شهید یادآور شد: این سبک زندگی چنان با دقت و صلابت پیاده شده که نه تنها خود، بلکه حتی اطرافیان و خانوادهشان را نیز از هرگونه فعالیت اقتصادی و بهرهمندی از مناصب و رانتهای احتمالی منع کردهاند. لذا وظیفه ما گفتمانسازی است تا مردم، تراز واقعی یک مسئول در نظام اسلامی را از طریق سیره رهبری و امام شهید بشناسند؛ الگویی که در آن مسئول، باید از تمام پیوندها و منافع اقتصادی جدا شده و تمام توان خود را صرف وظایف اصلی، همچون قانونگذاری و نظارت، کند.
حجت الاسلام خانجانی همچنین افزود: مسئولی که ماموریت عظیم اجتماعی و رسالتی سنگین بر دوش دارد، برای حفظ ثبات قدم خود، نیازمند سرمایهگذاری ویژه در عرصه معنویت است. زیرا کسی که بار سنگین هدایت و مدیریت جامعه را بر دوش میکشد، باید رابطه معنوی خود را با خداوند چنان تقویت کند که از تلاطمهای دنیوی در امان بماند. بنابراین، محتوای تبلیغی روحانیت باید از سطح کلیات فراتر رفته و این ابعاد عمیق شخصیتی را بر پایه شواهد، قرائن دقیق و مبانی مستدل، به صورت تفصیلی بازنمایی کند.
در پایان، مدیر گروه مکتب امام و رهبری پژوهشکده باقرالعلوم با اشاره به ضرورت تغییر در ابزار و روشهای تبلیغ خاطر نشان کرد: با توجه به جایگاه ویژه جوانان که طبق «بیانیه گام دوم» رهبر معظم انقلاب، پیشرانهای حرکت آینده هستند، روحانیت باید از رویکرد «ارتباط صمیمانه و چهرهبهچهره» استفاده کند. نباید اجازه داد تبیین سیره تنها در فضاهای رسمی و خشک باقی بماند، بلکه باید با ایجاد ارتباطی دوستانه، این شواهد را به شکلی ظریف به گوش جوانان رساند. تکیه بر تبیین شفاهی باید با معرفی آثار ماندگار و کتابهای ارزشمند ایشان، از جمله «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، «روح توحید»، «انسان دویست و پنجاه ساله»، «همرزمان حسین» و «دو امام مجاهد» همراه شود تا جوانان با این منظومه فکری آشنا شده و از منبع اصیل اندیشه امام شهید برای پاسخ به نیازهای معاصرشان بهره بگیرند.