به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، پژوهشکده رایِش دانشگاه علوم اسلامی رضوی در عمل به مطالبه جدی رهبر شهید انقلاب مبنی بر مدیریت حرکت علمی هوش مصنوعی در جامعه توسط حوزههای علمیه، ضمن تشکیل هسته پژوهشی میانرشتهای هوش مصنوعی، در قالب سلسله نشستهای علمی به واکاوی نسبت فقه با ابعاد مختلف هوش مصنوعی میپردازد.
در نشست اخیر این پژوهشکده که با عنوان «بررسی فقهی مسئولیت هوش مصنوعی؛ کاوشی در مبانی فقهی، اخلاقی و حقوقی مسئولیت در عصر هوش مصنوعی» برگزار شد، حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا علیزاده، پژوهشگر هوش مصنوعی درباره مسئولیت ماشینها و اینکه چه کسی پاسخگوی خطاهای هوش مصنوعی است، تصریح کرد: این بحث صرفا یک بحث فقهی حقوقی نیست و با توجه به موضوعشناسی انجام شده، نیازمند ورود جدی مباحث فلسفی مانند فلسفه ذهن نیز هست.
تبیین مفاهیم
وی با اشاره به اهمیت تبیین کلیدواژگان این عرصه افزود: وقتی از مسئولیتپذیری ماشینها صحبت میکنیم، با دو عبارت مسئولیتپذیری و ماشینها مواجه هستیم؛ مسئولیتپذیری، یک مفهوم انسانی است که از منظرهای مختلف علمی و دانشی بارهای مختلف دارد؛ از منظر فلسفی با آگاهی گره میخورد و از منظر فقهی حقوقی، با قصد و نیت و انواع مسئولیت؛ بنابراین دربحث از مسئولیتپذیری، درباره یک واژه انسانی صحبت میکنیم که از یک جهت به آگاهی انسان و از جهتی به قصد و اراده و نیت او ارتباط پیدا میکند. اینجا زمینه میانرشتهای بودن مسأله را در حکم مسئولیت میشود دید.
استاد دانشگاه علوم اسلامی رضوی در تبیین عبارت «ماشینها» نیز یادآور شد: ماشینها تعاریف مختلفی میتواند داشته باشد که بر اساس تاریخچه پیشرفت هوش مصنوعی، نیازمند بررسی دقیق است تا مشخص شود مسئولیتپذیریِ چه نوع ماشینی(ماشینهای خودران (هوش مصنوعی ضعیف) یا عامل خودمختار (هوش مصنوعی قوی) مد نظر است وگرنه در حل این مسأله دچار مغالطات علمی خواهیم شد.
حجتالاسلام علیزاده با بیان اینکه در ادبیات هوش مصنوعی، کاربرد کلمه هوش برای هوش مصنوعی ضعیف، راهزن است، در تبیین مفهوم هوش مصنوعی ابراز کرد: یک تعریف از هوش مصنوعی وجود دارد که در سیر تاریخی این هوش از آن به «رفتار هوشمندانه» تعبیر میشود مثلا ماشین خودران، شبیهسازی رفتار رانندگی انسان است. حال باید دید آیا می شود به هوش مصنوعی قوی یا عامل خودمختار(که تمام مراحل جمعآوری داده، پردازش و تحلیل خروجی، آموزش و خطایابی بینیاز از عامل انسانی باشد) برسیم؟ این عامل خودمختار در تعریف موضوع ما، حتی کدهای خود را هم خودش مینویسد.
تأثیر رویکردهای دانشی در موضوع
وی اظهار کرد: از سوی دیگر با تفاوت رویکردهای دانشی، موضوع هم متفاوت میشود؛ اگر با رویکرد فقهی حقوقی نگاه کنیم، هم در سطح هوش مصنوعی ضعیف و هم قوی این بحث امروز قابل طرح است؛ در هوش ضعیف، خطا غیرعمد محسوب میشود؛ اما در هوش مصنوعی قوی، پای قصد و نیت و عمد مطرح است و این سؤال که آیا خطا عامدانه بوده است یا خیر؟ وقتی اراده را به یک ماشین نسبت میدهیم، یعنی هوش مصنوعی قویِ ماشینی ممکن است که داریم این نسبت را به آن میدهیم.
پژوهشگر هوش مصنوعی با بیان اینکه در رویکرد فلسفی، هوش مصنوعی ضعیف از بحث نشست خارج میشود و هوش مصنوعی قوی (هوشی که نه فقط رفتار که تفکرش هم به مثابه انسان است) باقی میماند، افزود: در این حالت، دنبال پاسخ این مسأله هستیم که آیا هوش قویِ ماشینی ممکن است یا خیر؟ که اگر ممکن بود، بعد مسئولیتش در قبال خطا بررسی شود (باتوجه به اینکه وابسته به عامل انسانی نیست).
لزوم شیفت پارادایمیک در قوانین فقهی و حقوقی نسبت به ماشینها
وی تصریح کرد: مقالات مختلف پیرامون تفاوت ذهن و مغز یا ذهن و بدن یا مغز و روح اذعان دارند که همه فعالیتهای نورونی مغز، به صورت پیشرفته و در قالب شبکههای عصبی متعدد اتفاق میافتد بنابراین نویسندگان نظریههای مختلفی دادهاند که آیا منظور از ذهن، همان فعالیتهای نورونی و اینهمانی ذهن و مغز است یا خیر؟ آنان که قائل به اینهمانی هستند، با مسأله دشواری به نام آگاهی مواجه میشوند.
