آروین فرشینعیم
قائد شهید و ارتقاء جایگاه مرجعیت شیعه!
صاحبخبر - قال رسول الله (ص) اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء ؛ رسول خدا(ص) فرمودند اگر عالم فقیهی از دنیا رفت، گویا کمبودی جبران ناپذیر در عالم اسلامی حاصل شده است که هیچ چیز جای آن کمبود را پر نخواهد کرد. شهید آیت الله امام خامنهای فقط یک عالم فقیه نبود و مرجعیت شیعه را به گونهای تاریخی ارتقاء داد، قد آن را بلند کرد، عمق آن را افزایش داد و آنچنان عمل کرد تا تاریخ مرجعیت شیعه به قبل و بعد از او تقسیم شود. ما نه فقط یک رهبر سیاسی، نه فقط یک مرجع دینی، نه فقط یک قطب معنوی را از دست دادیم بلکه تاریخ شخصیتی بی بدیل را از دست داد که حجاب معاصرت معرفت لازم به او را از ما سلب کرده است. امام شهید سید علی خامنهای قدس الله نفسه الزکیه شخصیت عنایت شدهای بود که فضائل به گونهای در او جمع شده بودند تا او را به بلندای تاریخ از سایرین متمایز سازند تا جایی که خبرگان امر او را مصداق جمع اضداد و شخصیت بیبدیل تاریخی میدانند. ۱- جامعیت بینظیر: جامعیت شهید خامنهای در حوزهها و ابعاد گوناگون، نه مثال زدنی بلکه بسیار بینظیر است. تسلط ایشان بر علوم مختلف دینی، علوم انسانی، شعر و ادبیات، تاریخ، علوم نظامی و استراتژیک، مدیریت، علوم سیاسی و روابط بینالملل و حتی تسلط ایشان بر علوم نوین و پیچیده مانند دانش هستهای، پلاسما، لیزر، نانوتکنولوژی و غیره اعجاب انگیز بود. این جامعیت علمی که علاوه بر مجموعه علوم دینی به علوم غیر آن نیز تسری پیدا کرده بود، موجب شد تا مرجعیت شیعه در شهید سید علی خامنهای به متمایزترین نوع خود در مقایسه با همه ادوار و مصادیق گذشته بدل شود. ۲- جمع نظر و عمل: شهید خامنهای (ره) فقط یک فقیه یا دانشمندی که به تولید نظریه یا انتشار کتاب و مقاله بسنده کرده باشد نبود بلکه او نظریه پرداز عملگرایی بود که پژوهش را با میدان گره میزد. او هیچگاه نظریهای که برای اجرایش اقدام نکرده باشد صادر نکرد و هیچ فتوایی نداد الا اینکه عمر مبارک خود را برای تحقق آن صرف کرده باشد. این معنا ظهور مرحلهای جدید در مرجعیت شیعه است که خط کشی خود را با صدور فتوا در نظر و بی تفاوتی در مقام اجرا روشن میسازد. ۳- ارتقاء عمق استراتژیک مرجعیت شیعه: در تاریخ مرجعیت شیعه گاه، عمق مرجعیت محدود به یک استان و گاه در بهترین حالت محدود به یک کشور بود. اما شهید سید علی خامنهای (ره) طول و عرض و عمق مرجعیت شیعه را باز طراحی کرد. اولاً دایره مرجعیت را از یک شهر و استان و حتی یک کشور به تمامی کشورهای اسلامی تبدیل کرد. حتی اگر پژوهشی واقع بینانه انجام شود، خواهند دید که آن شهید والامقام، مرجعیت تشیع را از مرز کشورهای اسلامی فراتر برده و شرق و غرب عالم را درنوردیده است تا جایی که نه تنها مسلمانان جهان بلکه تمامی آزادگان عالم او را رهبری بلامنازع میدانستند و این یکی از مصادیق تغییر عمق استراتژیک مرجعیت شیعه است. از طرفی دیگر این تنها مصداق تغییر عمق استراتژیک مرجعیت شیعه نیست بلکه مرجعیتی که گاه در ادوار مختلف تاریخ مورد ظلم و خفقان طواغیت قرار میگرفت و در بیان افکار و اندیشهها نیز دچار محدودیت میشد، حال سربازان یا هستههای همفکرش تا مرز رژیم صهیونیستی و مرز آفریقا و غیره آماده اقدام