به گزارش خبرنگار مهر، برخی کتابها واقعه عاشورا را از زاویه تاریخ روایت میکنند و برخی دیگر به تحلیل ابعاد اعتقادی و اجتماعی آن میپردازند؛ اما کتاب «فصل باران؛ روایتهایی از زندگی با امام حسین(ع)» مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. این اثر که به کوشش مهدی قزلی و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده، مجموعهای از ۳۲ روایت از ۳۲ نویسنده است؛ روایتهایی که نه درباره خود واقعه کربلا، بلکه درباره نسبت انسان امروز با امام حسین(ع) نوشته شدهاند. نویسندگان این کتاب، هر یک از تجربهای شخصی، خاطرهای ماندگار یا نقطه عطفی در زندگی خود سخن گفتهاند؛ تجربههایی که در آن نام و یاد امام حسین(ع) حضوری پررنگ داشته است.
«فصل باران» حاصل برنامهای تلویزیونی با همین نام در شبکه چهار سیماست؛ برنامهای که با طراحی و اجرای مهدی قزلی شکل گرفت و تلاش کرد به جای گفتوگوهای مرسوم، نویسندگان و حتی مردم عادی را دعوت کند تا تجربه شخصی خود از پیوند با سیدالشهدا(ع) را بنویسند و مقابل دوربین بخوانند. همین ایده، بعدها به انتشار کتابی انجامید که اکنون بهعنوان یکی از آثار متفاوت در حوزه روایتهای عاشورایی شناخته میشود.
مسیر تولید برنامه و کتاب با دشواریهای فراوانی همراه بود؛ از انتخاب روایتها و ویرایش متنها گرفته تا هماهنگی برای حضور نویسندگان مقابل دوربین. برخی از نویسندگان امکان حضور نداشتند، برخی متن خود را چندین بار بازنویسی کردند و برخی دیگر در آخرین لحظات به پروژه اضافه شدند. نتیجه این تلاشها، مجموعهای شد که هر روایت آن، حاصل تجربهای واقعی و زیسته است.
۳۲ نویسنده، ۳۲ روایت متفاوت
یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، تنوع نویسندگان آن است. در میان نامهای این مجموعه، نویسندگان شناختهشدهای چون رضا بایرامی، فائضه غفارحدادی، زهیر توکلی، مجدالدین معلمی، صادق وفایینیکو، محمدحسام حاجیفرجالله، معید داستان، نرگس قزلی و جمعی دیگر حضور دارند. در کنار آنان، روایتهایی از افرادی منتشر شده که نویسنده حرفهای نیستند اما تجربهای شخصی و اثرگذار برای بیان داشتهاند.
همین تنوع باعث شده است که کتاب تنها بازتاب نگاه یک نسل یا یک گروه فکری نباشد، بلکه مجموعهای از تجربههای گوناگون را در خود جای دهد. هر نویسنده با زبان و سبک خود سخن گفته و همین تفاوت لحنها، بر جذابیت اثر افزوده است.
عاشورا در متن زندگی روزمره
«فصل باران» برخلاف بسیاری از آثار عاشورایی، به بازخوانی وقایع سال ۶۱ هجری نمیپردازد. نویسندگان این کتاب تلاش کردهاند نشان دهند که عاشورا چگونه در زندگی امروز جریان دارد و چگونه میتواند در تصمیمها، خاطرهها و تجربههای انسان معاصر حضور داشته باشد.
در روایتهای کتاب، هیئت تنها محل عزاداری نیست؛ جایی برای آغاز دوستیها، تغییر مسیر زندگی، یافتن آرامش یا حتی تصمیمگیری درباره آینده است. گاهی یک مجلس روضه، گاهی یک سفر اربعین و گاهی حتی یک استکان چای هیئت، بهانهای میشود برای روایت تجربهای که مسیر زندگی فرد را تغییر داده است.
