مراسم وداع با آقای شهید و دختر و عروس و داماد و نوه ایشان در مصلای امام خمینی(ره) تهران از ساعت ها پیش از شروع رسمی و باز شدن درهای مصلی، با حضور گسترده و باشکوه مردم، از پیر و جوان، از شهر و روستاهای دور و نزدیک در روز شنبه ۱۳ تیر آغاز شد. مراسمی غم انگیز و پر حسرت. باید در این اتفاق بزرگ و تاریخی حضور داشت و جزیی کوچک از آن بود و این اتفاق بزرگ را از نزدیک درک کرد، حتی در حدی محدود.
این مراسم و مراسم روزهای آینده را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک آیین سوگواری یا تجمع احساسی ـ عاطفی تفسیر کرد؛ بلکه باید به عنوان حرکت چند بعدی اجتماعی ـ سیاسی مورد تحلیل و تفسیر قرارداد که در آن عواملی چون شکل گیری هویت جمعی، انسجام اجتماعی. بسیج عمومی خودانگیخته، تشکیل سرمایه نمادین، مشروعیت و ... بهصورت همزمان فعال میشوند.
حضور گسترده مردم از طیفهای مختلف با ظاهرهای متفاوت از زن و مرد، و خدمات مردمی متنوع در طول مسیر، از خانمی که با بادبزن جمعیت را باد می زد، تا آقایانی که آب و شربت و هندوانه برش زده را بین جمعیت توزیع میکردند ، نشاندهنده آن است که این کنش جمعی صرفاً محصول سازماندهی ومدیریت از بالا نبود، بلکه از نوعی خدماترسانی مردمی و محله محور و درونیسازی معانی مشترک و احساس مسئولیت در میان بخشهایی از جامعه نشأت میگیرد که میتوان آن را نشانهای از ظرفیت نهفته بسیج دانست؛ ظرفیتی که در شرایط خاص، به کنش عینی و میدانی تبدیل می شود.
همچنین، این مراسم را میتوان در چارچوب بازتولید مشروعیت نظام تحلیل کرد. آقای شهید در اینجا نه فقط یک فرد، بلکه یک «دال مرکزی» در گفتمان سیاسی نظام محسوب میشود که مجموعهای از مفاهیم همچون مقاومت، استقلال،خودکفایی در امر دفاعی، استکبار ستیزی، باور به جوانان و .... را نمایندگی میکند و حضور مردم در مراسم وداع، در این معنا، نوعی کنش نمادین برای تأیید و بازتثبیت این دال مرکزی است. به این ترتیب، سوگواری جمعی به ابزاری برای استمرار نظم سیاسی تبدیل میشود.
مراسم وداع آقای شهید و اهل بیتش همچنین نوعی تجربه امر جمعی است که فردیتها در یک کل بزرگتر ادغام شده و به تعبیر دورکیمی، میتواند به تولید یا تقویت «وجدان جمعی» منجر شود. حضور اقشار مختلف از شمال و جنوب و شرق و غرب کشور با پرچم ها و تصاویر ، و نمادها و شعارهای مشترک، همگی به ایجاد فضایی کمک کرده است که در آن، هویت جمعی نهتنها بازنمایی، بلکه تقویت میشود.
جامعه ایران دارای یک «سرمایه نمادین انباشته» در حوزه آیینهای جمعی است؛ از مناسک مذهبی گرفته تا مراسم تشییع و این وداع را باید در ادامه سنت های گذشته دانست . این سرمایه نمادین، در بزنگاههایی مانند مراسم وداع و آیین های دینی و ملی، فعال میشود و به کنش جمعی معنا، جهت و انسجام میبخشد. به این ترتیب، حضور مردم در مراسم وداع با آقای شهید نه یک واکنش موردی، بلکه بخشی از یک الگوی تاریخی است.
این حضور گسترده منظم، همچنین نمایش سطحی از انسجام اجتماعی است که عامل بازدارنده مهمی در برابر فشارهای خارجی یا عوامل بی ثبات کننده داخلی تلقی میشود. این مراسم همچنین نشانه قدرت نمایی و ثبات جمهوری اسلامی ایران به بازیگران منطقهای و بینالمللی و دشمنان تعبیر میشود.
با توجه به آنچه گفته شد، مراسم وداع با آقای شهید و دختر و عروس و داماد و نوه ایشان در مصلای تهران نمونهای از رخدادی چندبعدی است و حضور گسترده مردم، در این چارچوب، نهفقط یک واکنش احساسی، بلکه کنشی معنادار در فرآیند بازتولید هویت جمعی و مشروعیت سیاسی و تقویت انسجام ملی است. قدر این حضور مردم مبعوث شده را بدانید.
