شناسهٔ خبر: 78801722 - سرویس فرهنگی
نسخه قابل چاپ منبع: تسنیم | لینک خبر

شعری که به دست آقا نرسید

محمدجواد شرافت از حسرت این روزهای شاعران و خاطراتی گفت که از جلسات نیمه رمضان داشت.

صاحب‌خبر -

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سیدمحمدجواد شرافت، شاعر آیینی و از چهره‌های شناخته‌شده شعر انقلاب، این روزها در میان صدها شاعری که دررویداد ادبی « آخرین دیدار» در شبستان مصلای امام خمینی(ره) تهران، در سوگ رهبر شهید شعر می‌خوانند، بیش از هر چیز از حسی سخن می‌گوید که برای بسیاری از شاعران آشناست؛ حسرت شعری که قرار بود در محضر رهبر خوانده شود و هرگز فرصت خوانده شدن پیدا نکرد.

رویدادی که در روزهای 13 و 14 تیرماه با حضور بیش از 250 شاعر از سراسر کشور به صورت پیوسته برگزار می‌شود، حالا به محفلی برای مرور خاطرات، روایت دلتنگی‌ها و بازخوانی نسبت عمیق رهبر شهید با شعر و شاعران تبدیل شده است.

 

شرافت که از سال 1384 توفیق حضور در دیدارهای شاعران با رهبر شهید را داشته، معتقد است در میان همه ویژگی‌های برجسته ایشان، یک خصیصه بیش از هر چیز دیگری شایسته تأمل و ستایش است؛ حوصله‌ای کم‌نظیر که شاید قدر آن کمتر دانسته شد.

او با مرور نخستین حضور خود در دیدار شاعران می‌گوید: «از سال 84 که اولین سال حضورم بود، خدا رحمت کند استاد عباس براتی‌پور را که آن سال‌ها مدیریت دیدار شاعران را برعهده داشتند. ایشان به همراه آقای قزوه، زمینه حضور ما را در این جلسات فراهم کردند. بعد از آن هم تقریباً هر یک یا دو سال یک بار در دیدار رسمی نیمه رمضان حضور داشتم و خارج از آن هم در برخی دیدارها و جلسات دیگر، توفیق دیدار با حضرت آقا نصیبم شد.»

به گفته این شاعر آیینی، آنچه برای اهل شعر، رهبر شهید را به شخصیتی منحصربه‌فرد تبدیل می‌کرد، صرفاً جایگاه سیاسی و اجتماعی ایشان نبود، بلکه وجه تخصصی و عمیق ایشان در حوزه ادبیات و شعر بود. او می‌گوید: «برای من و برای هر شاعری، این وجه تخصصی حضرت آقا اهمیت ویژه‌ای داشت. در کنار همه ابعاد شخصیتی ایشان، شاعر بودن، شعرشناس بودن و نکته‌سنجی ایشان، جایگاهی خاص داشت و برای ما بسیار ارزشمند بود.»

شرافت معتقد است یکی از ویژگی‌هایی که شاید کمتر به آن پرداخته شده، صبر، حوصله و علاقه ذاتی رهبر شهید به شعر بوده است. او در این‌باره توضیح می‌دهد: «فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که ما خیلی کمتر قدرش را دانستیم، حوصله حضرت آقا بود. اینکه یک پیرمرد بالای هشتاد سال، در سال‌های پایانی عمر، سه یا چهار ساعت در جلسه شعر بنشیند، با دقت گوش کند، نقد کند، نکته بگوید و تا پایان جلسه با همان نشاط و تمرکز باقی بماند، واقعاً شگفت‌انگیز است. این حوصله، این شرح صدر و آن علاقه ذاتی به شعر، باعث می‌شد جلسات ساعت‌ها ادامه پیدا کند.»

او در ادامه به ویژگی دیگری از رهبر شهید اشاره می‌کند که همواره برای شاعران محل شگفتی بوده است؛ حافظه‌ای مثال‌زدنی که گاه در جزئی‌ترین موضوعات نیز خود را نشان می‌داد. شرافت می‌گوید: «در یکی از جلسات خصوصی که خدمت حضرت آقا رسیده بودیم، آقای جواد محمدزمانی بنده را معرفی کردند و حضرت آقا بلافاصله فرمودند: "نوه شهید شرافت". این حافظه قوی ایشان، همیشه برای ما پر از شگفتی و روایت‌های فراوان بود.»

او با اشاره به محبت و توجه رهبر شهید به خانواده‌اش می‌افزاید: «آن لطفی که حضرت آقا به پدربزرگ ما داشتند و بعد این محبت به نسل‌های بعدی خانواده ما هم رسید، برای من بسیار معنادار و ارزشمند بود. ما الحمدلله چند نسل است که سر سفره محبت ایشان نشسته‌ایم.»

شرافت در پاسخ به این پرسش که اگر قرار بود در آخرین محفل شاعران در محضر رهبر شهید حضور پیدا کند، چه شعری را انتخاب می‌کرد، از روزی روایت می‌کند که همه چیز برای برگزاری دیدار آماده بود.

به گفته او، تا آخرین لحظات، همه چیز برای برگزاری دیدار مهیا بود. تمام هماهنگی‌ها انجام شده بود و فقط درباره اینکه کدام استاد در کجا بنشیند، قرار بود تصمیم‌گیری شود. ساعت 10 صبح، جلسه آقای عرفان‌پور با دوستان در بیت برنامه‌ریزی شده بود و ساعت 9:30 صدای انفجار شنیده شد. یعنی تا همان لحظات آخر، بنا بر برگزاری دیدار بود.

این شاعر آیینی با حسرت از شعری یاد می‌کند که دوست داشت در آن دیدار بخواند: «من یک مثنوی درباره حسنین علیهماالسلام، امام مجتبی(ع) و سیدالشهدا(ع) دارم و خیلی دوست داشتم آن را بخوانم. البته سه بار به صورت رسمی در محضر حضرت آقا شعر خوانده بودم و یکی دو بار هم در دیدارهای دیگر؛ به همین دلیل، خودم تمایل نداشتم دوباره شعر بخوانم و ترجیح می‌دادم فرصت به دیگر دوستان برسد.»

او ادامه می‌دهد: «با این حال، دوست داشتم یا همان مثنوی را بخوانم، یا اگر فرصت می‌شد، یکی از شعرهای عاشورایی‌ام را که همیشه علاقه داشتم در محضر ایشان بخوانم. همچنین شعری درباره امام رضا(ع) با عنوان "هشتمین جلوه ربنا" دارم که اگر اختیار انتخاب با خودم بود، دوست داشتم آن را تقدیم رهبر کنم.»

شرافت در پایان، با لحنی آمیخته به دلتنگی و یقین، جمله‌ای را بر زبان می‌آورد که شاید خلاصه حال این روزهای بسیاری از شاعران حاضر در «آخرین دیدار» باشد: «الان هم می‌خوانیم و یقین دارم که ایشان می‌بینند و "طیب‌الله" می‌گویند.»

انتهای پیام/