در یکی از روایتها، نویسنده از نوجوانی خود میگوید که برای کنجکاوی وارد هیئت میشود، اما همان حضور کوتاه، مسیر زندگیاش را دگرگون میکند. در روایتی دیگر، نویسنده از مادربزرگی میگوید که با وجود فراموشی بسیاری از خاطرات، هنوز نام امام حسین(ع) را از یاد نبرده است. این روایتها نشان میدهد که پیوند با عاشورا برای هر فرد، شکل و معنایی متفاوت دارد.
ادبیات تجربه، نه روایت تاریخی
آنچه «فصل باران» را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند، تکیه بر تجربههای زیسته است. این کتاب قصد ندارد تاریخ عاشورا را بازگو کند یا تحلیلی تاریخی از واقعه کربلا ارائه دهد؛ بلکه میخواهد نشان دهد که این واقعه چگونه در زندگی مردم امروز بازتاب یافته است.
زبان روایتها نیز متناسب با همین هدف، ساده، صمیمی و بیواسطه است. نویسندگان کمتر به آرایههای ادبی پیچیده روی آوردهاند و بیشتر تلاش کردهاند احساسات و تجربههای خود را صادقانه بیان کنند. همین ویژگی باعث شده است که مخاطب، فارغ از سن و پیشینه مطالعاتی، بتواند با متنها ارتباط برقرار کند.
روایتهایی که هویت فرهنگی را ثبت میکنند
«فصل باران» را میتوان بخشی از ادبیات مستند و خاطرهنگاری معاصر دانست. این کتاب علاوه بر ارزش ادبی، از منظر فرهنگی نیز اهمیت دارد؛ زیرا بخشی از تجربههای نسل امروز درباره فرهنگ عاشورا را ثبت کرده است.
در سالهای اخیر، روایتهای شخصی و مستند جایگاه ویژهای در ادبیات ایران پیدا کردهاند. «فصل باران» نیز در همین مسیر حرکت میکند و تلاش دارد تجربههایی را ثبت کند که شاید اگر نوشته نمیشدند، به مرور زمان از حافظه جمعی حذف میشدند. این روایتها نشان میدهند که آیینهای مذهبی تنها مراسمی مناسبتی نیستند، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم به شمار میروند.
کتابی برای علاقهمندان روایتهای کوتاه
ساختار مستقل روایتها، یکی دیگر از ویژگیهای «فصل باران» است. هر روایت بدون وابستگی به روایتهای دیگر قابل مطالعه است و مخاطب میتواند کتاب را از هر صفحهای آغاز کند. این ویژگی، اثر را برای مطالعه روزانه نیز مناسب کرده است.
در کنار این ساختار، تنوع لحن و نگاه نویسندگان باعث میشود خواننده در هر بخش با تجربهای تازه روبهرو شود. برخی روایتها احساسی هستند، برخی طنز ظریفی دارند و برخی دیگر با نگاهی تأملبرانگیز به رابطه انسان و ایمان میپردازند.
در مجموع، «فصل باران» اثری است که بیش از آنکه بخواهد از عاشورا سخن بگوید، از انسانهایی روایت میکند که زندگیشان به نوعی با امام حسین(ع) گره خورده است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«کل شیء یرجع الی اصله» این جمله را این روزها زیاد با خودم تکرار میکنم فکر میکنم هر چقدر از جوانی دورتر میشوم بیشتر شبیه پدر و مادر و ننهجان و آقابزرگم میشوم شباهتی که قبلاً فکر میکردم اصلا نباید اتفاق بیفتد. تصور میکردم باید یک آدم جدید و متفاوت باشم. حالا ولی دلم میخواهد امام حسین را شبیه پدرم صدا بزنم. دقیقاً با همان عبارت و لحنی که او به کار میبرد. دوست دارم شبیه مادرم بی سروصدا گریه کنم. شبیه ننه جانم بروم توی یک جلسه روضه طولانی بنشینم و به حرف سخنرانها گوش کنم. آرزویم این است که شبیه آقابزرگم، حتی اگر فراموشی گرفتم و اسم تمام آدمهای دنیا حتی خودم را فراموش کردم، اسم اباعبدالله را فراموش نکنم.
کتاب «فصل باران» نوشته مهدی قزلی در ۲۷۴صفحه در انتشارات سوره مهر منتشر شده است.