مراسم وداع با آقای شهید و دختر و عروس و داماد و نوه ایشان در مصلای امام خمینی(ره) تهران از ساعت ها پیش از شروع رسمی و باز شدن درهای مصلی، با حضور گسترده و باشکوه مردم، از پیر و جوان، از شهر و روستاهای دور و نزدیک در روز شنبه ۱۳ تیر آغاز شد. مراسمی غم انگیز و پر حسرت. باید در این اتفاق بزرگ و تاریخی حضور داشت و جزیی کوچک از آن بود و این اتفاق بزرگ را از نزدیک درک کرد، حتی در حدی محدود.
این مراسم و مراسم روزهای آینده را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک آیین سوگواری یا تجمع احساسی ـ عاطفی تفسیر کرد؛ بلکه باید به عنوان حرکت چند بعدی اجتماعی ـ سیاسی مورد تحلیل و تفسیر قرارداد که در آن عواملی چون شکل گیری هویت جمعی، انسجام اجتماعی. بسیج عمومی خودانگیخته، تشکیل سرمایه نمادین، مشروعیت و ... بهصورت همزمان فعال میشوند.
حضور گسترده مردم از طیفهای مختلف با ظاهرهای متفاوت از زن و مرد، و خدمات مردمی متنوع در طول مسیر، از خانمی که با بادبزن جمعیت را باد می زد، تا آقایانی که آب و شربت و هندوانه برش زده را بین جمعیت توزیع میکردند ، نشاندهنده آن است که این کنش جمعی صرفاً محصول سازماندهی ومدیریت از بالا نبود، بلکه از نوعی خدماترسانی مردمی و محله محور و درونیسازی معانی مشترک و احساس مسئولیت در میان بخشهایی از جامعه نشأت میگیرد که میتوان آن را نشانهای از ظرفیت نهفته بسیج دانست؛ ظرفیتی که در شرایط خاص، به کنش عینی و میدانی تبدیل می شود.
همچنین، این مراسم را میتوان در چارچوب بازتولید مشروعیت نظام تحلیل کرد. آقای شهید در اینجا نه فقط یک فرد، بلکه یک «دال مرکزی» در گفتمان سیاسی نظام محسوب میشود که مجموعهای از مفاهیم همچون مقاومت، استقلال،خودکفایی در امر دفاعی، استکبار ستیزی، باور به جوانان و .... را نمایندگی میکند و حضور مردم در مراسم وداع، در این معنا، نوعی کنش نمادین برای تأیید و بازتثبیت این دال مرکزی است. به این ترتیب، سوگواری جمعی به ابزاری برای استمرار نظم سیاسی تبدیل میشود.
مراسم وداع آقای شهید و اهل بیتش همچنین نوعی تجربه امر جمعی است که فردیتها در یک کل بزرگتر ادغام شده و به تعبیر دورکیمی، میتواند به تولید یا تقویت «وجدان جمعی» منجر شود. حضور اقشار مختلف از شمال و جنوب و شرق و غرب کشور با پرچم ها و تصاویر ، و نمادها و شعارهای مشترک، همگی به ایجاد فضایی کمک کرده است که در آن، هویت جمعی نهتنها بازنمایی، بلکه تقویت میشود.
جامعه ایران دارای یک «سرمایه نمادین انباشته» در حوزه آیینهای جمعی است؛ از مناسک مذهبی گرفته تا مراسم تشییع و این وداع را باید در ادامه سنت های گذشته دانست . این سرمایه نمادین، در بزنگاههایی مانند مراسم وداع و آیین های دینی و ملی، فعال میشود و به کنش جمعی معنا، جهت و انسجام میبخشد. به این ترتیب، حضور مردم در مراسم وداع با آقای شهید نه یک واکنش موردی، بلکه بخشی از یک الگوی تاریخی است.
این حضور گسترده منظم، همچنین نمایش سطحی از انسجام اجتماعی است که عامل بازدارنده مهمی در برابر فشارهای خارجی یا عوامل بی ثبات کننده داخلی تلقی میشود. این مراسم همچنین نشانه قدرت نمایی و ثبات جمهوری اسلامی ایران به بازیگران منطقهای و بینالمللی و دشمنان تعبیر میشود.
با توجه به آنچه گفته شد، مراسم وداع با آقای شهید و دختر و عروس و داماد و نوه ایشان در مصلای تهران نمونهای از رخدادی چندبعدی است و حضور گسترده مردم، در این چارچوب، نهفقط یک واکنش احساسی، بلکه کنشی معنادار در فرآیند بازتولید هویت جمعی و مشروعیت سیاسی و تقویت انسجام ملی است. قدر این حضور مردم مبعوث شده را بدانید.