حجتالاسلام علیزاده در ادامه به تقسیمبندی آگاهی از دیدگاه چارنرز پرداخت و گفت: چارنرز آگاهی را به چهار گروه آگاهی پدیداری یا فنومنال (که شامل حس و تجربه انسان از یک پدیده است و شکاف تبیینی آن موجب میشود نتوانیم نظریه اینهمانی ذهن و مغز را بپذیریم)، آگاهی دسترسی (یک تفکر به لحاظ دسترسی، زمانی آگاهانه است که به منظور استفاده آزاد در استدلال و کنترل عقلانی مستقیم افعال در اختیار باشد)، خودآگاهی (شخص آگاه، صاحب درکی از خود است و می تواند این درک از خود را در تفکرش به کار گیرد) و آگاهی نظارتی (نوعی درک و نظارت درونی انسان از رفتار و افعال خود) تقسیم میکند.
استاد دانشگاه رضوی ادامه داد: باید دید نسبت انسان و ماشین در کدامیک از دستههای فوق مد نظر است و ماشین در کدامیک از مراحل آگاهی میتواند با انسان جلو بیاید؟ چارنرز معتقد است که ماشین تا مرحله آگاهی دسترسی میآید و مادون آگاهی پدیداری متوقف میشود و اینجا تفاوت اصلی هوش مصنوعی قوی و ضعیف مطرح میشود.
وی افزود: سؤال اصلی اینجاست که اگر ماشینی تا مرحله آگاهی دسترسی همراه انسان بیاید (هوش مصنوعی قوی)، میتوان بین انسان و ماشین تفاوتی قائل شد؟ اصولا آیا قابل تشخیص هستند؟ بنابراین باید یک شیفت پارادایمیک در قوانین فقهی و حقوقی نسبت به این موضوع جدید داشته باشیم.
حجتالاسلام علیزاده در ادامه، توانایی تشخیص، مقولهبندی و پاسخ به محرکهای محیطی، جمعآوری یا کسب اطلاعات توسط یک سیستم شناختی، قابلیت گزارش دادن حالت ذهنی، تمرکز و توجه و قابلیت دسترسی به اطلاعات درونی خود، کنترل سنجیده رفتار و تفاوت میان خواب و بیداری را هفت مشکل آسانِ مسأله دشوار آگاهی از دیدگاه چارنرز معرفی و تصریح کرد: دو مشکل نخست تاکنون حل شده است و مابقی نیز ممکن است به مرور حل شود.
رویکرد فلسفی به مسئولیتپذیری ماشین
وی در توصیف رویکرد فلسفی به مسئولیتپذیری ماشین، به انواع آگاهی از نگاه یکی از فیلسوفان ایرانی اشاره کرد و گفت: میان آگاهی اشرابمحور و آگاهی پایهمحور تفاوت وجود دارد؛ آگاهی اشرابمحور برگرفته از عالم متافیزیک است و انسان و حیوان و جانداران را در برمیگیرد؛ ولی آگاهی پایهمحور، آگاهیای است که از یک پایه فیزیکی سر میزند؛ اگر زمان را به عنوان بعد چهارم آگاهی برای ماشین لحاظ کنیم، سخن از بستهبندی زمان مطرح میشود و اینکه از طریق برنامهنویسی در قالب یک سخت افزار مورد استفاده قرار گیرد. اینکه چطور منطق(سختافزار) از یک ماشین سر میزند؟ این آگاهی را چطور به ماشین نسبت میدهیم؟ (دانش فناوری اطلاعات در حال ایجاد تغییر و تحولاتی در سی پییوها، جی پییوها و سایر واحدهای کوآنتومی است که آگاهی جدیدی از آنها امکان بروز پیدا میکند).
ضرورت بازخوانی ادله و روایات فقهی در موضوع قصد و نیت
پژوهشگر هوش مصنوعی درباره تأثیر رویکرد فلسفی در بحث فقهی گفت: در این بین فقیه ما هم برای ورود به هوش مصنوعی باید رجوعی به ادله داشته باشد؛ اگر امکان رویکرد فلسفی اثبات شود، فقیه برای بازخوانی ادله به تکاپو میافتد زیرا در ادله، بحث قصد و نیت، متعدد و متفاوت به کار رفته و دستهبندی نشده است؛ اینکه در قصدهای مختلف، چه نوع آگاهی (اشرابمحور یا پایهمحور) را لازم داریم؟ همه ادله ما در حوزه قصد، قصد عبادت است یا در بیع و شراع و ذبح هم قصد و نیت مطرح است؟ کدام قصد و نیت از کدام قاصد مطلوب است؟.
به گفته حجتالاسلام علیزاده، تفاوت نوع نگاه ما به رویکرد فلسفی، سبب میشود بازخوانی ادله با رویکرد فقهی داشته و بررسی کنیم که مطلوب شارع، قصد و نیت برخاسته از چه نوع آگاهیای است؟. یک رویکرد فلسفی میتواند نتایج مختلفی را در رویکرد فقهی داشته باشد؛ مثلا در تحقیقات حقوقی متخصصان بین الملل هم وقتی بحث مسئولیت مدنی ناشی از هوش مصنوعی یا ماشینها را دنبال میکنیم، میبینیم برخی گفتهاند که آیا میشود ربات یا ماشین، شخص باشد؟ اگر میشود، شخص حقیقی است یا حقوقی؟ اگر حقیقی است با چه عنوانی؟ (حیوان، برده، کودک، انسان دارای اختلال ذهنی و ...).
وی در پایان تأکید کرد: دانش هوش مصنوعی نیازمند تحقیقات گسترده و محققان توانمند است که بتوانند میانرشتهای کار کنند؛ در این صورت نتایج تحقیقات در آینده فقاهت و پیشرفتهای علمی دانش هوش مصنوعی کاملا مشهود و قابل بهرهبرداری خواهد بود.
خبرنگار: زهرا شریعتی
انتهای پیام/