عملی به محض دریافت فتوای جهاداند. این مجموعه در تاریخ مرجعیت شیعه در نوع خود بینظیر است. ۴- ارتقاء وظائف مرجعیت شیعه: شهید خامنهای (ره) وظیفه مرجعیت شیعه را از تعلیم و تبیین و ابلاغ به حراست و اجرا ارتقا داد و ثابت کرد، مرجعیت تشیع تنها وظیفه تبیین و تبلیغ ندارد بلکه حراست از معارف حقه قرآن و اهل بیت علیهم السلام و در یک کلام اسلام ناب و جلوگیری از تحریف معنای آن به اسلام متحجر مقدس مآب سازشکار و یا اسلام آمریکایی منفعتطلب همکاسه با استکبار از وظایف مهم مرجعیت شیعه است تا افرادی پدید نیایند که در کنار بیت الله الحرام آیات جهاد بخوانند اما سیاست عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی را دنبال کنند و یا در قم و نجف بنشینند و با شعار جدایی دین از سیاست راه عاملان ظلم و استکبار را هموار سازند. او به پشتوانه سیره اجداد طاهرینش به تاریخ آموزش داد که مرجعیت شیعه علاوه بر تبیین و تبلیغ دین، وظیفه حراست از اسلام ناب محمدی (ص) و پس از آن اهتمام به اجرای آن در جامعه جهانی و آمادهسازی مقدمات ظهور حضرت منجی عجل الله تعالی فرجه الشریف را دارد. ۵- ارتقاء معنای علم به زمانه: الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : العالِمُ بِزَمانِهِ ، لا تَهجُمُ علَيهِ اللَّوابِسُ. امام صادق عليه السلام فرمودند : كسى كه زمان خود را بشناسد ، آماج اشتباهات و فتنه ها قرار نمی گیرد. عالم به زمانه بودن همواره از شرایط مهم مرجعیت شیعه بوده است تا به این واسطه نه تحت تاثیر جریانهای سازشکار قرار گیرد و نه فریب مقدس مآبان را بخورد بلکه صحنه را همان گونه که هست تحلیل و رهبری کند. امام شهید، عیار علم به زمانه را به گونهای ارتقاء داد تا همواره مورد اذعان دوست و دشمن قرار میگرفت. از جمله موارد علم به زمانه که در فقاهت و مرجعیت نیز بسیار تعیین کننده است، مسئله موضوع و مصداق شناسی در کنار حکم شناسی است. خبرگان و متخصصان امر، همواره آن شهید والامقام را پیشرو و متفاوت در امر موضوع شناسی میدانستند که همین امر باعث تمایز شخصیت علمی و مرام اجتهادی ایشان نیز شده است. از جمله دیگر مواردی که ذیل علم به زمانه در مرجعیت شیعه قابل بحث است، مسئله هوش، ذکاوت و جودت فهم است تا جایی که مرحوم سید یزدی صاحب کتاب "عروة الوثقی" که اثر ایشان بیش از یک قرن متن دروس خارج حوزههای علمیه قلمداد میشد، اعلمیت را وابسته به جودت فهم میدانست و معتقد بود اعلم کسی است که از ذکاوت و دقت و هوش بیشتری برخوردار باشد. به اذعان همه کارشناسان، مؤلفههای مذکور یعنی ذکاوت ذاتی، هوش راهبردی، جودت فهم و تسلط فوق العاده بر ابزارهای اجتهاد در شهید خامنهای(ره) در سطح بینظیری نمایان بود. ۶- باز تعریف معنای معنویت و عدالت: معنویت و عدالت همواره از ویژگیهای برجسته مرجعیت شیعه بوده است. در طول تاریخ، جریانهایی تلاش کردند تا معنویت مطلوب را مانوس با گوشه نشینی و عزلت معرفی کنند اما شهید خامنهای(ره) معنای واقعی معنویت و تقدس را در انس با میدان و تاثیرگذاری در آن معرفی کرد تا آنجا که تا دقایق پایانی عمر شریف خود از تهجد شبانه و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و قرائت قرآن و ذکر و مراقبه مستمر دست نکشید اما آن را توأم با مجاهدتها و مقاومتها