گروه سياسي
ديروز مصلاي تهران ميزبان ميليونها ايراني عاشق در مراسم وداع با رهبر شهيد انقلاب بود. مردمي كه در زل آفتاب تابستاني، در مصلي و ساير نقاط كشور حاضر شدند تا رهبرشان را بر بلنداي چشمان اشكبارشان بدرقه كنند. در جريان مراسم وداع با رهبري سابق، در ميان انبوه جمعيت كه از استانها و شهرهاي مختلف به سمت مصلاي امامخميني و مسيرهاي تشييع روانه شدهاند، صداي تكتك سوگواران و اشكهاي مردم بينام و نشان، روايتگر عشق و علاقه مردمي است كه همراه با بدرقه رهبر شهيدشان كشورشان را نيز در آستانه فصلي تازه از مشاركت و حضور قرار ميدهند. از عاطفه خالصِ پيرمردي در مصلاي تهران كه پرچم ايران را به يك دست و تمثال رهبر شهيد را در دست ديگرش گرفته تا نگاه اشكبار دختر جواني كه ميگويد رهبرش را آنگونه كه بايد و شايد نشناخته، همگي ايران سربلند را صلا ميدهند. خبرنگار اعتماد اما در ميان جمعيت به دنبال روايتهاي تازهاي از مردمي است كه چشمانداز تازهاي را در فصل مشاركت و حضور ميسازند. اينگونه است كه مراسم وداع با حضرت آيتالله سيدعلي خامنهاي، رهبر شهيد انقلاب اسلامي ايران، با بازگشايي درهاي ۶، ۸ و ۱۱ مصلاي امام خميني (ره) تهران در ضلع شرقي و درهاي ۹ و ۲۰ و ۲۱ در ضلع شمالي آغاز و تا شامگاه امروز (يكشنبه) ادامه خواهد داشت.
سكانس اول: در ميان غبارِ سوگ و اشك
هوا سنگين است. بوي عطر، گلهاي تازه، گلاب قمصر كاشان و دود حاصل از شمعهاي سوخته، فضاي مصلاي تهران را پر كرده است. جمعيت چنان فشرده است كه گويي تنفسِ جمعي، ضربانِ قلبِ شهر را تنظيم ميكند. در اين ميان، روايتها از جنسِ گريه و دعا و البته اميد به آينده هستند. مردي با چهرهاي آفتابسوخته كه مشخص است از مناطق جنوبي كشور است، در حالي كه دستمالي در دست دارد و اشكهايش را پاك ميكند با لهجه كرماني به «اعتماد»، ميگويد: «ما از جنوب كرمان آمدهايم. آمديم بازديدهاي مكرر ايشان را پس بدهيم. هر زمان كه ما مشكل داشتيم و فقر و بيكاري آزارمان ميداد، هياتي از بيت رهسپار استان ميشدند و گره از كار ما باز ميكردند. خودشان هم بارها به مناطق آسيبديده سر زدند. براي ما، رهبر شهيد فقط يك مقام نبود؛ او ستون استواري بود كه وقتي توفانهاي بزرگ مشكلات داخلي و خارجي ميوزيد، حس ميكرديم پشت او هستيم. حالا كه اين ستون برداشته شده، حس ميكنيم در برابر بادِ تندِ دنيا، تنهاييم. البته خدا را شكر كه فرزند برومند ايشان و ساير مسوولان و مقامات هستند و پرچم را به دست دارند. اگر خامنهاي شهيد شده، خداي خامنهاي زنده است و اين كشور را به پيش ميراند.» كمي آنطرفتر كودكي در شرايطي كه بر شانههاي پدرش سوار شده، شعار ميدهد و نگاهش را به اين سو و آنسو ميراند. چند دقيقهاي به حركات كودك دقت ميكند، فردا اين كودك چه سرنوشتي پيدا ميكند و چه خاطراتي را از اين روز ثبت ميكند؟
