بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
اینک، سخن از وداع نیست؛
سخن از پیوندی است که در آتش عشق، محکمتر میشود و در گذر زمان، ریشهدارتر.
در فرهنگ اهل ایمان، وداع پایان نیست؛
آغازِ تداومِ حضور است در قامت یاد، در مسیر عهد، در جانِ تاریخ.
وداع با اولیای حق، نه بریدن که پیوستن است؛
نه فراموشی که یادآوری دوباره مسئولیت.
آنان که در مسیر هدایت گام نهادهاند،
در دلها نمیمیرند؛
بلکه به صورت راه، به صورت معنا، و به صورت تکلیف ادامه مییابند.
در سنت شیعه، وداع، لحظهی امانت سپردن دل است به خدا؛
گفتنِ «استودعک ا...» یعنی:
این محبت را از دستان خویش بیرون میبرم و به امانت الهی میسپارم.
یعنی هنوز امید هست…
امید به بازگشت، به ادامه، به دیدار دوباره در افق وعدهها.
اینک اگر سخن از بزرگان و رهبران این امت به میاناید،
وداع با آنان، وداع با یک شخص نیست؛
وداع با یک عصر، با یک تجربه تاریخی، با یک مسیر روشن است.
اما در حقیقت، این وداع نیست؛
این «بیعتی دوباره» است در لباس اشک.
تاریخ گواه است که ملتها در لحظات بزرگ،
به جای خاموشی، بیدارتر میشوند؛
به جای پایان، آغاز تازهای رقم میزنند؛
و به جای فقدان، مسئولیت را بر دوش میگیرند.
پس اگر اشکی هست،
اشکِ عهد است نه اشکِ پایان؛
اگر حزنی هست،
حزنِ بیداری است نه حزنِ فراموشی.
امروز پیام روشن است:
راه حق ادامه دارد؛
پرچم حقیقت بر زمین نمیافتد؛
و جهاد تبیین، استقلال، عدالت و مقاومت،
از متن ایمان این امت جدا نخواهد شد.
و این، معنای حقیقی وداع در فرهنگ ماست:
وداعی که پایان نیست…
آغازِ وفاداری است.
∎
کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
اینک، سخن از وداع نیست؛
سخن از پیوندی است که در آتش عشق، محکمتر میشود و در گذر زمان، ریشهدارتر.
در فرهنگ اهل ایمان، وداع پایان نیست؛
آغازِ تداومِ حضور است در قامت یاد، در مسیر عهد، در جانِ تاریخ.
وداع با اولیای حق، نه بریدن که پیوستن است؛
نه فراموشی که یادآوری دوباره مسئولیت.
آنان که در مسیر هدایت گام نهادهاند،
در دلها نمیمیرند؛
بلکه به صورت راه، به صورت معنا، و به صورت تکلیف ادامه مییابند.
در سنت شیعه، وداع، لحظهی امانت سپردن دل است به خدا؛
گفتنِ «استودعک ا...» یعنی:
این محبت را از دستان خویش بیرون میبرم و به امانت الهی میسپارم.
یعنی هنوز امید هست…
امید به بازگشت، به ادامه، به دیدار دوباره در افق وعدهها.
اینک اگر سخن از بزرگان و رهبران این امت به میاناید،
وداع با آنان، وداع با یک شخص نیست؛
وداع با یک عصر، با یک تجربه تاریخی، با یک مسیر روشن است.
اما در حقیقت، این وداع نیست؛
این «بیعتی دوباره» است در لباس اشک.
تاریخ گواه است که ملتها در لحظات بزرگ،
به جای خاموشی، بیدارتر میشوند؛
به جای پایان، آغاز تازهای رقم میزنند؛
و به جای فقدان، مسئولیت را بر دوش میگیرند.
پس اگر اشکی هست،
اشکِ عهد است نه اشکِ پایان؛
اگر حزنی هست،
حزنِ بیداری است نه حزنِ فراموشی.
امروز پیام روشن است:
راه حق ادامه دارد؛
پرچم حقیقت بر زمین نمیافتد؛
و جهاد تبیین، استقلال، عدالت و مقاومت،
از متن ایمان این امت جدا نخواهد شد.
و این، معنای حقیقی وداع در فرهنگ ماست:
وداعی که پایان نیست…
آغازِ وفاداری است.