و تاثیرگذاریهای سیاسی و اجتماعی میدانست و این مهم تاکیدی بر شاخص جدید در مرجعیت شیعه تلقی می شود. از طرفی در معنای عدالت نیز جریانهایی تراشیدن ریش را موجب سقوط عدالت فرد می دانستند اما بیتفاوتی نسبت به قتل عام مسلمانان توسط استکبار و ایادی آن در منطقه را دخیل در سقوط عدالت و حسن ظاهر نمیدانستند اما خط به خط اندیشه آن شهید والامقام تاکید میکند که بیتفاوتی نسبت به ظلم و زیر بار زور رفتن از مصادیق اولیه سقوط از عدالت و حسن ظاهر است. ۷- ادبیات سازی و تولید جریان: از ویژگیهای بارز مرجعیت شیعه در مکتب شهید خامنهای(ره) پویایی و زنده بودن جریان مرجعیت است. تولید نظریه، ابداع کلمات، ادبیات سازی و شکل دهی جریان و مکتب بر اساس آن، از ویژگیهای شگرف مرجعیت ایشان است که همواره بدین واسطه نقش مصلح و جریانساز بزرگ تراز دین را ایفاء کردهاند. ٨- آینده پردازی و تربیت نسل تمدن ساز: از دیگر مؤلفههای شگرف مرجعیت شهید خامنهای(ره) ساخت آیندهای بر اساس نقشه دین و به واسطه تربیت نسلی تمدن ساز بود. ایشان طی ۳۷ سال رهبری خود با روشی منحصر به فرد به تربیت نسلی پرداخت که خواص آن رئیسیها و نصراللهها و حاج قاسمها بودند و هر کدام به خودی خود صاحب مکتب و تاثیری عجیب در دایره ماموریت خود شدند. همچنین ایشان صاحب تربیت نسلی است که تودههای آن نیز به هنگام تکلیف آنگونه مبعوث میشوند و دشمن اسلام و مسلمین را به استیصال حقیقی میکشانند و معنای واقعی "عمادالدین و جماع المسلمین و العدة للأعداء" را به نمایش می گذارند. نسلی که با تربیت شهید خامنهای اسلامشان با جهاد و مقاومت و شهادت و تکلیف محوری گره خورده است و همواره خود را برای ظهور منجی معظم الهی عجل الله تعالی فرجه الشریف آماده میسازند. ۹- آمیختگی مرجعیت با قدرت و عزت: یکی از مهمترین شاخصههای مرجعیت شیعه در مکتب امام خامنهای(ره) محوریت قدرت و عزت مسلمین و خواری و ذلت مستکبرین است. او پس از قرنها توانست مرحلهای بیمانند از اقتدار را به ساحت مرجعیت تشیع بازگرداند تا جایی که تلاشهای او چه در ساحت ساخت نظریه و راهبرد و چه در ساحت مدیریت و اجرا، مکتب تشیع را در قدرتمندترین و عزیزترین حالت ممکن در طول تاریخ قرار داده است و این مولفه تراز جدیدی را در مرجعیت شیعه ایجاد کرده است. ۱۰- آمیختگی پیروزی توأمان با خون و شمشیر: مرجعیت شهید خامنهای(ره) آیات و روایات مغفول شدهی ولایت، طاغوت، ظلم، عدالت، صبر، استقامت، جهاد و شهادت را زنده کرد. او علاوه بر تبیین و اجرای این خط در میدان تحت نفوذ خود، عمر شریف و با برکت خود را در ترجمه این معنا گذراند و در نهایت نیز در همین راه جان مقدس خود و خانواده خود را تقدیم محضر ربوبی "جل و علا" نمود تا علاوه بر رسیدن به آرزوی دیرینهاش، پیروزی توأمان خون و شمشیر را با سلاح قرآنی جهاد و مقاومت بر مستکبران و ابر قدرتان پوشالی عالم به نمایش بگذارد. همه موارد ذکر شده تنها قطرهای از دریای شخصیت عالم بیبدیل تاریخ اسلام و مجاهد بیمانند مکتب سرورمان امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف یعنی شهید آیت الله امام سید علی حسینی خامنهای قدس الله نفسه الزکیه است که از خداوند متعال معرفت به مکتب ایشان و الحاق به جایگاه قدسی آن عالم عظیم الشأن را مسئلت داریم.∎