سكانس دوم: صداي زنان ميانِ عشق و ايمان به رهبري
در لايههاي ديگر جمعيت، زنان و دختران با پوششهاي متفاوت، روايتهاي متفاوتي دارند. برخي با چشماني اشكبار، حضور خود را نوعي وظيفه ملي و ديني ميدانند، اما برخي ديگر، در لابلاي حرفهايشان، از «آينده» هم ميگويند.خانمي ميانسال با نگاهي خسته اما مصمم ، ميگويد: « مهمترين وظيفه ما تحقق آرمانهاي رهبري شهيد است. هركس كه علاقه به ايشان دارد بايد تلاش كند، اهداف رهبري شهيد را محقق كند. مهمترين آرمان رهبري، رشد و توسعه كشور و بهبود وضعيت زندگي مردم بود. امروز كه اينجا جمع شدهايم، فقط براي وداع نيست؛ ما اينجا هستيم تا فرياد بزنيم اين راه و اين مسير را ادامه ميدهيم.»در مقابل، دختر جواني با نگاهي پرسشگر، كه در ميان جمعيتِ بزرگتر ايستاده و مدام به گوشياش نگاه ميكند، با لحني جدي ميگويد: «اين مراسم بايد آغاز مسير تازه ايران باشد. همگي بايد براي بهتر شدن اوضاع اقتصاد و توسعه كشور تلاش كنيم. هيچ ايراني نبايد به خاطر فقر گرفتار باشد. رسيدگي به اقشار محروم مهمترين هدفي بود كه رهبري شهيد براي رفع آن تلاش ميكردند. ايران بايد به اندازهاي پيشرفت كند كه در منطقه و جهان نمونه باشد. اين همان قلهاي است كه رهبري شهيد مدام بر آن تاكيد داشتند.»
سكانس سوم: دولت پزشكيان و آزمونِ اعتماد
در ميان گفتوگوهاي پراكنده، نام «دولت پزشكيان» و رويكرد او به مديريت بحران و اقتصاد، مكرر شنيده ميشود. در حالي كه مراسم در جريان است. مردي با كت و شلوار رسمي، كه خودش را يكي از كارمندان دستگاههاي اجرايي معرفي ميكند به «اعتماد» ميگويد: «دولت پزشكيان در شرايطي بسيار دشوار قرار دارد. آنها سعي كردند با رويكردي تعادلي و با تكيه بر ديپلماسي، از شدت تنشها بكاهند، پزشكيان تلاش ميكند ضمن حفظ استقلال و امنيت، اقتصاد را نيز بهبود بخشد. براي اين منظور همه مردم بايد مشاركت كنند تا مهمترين خواسته رهبري شهيد محقق شود.» تعدادي از افراد حاضر در مراسم اين حرفها را تاييد كرده و حمايت رهبري شهيد از دولت پزشكيان را نشانه ولايتمدار بودن اين دولت قلمداد ميكنند. پيرمردي كه موي سپيد كرده ميگويد: « از قديم گفتهاند شهادت مردان خدا، دريچههاي تازه به سمت نور و روشنايي ميگشايد. شهادت رهبر انقلاب هم همينگونه است.»
سكانس چهارم: مذاكرات و افقهاي روشن ايران
موضوع مذاكرات، همواره در پسِ پرده هر اجتماع بزرگ سياسي، مذهبي و عمومي در ايران حضور دارد. در اينجا، در ميان جمعيت تشييع رهبري شهيد هم، موضوع مذاكرات ميان مردم مطرح است. جواني كه خود را دانشجوي عمران دانشگاه واحد مركز تهران معرفي ميكند به «اعتماد» ميگويد: « بر خلاف برخي اظهارنظرها، رهبري شهيد هرگز باب گفتوگو و مذاكره را بسته نگه نداشتند و همواره از مذاكرات عزتمندانه، حكيمانه و بر اساس مصلحتهاي كشور حمايت كردند. ما شنيدهايم كه دولت در تلاش است دريچهاي براي مذاكرات باز كند. من اميدوارم كه راه براي يك توافقِ واقعي باز شود. ما نياز به نتايج ملموس در قيمتها، در فضاي كسب و كار و در آزاديهاي اقتصادي داريم. اگر مذاكرات بتواند اين فشارها را كم كند، حتي اگر با سختي همراه باشد، باز هم ميتواند يك دورنماي روشن خلق كند.» كمي آنسوتر اما مردي مسنتر با نگاهي بدبينانه پاسخ ميدهد: «مذاكره؟ ما سالهاست كه در اين چرخه سرگردانيم. چه در دوران گذشته و چه در اين دوران، هر بار كه به بنبست ميرسيم، دوباره به ميز مذاكره برميگرديم اما نتيجهاي كه به زندگي ما اثر بگذارد، نميبينيم. من ميترسم كه اين دوره از تاريخ هم فقط با وعدهها و بازگشت به نقاط صفر سپري شود.» در شرايطي كه دوطرف در حال بحث و تبادل نظر هستند از اين بخش جمعيت جدا ميشوم و به نقطه ديگري در مصلي سرك ميكشم.
سكانس پنجم: جوانان همراه هميشگي رهبري شهيد
يكي از ويژگيهاي خاص رهبر انقلاب حمايت هميشگي و مستمر از جوانان است. دامنه وسيعي از رهنمودها و دستورات از سوي ايشان به مسوولان وجود دارد تا از انرژي و استعداد جوانان استفاده درستي شود. يكي از جوانان حاضر در مراسم كه خود را علي يار مهدوي 21 ساله معرفي ميكند به «اعتماد» ميگويد: « امروز اين جوانان هستند كه در دانشگاهها، پيشرفت كشور را رقم ميزنند. همين جوانان پاي لانچر از مرزهاي كشور دفاع كرده و تهاجم دشمنان را در هم ميشكنند. همين جوانان هم در ميادين ورزشي، المپيادهاي علمي و... افتخار ميآفرينند. دولت و ساير مسوولان هم بايد به اين مشي رهبري تاسي كنند و از جوانان در همه شؤون و امور استفاده كنند. شنيدم در دولت براي نسل زديها كارهايي صورت گرفته اين تلاشها بايد گسترش پيدا كرده و تداوم يابند.»
سكانس نهايي: به درستي كه شهيدان زندهاند...
با حركت مردم در مسير نهايي، جمعيت همچنان در حركت است. صداي تكبيرها با صداي گريههاي آرام و زمزمههاي دردمندانه مردم در هم ميآميزد. دركشاكش مراسم بود كه توييتي از پزشكيان منتشر شد .رييسجمهور اسلامي ايران، شهادت رهبر عظيمالشان را نه پايان راه، بلكه آغاز فصلي نوين از همبستگي، استقامت و بالندگي ملت دانست.مسعود پزشكيان جمعه شب ۱۲ تير ۱۴۰۵ در شبكه ايكس نوشت:« شهادت رهبر عظيمالشان ايران، اندوهي عميق بر دل آحاد ملت ما، امت اسلامي و همه آزادگان جهان نشاند. رييسجمهور افزود: اين عروج سرخ، نه پايان راه، بلكه آغاز فصلي نوين از همبستگي، استقامت و بالندگي ملتي است كه همواره از دل سختترين آزمونها، متحدتر، استوارتر و اميدوارتر به سوي فردا گام بر ميدارد.» همه ايران منتظرند تا اين مطالبه همگاني، آرمان رهبري و هدف رييسجمهور محقق شود و ايران سربلند، توسعه يافته و بهرهمند از مواهب اقتصادي و معيشتي بر بلنداي منطقه بايستد و نداي همكاري و مشاركت را سر دهد.